تأکيد بر اختلاف ميان شيعه و سني براي چه؟
تفاوتهاي ناچيز:
اهل سنت و شيعيان در اکثر موارد مشترک بوده،
اما در برخي موارد نيز اختلاف دارندبقلم ولفگانگ گونتر لِــرش در روزنامه آلماني فرانکفورتر آلگماينه سايتونگ
17/04/2007 -بفارسي از حميد بهشتي
نظر به برخوردهاي ميان شيعه و سني در جهان اسلام و جنگ هاي مذهبي در عراق و به ويژه کشت و کشتارهائي که آنجا صورت مي گيرند، ناظر در دنياي خارج طبيعتاً مايل است بداند اين جنگ و جدالها از کجا سرچشمه مي گيرند و به چه اختلافاتي برميگردند. با توجه به اينکه از جانب علما و بزرگان شيعه و سني بر وحدت عمل مسلمانان و عدم اختلافات بنيادي تکيه ميشود، يک اسلامشناس آلماني بطور خلاصه اختلافات ميان اين دو مذهب را ذيلا شرح داده است. (مترجم)
گفته ميشود که تفاوتهاي ميان اهل سنت و شيعيان ناچيز است و نمايندگان هر دو مذهب به هنگامي که قرار است روي وحدت کليه مسلمانان تکيه شود، اغلب به اشتراکاتشان در تعاليم عقيدتي و فرايض ديني اشاره مي کنند. حتّا آيت الله خميني، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نيز بارها از مسلمانان دعوت نمود، نگذارند دشمنان اسلام – که منظور ممالک غربي بوده اند- ميان آنها تفرقه ايجاد نمايند.
در واقع نيز شباهتها و اشتراکات موجود ميان انواع شريعتمداري سنّي و شيعه بسا قويتر از اختلافات ميان آنهاست. با اين حال اين امر موجب جلوگيري اين دو مذهب نميشود از اينکه به تناقضات خويش دامن زده و خندق في مابين را هر گاه مناسبات سياسي اقتضا کند، عميقتر نمايند. در حال حاضر اهل سنت در برخي از نقاط جهان اسلام، به ويژه در عراق از اين شکايت دارند که شيعيان مي کوشند آنها را به مذهب خويش در آورند.
در جوامعي که شديداً رنگ مذهبي دارند، در مرزبندي هاي مذهبي، تفاوتهاي موجود آنچنان است که از نظر برداشت زکولار از مذهب بسيار ناچيز و بي اهميت جلوه مي کنند. ار جمله موارد مزبور هنگاميست که مسلمانان بر سر تفاوت در مورد چگونگي ايستادن به هنگام نماز با هم به جدال پرداخته و چه بسا کوچکترين تفاوت در نحوه نگاهداشتن دست نمازگزار به جدالهاي جدّي منجر گردد. يا به هنگام فراخوندن به نماز در مساجد همه جهان اسلام مؤذن شهادت مي دهد که هيچ چيز بزرگتر از خدا نيست (الله اکبر) و محمد رسول خداست. البته شيعيان بدان اضافه مي کنند که: علي ولي الله است. اينکار ميان اهل سنّت قابل پذيرش نبوده، احتمالا به درگيري منجر ميشود؛ اختلاف کوچکي که علتِ ريشه اي دارد. همين سه کلمه اط که به اذان اضافه ميشود، آنچنان به دنيائي از اختلافات سياسي دامن ميزند که عظيم تر از آن غير قابل تصور است. زيرا عقيده شيعيان بر اينست که فقط علي و بازماندگان او رهبران به حق ديني و سياسي امت پس از فوت پيامبر بوده اند، در حاليکه باور اهل سنّت درست خلاف آن است. لذا اين بخش فزوني در اذان حاوي انتقاد صريحي است به سه خليفه اول و نسبت به حاکميت چندين قرنه در مناطق تحت حاکميت اسلامي که بر اساس عقيده شيعه به حق نبوده است.
