دامن زدن آمريکا به جنگ داخلي عراق
براي مبارزه با شيعيان از هر راه ممکنگزارش گفتگو ئي با سيمور هرش
به نقل از سايت فريک – 26 ماه مه 2007
بفارسي از حميد بهشتي
http://www.freace.de/artikel/200705/260507a.html
بر اساس گزارشي از سيمور هرش در مجله نيويورکر در آوريل امسال ايالات متحده آمريکا راهکار خويش را در قبال خاورميانه تغيير داده و براي تضعيف ايران و ساير شيعيان و بويژه حزب الله لبنان تصميم به تقويت اهل سنّت گرفته است.
هرش در مصاحبه اي که با فرستنده بين المللي CNN در برنامه Your world today داشت، رابطه مستقيمي ميان اين تغيير راهکار و جنگ اخير نيروهاي دولت لبنان با فتح الاسلام برقرار نمود.
به گفته هرش آمريکا بدين گروه توسط دولتهاي لبنان و عربستان سعودي کمک رسانده است. هرش اين سخن را بر اين اساس مطرح نمود که ميان معاون رئيس جمهور آمريکا، ديک چني و اليوت آبرامز که مشاورت دوم رئيس جمهور آمريکا در امور امنيتي را بعهده دارد و پرنس بندر بن سلطان قراردادي مخفيانه به امضاء رسيده است که بر اساس آن، عربستان سعودي بطور غير علني از فتح الاسلام حمايت مي کند تا وزنه تعادلي در مقابل حزب الله بوجود آيد. از جانب ديگر ايالات متحده آمريکا به دولت و ارتش لبنان کمکي معادل يک ميليارد دلار نموده است که بخشي از آن به فتح الاسلام رسيده است، زيرا دولت سينيوره خواهان تضعيف حزب الله مي باشد.
يک چنين اقدامي از جانب آمريکا امري غير عادّي نيست. در اين رابطه اشاره به حمايت و کمک مستقيم آمريکا در ايجاد طالبان در افغانستان بخاطر مقابله با نيروهاي شوروي در آنزمان قابل ذکر است و به حمايت از صدام حسين در جنگ با ايران.
در پاسخ پرسشي در رابطه با حمايت آمريکا از فتح الاسلام هرش گفت: "در اين زمينه آمريکا عميقاً دخيل است و اين عمليات جنبه سرّي داشته و از طريق شاهزاده سعودي، بندر، صورت گرفته است. به ياد داشته باشيد که آمريکا از طريق حمايت از بن لادن به جنگ افغانستان کشيده شد و با حمايت از مجاهدين در اواخر دهه 80 با واسطگي بندر و اشخاصي نظير اليوت آبرامز. طرحي که سعودي ها به ما آمريکائيان پيشنهاد کردند، بر اين مبنا بود که سعودي ها قول داده بودند که مبارزين جهادي را تحت کنترل خويش دارند و به همين جهت نيز آمريکا آنزمان وقت و پول بسيار صرف اين کرد که به مجاهدين کمک برساند تا آنها روسها را از افغانسان بيرون کنند. ولي آنگاه مجاهدين با خود آمريکائيان نيز به جنگ پرداختند. و اکنون ما درست بر اساس همين طرح عمل مي کنيم. انگار از آن جريان کوچکترين عبرتي نگرفته ايم. همان طرح سابق، اينجا مورد عمل قرار مي گيرد، از سعودي ها استفاده مي کنيم براي حمايت از جهادي ها. سعودي ها تضمين مي کنند که قادر به کنترل جهاديون، سلفيون و کليه دستجاتي که اکنون با دولت لبنان در تريپوليس به مقابله بر خواسته اند، هستند.
