|
|
|
1- مقدمه قوانين جديد حاكم بر دنيا 2- اقتصاد جهاني تجارت جهاني توليدات جهاني اعتبار جهاني 3- آزاد سازي 4- بنيادهاي جهاني مقدمه سازمان تجارت جهاني WTO بانك جهاني/صندوق بين المللي پول IMF برنامه هاي ساختاري تطبيقي 5- تأثير بر جهان نابرابري بين كشورها نابرابري در داخل كشورها تأثير بر نيروي انساني تأثير بر كشاورزان تأثير بر اهالي بومي تأثير بر محيط زيست 6- قدرتمندي شركتهاي چند مليتي 7- خصوصي سازي 8- راهكارها 9- چه كاري از من برمي آيد 10- آدرسهاي ديگري در اينترنت
نويسنده: جان پيلگربرگردان: فاطمه ليلازی-----------------------------------------بخش سوم------------------------------------------ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تاثير بر نيروي انساني ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ يكي ازفوايدي كه براي جهاني سازي(Globalization) منظور ميٍشود، ايجاد فرصتهاي شغلي جديد در كشورهاي فقيراست. در حالي كه شركتهاي چند مليتي تنها در حدود 20 ميليون موقعيت شغلي در كشورهاي در حال توسعه ايجاد مي كنند (نه چندان بيشتر از 2% ميزان موجود)، ميزان غيرمستقيم استخدام توسط شركتهاي خدماتي زير مجموعه چند مليتي ها به مراتب ازآن بيشتر است. مثالي راجع به بريتانيا مي تواند براي توضيح مطلب فوق مفيد باشد: كارخانه نيسان كه در اواسط دهه 80 در ساندرلند ساخته شد مستقيماً تعداد 4500 نفر در استخدام خود دارد، حال آنكه شركتهاي توليدكننده مواد اوليه و پيمانكاري زيرمجموعه نيسان 00020 نيروي ديگر را استخدام كرده اند. بسياري از كشورها به منظور جذب شركتهاي چند مليتي و تشويق صنايع داخلي به افزايش توليد براي بازارهاي بين المللي مناطق ويژه اي را براي صادرات درنظرگرفته اند. از بنگلادش؛ يكي از آخرين 48 كشور در حال توسعه جهان به عنوان نمونه موفقي در اين امر نام برده مي شود. بخش صنايع نساجي اين كشور در دهه گذشته رشدي برابر 500% داشته است و در حال حاضر با 400 بيليون دلارگردش مالي در سال برخود مي بالد و امروزه بسياري از توليدكنندگان معتبر در آن به توليد مشغولند.
بخش اعظم 5.1 ميليون كارگر كارخانجات لباس در بنگلادش را زنان جوان متعلق به طبقات پايين اجتماع تشكيل مي دهند، يعني كساني كه اشتغال به كار برايشان منشأ ذيقيمت درآمد و موقعيت اجتماعي است. در اقصا نقاط دنيا 90% نيروي انساني مشغول به كار در بخشهاي صادراتي را زنان تشكيل مي دهند. بايد اذعان داشت كه علي رغم اينكه اين كارها معمولاً سخت و تكراري بوده و شرايط محيط كارچيزي در حد قرن نوزدهم در بريتانيا است، در بسياري از موارد از ديگرراههاي موجود براي امرار معاش بهترند. اگر چه جهاني سازي (Globalization) فرصتهاي شغلي تازه اي را فراهم كرده، ولي به طور همزمان براي كاهش قدرت قوانين حامي كارگران فشارهاي جديدي به سيستم وارد كرده است. اين موضوع خصوصاً در بخش صنايع صادراتي مشاهده مي شود كه در آنها غالباً به كارگران اجازه تأسيس اتحاديه هاي كارگري داده نمي شود. تا كنون مواردي در رابطه با عدم رعايت حقوق انساني كارگران توسط برخي از توليد كنندگان مواد اوليه زير مجموعه توليدكنندگان صاحب نام گزارش شده است. بعضاً مشاهده شده است كه دستورالعملهايي كه توسط اين شركتها به صورت داوطلبانه پذيرفته شده اند تنها در روابط عمومي آنها به كار مي روند و اين دستورالعملها مطلقاً جايگزين