اين اختلافات تاريخي- سياسي که به جامه اي مذهبي در آمده اند، در نام گذاري افراد نيز وجود دارند. اسامي مسلمانان در ميان شيعيان و سنّيان اکثراً مشترک اند. سنّي هائي هم هستند که علي، حسن يا حسين نام دارند و البته از نام محمد ديگر سخني بميان نمي آوريم. اما اگر مسلماني را عليرضا و يا ذوالفقار ناميده باشند، نمايانگر اينست که او شيعه مذهب است. عليرضا نام هشتمين امام شيعيان است که در مشهد بخاک سپرده شده و ذوالفقار نام شميشير دو سري است که گويند به علي، بنيانگذار شيعيان متعلق بوده است. علامعلي (غلامِ علي) يا غلامحسين (غلام حسين) ديگر به کلّي شيعه مي باشند.
نماز جماعت مسلمانان، که از جمله 5 رکن دين به حساب مي آيد، معمولا در مساجد برگزار ميشود، چه نزد اهل سنت و چه در ميان شيعيان. گنبد و مناره مشخصات بارز مساجداند. اما چنين مساجدي در تهران کمتر قابل رؤيت هستند. شيعيان به غير از مساجد که نمونه هاي بسيار زيباي هنري آن در ايران وجود دارند، نمازخانه هاي ديگري نيز دارند که بدانها حسينه گويند (اشاره به امام حسين) که به نظر افراد ناوارد غير قابل تشخيص مي باشند، چرا که نه مناره اي دارند و نه گنبدي. در مورد علوي ها که از لحاظ شرعي از مذهب شيعه جدا مي باشند، مناسک نماز و دعا در "جموي" برگزار مي شوند که نوعي سالن و محل تجمع مذهبي بوده و معمولا در آنها مراسم و شعائر مذهبي ، تحت رهبري "دِه دِه" که سرپرستي جمع را به عهده دارد، برگزار مي گردند.
براي همه مسلمانها، چه شيعه و چه سنّي، قرآن و سنّت پيامبر که در کتب حديث جمع آوري شده اند، مآخذ اصلي دين به شمار ميروند. البته شيعه در جوار چهار مذهب اهل سنّت: حنبلي، حنفي، مالکي و شافعي فقه علاهده اي را بوجود آورده است، موسوم به جعفري. اما شيعيان همچنين به روايات ائمه ي ياد شده در تاريخ خويش نيز تکيه مي کنند، مانند نهج البلاغه (روش بلاغت) که حاوي سخنان و روايات علي مي باشند. واين روايات به هنگام اجتهاد، همانند قرآن و سنّت براي استخراج احکام از جانب مجتهتدين مورد استفاده قرار مي گيرند.
هر که به سراغ زيارتگاههاي شيعيان برود، به زودي ملتفت ميشود که برخورد شيعيان با تصاوير نسبت به برخورد اهل سنّت با تساهل بيشتري همراه است. در اين زيارتگاهها غالباً تصاويري از امام علي و امام حسين قابل رؤيت مي باشند. از اينگونه شمايل در منازل شيعيان نيز به چشم ميخورد و پوسترهاي مذهبي در معابر عمومي نيز براي فروش عرضه مي شوند. به همين جهت تصادفي نيست که هنر مينياتور و نقاشي کتاب، به ويژه در ايران به اوج خود رسيد. اين هنر از طريق نفوذ فارسها و ايران که از 1501 ميلادي رسماً به مذهب شيعه در آمد، به هندوستان و مغولان و به دامنه امپراطوري عثماني که سنّي مذهب بود نيز رسيده و آنجا به اوج خويش ترقي نمود.
اگر بخواهيم شيعه و سنّي را به لحاظ فنومنولوژي ديني (دين شناسي) با هم مقايسه کنيم، خواهيم ديد که تصوف که همانا عرفان اسلامي است، بر شيعه تأثيرگذار بوده است. در حاليکه اهل سنّت مدتهاي مديدي دست رد بر آن ميزدند. شايد اين بيشتر مربوط باشد به خصلت ايرانيان تا به مذهب شيعه، زيرا در ايرانيان از همان روزگاران زرتشت گرايش ويژه اي نسبت به تعابير عرفاني و آغشته به ثنويت مذهبي بوجود آمده بود. در حاليکه تصوف به اسلام اهل سنّت توسط محمد غزالي متوفي 1111(که خود يک ايراني بود) راه يافت. صوفيان بزرگ غالباً ايراني بوده و در خداشناسي شيعه اثر به سزائي گزارده اند. متعصب ترين انواع مذهب اهل سنّت که وهابيت سعودي است، همه انواع تصوف را رد مي کند و همين ها نيز شديدترين قطب مخالف شيعيان را تشکيل مي دهند.