آشنایی با آرا و نظریات فعالان ملی مذهبی ایران

فصل اول: دکتر محمد مصدق

بخش یازدهم: نظریات دکتر رضا رئیس طوسی

بازگشت به خویش و تجربه حکومت دکتر مصدق

تهیه و تنظیم: سیّد محمّد صدرالغروی

mohammad_sadr@usa.com

اتکا به درآمد نفت به لحاظ جامعه شناسی سیاسی باعث شده است که زمامداران به مشارکت مردم اهمیتی ندهند و اصلاً برای مردم احترامی قائل نباشند. وقتی تولید اهمیت ندارد و به انسان ها هم به عنوان یک آدم مولد و خلاق نگاه نمی کنیم، لذا به جنبه های دیگر او هم احترام نمی گذاریم و نیازی هم به او نداریم. این که در جامعه ما دموکراسی پا نمی گیرد، به دلیل بی نیازی است که قدرت حاکمه احساس می کند.

چرا در غرب دموکراسی نهادینه می شود؟

زندگی اقتصادی – اجنماعی، محصول انسان ها است و چون به انسان ها به عنوان مولد نگاه می کنند، لذا ناچارند به او احترام بگذارند. او تولید می کند و بخشی از تولیدش را برای هزینه زندگی اجتماعی اش می پردازد و در این زندگی اجتماعی خود هم یک عامل موثر است. همه در تولید موثرند پس دولت نمی تواند انسان ها را نادیده بگیرد.

ما که برای دموکراسی کشمکش داریم به دلیل این است که کمتر به یکدیگر نیاز داریم، پول و امکانات برای حاکمین و قدرت نظامی و مواضع و نهادها را از راه نفت به دست می آوریم.

همه گرفتاری های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ما تاکنون، در گرو نگاه ما به نفت بوده است – نفت به عنوان اساسی ترین تامین کننده بودجه کشور – کمتر می توان تردید کرد که چنین نگاه به نفت اشتباه نبوده است.

نتیجه اش این شده که مجموعه درآمدهای نفتی مان را از دست داده ایم. یا بیگانه با تحمیل برنامه ریزی های غلط، آن را در داخل از بین برده یا غارت کرده است و به هر حال نفت نه تنها نقش کمی در رشد اقتصادی و سیاسی ما ایفا کرده بلکه نقش معکوس هم در رشد فرهنگی ما داشته است. بنابراین اگر واقعا می خواهیم به آزادی و استقلال برسیم نباید همه عوامل را به گردن امپریالیسم و بیگانگان بیندازیم. آن ها کار خودشان را می کنند. ما چه کاری برای خودمان کرده ایم؟

بایستی برگردیم دوباره خودمان را نگاه کنیم، بازسازی کنیم و ببینیم با شرایط موجود جهانی، منطقه ای و شرایطی که مردم ما دارند چه باید بکنیم؟

یک تجربه فرهنگی هم داریم... آن هم تجربه دکتر مصدق است. درست است که در آن زمان جمعیت کمتر بود. سهم نفت در اقتصاد ما کم بود و ... ولی عوامل دیگری هم وجود داشت که به ضرر دکتر مصدق بود. الان عواملی وجود دارد که به نفع ماست.

در دوره دکتر مصدق ارتباطات چقدر بود؟ در محله ما فقط یک رادیو وجود داشت. من ششم دبستان بودم، پشت دیوار منزلی که در محله ما رادیو داشت می ایستادم تا به رادیو گوش بدهم. درصد باسوادهای جامعه فوق العاده ناچیز بود و اکثریت 90% روستایی بودند.

در چنین جامعه ای دکتر مصدق چطور توانست حمایت مردم را به دست آورد، با پشتیبانی آن ها برنامه های خودش را تثبیت کند و با بیگانه آن هم با پیچیدگی های آن زمان برخورد کند؟ در نظر داشته باشید که دوران مصدق بلافاصله دوران پس از جنگ و زمانی بود که قدرت های بزرگ مشغول تقسیم مجدد جهان بوده اند و کشور ما در تقسیمات آن ها جزو آن بخش از جهان بود که می باید در اردوگاه غرب قرار گیرد.

دکتر مصدق به اتکا همین مردم ایستاد با همان وسایل اندک و نارسای آن روز، دائما به مردم گزارش می داد. راست می گفت و صداقت داشت. مردم هم که صداقت می دیدند، به او اعتماد کردند و پشتیبان او بودند.

منابع:

1- رضا رئیس طوسی: هفته نامه پیام هاجر، سال 19، شماره 258، 17/1/1378، صفحه 5.

2- محمد بسته نگار: مصدق و حاکمیت ملت، انتشارات قلم، چاپ اول، 1381، صفحات 809 و 810.