مصاحبه ژورنال بنياد پژوهش هاي دويسبورگي (DISS)  *
با پرفسور محسن مسّرت،
کارشناس خاورميانه و خاور نزديک
 

شماره 15/2006 - بفارسي از حميد بهشتي

(DISS) – آيا به نظر شما تقابل ميان ايالات متحده آمريکا و دولت ايران اوج گرفته و حتّا احتمال برخورد نظامي در پيش است؟

مسّرت – نمي توان گفت که فزوني اوجگيري و احتمال حمله نظامي آمريکا به ايران وجود ندارد. جرج دبليو بوش و اطرافيان نئو کنسرواتيو آغشته به نفرت او نمي توانند فکر اينرا نيز از سر خويش بيرون کنند، که جنگ ديگري را در خاورميانه به راه اندازند. در نظر آنها ايران بزرگترين سدّ راه دست اندازي آمريکاست بر خاورميانه و منابع انرژي آن و مهمترين مانع تثبيت حاکميت متّحد اصلي آنها در خاورميانه و خاور نزديک، يعني اسرائيل مي باشد. متاسفانه اتحاديه اروپا و دولت آلمان نيز در اين زمينه نقش ناموجهي را ايفا مي کنند. دولت آلمان بجاي بذل توجه به اينکه اکثريت ملت آمريکا ديگر حاضر به تحمل جنايات بيشتري از جانب اين کشور نبوده و با آغاز جنگ با ايران مخالف اند، به يگانگي آتلانتيک چسبيده و بدين ترتيب اختيار جنگ افروزي را در دستان جرج دبليو بوش نهاده است. دولت بوش نيز در مقابل آن به اتحاديه اروپا ظاهراً حق انجام مذاکره بي فرجام را داده تا که بوش آنرا بهانه اخلاقي و وسيله ماجراجوئي هاي بعدي خويش سازد و از آن سوء استفاده کند. ايالات متحده آمريکا راهکاري را دنبال مي کند که ديگر براي همگان رو شده است: آمريکا از فعاليت هاي ديپلماتيک اروپا حمايت مي کند و در مقابل از اتحاديه اروپا انتظار دارد که در شوراي امنيت از مراحل تشديد درگيري و از روالي که تا کنون آمريکا دنبال مي کرده، حمايت نمايد، به همان گونه اي که آغاز جنگهاي آمريکا در دهسال گذشته بوده است. اتحاديه اروپا بايد از اين بن بست خارج شود. زيرا در غير اينصورت مسئوليت کامل جنايات بعدي را به عهده خواهد داشت. جناياتي که به احتمال قوي بوش در فرصت باقيمانده از دوران رياست جمهوريش حاضر به ارتکاب آنها مي باشد، تا که وظيفه الهي خويش آنطور که وي مدعاست، به انجام رساند. اينجاست که من، همانطور که  دانشمند آمريکائي علوم  سياسي، نورمن بيرن باوم Norman Birnbaum  نيز مدّ نظر دارد، فرياد مي زنم "اروپائي ها بيدار شويد".

-         شما سخناني را که رياست جمهور ايران، احمدي نژاد در قبال اسرائيل ايراد نموده است، چگونه ارزيابي مي کنيد؟ آيا تهدايدات او براي اسرائيل خطر ي جدّي به حساب مي آيد؟

-         احمدي نژاد اولين سياستمدار خاورميانه و خاور نزديک نيست که اينگونه تهديدات پرطمطراق را به زبان ميآورد. اين قبيل تهديدات که جمال عبد الناصر نيز به زبان آورده بود، جز حرف خالي نيستند. نه مصر آنروز امکان اينرا داشته است که اسرائيل را از بين ببرد و نه ايران امروز قاد به انجام آن مي باشد. اما با اينحال اين تهديدات را بايد جدّي گرفت. زيرا که اينها عکس العمل عوام پسند در مقابل سياست اشغالگرانه اسرائيل و تسليحات هسته اي آن مي باشند. به همين دليل نير اتخاذ سياست دستيابي متقابل به تسليحات اتمي هم در ايران و هم در جهان عرب مقبوليت دارد. و اين روند فقط در صورتي قابل توقف است که غرب موفق به اتخاذ دستاورد فرهنگي جديدي گشته و دريابد که امنيت، حق اختصاصي غرب و اسرائيل نيست و ايران و جهان عرب  نيز حق برخورداري از اين نعمت همگاني را دارند. نتيجه اي که من از اين امر مي گيرم اينست که ايدۀ امنيت مشترک براي خاورميانه و خاور نزديک اثر عملي بر سياست جهاني داشته و بايد در صدر برنامه روز قرار گيرد و تحقق آن نبايد به آينده هاي دور واگذار گردد.