مناسبي براي قوانين مصوبه دولتها براي رعايت حقوق انساني به شمار نمي روند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تاثير بر كشاورزان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هر اندازه كه جهاني سازي (Globalization)در ايجاد فرصتهاي شغلي در حوزه صادرات كشورهاي مختلف مؤثر بوده است بايد به ياد داشت كه بخش اعظم مردم جهان در حال توسعه در روستاها زندگي كرده و براي گذران معاش بر كشاورزي تكيه دارند. اينجا است كه جهاني سازي مهمترين تأثير را؛ از نظر شماره انسانهايي كه زندگيشان تحت الشعاع آن قرار مي گيرد؛ دارد. برخي از كشاورزان نيز از فرصتهاي صادراتي كه توسط جهاني سازي ايجاد مي شوند سود برده اند. كشاورزان كنيايي يك بازار جانبي مناسب براي سبزيجاتي كه سالي يكبار حاصل ميدهند در اروپا يافته اند. توليد كنندگان آفريقايي و امريكاي لاتين نيز كه محصولات مورد تقاضاي شركتهاي تحت پوشش سيستم موازنه تجاري مانند Cafιdirect،Oxfam يا Traidcraft را به بازار عرضه مي كنند به يك منبع درآمد پابرجا و مطمئن براي محصول خود دست يافته اند. با اين حال معاش بسياري از كشاورزان در اثر پيامدهاي معاملات جهاني به مخاطره افتاده است. قهوه ي فاقد پوشش سيستم موازنه تجاري مثال خوبي براي اين مدعاست. قيمتي كه كشاورزان سراسر دنيا براي محصول قهوه خود دريافت مي كنند، وابسته به شرايط موجود در برزيل است كه خود به تنهايي يك چهارم كل قهوه جهان را توليد مي كند. وقتي در سال 1994 سرما محصول قهوه برزيل را از بين برد، قيمت اين محصول در سراسر جهان بالا رفت و در دوران شناوري واحد پول برزيل قيمت آن سقوط كرد. كشاورزان خرده پا با باز شدن بازارها به روي صنايع كشاورزي جهان پيشرفته، مجبور به رقابت با آنها شده و آسيب مي پذيرند. در سال 1994 مكزيك بر اساس قواعد موافقتنامه تجارت آزاد آمريكاي شمالي NAFTA دروازه هاي خود را بر روي مجصولات كشاورزي ايالات متحده باز كرد و 000800 كشاورز در نتيجه رقابت مستقيم با صنايع كشاورزي غرب ميانه امريكا، ظرف مدت سه سال با ورشكستگي مواجه شدند. به طريق مشابه گله داران آفريقايي از بوركي نافاسو تا آفريقاي جنوبي در نتيجه واردات گوشت توسط انحاديه اروپا (با سوبسيدي چشمگير) از دور خارج شده اند.ديگر مؤسسات حامي جهاني سازي نيز ازبذل مساعدت درحق شركتهاي كشاورزي چندمليتي در مقابل كشاورزان خرده پاي جهان در حال توسعه كوتاهي نمي كنند. درست درهمان روزي كه حزب دمكرات ايالات متحده 000500 دلارپول اهدايي از شركت چند مليتي موز چيكيتا دريافت كرد، دولت كلينتون شكايتي بر عليه موافقتنامه تجاري اروپا كه تأمين كننده منافع كشاورزان خرده پاي مناطق كاراييب بود به WTO تسليم نمود نهايتاً هيئت حل اختلاف WTO درخواست اين شركت چندمليتي مبتني بر دسترسي به بازار پر سود اروپا را تصويب كرد. بيش از 000200 كشاورز مناطق كاراييب ؛ كه شمار قابل توجهي از ين رقم را زنان تشكيل مي دهند؛ بر اساس اين قانون در معرض خطر از دست دادن معاش خود قرار مي گيرند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تاثير بر زندگي مردم بومي ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آزاد سازي (Liberalization)امكان توسعه حوزه فعاليت شركتهاي چند مليتي را حتي در نقاطي از دنيا كه حساسيتهاي بالايي دارند، تسهيل كرده است. برخي از شديدترين آسيبها ي آن در مناطق