‏بسمه تعالي ‏

‏مصاحبه دكتر دينر هرمن خبرنگار نشريه فرانكفورتر آلگماينه آلمان با آيت الله العظمي منتظري ‏

‏در تاريخ ‏1385/9/25‏‏

 

‏خبرنگار: افتخار بزرگي است كه مرا به حضور پذيرفتيد. خيلي از شما متشكرم .‏ ‏حضرتعالي در نوشته هايتان از اولين كساني بوديد كه راجع به ولايت فقيه‏ ‏مطالبي نوشتيد و نظريه خودتان را در اين مورد اعلام كرديد. ظاهرا يك‏ ‏سري اصلاحات و تغييراتي در نظرياتتان پيش آمد. مبناي اين تغييرات‏ ‏كجا بود، چه چيزي باعث شد كه اين تغييرات صورت بگيرد، و اگر ممكن‏ ‏است براي ما بگوييد كه اين تغييرات به چه سمت و سويي پيش مي‎رود؟
‏ ‏آيت الله منتظري : تغييراتي در نظريات بنده نبوده ، از اول نظر من يك جور‏ ‏بود. نظريه ولايت فقيه را قبل از من آيت الله خميني (ره ) در نجف كه بودند‏ ‏تدريس كردند و درسهاي ايشان در ايران پخش شد و اين خود براي طرح‏ ‏مسأله ولايت فقيه زمينه شد. بحث ولايت فقيه از آيات و روايات استفاده‏ ‏مي‎شود و داراي پشتوانه علمي است . اجمالا ولايت فقيه را قبول داريم ، نه‏ ‏به اين گونه اي كه آقايان به مطلقه رسانده اند و اينكه ولي فقيه همه كاره باشد.‏ ‏ما مسلم مي‎دانيم كه اصل حكومت براي مردم لازم است و حاكميت هم‏ ‏مادامي كه پايگاه مردمي نداشته باشد فايده ندارد. دستورات دين مقدس‏ ‏اسلام منحصر در مسائل عبادي و اخلاقي نيست ، بلكه اسلام براي همه‏ ‏نيازهاي بشري و از جمله حاكميت و شرايط آن دستور و برنامه دارد. چون‏ ‏اكثريت مردم ايران مسلمانند و به موازين اسلامي ملتزمند، ما از كتاب و‏ ‏سنت براي حاكميت بر مسلمين شرايطي را استفاده مي‎كنيم كه بسا عقل هم‏ ‏با آنها مساعد باشد. اگر فرض كنيم امر دائر شود بين اينكه يك نفر عالم به‏ ‏موازين اسلامي حاكم باشد يا يك نفر غير عالم پيداست عالم به موازين‏ ‏اسلامي مقدم است ; چون مردم مسلمانند و مي‎خواهند كشور مطابق موازين‏ ‏اسلامي اداره شود.
‏ ‏قرآن هم مي‎فرمايد: (هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون انما يتذكر‏ ‏اولوا الالباب ):"آيا آنهايي كه عالم اند با آنهايي كه عالم نيستند يكسانند؟!‏ ‏آدمهاي عاقل اين را مي‎دانند."
‏ ‏در سوره يونس (آيه35) خدا مي‎فرمايد: (افمن يهدي الي الحق احق أن يتبع ‏ ‏امن لا يهدي الا ان يهدي ):"آيا كسي كه مردم را به حق هدايت كند سزاوار‏ ‏پيروي است يا كسي كه ديگران بايد او را هدايت كنند؟"
‏ ‏اميرالمؤمنين (ع ) در خطبه 173 نهج البلاغه مي‎فرمايند: "ان أحق الناس بهذا‏ ‏الامر اقواهم عليه واعلمهم بامرالله فيه ": "همانا سزاوارترين مردم به امر‏ ‏حاكميت ، تواناترين ايشان بر آن و داناترين آنان به فرمان خدا در آن‏ ‏مي‎باشد."
