اشباه زباله گاه در آفريقا

عدم تجانس غرب محوري و استقلال طلبي

بقلم گِرد شومن در روزنامه آلماني يونگه ولت

23 دسامبر 2006- بفارسي از حميد بهشتي

www.jungewelt.de/2006/12-23/026.php

www.bargozide.de

يکي از وجوه غمناک آفريقا

پيگيري زباله مسموم در ابيجان

سپتامبر 2006- تيتر تصوير

حقايق تلخ اوضاع آفريقا به ندرت به گوش جهانيان ميرسند. چهارم سپتامبر سال گذشته يکي ار اين موارد نادر بود. اما واقعه اي که رخ داده بود به تنهائي موجب جلب توجه افکار جهانيان نگشت. بلکه عواقب آن بود که انظار عموم را بدانجا جلب نمود. آنروز رسانه هاي گيتي براي اولين بار از 581 تن زباله بشدت مسمومي گزارش کردند که از جانب يک شرکت هلندي به کت د ايوار منتقل و در نقاط مختلف آنجا پر و پخش شده بودند.

581 تن پسمانده پتروشيمي ، محتوي سموم متراکم با ترکيبات کربنات و سولفيد را آنجا رها کرده بودند که موجب کشته شدن 7 تن و مسموميت 23 هزار تن از اهالي گشت. در حاليکه آنها با فقدان داروجات لازمه نمي توانستند بدرستي درمان گردند و بيمارستانهاي ابيجان همواره بيش از ظرفيت خود با بيماران مواجه بوده، اهالي راغه نشينان اين شهر چند مليوني مدام از فقدان تأمين بهداشتي در غذاب اند.

آنگاه اتحاديه اروپا تعدادي کارشناس را بدانجا اعزام نمود که با لباس هاي سفيدشان در زباله گاههاي ابيجان همچون اشباهي در چرخش و تا اواسط دسامبر در ميان زباله جات سرگردان بوده و هنوز نيز نميدانند که آيا فقط تعداد 11 تا از 14 زباله گاه اين منطقه را مي بايست بازسازي نمايند يا همه آنها را.

عقب تر از همه

آفريقا، بصورت زباله گاه ممالک ثروتمند درآمده است که آهنگ غالب کردن نظام اجتماعي نئوليبرال خود را بر جهان دارند: در هيچ کجاي دنيا عواقب وخيم جهاني شدن به شدت سواحل جنوبي صحراي آفريقا به چشم نمي آيد. در آنجا 33 تا از 47 فقيرترين کشورهاي جهان جمع شده اند که 27 تاي آنها به لحاظ فقر در رده آخر قرار دارند و هر از چند گاهي با سر و صداي تمام نمايش بزرگمنشي بر پا مي شود و از بدهکاريهاي آنها صرفنظر به عمل ميآيد و اغنيا با به نمايش گذاشتن حس تفاهم و مددکاري خويش برنامه هاي پر طمطراقي را مطرح مي کنند. آنها تحت عناويني همچون "علايق مشترک ما" که از جانب توني بلر در مورد اين ممالک مطرح شد، تظاهر به همپيماني با آنها نموده و در واقع زمينه هاي مرگبار سياست نئوليبرال خود را تحت عنوان صرفنظر کردن از بدهکاريهاي آنها، در  غالب هاي خصوصي سازي و تجارت آزاد بر آنها تحميل مي کنند.

اما بازنده اين ماجرا مليونها تن اهالي اين کشورها هستند. گرسنگي، تشنگي و شيوع بيماريهائي همچون ايدز در سواحل جنوبي صحراي آفريقا موجب آن گشته که متوسط طول عمر آنها از 65 سال در 1990 در بوتسوانا به 32 سال در 2005 تقليل يافته و ميانگير آن در مجموع به 50 سال نزول کرده است. و در حاليکه 25 درصد از مجموع موارد بيماريهاي ثبت شده در سطح جهان از آفريقا گزارش ميشوند، همواره پرسنل پزشکي و بهداري تحصيل کرده اين قاره جلب ممالک شمال و کشورهاي غني مي گردند که به نوشته لوموند ديپلماتيک دسامبر 2006 تعداد 20 هزار تن پزشکان و پرسنل تحصيل کرده پزشکي عرض سال گذشته از آفريقا عزيمت نموده و به کشورهاي غني رفته اند.

اما به غير از آنها، ساير آفريقائيان در اروپا و ممالک غني خوش آمد نبوده، دست رد به سينه شان زده ميشود و مرزها، چه در اروپا و چه در آمريکا بيش از پيش بر رويشان بسته ميشوند. به گونه اي که آنها به سختي مي توانند خود را به جزائر کوئيتا و مليلا که تحت سلطه اسپانيا در درياي مديترانه مي باشند، برسند.