احداث سدهاي عظيم، استخراج معادن، صنعت چوب بري در جنگلها و ديگر عمليات استخراجي در محدوده سكونت مردم بومي رخ داده اند. استثمار بيرحمانه منابع طبيعي معمولاً فوايد بسيار اندكي براي آن نواحي داشته است ولي خود عاملي گشته تا بسياري از جوامع آسيب پذيز از نظر اجتماعي به حاشيه رانده شوند. اعدام كن سارو-ويوا و هشت سركرده ديگر اگوني در نوامبر 1995 در ادامه تظاهرات عليه عملكرد شركت شِل(Shell) در ناحيه دلتاي نيجريه توجه جهان را بر تباني موجود مابين چندمليتي ها و رژيمهاي سركوبگر متمركز كرد. متعاقباً عملكرد شركت نفت انگليس (British Petroleum) در كلمبيا؛ جايي كه اين شركت غول پيكر نفت بريتانيا متهم به همدستي در قتل معترضين توسط نيروهاي پارلمان شد؛ در موضوع عملكرد شركت استخراج معادن فريپورت (Freeport) در اندونزي و شركت نفت پريمير (Premier) در برمه، به عنوان موضوعات بعدي مطرح شدند. همين اواخر انتخاب جرج بوش به رياست جمهوري ايالت متحده تهديد جديدي را متوجه بوميان آلاسكا ساخته است. جرج بوش و معاون اول وي ديك چِني هر دو ارتباط تنگاتنگي با صنعت نفت داشته و به شركتهاي نفتي مانند BP (كه صدها هزار دلار به حزب جمهوري خواه اهدا كرده است) قول مساعدت لازم را براي حفاري نفتي در پناهگاه ملي محافظت شده حيات وحش در آلاسكا داده اند.
بي شك زندگي قوم Gwich كه در محدوده اين پناهگاهها زندگي مي كنند توسط برنامه هاي اكتشاف نفت به طور مستقيم مورد تهديد قرار مي گيرد و به همين علت اهالي اين ناحيه مكتوبي براي جلوگيري از كشتار فرهنگي خود به سازمان ملل تسليم كرده اند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تاثير بر محيط زيست ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تنها در طي شش سال گذشته جهاني سازي (Globalization)حجم معادلات جهاني را تا 50% افزايش داده است. ولي براي اين آزادي تجارت بايد هزينه اي هم براي محيط زيست پرداخت. مبادلات عظيم كالا در سراسر دنيا امروزه يكي از فزاينده ترين منابع توليد گازهاي گلخانه اي بوده و در نتيجه مسبب گرم شدن كره زمين ميباشد. ارگان هاي طرفدار حفاظت محيط زيست معتقدند كه اين اثر منفي زيست محيطي اصولاً ضروري نيست زيرا كه بخش عمده اين مبادلات تنها بخاطر نفس خود تجارت صورت مي پذيرد. در سال 1998 انگليس 000240 تن گوشت خوك و 000125 تن گوشت گوسفند از ماوراي اقيانوس وارد و در همان زمان 000195 تن گوشت خوك و 000102 تن گوشت گوسفند به ديگر كشورها صادر كرد.در سال 1997 ما 126 ميليون ليتر شير وارد و 270 ميليون ليتر صادر كرده ايم. مرغ انگليسي در محدوده اي به وسعت هنگ كنك، روسيه و آفريقاي جنوبي صادر مي شود حال آنكه ما به طور همزمان همين كالا را از برزيل و تايلند وارد مي كنيم. در نتيجه عامل فوق، حجم حمل و نقل هوايي كالا از داخل به خارج وبالعكس طي 10 سال گذشته دو برابر شده است و پيش بيني ميشود كه تا سال 2010 مجدداً تا دو برابر افزايش يابد. شرايط كره زمين قطعاً پس از راهيابي محصولات كشاورزي و فرآورده هاي كشورهاي در حال توسعه به بازارهاي غربي وضعيت بدتري خواهد يافت. به عنوان يك اولويت فوري در مبارزه جهت كنترل دماي كره زمين، ستاد هاي طرفدار حفاظت محيط زيست، پايان مبادلات تجاري جهاني را خواستارند. فشار بانك جهاني و IMF بر كشورهاي در حال توسعه جهت افزايش صادرات منابع طبيعي شامل الوار و مواد