‏ ‏بنابراين اگر بنا باشد مطابق موازين اسلامي حاكميت برپا شود، بايد حاكم‏ ‏آگاه به موازين اسلام ، مدير، مدبر، شجاع و عادل باشد و حريص و طماع‏ ‏نباشد. اينها شرايطي است كه من در كتاب ولايت فقيه - كه چهار جلد عربي و‏ ‏ترجمه به فارسي هم شده - ذكر كردم . هر عاقلي مي‎فهمد عالم بر غيرعالم‏ ‏مقدم ، و مدبر و مدير بر غيرمدبر و مدير و عادل بر غيرعادل مقدم است . اما‏ ‏در عين حال حاكميت بر مردم ، چون اساسش مردمند بايد با رأي و نظر مردم‏ ‏شكل گيرد. حتي پيغمبراكرم (ص ) هم بعد از آنكه مردم با ايشان بيعت كردند‏ ‏حاكم شدند. امام حسن مجتبي (ع ) در نامه اي به معاويه مي‎فرمايد: وقتي كه‏ ‏پدرم از دنيا رفت "ولاني المسلمون الامر من بعده " مسلمانها مرا والي قرار‏ ‏دادند. پس معلوم مي‎شود تحقق ولايت از ناحيه مردم است . پس از‏ ‏پيامبر(ص ) و ائمه اطهار(ع ) مردم چون مسلمانند و متعهد به موازين‏ ‏اسلامند، شرايطي را كه اسلام در كتاب و سنت براي حاكم ذكر كرده اگر در‏ ‏شخصي وجود داشت ، با رأي و نظر مردم حاكم مي‎شود.
‏ ‏ما در مجلس خبرگان كه بوديم مثال مي‎زديم و مي‎گفتيم كه مردم شوروي از‏ ‏باب اينكه ماركسيست بودند طبيعي است كسي را كه ايدئولوگ ماركسيسم‏ ‏باشد سركار مي‎آوردند، براي اينكه مي‎خواستند كشورشان بر اساس موازين‏ ‏ماركسيسم اداره شود. ما هم چون مسلمانيم و اسلام منحصر در امور عبادي‏ ‏و اخلاقي نيست موازين حكومت ، اقتصاد و سياست را هم متعرض است ،‏ ‏بنابراين آن كسي كه حاكم مي‎شود بايستي - بجز عدالت و مديريت - نسبت‏ ‏به موازين اسلامي عالم و متخصص باشد. تأكيد مي‎كنم : حتما بايد مردم او را‏ ‏انتخاب كنند، و پس از انتخاب هم مردم ناظر بر حاكميتش باشند. خودسرانه‏ ‏كار نكند، بلكه طبق موازين اسلام عمل كند.
‏ ‏حتي پيغمبر(ص ) و ائمه (ع ) هم ولايت مطلقه به اين معني نداشتند. قرآن‏ ‏مي‎فرمايد: (فاحكم بينهم بما انزل الله ) پيامبر بر طبق آنچه كه به او دستور‏ ‏داده مي‎شود بايد عمل كند. اين نظر ما در ولايت فقيه است . اما ولايت‏ ‏مطلقه اي را كه آقايان در بازنگري اضافه كردند من اين را قبول نداشتم و به آن‏ ‏رأي هم ندادم . معناي ولايت مطلقه فقيه كه آقايان مي‎فرمايند اين است كه‏ ‏يك نفر به عنوان شاخص قرار داده شود و در همه امور دخالت كند و كسي‏ ‏هم حق نداشته باشد به خطاها اعتراض كند. در صورتي كه حتي‏ ‏اميرالمؤمنين (ع ) با اينكه ما آن حضرت را معصوم مي‎دانيم در خطبه 216‏ ‏نهج البلاغه مي‎فرمايند: "فلا تكفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فاني لست ‏ ‏في نفسي بفوق أن أخطي": "شما خودتان را باز نداريد از گفتار حق و مشورت‏ ‏عادلانه ، براي اينكه من فوق خطا نيستم ." بايستي مردم حاكم را راهنمايي و‏ ‏هدايت كنند تا به استبداد نرسد.
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: در مورد نظريه شما در مورد ولايت فقيه ، چند نفر از آيات عظام‏ ‏در قم و در جهان تشيع هستند كه نظر شما را قبول دارند؟
‏ ‏آيت الله منتظري : آقايان نوعا و اجمالا ولايت فقيه را قبول دارند. اين نظريه‏ ‏اختراعي نيست ، چون از كتاب و سنت استفاده مي‎شود. از گذشته مسأله‏ ‏ولايت فقيه مطرح بوده ولي به صورت مدون در كتابها كمتر بوده است .‏ ‏مرحوم آيت الله خميني در اين زمينه در نجف درس گفتند، بعدا هم در‏ ‏مجلس خبرگان مطرح شد، چيز تازه اي نيست . من از همان اول نظرم اين بود‏ ‏كه اساس حاكميت مردمند. مرحوم آيت الله خميني نيز مي‎فرمود: ميزان رأي‏ ‏ملت است . حالا آقايان دم از رأي ملت مي‎زنند اما انتخاباتشان تقريبا به‏ ‏انتصابات منجر مي‎شود!
