براي حماس راه ديگري نمانده بود
گفتگوي لوتس هردن با محسن مسرت
در هفته نامه فرايتاگ 22 ژوئن 2007بفارسي از حميد بهشتي
در باره جلوگيري از برادرکشي، توطئه فتح و گرايش به دموکراسي فاسد
فرايتاگ : آيا از نوار غزّه نشانه هاي ايجاد خلافت توسط حماس بچشم مي خورد؟
محسن مسرت: اگر به سخنان المرت، نخست وزير اسرائيل اعتماد کنيم، به همين نتيجه مي رسيم. به گفته او از ناحيه غزه تمامي منطقه در معرض تهديد مي باشد. مطبوعات آلمان از اين تحليل تهديد آميز چنين گزارش مي کنند: حماس قصد دارد در غزه خلافتي را تأسيس نمايد و اين براي ثبات مصر و ساير کشورهاي عربي تهديد آميز مي باشد. اما با توجه به اينکه هانيه، نخست وزير حماس تن به انحلال دولت واحد فلسطيني از جانب محمود عباس نداد و با اصرار بر وحدت ملي ميان نوار غزه و کناره باختري رود اردن تأکيد مي کند، اين امر ادعاي قبلي را نقض مي کند. احتمالا قصد آنها اينست که هويت حماس را شيطاني جلوه گر ساخته، نوار غزه را به شدت در تگنا قرار دهند و شايد نيز نقش آنها نهايتا آماده ساختن افکار عمومي براي حمله نظامي اسرائيل به تأسيسات حماس و مشروعيت بخشيدن بدان باشد.
- اما مگر ما در حال حاضر شاهد پيشروي نيروهاي متعصب مذهبي در جهان عرب نيستيم که البته مطلوب ايران و عربستان سعودي نيز مي باشد؟
- بر خلاف ايران در رياض اين تحولات مطلوب نيستند. در حاليکه رهبري ايران از اينکه اسلام افراطي در جهان عرب پيشروي دارد، راضي است، حاکمان رياض ممکن است روزگاري خود از جمله قربانيان اين تحول بحساب آيند.
- چگونه ؟
- زيرا افراطي شدن جهان اسلام شامل بر عربستان سعودي نيز گشته است و بدين دليل که تبديل شدن فتح در فلسطين به عامل غرب براي مردم عربستان سعودي نيز روز به روز روشنتر ميگردد.
- چرا حماس اکنون تصميم به اين اقدامات تعيين کننده گرفت؟
- اگر اطلاعات رسيده صحت داشته باشند، سيا و موساد، محمد دهلان و نيروهاي امنيتي فتح در غزه را به مدرن ترين تسليحات مجهز نموده اند. علاوه بر آن گفته ميشود که نيروهاي فتح در قاهره تحت تعليمات قرار دارند تا بتوانند با حماس به شدت به مقابله پردازند. اگر چنانچه اين اطلاعات صحت داشته باشند، ديگر قابل درک است که حماس حاضر نبوده است بيش از اين منتظر بماند، به سرعت اقدام نمود و به توطئه سيا و دهلان پيشدستي کرده است. با نگرش دقيق به ماجرا، حماس با اين اقدام خويش از وقوع برادرکشي در غزه جلوگيري نمود.
- آيا اين امر براي کناره باختري نيز مصداق دارد؟
- متاسفانه در آنجا اين خطر همچنان بشدت وجود دارد. بويژه بدين دليل که مي بايست از اين فرض حرکت کنيم که آمريکا و اسرائيل محمود عباس را تحريک مي کنند عليه حماس در کناره باختري با خشونت مقابله نمايد تا شکست خويش در غزه را بپوشاند. زماني که عباس دولت واحد را منحل کرد، به خوبي در چهره او ديده ميشد که با چه فشاري مواجه بوده است. با اين حال ممکن است و ضرورت نيز دارد که از برادرکشي در نوار غزه جلوگيري شود و لازمه آن نيز بوجود آمدن يگ گروه عربي مراقب صلح است که از اوجگيري خشونت ها جلوگيري نموده و مقدمات انجام انتخابات را فراهم نمايد.
- اما اسرائيل هرگز حاضر به استقرار نيروهاي مراقب صلح متشکل از اتحاديه عرب در مرزهاي خود نخواهد بود.
- اين امکان هست که براي يک چنين کاري نيروي مختلطي از جانب کشورهاي اروپائي و عربي تشکيل شود، تا هم براي اسرائيل قابل پذيرش باشد و هم براي فلسطينيان. بويژه در نوار غزه حضور يک چنين نيروئي براي انجام انتخاباتي که مشروعيت دموکراتيک داشته و به ايجاد دولت منتخب مردم منجر گردد ضروريست.