معدني در افزايش اثرات منفي جهاني سازي (Globalization)بر محيط زيست مؤثر بوده است. علاوه بر همه اينهاعلي رغم سالهاي متوالي انتقاد از نحوه عملكرد بانك جهاني ؛ اين مؤسسه همچنان به پشتيباني از پروژه هايي كه بالقوه براي محيط زيست مخربند ادامه مي دهد. در ماه ژوئن سال 2000 اين بانك پروژه 365 ميليون دلاري احداث خطوط نفتي چاد- كامرون را تصويب كرد كه به علت گذر از جنگلهاي استوايي كامرون و تهديد سيستم رودخانه اي و مناطق كشاورزي هر دو كشور به شدت مورد انتقاد است. WTO علناً اذعان داشته است كه محافظت از محيط زيست در مقايسه با برنامه تجارت آزاد در مقام دوم قرار دارد. اين سازمان در سال 1996 قانون حفاظت هواي پاك امريكا را كه شركتهاي نفتي را ملزم به توليد سوخت تميزتر مي كرد، تبعيضي براي محصولات آلوده تر پالايشگاههاي برزيل و ونزوئلا به شمار آورده و آنرا ملغي نمود. قانون حفاظت هواي پاك به طبع اين حكم سطح استانداردهاي خود را پايين آورد (قوانين WTO براي اعضاي آن لازم الاجرا هستند). در سال 1998 WTO بر عليه قانون اتحاديه اروپا مبتني بر منع استفاده از گوشت گاوي پرورش يافته با هورمونهاي مصنوعي رأي داد، علي رغم اينكه شواهد علمي بر اين دلالت داشتند كه اين هورمونها سلامتي انسان را با خطرات جدي مواجه مي سازند. مخالفين اين جريانات در پي پافشاري WTO بر اولويت دادن به تجارت آزاد (و منافع چند مليتي ها) نگران الغاي قوانين محافظت سلامت عمومي و محيط زيست هستند.
6- قدرتمندی شركتهای چند مليتيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شركتهاي چندمليتي كه طبق نظر مفسرين بيشترين منافع را از جهاني سازي ) (Globalization حاصل كرده اند، نيروي محركه اصلي آن هستند. چندمليتي ها معمولاً قويتر از بسياري از ملل ميزبان بوده و قدرت آن را دارند كه شرايط مورد نظر خود را به آنان تحميل كنند. پرداخت رشوه و حق بازاريابي (commission) فساد مالي را گسترش بخشيده و عملكرد چندمليتي ها در سراسر دنيا به طور مطلوب خود تضمين كرده است. نتايج گسترش قدرت چندمليتي ها را مي توان به سادگي در با نقش آنها در سرمايه گذاري خارجي ديد. سرمايه گذاري توسط يك شركت خارجي در بهترين حالت ميتواند توليد كار كرده، به رشد اقتصادي كمك نموده و عامل دسترسي كشورهاي در حال توسعه به تكنولوژي ها و مهارت هاي كليدي گردد. در بدترين حالت چندمليتي ها تنها به استثمار نيروي كارگر ارزان و منابع طبيعي عرضه شده توسط كشورهاي فقير پرداخته و در ازاي آن هيچ به آنها نمي دهند. پس چگونه مي توان اطمينان يافت كه كداميك از سرمايه گذاري ها متضمن بهترين حالت هستند؟ بسياري از دولتها از چندمليتي ها ضمانتنامه هايي اجرايي مبتني بر آن كه اين شركتها در انجام كارهاي جاري خود منافع كشور ميزبان را تأمين كرده اند، مطالبه مي كنند. براي مثال، هر هتل زنجيره اي كه مايل به ساختن شعبه اي در چين مي باشد، ملزم به انجام آن به صورت شراكتي با يك شركت چيني است. بيشتر كاركنان هتل مي بايست چيني بوده و به منظور حصول اطمينان از اينكه مردم محلي بيشترين سود را از مورد پيشنهادي مي برند،مايحتاج مورد نياز براي كار آن بايستي از توليدكنندگان محلي خريداري شود. از آنجا كه هتل داراي مالكيت مشترك است، سود حاصله بين شركاي چيني و خارجي تقسيم مي شود. به اين وسيله چين با كسب حداكثر سود از سرمايه گذاري خارجي آنرا انجام مي دهد.