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: حضرتعالي چه توصيه اي براي مردم عراق داريد، با توجه به‏ ‏ناآرامي هايي كه در آن كشور هست ; و چه درسي را مي‎شود از اين‏ ‏تاريخچه اي كه در ايران بوده گرفت و به مردم عراق داد كه زودتر به صلح و‏ ‏آرامش برسند و اين درگيريها كمتر بشود؟
‏ ‏آيت الله منتظري : مردم عراق شيعه و سني چون همه مسلمانند بايستي بر‏ ‏طبق موازين اسلامي عمل كنند. اين قتل عامها و ترورهايي كه انجام مي‎شود‏ ‏همه مخالف موازين اسلام است . از پيغمبر اكرم (ص ) نقل شده كه فرمودند:‏ ‏"الاسلام قيد الفتك " يعني : "اسلام ترور را منع مي‎كند." وقتي كه ابن زياد آمد‏ ‏در كوفه ، ياران امام حسين (ع ) در آنجا با مسلم بن عقيل صحبت كردند كه در‏ ‏مجلسي كه ابن زياد مي‎آيد او را ترور كند اما مسلم بن عقيل او را ترور نكرد،‏ ‏پرسيدند چرا او را ترور نكردي با اينكه ابن زياد شري بود كه ريشه اش بايد‏ ‏برداشته شود؟ در جواب گفت : من يادم آمد كه پيغمبراكرم (ص ) فرمودند:‏ ‏"الاسلام قيد الفتك ". بنابراين اين ترورهايي كه برخي گروهها به اسم اسلام‏ ‏انجام مي‎دهند آبروي اسلام را مي‎برند; اسلام با ترور اشخاص مخالف‏ ‏است ، و قرآن هم درباره آزادي و عدم اكراه مي‎گويد: (لا اكراه في الدين ):‏ ‏"در دين اكراه و اجبار نيست ." همچنين مي‎فرمايد: (لكم دينكم و لي دين ).
‏ ‏قاعده اش اين است كه مردم عراق اعم از شيعه و سني ، كرد و عرب ، همه‏ ‏تفاهم كنند و يك حكومت طبق نظر اكثريت تشكيل دهند; چون نمي شود‏ ‏نظر همه افراد در حاكميت اجرا شود. پس حتما بايستي در رأي گيري ملاك‏ ‏اكثريت باشد، اكثريت هر نظري دادند به همان عمل كنند. گروهها و سلايق‏ ‏مختلف بايد منافع ملي كشورشان را ملاحظه نمايند. هر گروه از‏ ‏خواست هاي خودشان كمي كوتاه بيايند قطعا به توافق مي‎رسند. با جنگ و‏ ‏ترور كار به جايي نمي رسد. وضعيت عراق براي همه اهميت دارد. من بارها‏ ‏درباره عراق مطالبي گفته ام و نوشته ام . البته در گذشته و تاريخ عراق حدود‏ ‏هشتاد سال حكومت دست اهل سنت بوده ، با اينكه شيعه در عراق اكثريت‏ ‏دارند.
‏ ‏حالا بعد از سقوط صدام شيعه ها معتقدند چون اكثريت با آنهاست پس‏ ‏حاكميت بايد با نظر آنان باشد. در مقابل اهل سنت مي‎خواهند همان گونه كه‏ ‏هشتاد سال متصدي حاكميت بودند در حال حاضر نيز حاكميت دست آنان‏ ‏باشد!
‏ ‏البته دنيا عوض شده و در همه دنيا ملاك اكثريت است ، ولي حقوق اقليت‏ ‏هم بايد حفظ شود حتي حقوق غيرمسلمانها مانند مسيحيها، يهوديها،‏ ‏مجوسيها و...چون درباره حفظ حقوق اهل ذمه دين اسلام خيلي تأكيد كرده‏ ‏است .