-         آقاي احمدي نژاد خواهان پژوهش هاي تازه اي در زمينه علل و ميزان قتل عام يهوديان (هلوکاوست) بوده، حقيقت تاريخي گزاره هائي را که در اين زمينه از جانب آلمانها و اسرائيل عنوان شده اند، به زير سئوال برده است. آيا بر طبق اطلاعات شما چنين پژوهش هائي آغاز شده اند و کدامين دانشپژوهان و مؤسساتي در اينکار سهيم اند؟

-         متأسفانه سخن گفتن در زمينه انکار قتل عام يهوديان نيز در ايران و جهان عرب به سادگي انجام ميشود. اين ميتواند دلائل متعددي داشته باشد. اول اينکه براي انسان هاي آن خطّه ابعاد واقعي قتل عام يهوديان روشن نيست. دوم اينکه آنها فاقد اين بزرگمنشي هستند که نسبت به رنجي که بر ملتي ديگر رفته است، تحقيق کنند، ملتي که خودش امروز فلسطيني ها را پي در پي تحقير و در نوار غزّه اسير کرده، رهبرانش را يک به يک مي کشد، خانه هاي آنها را منهدم کرده، درختان زيتونشان را که ممرّ معاش آنهاست ، ريشه کن ساخته و بسياري کارهاي ديگر در حق آنها روا ميدارد. آرزوي شخصي من براي ايرانيان و اعراب اينست که علي رغم جنايات امروزي اسرائيل، آنها از چنان نيروي خارق العاده اي برخوردار شوند، که بتوانند تحقيق در باره قتل عام يهوديان را وظيفه خويش سازند. سوّم اينکه رابطه اروپا و به ويژه آلمان با اسرائيل ، هنگاميکه آنها مي کوشند مسئوليت و تقصير خود در قبال قتل عام يهوديان را به خرج مردم فلسطين به فراموشي سپارند، به شدت آنها را مظنون ميسازد. اين رفتار فرصت طلبانه اروپائيان موجب ميشود که بسياري از اهالي جهان اسلام بدين فکر بيافتند که اروپائيان به اين خاطر در باره هولوکاوست مبالغه مي کنند تا ديگر در حمايت از اسرائيل هيچگونه عذاب وجداني نداشته باشند. چهارم اينکه بسياري از اعراب و مردم جهان اسلام بر اين باوراند که مسئوليت مصائبي که بر يهوديان رفته است، از گرده آنها ساقط بوده و بر دوش اروپائيان و بويژه آلمانها قرار دارد.

-         به نظر شما آلمان در قبال کنفرانس هولوکاوستي که قرار است در تهران برگزار شود، چکار بايد بکند؟

-         توصيه من اينست که شمار زيادي از آلمانها و اروپائياني که در زمينه هولوکاوست و يهود ستيزي کار مي کنند، در اين کنفرانس شرکت جسته، حاصل تحقيقات خويش را آنجا عرضه نمايند و شکّ هائي را که آنجا مطرح ميشود، جدّي گرفته و پاسخ هاي قانع کننده اي بدانها بدهند. البته آنها بايد همچنين کوشش نمايند دلائل شکّ هاي مطروحه در باره هولوکاوست را فهميده و پس از بازگشت به اروپا در باره آنها مطالعه و در تحقيقات خويش ملحوظ دارند.