بر عكس، اغلب هتل هاي منطقه كاراييب 100% تحت مالكيت شركتهاي خارجي اداره كننده آنها هستند. با در نظر گرفتن اينكه مديران اين هتلها معمولاً از ايالات متحده يا اروپا مي آيند براي مردم محلي چيزي جز شغلهاي كم درآمد، مانند نظافتكاري يا در رديف آن موجود نيست. قسمت اعظم محصولاتي كه در اين مكانها به فروش ميرسند از خارج وارد شده و فرصت رشد و گسترش به صنايع كوچك محلي داده نمي شود و در نتيجه 80% سود حاصله از صنعت توريسم در مناطق كاراييب طبق برآورد از آن خارج مي شود. تحت قوانين جديد جهاني سازي ((Globalization اخيراً در خواست ضمانتنامه هاي اجرائي از شركتهاي خارجي خلاف قانون قلمداد مي شود. در حقيقت به عنوان بخشي از شرايط پيشنهادي جهت پذيرش خود به عضويت WTO، چين مجبور به اصلاح قوانين ملي خود و حذف بسياري از ملزومات آن در رابطه با كار صنايع خارجي گرديد. اين عمل با تضمين سود بيشتر براي شركتهاي چندمليتي، از بهره مندي جوامع محلي از سود سرمايه گذاري جلوگيري مي كند و نقش مردم محلي غالباً تنها به صورت كارگر ارزان مورد استثمار تعريف مي شود.
7- خصوصي سازیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتي كه در سال 1997 متن يك معاهده مخفيانه به بيرون راه يافت و بر صفحه شبكه كامپيوتري (Internet) منعكس شد، غريوي از جامعه بين الملل برخاست. در پشت درهاي بسته ثروتمندترين كشورهاي دنيا به مذاكره در خصوص يك معاهده سرمايه گذاري چند جانبه (MAI) مشغول بودند. معاهده اي كه به شركتهاي الحاقي چندمليتي قدرتي بي چون وچرا، مافوق دولتها و جوامع محلي مي بخشيد. بر طبق مفاد MAI هيچ نيروي باز دارنده اي در مقابل شركتهاي چندمليتي براي تسلط بر صنايع محلي مورد نظرشان به رسميت شناخته نشده و مطالبه ضمانتنامه هاي اجرايي از شركتهاي خارجي غير قانوني تلقي مي گرديد. مذاكرات MAI در مواجهه با مقاومت بين المللي مجامع عمومي، ستادهاي تبليغاتي مخالف و اعضاي پارلمانها؛ آگاه از تهديدي كه بر اساس آن در سراسر جهان متوجه دمكراسي بود ؛ بي نتيجه ماند. با اينحال از آن زمان چند مليتي ها همچنان براي دستيابي به بازارهاي پرسودي كه بر روي آنها بسته اند، از هيچ تلاشي فروگذاري نكرده اند و اخيراً توجهشان به بخش خدمات عمومي اروپا جلب شده است. سابقاً تجارت بر مبادله كالا، چه به صورت مواد خام و چه مصنوعات دلالت داشت. وليكن در دور مذاكرات GTAA در اروگوئه مفهوم آن به شكلي در برگيرنده تجارت امور خدماتي بسط داشته شد، تجارتي كه امروزه در حدود 20% كل تجارت جهان بر آورد مي شود. براي مثال در خصوص تجارت خدماتي مي توان از سيستمهاي بانكي، صنعت توريسم يا ارتباطات نام برد، به اين معني كه يك شركت خارجي خدمات مورد بحث را توليد مي كند؛ مثل استقرار HSBC (شركت خدمات بانكي هنگ كنگ و شانگهاي) به جاي بانك ميدلند (Midland).در شاهراه مالي انگليس. بايد تأكيد كرد كه بخش خدمات عمومي بسيار وسي& |