خراشي بر نماي تاريخي ترکيه
بردگان سياه پوست عثماني
http://www.dradio.de/dlf/sendungen/europaheute/62671/
بنقل از برنامه صبحگاهي راديوي آلمان
مورخ 21 ماه مه 2007 ساعت 9 و 10 دقيقهبفارسي از حميد بهشتي
بر طبق تصوير تاريخي که ناسيوناليست هاي ترکيه عرضه مي کنند، امپراطوري عثماني برده داري نمي کرده است. اما اين، با سرگذشت يک کارگر مقيم سواحل درياي اژه در تناقض است. زبان گشودن او در ملع عامّ و بازگو نمودن مطلب، موجب بحث داغي در ترکيه شده است. گونّا کوهنه گزارش مي کند.
در همان ايّام کودکي مصطفي اُلپاک مايل بود بداند چرا پوست بدن او آنقدر تيره است که بچه هاي همشهري او در آيواليک او را به شوخي عرب توصيف مي کردند. از پدر بزرگش که معمولا ساکت در کوشه اي مي نشست و از پنجره به بيرون خيره مي شد، سالها پرسيده، اما پاسخي نشنيده بود. "پدر بزرگ، اصل ما کجائيست؟ چرا ما اينقدر با ديگران فرق داريم؟ هنگاميکه يک بار ديگر اين سئوال را تکرار کردم، پدر بزرگم از جايش برخاست، رفت به اطاق ديگر، يک نقشه جهان را آورد و روي ميز پهن کرد. به او گفتم پدر بزرگ نشان بده شماها از کجا به ترکيه آمده ايد. او انگشت لرزانش را روي آفريقا گذارد."
اُلپاک که به سن 54 سالگي و سنگتراش است، در دو جلد، سرگذشت غيرعادّي پدر بزرگش را شرح داده است. عنوان جلد اول آن "گوله" است، به معني برده. زيرا چنانکه او به ياد دارد، در بچّگي هاي او آنها اسير بوده اند. آنها از کِنيا و از طريق جزيره کرتا به ترکيه رسيده بوده اند. کرتا که تا 130 سال پيش جزو امپراطوري عثماني بوده است، در مسير کشتي هاي برده کشي قرار داشت. آن زمانها اربابان متمول براي انجام کارهاي کشاورزي و خدمات منزل غلام مي گرفتند. با وجود اينکه در سال 1857 سلطان وقت، برده داري را ممنوع کرده بود، در استفاده از غلامان تغييري بوجود نيآمده بود. پس از استقلان جزيره کرتا و رانده شدن ترکان از آنجا، پدربزگ او از بردگي رها شده و ديگر غلام کسي نبود. اما هيح اندوخته اي هم نداشت و به همين دليل نيز مجبور بود تمامي عمر خود را به خدمگي و نوکري متمولين سر کند.
سرگذشت خانوادگي اُلپاک تصوير تاريخي امپراطوري عثماني را مخدوش مي کند. يک تاريخ دان استانبولي بنام هاکان اِردِم نيز از نادر کساني است که به اين بخش غير قابل افتخار ترکان انگشت نهاده است. "البته اکثراً انکار مي کنند، اما برده و برده داري در امپراطوري عثماني وجود داشته و داراي يک ويژگي نيز بوده است: عثماني ها داراي نظام برده داري غير بسته بوده اند. اين بدان معني است که بردگان حق داشتند با دنياي خارج تماس گرفته، حق ازدواج داشتند و به ندرت تمام عمر خويش را در بردگي سپري مي کردند. بدين ترتيب بسياري از آفريقائيان در اجتماع ترکيه وارد و بدان پذيرفته مي شدند."
در اين ميان هم اِردِم تاريخدان و هم مصطفي اُلپاک، هردو هدف حملات ناسيوناليست هاي افراطي شده اند. زيرا در تصويري که ترکها از خود عرضه مي کنند، عثماني ها با "اروپائيان امپرياليست" تفاوت داشته، استثمارگر نبوده اند. و حتّا امروزه نيز بسياري از اهالي ترکيه حاضر نيستند بپذيرند که در ميان آنها نيز تبعيض نژادي وجود دارد.
هنگاميکه فدراسيون فوتبال انگلستان در آغاز سال جاري بازيکن ترک تيم نيوکاستل، اِمره بــِلوزاُقلو را بخاطر اينکه گويا او بازيکنان سياه پوست را ميمون خطاب کرده بود، دادگاهي کرد، طرفداران اين بازيکن تيم ملي ترکيه بسيار خشمگين شدند. روزنامه پر تيراژ حرّيت که نسبت به بي گناهي بلوزاقلو مطمئن بود، متن نامه اي اعتراضي را در اينمورد براي امضاء کردن در سايت اينترنتي خود نهاد. اما سياه پوستاني که در ترکيه زندگي مي کنند نيز نسبت به تبعيض نژادي در زندگي روزمره شان شاکي اند. جان که يک پناهنده نيجريه اي بوده و 4 ماه است در استانبول زندگي مي کند، برخورد پليس با خود را چنين توصيف مي کند: "آنها از سياه پوستان بدشان ميآيد، با ما چنان رفتار مي کنند که با هيچ کس ديگري اينکار را نمي کنند. ما را دائم توقف داده، بازرسي مي کنند. اگر برگ هويت به همراهمان نباشد، ما را با خود به پاسگاه مي برند و برخي ها بدين صورت هفته هاي متوالي را در بازداشت بسر برده اند.
مصطفي اُلپاک اکنون يک انجمن ترکان آفريقائي الاصل را تأسيس کرده است. به تخمين او بازماندگان بردگاني که در ترکيه زندگي مي کنند به 2000 تن مي رسد. از زمان انتشار سرگذشت خانوادگي اُلپاک افراد ديگري جرأت سخن گفتن در اينباره را يافته اند. حتّا اخيراً قيلم مستندّي نيز در باره زندگي پدر بزرگ و مادر بزرگ اُلپاک در تلويزيون ترکيه نشان داده شد، البته زمان پخش آن 2 بعد از نيمه شب بود. در پايان اين فيلم مصطفي اٌلپاکِ سنگتراش با اندکي سربلندي مي گويد: "نسل اول خانواده ما اين رنج ها را مجبور بود تحمل کند، نسل دوم اينها را انکار مي کرد و نسل سوم در باره آن تحقيق مي کند. والدين من و والدين آنها حق تعيين تکليف خود را نداشتند. من فکر مي کنم من اين را مديون آزادي موجود هستم که علي رغم همه مخالفت هائي که ميشود، توانسته ام در باره اصل و نسب خود اين مطالب را بنويسم.
مصطفي قصد دارد در آينده نزديک به کِنيا رفته و سرزمين آباء و اجدادي خويش را که تا چندي پيش از وجو آن هم هيچ خبري نداشت، ببيند.