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: جنابعالي در صحبتهايتان به اختلافاتي كه در شيعه و سني هست‏ ‏اشاره كرديد، با توجه به اختلافي كه ميان شيعه و سني در عراق هست و‏ ‏شما مي‎فرماييد بايد توافق صورت گيرد، الان منازعات سياسي كه در لبنان‏ ‏هست باز هم ظاهرا بين يك گروه شيعه و دولت سني است ، به نظر شما چه‏ ‏جور گفتگويي بايد صورت بگيرد بين اهل سنت و شيعيان تا اختلافها به‏ ‏حداقل برسد؟
‏ ‏آيت الله منتظري : بايد هر گروهي از انحصارطلبي بيرون آمده و ديگران را‏ ‏بپذيرند و به رسميت بشناسند. متأسفانه در لبنان هم سياستهاي غلطي دنبال‏ ‏مي‎شود. مخالفان با نافرماني مدني عليه دولت قيام كرده اند، مقامات ايران‏ ‏هم از نافرماني مدني آنها حمايت مي‎كنند; حال آنكه در ايران خودمان اگر‏ ‏كساني تجمع كنند يا حرفي بزنند مي‎گويند اين براندازي نظام است . در كار‏ ‏آقايان تضاد هست كه ميان داخل و خارج تفاوت قائل مي‎شوند.
‏ ‏در لبنان و عراق همه بايد تفاهم كنند. اسلام با اينجور مشاجرات مخالف‏ ‏است . عرض كردم قرآن فرموده : (لا اكراه في الدين ). اين آيه به ما درس‏ ‏مي‎دهد كه در دين اكراه نيست و همه مسلمانها حق دارند، اهل كتاب هم حق‏ ‏دارند. انسان بما أنه انسان حرمت ذاتي دارد و با خشونت ها و ترورها حرمت‏ ‏انسان از بين مي‎رود، هم در عراق هم در فلسطين . مردم مظلوم فلسطين را‏ ‏هم آواره كرده اند و هر روز مزاحمشان مي‎شوند. گروههاي فلسطيني هم اگر‏ ‏با تفاهم و دوستانه مسائل را حل مي‎كردند كار به كشمكش بين آنان‏ ‏نمي رسيد. طمع زيادي كه بعضي گروهها دارند افراد را تحريك مي‎كنند و كار‏ ‏به اينجا مي‎رسد كه خود فلسطيني ها بر روي يكديگر اسلحه مي‎كشند.
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: بحث گفتگوي بين فرق مذهبي پيش آمد، شايد اين سوئال من هم‏ ‏به نوعي به آن مرتبط باشد. مي‎خواستم در مورد امكان گفتگو بين جهان‏ ‏اسلام و جهان مسيحيت صحبت كنيد.
‏ ‏آيت الله منتظري : مسلمانها با همه مذاهب حتي با يهود هم بايد تعامل و‏ ‏گفتگو داشته باشند. البته ما با صهيونيسم مخالفيم اما با يهود هيچ مخالفتي‏ ‏نداريم . آنها هم تابع پيغمبر خدا حضرت موسي (ع ) هستند. بنابراين تمام‏ ‏فرقه هايي كه معتقد به خدا هستند بايد با هم تفاهم داشته باشند; به ويژه‏ ‏مسيحيان . قرآن مي‎فرمايد: (لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود‏ ‏والذين اشركوا و لتجدن اقربهم مودة للذين آمنوا الذين قالوا انا نصاري ذلك ‏ ‏بان منهم قسيسين و رهبانا و انهم لا يستكبرون ). مسيحيها نوعا استكبار‏ ‏ندارند گرچه بعضي از حكومتهايشان مستكبرانه عمل مي‎كنند. ولي بايد با‏ ‏پيروان اسلام بنشينند و در جهات مختلف اعم از سياست و اقتصاد و...با هم‏ ‏هماهنگ باشند.