- با توجه به وضع حاضر آيا توافقي که در ماه فوريه گذشته توسط سلطان عربستان صورت گرفت و منجر به ائتلاف ميان حماس و فتح گشت در حقيقت تظاهر به سازگاري نبوده است، بدين قصد که حاصل انتخابات ژانويه 2006 براي حماس را منتفي سازند؟
- فکر نمي کنم چنين باشد. سلطان عبدالله جداً کوشيد ميان حماس و فتح توافق حاصل نمايد تا بتواند از نفوذ ايران در منطقه بکاهد. او درست در جهت خواست بوش و رايس مي خواست جبهه سنّيان را با توجه بدينکه فلسطينيان اکثراً سني هستند، در مقابل خطر فرضي شيعي تقويت نمايد. منتها خواست آمريکا مبني بر اين که سنّي ها را عليه شيعه ها در ميان اعراب بسيج کنند، با خواست اسرائيل در تناقض بود. زيرا قصد اسرائيل ايجاد اختلاف ميان فلسطينيان است. به نظر ميرسد که اسرائيليان موفق شده اند مشکل خود با آمريکا را به نفع خويش فيصله دهند. اولمرت هم که پيش از آن توفيق يافته بود که غرب سازش مکه را مردود شمرده و دولت واحد فلسطيني را به رسميت نشناسد، که اين خود موجب اوجگيري اختلافات ميان فلسطينيان شد.
- بهائي که در اين ميان حماس بايد بپردازد چيست؟ تحريم هر چه بيشتر نوار غزه؟
- در حال حاضر فکر نمي کنم راهکار حماس تعرض آميز باشد و نيز فکر نمي کنم اين کاري را که کرده است با برنامه ريزي دراز مدت انجام داده باشد. زيرا که براي حماس در واقع راه ديگري باقي نگذاشته بودند و عملاً در مقابل توطئه اي که کرده بودند، قرار گرفت و چنين عمل نمود.
- توطئه اي که فتح در آن دست داشته است؟
- سازمان سيا و موساد نيز اگر اطلاعات رسيده صحت داشته باشند، در آن دست داشته اند. اما به گمان من و بر خلاف کليه پيشگوئي هائي که در اين زمينه ميشود حماس موفق خواهد شد نفوذ خويش را در کناره باختري توسعه دهد، زيرا اين سازمان در نظر فلسطينيان، به ويژه در نظر کساني که ديگر چيزي براي باختن ندارند، تنها نيروي اصيل سياسي است که با اشغالگران مقابله مي کند.
- اگر شما مشاور دولت اسرائيل مي بوديد در قبال وضع موجود چه پيشنهادي به آنها مي کرديد؟
- پرسش بسيار جالبي است. من به آنها توصيه مي کردم که دست از سياست "اختلاف بيانداز و حکومت کن" برداريد، دست از اينکار برداريد زيرا فلسطين درست دارد به همان راهي ميرود که عراق را بدانجا رانده ايد و بدين ترتيب امنيت اهالي خود اسرائيل نيز به شدت وخيم گشته است. به صراحت بدانها مي گفتم که سياستشان نه فقط ضد دموکراتيک بوده و با موازين اخلاقي تناقض دارد بلکه همچنين خيانت در حق بشريت بوده و خود ملت اسرائيل را نيز شامل ميشود.
- و به حماس چه توصيه مي کرديد؟
- توصيه مي کردم که از اشتباهات عرفات و فتح درس گرفته و از تکرار آنها خودداري نمايد و تسليم اين وسوسه نگردد که به تنهائي تمامي ملت فلسطين را نمايندگي کند. به رهبري حماس مي گفتم که به چند صدائي و تکثر علائق فلسطينيان احترام بگذاريد، زيرا در آنصورت است که ميتوانيد ملت فلسطين را بدانسان قوي سازيد که موجب وحشت اسرائيل و آمريکا باشد. و با توجه به بي فرجامي راه حل نظامي به رهبري حماس توصيه مي کردم که راه مقاومت منفي را برگزينند.
- تحول اخير سياست ديپلماتيک کاندوليزا رايس و گروه چهارگانه در خاورميانه چه معنا و اثري دارد؟
- ظاهراً بوش و رايس ديگر نمي دانند چکار کنند. تنها چيزي که به فکر آنها مي رسد عمليات توطئه آميز است، زيرا مثل اينکه آنها نتوانسته اند درک کنند که تشويق و ايجاد حکومتهاي دستنشانده فرجامي ندارد. و در مقابل آنها فلسطينيان و مردم ممالک اسلامي دارند بدين برداشت ميرسند که دموکراسي وسيله مناسبي براي بدست آوردن کرامت انساني و پايان دادن به وضع اشغال و تهاجم و استبداد مي باشد. و از قضا اين کنايه تاريخ است که نمايندگان دول دموکرات با جبهه گيري هاي خويش که به نفع عوامل فاسد و دستنشانده مي کنند، در حال از بين بردن گرايش همان انسانها به دموکراسي مي باشند. اين گروه چهارگانه نيز با جبهه گيري هائي که کرده است همچون لاشه اي ميماند و همينگونه باشد نيز بهتر است.