و اینک حقوق بشر!
مرتضی کاظمیان
همین چند ساعت پیش ، شاهزاده بشار، به وزیر دادگستری رژیم اش دستور داد که در اسرع وقت لایحه ای را برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی، تنظیم و پیشنهاد کند.
آقای دکتر اسد هرچند متخصص چشم پزشکی است اما ظاهراً تا کنون "قدرت" مانع از دیدن واقعیت های نظام نوین جهانی توسط او شده بود. قدرت- بنا به ماهیت آن- البته میل به انفراد و تجمع و افزایش دارد، اما آنان که نیم نگاهی به تاریخ سیاسی جهان افکنده اند، "اقتدار" ی ماندگار و قدرتی مشروع را جستجو می کنند. تمامیت خواهی و سرکوب مخالفان و بستن دهان منتقدان دگراندیشان سیاسی و سامان دادن نظامی قبیله ای و یکدست و متشکل از "خودی" ها اگرچه ممکن است در کوتاه مدت منافع یک رژیم سیاسی را تأمین کند اما تجربه ی نظام های توتالیتر و اقتدارگرا به روشنی نشان می دهد که این نظام های سیاسی هرگز تضمین مناسبی برای پایایی یک رژیم سیاسی نخواهند بود.
دکتر اسد، دید چشم مراجعان خود را می سنجد، تنظیم می کند و عمق می بخشد و تصحیح می کند؛ اما ظاهراً و به رغم زندگی در یک خانواده سیاسی، و زیست در منطقه ای پرتنش و متلاطم، او نتوانسته است نگاه سیاسی خود را عمق بخشد. اینک و هنگامی که تازه ، تیزی تیغ امپراتوری نوین جهانی را- به تعبیر آنتونیو نِگری- زیر گلوی رژیم خود حس کرده، دریافته است که "حقوق بشر" کیک پس از شام یا دسر قدرت، نیست.
حالا- و در سرازیری هضم در نظم نوین جهانی و تمکین به واقعیت های زیست در دهکده جهانی - که دیگر حتی خبر ضرب و شتم یک زندانی مظلوم در کنج انفرادی، یا اعتصاب غذا به مثابه آخرین حربه و فریاد حق طلبی یک محکوم تحت ظلم مضاعف، پنهان و مخفی نمی ماند- آقای اسد می پذیرد که مخالف سیاسی خود را آزاد بگذارد. عریانی و مناسبات پیچیده ی"قدرت" حکم می کند که حتی برای حفظ اقتدار و تداوم حکومت خویش، تمامیت خواهان نیز- هرچند به "زور" و تلخی- آزادی مخالفان را بپذیرند و فراهم کنند.
اسد، اگرچه در ظاهر از نسل نو و جوان و تحصیل کرده است اما بر همان منطقی پای فشرد که حاکمان سنتی و قدیمی منطقه، سال هاست بر آن تأکید می ورزند: امنیت متکی بر دستگاه های نظامی و اطلاعاتی و امنیتی، و امنیت متکی بر حضور "خودی" ها و سکوت اجباری و خفقان "غیرخودی" ها؛ و نه امنیت متکی بر مشارکت لایه های مختلف اجتماعی حضور زنده و دیدگاه های متنوع و آراء متکثر. بشار جوان - ولی پیر! - اما از یاد برده بود که 11سپتامبری رخ داده است و نفت ( انرژی) بیش از پیش فاکتور تعیین کننده شده است ؛ مبارزه با تهدید کنندگان امنیت نظم جهانی - به ویژه در منطقه خاورمیانه – به عزم جزم شمال ، تبدیل گشته است ؛ و دموکراسی – بر خلاف همین یکی دو دهه ی پیش ، کلید واژه ی غیر قابل اغماض فراملیتی ها و سرمایه داری نوین.
حقوق بشر- بخوانید پاسداشت و رعایت حقوق اساسی شهروندان، حقوق مدنی شهروندان، و حقوق اقلیت های قومی، و مذهبی- اینک و در جهان مدرن پیش از آن که دسر حاکمان باشد، غذای حقیقی رژیم سیاسی و مهم ترین ضامن بقاء دولت مدرن است. حتی نگاه و عقلانیت ابزاری هم حکم می کند که عقلای رژیمهای سیاسی اقتدارگرا برای تداوم زیست سیاسی خود، حقوق بشر را پاس دارند و آن را نه به مثابه دسر اجباری که همچون غذایی ضروری، فهم ، طبخ و میل کنند.