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: آيا مي‎توانيم از صحبتهاي شما چنين نتيجه گيري كنيم كه‏ ‏مي‎توان جلوي برخورد تمدنها را گرفت و لازم نيست برخوردي به وجود‏ ‏بيايد؟
‏ ‏آيت الله منتظري : بله تفاهم تمدنها بايد باشد، بلكه تفاهم انسانها. مولاي ما‏ ‏اميرالمؤمنين علي (ع ) در نامه اي كه به مالك اشتر مي‎نويسد مي‎فرمايد: "و لا‏ ‏تكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم فانهم صنفان اما أخ لك في الدين او نظير‏ ‏لك في الخلق ": "با مردم همچون جانور درنده مباش كه خوردن آنان را‏ ‏غنيمت شماري زيرا آنان دو دسته اند يا برادر ديني تواءند يا انساني همچون‏ ‏تو در آفرينش ."
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: نظرات جنابعالي به عنوان نظريات معتدل و ميانه رو در جهان‏ ‏اسلام معروف است . من مي‎خواهم بدانم كه آيا رسانه اي يا كانال ارتباطي‏ ‏با مردم و با جهان اسلام داريد؟
‏ ‏آيت الله منتظري : تنها كانال ارتباطي و اطلاع رساني من سايت است كه تا به‏ ‏حال سه مرتبه فيلتر شده . و نشريات و رسانه ها حق انتشار مطالب من را‏ ‏ندارند و اگر مطلبي منتشر كنند با آن نشريه برخورد قضايي مي‎شود.
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: با توجه به شرايطي كه امروز هست وضعيت تدريستان و ارتباط‏ ‏شما با شاگردانتان چطور است ؟
‏ ‏آيت الله منتظري : البته با بالا رفتن سن انسان نمي تواند زياد كار بكند ولي من‏ ‏شبهاي سه شنبه ، چهارشنبه و پنج شنبه از كتاب جامع السعادات نراقي - كه‏ ‏كتاب خوبي است - درس اخلاق مي‎گويم . با مردم هم ارتباط دارم . متأسفانه‏ ‏درب حسينيه شهدا كه محل تدريس و برگزاري مراسم سوگواري و عزاداري‏ ‏بود بسته اند، دو تا عكس از آقايان به ديوارش نصب كرده اند و باعث بدبيني‏ ‏مردم نسبت به آنها شده اند. از نظر جا در مضيقه هستيم ; و بايد پرسيد علت‏ ‏بستن درب حسينيه چيست ؟
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: سؤال آخر از حضور جنابعالي . شما فكر مي‎كنيد دين و امور‏ ‏حكومتي تا چه ميزان بايد با هم تداخل داشته باشند و تا چه ميزان بايد از‏ ‏همديگر جدا باشند؟
‏ ‏آيت الله منتظري : من عرض كردم دين مقدس اسلام منحصر به مسائل‏ ‏عبادي و اخلاقي نيست ، مسائل حكومت و سياست و اقتصاد و...نيز در‏ ‏اسلام هست . بنابر همين مطلب است كه آيت الله خميني مي‎گفتند كسي كه‏ ‏بخواهد دين را از سياست جدا كند نه دين را فهميده است نه سياست را.‏ ‏البته از دين نبايد استفاده ابزاري كرد. آقايان متأسفانه استفاده ابزاري از دين‏ ‏مي‎كنند، و الا اگر به موازين ديني ملتزم باشند و حقوق ديگران را رعايت‏ ‏كنند اشكالي پيش نخواهد آمد. سوء استفاده سياسي از دين به دين ضرر‏ ‏مي‎زند.
‏ ‏
‏ ‏خبرنگار: من از صحبتهاي شما خيلي تحت تأثير قرار گرفتم . از اين كه اين‏ ‏فرصت را در اختيار من قرار داديد خيلي ممنونم . افتخار بزرگي بود براي‏ ‏من . اميدوارم خدا به شما سلامتي بدهد و هميشه سالم و سربلند باشيد.
‏ ‏آيت الله منتظري : ان شاءالله شما هم در كارتان موفق باشيد. سعي كنيد به‏ ‏عنوان خبرنگار واقعيات را منعكس كنيد، خبرنگار امانتدار است و بايد آنچه‏ ‏را مشاهده مي‎كند گزارش كند. مبادا يك جايي تحت تأثير جو قرار بگيريد و‏ ‏حقايق را منعكس نكنيد. خبرنگاري شغل شريفي است اما به شرط اينكه‏ ‏امانتدار خوبي هم باشيد. ان شاءالله موفق باشيد.

‏دفتر آيت الله العظمي منتظري ‏

 

 

‏‏1385/10/5‏‏