" دشمن دشمن ما دوست ماست، گروه هاي جهادي در لبنان کارشان اين نيز هست که با نصرالله و حرب الله مقابله کنند. اگر به ياد داشته باشيد حرب الله در سال گذشته بر اسرائيل پيروز شد. حال بگذريم از اينکه آيا اسرائيلي ها حاضر به پذيرش اين امر باشند يا خير. بنابراين ما اينجا حزب الله را در مقابل خود داريم که خطري جدّي براي آمرِيکا بحساب مي آيد. مي بينيد، نقش آمريکا اکنون بسيار ساده است. در اين زمينه کوندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا بسيار حرف زده است. کار ما اکنون اينست که هر جا بتوانيم از سنّي ها عليه شيعه ها حمايت کنيم، عليه شيعيان در ايران، عليه شيعيان در لبنان که همان نصرالله باشد و ... بنابراين روند کار بر اين مبناست که ... اعراب بدان فدا گويند – جنگ داخلي. اکنون مشغوليت ما اينست که در بعضي نقاط از جمله در لبنان خشونت مذهبي ايجاد کنيم." اين ها سخنان خود هرش است.
اين ادعاي هميشگي را که سوريه در خشونت هاي اخير لبنان دست دارد، هرش به شدت رد کرد. "اگر اين سخن درست مي بود که سوريه که با حزب الله نزديکي بسيار دارد و از جانب دولت بوش درست بخاطر اينکه با حزب الله روابط نزديک دارد، به شدت مورد انتقاد است، از اين دستجات سلفي که با حزب الله دشمني دارند، حمايت مي کرد، اين به هيچ وجه به هم نمي خورد، بخاطر اينکه به کلي فارغ ار منطق است. چيزي که بسيار ساده ميتوان درک کرد برنامه مخفيانه ايست که ما با سعودي ها در چارچوب برنامه بزرگتري دارم، توافق هائي با هم حاصل کرده ايم تا هر آنچه از دستمان بر ميآيد انجام دهيم تا از گسترش قدرت شيعيان جلوگيري بعمل آوريم و شيعيان را به توقف وادار کنيم. زيرا آنها نيش زخم شديدي بر ما وارد آورده، پشت ما را به شدت گاز گرفته اند." اينها سخنان هرش است.
سخن بدين جا که رسيد مصاحبه کننده تلويزيون، هلا گراني از هرش پرسيد: بنظر شما چرا منطقي تر اينست که آمريکا لااقل بطور غيرمستقيم به يک چنين گروه افراطي کمک کند، در حاليکه همين کار براي سوريه کار بيفايده اي است؟ در پاسخ آن هرش گفت: "شما انتظار داريد که دولت ايالات متحده آمريکا منطقي عمل کند؛ البته اين قابل قبول است. بنظر ميرسد اين گروهها - زماني که من به بيروت رفته بودم تا در اين رابطه چند مصاحبه اي را ترتيب دهم و با چند تن از مأمورين عاليرتبه دولت سينيوره نيز گفتگو داشتم، آنها اعتراف کردند که دليل اينکه آنها گروههاي راديکال جهادي را تحمل مي کنند، اينست که در نظر آنها اين گروهها براي ما در مقابل با حزب الله نقش محافظ را دارند. بيم از حزب الله در واشنگتن و بويژه در کاخ سفيد بسيار قوي است، به باور آنها حسن نصرالله دقيقاً در صدد اينست که در داخل آمريکا جنگ براه اندازد و به انجام اينکار نيز قادر است. اينکه آيا اين حقيقت داشته باشد، امر ديگريست. اما ترس از حزب الله اينجا شديد بوده و غالب است و ما مايل نيستيم که حرب الله نقش فعالي را در دولت لبنان بدست گيرد. سياست ما بر اينست که نهايتاً از دولت سينيوره حمايت کنيم، علي رغم ضعفي که او در مقابل ائتلافيون دارد. و اينجا فقط سينيوره نيست، بلکه عون نيز وجود دارد که رهبر نظامي لبنان در گذشته بوده است. آنها ائتلافي را بوجود آورده اند که ما از آن بشدت متنفريم."
اعمال سياست آمريکا که به نظر آنها به نفع آمريکاست، بدون انجام کوچکترين رعايتي صورت مي گيرد. تا کنون در درگيريهاي اخير 100 نفر لبناني کشته شده اند. بسيار مشکلتر از وقايع لبنان نتيجه گيري در مورد جنگ داخلي عراق است که آمريکا آنجا به جنگ داخلي دامن ميزند. ما بدين موضوع بارها پرداخته ايم. تعداد قربانياني که حاصل اين سياست است، بدون توجه به کشته شدگان ويتنام، بر حسب تخمين در عرض دهه هاي اخير به ميليونها ميرسد.