-         در ايران نيز عکس العمل هاي شديدي در قبال کاريکاتورهاي منتشره در روزنامه راست گراي دانمارکي ايلندز پستن بوجود آمد. به گزارش موسسه  ما، برداشت قريب به تمامي مطبوعات غرب اينبود که آزادي مطبوعات و آزادي بيان در معرض خطر قرار گرفته است و اين خود موجب دامن زدن به احساس خطر از جانب اسلام و اوجگيري راسيسم و نزاع تمدنها گشت. به موازات آن گردانندگان سياسي مطبوعات غرب از مسلمانهائي که در اين خطّه مي زيند، خواهان فزوني همسازيشان با فرهنگ غرب شدند. به نظر ما اين مي تواند موجب گردد که قابليت پذيرائي مردم ما براي آغاز عمليات جنگي بر عليه ايران و ساير کشورهاي اسلامي افزايش يابد. و اين در واقع مي تواند مخاطره آميز باشد. زيرا که بدون پذيرش و تأييد اين امر از جانب مردم، عمليات جنگي بر عليه کشورهاي خاور ميانه غير قابل انجام است. پرسش من اينست که آيا شما اين تحليل را قبول داريد و چگونه ميتوان با يک چنين تحولاتي مقابله کرد؟

-         بله من با تحليل شما به ميزان زيادي موافقم و خودم هم حسّ مي کنم که آمادگي پذيرش براي آغاز جنگ بر عليه ايران در آلمان بسيار بالا رفته است. به عنوان نمونه سازمان دانشجويان دانشگاه ما از آقاي ماتياز کونتسل Mathias Kuenzel   براي انجام سخنراني در باره يهود ستيزي اسلامي و سياست دولت آلمان در قبال خاورميانه دعوت کرده بود. او در 23 ژوئيه امسال در سايت اينترنتي اشپيگل Spiegel-online  خواهان اين شده بود که غرب از اسرائيل حمايت کامل نمايد تا که آن کشور قادر شود به اهداف خويش از طريق اعمال خشونت نظامي در خاورميانه جامه عمل بپوشاند. او علاوه بر اين در دفتر دوم مجله اي موسوم به „Phase 2“  که در ژوئيه امسال منتشر گشت، نه تنها تغيير رژيم عراق را مثبت ارزيابي کرد، بلکه طرفدار عمليات نظامي در جهت تغيير نظام ايران نيز گشته است. من با کمال تأسف با اين امر مواجه گشتم که دانشجويان جوان و کم اطلاع ما بدون اينکه مشکلي داشته باشند، نظريات سخنران را که تلويحاً مي گفت مسلمانها روحيه فاشيستي نازيها را گرفته و لذا خطر اصلي براي جهان حاضر به حساب مي آيند ، را تعقيب کرده و مخالفتي با آن نکردند. در مقابل آن، آنها نسبت به پرسش هاي انتقادي من از سخنران، تفاهمي نشان ندادند. به نظر من اين وضع بسيار خطرناکي است و مطبوعات دست راستي و جنگ طلبان، گويي موفق شده اند، نارضايتي نسل جوان را از جناياتي که اسلافشان مرتکب شده اند به گردن جهان اسلام بياندازند. شگفت انگيز اينست که آلمانها و اروپائيان، خود 6 ميليون يهودي را نابود کرده اند و اکنون مبلغين اسلام ستيز در آلمان اين برداشت را الغآء مي کنند که مسلمانها که قرنها با يهوديان در صلح و آرامش نسبي زيسته اند، مسئوليت هولوکاوست را بعهده داشته و کار نازي ها را دنبال مي کنند. البته بايد اينرا پذيرفت که احمدي نژاد با اظهارات عوام پسندانه و تحريک آميز خويش به اين آتش دامن مي زند. نهايت زشتي و پستي در اين است که يک چنين رفتار بيمارگونه اي با توجه به جمعيت 2/3 ميليوني مسلمانان مقيم آلمان، زمينه را براي فعاليت هاي ضد خارجي نئونازيها تقويت مي کند و بدين ترتيب دستجات باصطلاح چپ که به جانبداري از اسرائيل و يهوديان تظاهر مي کنند، به نئونازيها قرابت گزيده و متأسفانه کساني که دانسته يا ندانسته با اين دستجات همراهي مي کنند، خودشان هم نمي دانند که از لحاظ سياسي در چه جناحي قرار مي کيرند.

مصاحبه کننده: پرفسور دکتر زيگفريد يــِـگر Siegfried Jaeger

_______________________________________________________ 

*  انتشار در DISS-Journal   ، نشريه Duisburger Institut fuer Sprach- und Sozialforschung , Nr. 15 (2006), Dezember 2006