بدين ترتيب دوزخيان روي زمين، شعبه آفريقا، چه از طريق درياي مديترانه و چه از جانب اقيانوس اطلس براي اينکار با جان خويش بازي مي کنند. و اگر هم که آنها در ميان راه غرق نشوند و موفق به دستيابي به سواحل جزائر مالتا، لامپادوزا، سيسيل و يا قناري گردند، آنگاه مقدمتا به کمپ هاي ويژه اي فرستاده شده و سپس با بليط يکطرفه روانه بانگويي واقع در آفريقاي مرکزي يا مثلا به ابوجا در نيجريه بازپس فرستاده ميشوند تا آنجا همانند 90% ساير اهالي روزانه با يک دلار درآمد متوسط عمر خويش را به سر آورند. در حاليکه مشتي از نخبگان اقتصادي ذخاير اين کشورها را بخاطر پر کردن جيبهاي خويش به حراج گذاشته، روند اقتصادي آن ممالک را در چارچوب امکاناتي که بانک بين المللي پول و بانک جهاني مقرر نموده اند، تعيين مي نمايند.

و در زمينه هايي که مقررات اين سازمانهاي بين المللي اقتصادي تعيين کننده نباشند، مکانيزم هاي ديگري اساس ساخت استثماري را تحکيم نموده، بهاي نفت و گاز، مواد کاني کمياب و کائوچو، کلتان و ساير ذخاير پر ارزش را تعيين نموده و براي تثبيت اين مناسبات در 8 کشور از 50 کشور آفريقائي سربازان سازمان ملل نيز حضور دارند. در سوماليا نيز که از دو دهه پيش بدين سود در شرايط جنگ داخلي بسر ميبرد و دستجات شبه نظامي تحت نفوذ آمريکا که در اين اواخر مجبور به عقب نشيني شده بوده و مجددا فعال کشته اند، قرار است از سال 2007 نيروهاي بين المللي مستقر گردند. در ساحل رود کنگو هم که مأموريت نيروهاي سازمان ملل در 30 نوامبر به اتمام رسيده است، ثبوتي در کار نبوده و احتمال اين ميرود که پرزيدنت ژوزف کابيلا در صدد اين بر آيد که ذخاير کشور را به حاکميت خويش در آورده، بر سر تعيين قيمت آنها با کشورهاي اروپائي وارد رقابت گشته، موجب درگيريهاي جديد گردد.

حال آيا سودان نيز با اينکه جبهه دفاع از حقوق بشر، از واشنگتن گرفته تا لندن و برلين تشکيل و بوش و سياستمداران آلماني را در مقابل اين کشور متحد ساخته است، در قبال غرب و در مورد استان دافور غربي به مقاومت خود ادامه خواهد داد؟ اين نمايش اعتراضي به اعمال جنايتباردر درافور گزينشي صورت گرفته، به قصد ادامه حضور نظامي آنها در اين سرزمين مي باشد و موجب فزوني خطر بروز جنگ در منطقه ايست که لژيونرهاي خارجي فرانسه از پيش در آنجا مستقر مي باشند.

اما علي رغم تمام اينها و بر خلاف همه فشاري که از جانب نئوليبرالها بر منطقه وارد ميشود، تحولات و گرايشات مخالفي در حال شکل گرفتن هستند. پکن در سومين ملاقات سران آفريقائي در اوائل نوامبر امسال دست به اقدام همکاري مشترک با آنها زد که البته از جانب قدرتهاي سابق استعماري بشدت مورد اعتراض قرار گرفت و طبيعتا اينجا نيز اعتراض به پايمال شدن حقوق بشر دستاويز آنها بود. آنها مشخصا به اموري که در زيمبابوه اتفاق افتاده و اهالي سياه پوست به کمک دولت موگابه اراضي تحت مالکيت اهالي سفيد پوست را اشغال نمودند، اعتراض کردند.

فقيرتر از سابق

سخنان اخير ياکوب زوما که کانديداي رياست جمهوري احتمالي آفريقاي جنوبي است، به صراحت بيشتر اين موضوع را بيان کرده است. وي با توجه به فلاکتي که واشنگتن، لندن و ساير صادر کنندگان جنگ که تحت نام دموکراسي و بر ضد ترور ايجاد نموده اند، به محق بودن آنها در ايرادات و انتقاداتشان اظهار ترديد نمود. به گفته او: "آفريقا در سال 1885 در کنفرانس گنگو در برلين تقسيم بندي شد؛ سپس در دوران جنگ سرد، غرب از بدترين ديکتارتورهاي آنجا حمايت نمود و ما مجبور بوديم براي بدست آوردن استقلال خويش بر ضد اروپائيان بجنگيم و توقعات بانک جهاني و بانک بين المللي پول مردم بسياري از خطه هاي آفريقا را به فقر بيش از پيش کشانده است." (به نقل از اشپيگل 51/2006)

در زمان ما ديگر سخن از نهضت استقلال مجدد آفريقا در ميان است. اکنون در دوران بعد از استعمار و پس از نوع جديد آن که نئو استعماري باشد، استقلال طلبي از امپرياليسم و از شکل نئوليبرال آن مطرح است. مجمع دادخواهي جهاني که از بيستم تا 25 ژانويه در کنيا تشکيل خواهد شد، بر چالش هاي مربوطه نظارت خواهد کرد. اينکه غرب محوري و استقلال طلبي با يکديگر همسازي ندارند، يکي از حقايقي است که در سراسر قاره آفريقا بخوبي قابل لمس اند. اين حقيقت شامل مردود شناختن هر گونه حمله نظامي است که بين خليج گينه و کاپ آفريقا صورت گيرد.