گفتگو با مهندس عزت الله سحابي

:مهندس عزت‌الله سحابي از جمله شخصيتهاي سياسي جامعه است كه مواضع ايشان هميشه با حساسيت و دقت از سوي محافل مختلف سياسي دنبال مي‌شود اخیراً جلسه‌اي انتقادي در دفتر مهندس سحابي در مورد برخي  از فعاليتها و اظهارنظرهاي ايشان با حضور تعدادي از دانشجويان برگزار شد در اين جلسه مهندس سحابي در مورد برخی از اقدامات و موضع گیری های خود ، شرايط كنوني كشور و نظرات جريان ملي مذهبي مطالبی را عنوان کردند، سه موضوع محل پرسش و انتقاد تمامي دانشجويان حاضر در جلسه بود كه مهندس سحابي نيز بيش از همه به اين انتقادات پرداخت آنچه در پي مي‌آيد گزارشي از اين جلسه است  

 در ابتداي جلسه يكي از دانشجويان از ايشان در مورد مصاحبه مهندس سحابي با روزنامه شرق در مورد آقاي خميني پرسيد پرسش کننده معتقد بود این مصاحبه به كلي با مواضع مهندس در این مورد با گذشته تفاوت دارد لذا از مهندس سحابي پرسيد دلايل تغيير موضع شما در اين مورد چيست؟ در ادامه مهندس سحابي ضمن تاييد صحبت پرسش كننده در مورد تفاوت مطلب منتشر شده با مواضع گذشته ايشان گفت :

خبرنگار روزنامه شرق در اين مورد با من تماس گرفت اما من حاضر به انجام مصاحبه نشدم چون معمولاً به دلايل محدوديتهايي که دارند نمي‌توانند مواضع را به طور کامل منتشر کنند اما پس از انتشار اين ويژه‌نامه مصاحبه‌اي از من هم در اين ويژه‌نامه منتشر شده بود بعد از پيگيري متوجه شديم که موسسه حفظ آثار امام از تهيه کنندگان ويژه نامه خواسته بود که با من ودکتر يزدي مصاحبه کند اما بعد از اينکه من مصاحبه نکردم خودشان بخشهايي از مصاحبه ديگري که من مدتها پيش با اين موسسه داشتم را به صورت ابلاغ  در اختيار اين روزنامه گذاشته و آنها هم بدون هماهنگي با من اين مصاحبه را منتشر کرده‌اند اما من  در همان مصاحبه با موسسه حفظ آثار امام هم مفصلاً نظراتم را در مورد ايشان گفته‌ام به اين مضمون كه  امام در مورد رهبري انقلاب بسيار خوب عمل کرد و زماني که در سال 1355 جنبش مسلحانه و ساير گروههاي سياسي به بن‌بست رسيده بودند موفق شد که با توده‌اي کردن مبارزه، انقلاب را به پيروزي برساند اما من در آن مصاحبه نسبت به وي انتقادي هم داشتم از جمله اينکه عليرغم ادعاي پيروان ايشان در مورد تداوم راه انبياء من معتقدم که شيوه ايشان ادامه راه انبياء نبود زيرا همه  انبياء مناسبات طبقاتي زمان خود را دگرگون کردند و در بسياري از موارد طبقه سازي کردند ولي هيچ يک از طبقات موجود در جامعه خود را برنگزيدند و بر آن متكي نبودند  اما آقاي خميني طبقه روحانيت را بر جامعه حاکم کردند، روحانيت از مدتها قبل از انقلاب در جامعه حضور داشت و کاملاً آغشته به مناسبات اجتماعي  قبل از انقلاب بود حتي بسياري از آنها خود آقاي خميني را هم قبول نداشتند و فقط به دليل جو جامعه سکوت مي‌کردند اما در باطن موافق انقلاب هم نبودند اما پس از پيروزي انقلاب در زمره طبقه حاکم قرار گرفتند زيرا از طبقه روحاني بودند اما در مصاحبه منتشر شده در شرق اين مطالب و بسياري ديگر از سخنان من به کلي حذف شده بود و فقط قسمتهايي که در مورد تحليل نحوه پيروزي انقلاب و نقش آقاي خميني در رهبري انقلاب بود منتشر شد.

در ادامه يكي ديگر از حاضرين با ياداوري انتخابات رياست جمهوري  و عملكرد نيروهاي ملي مذهبي و نهضت آزادي پرسش خود را از مهندس سحابي اينگونه مطرح كرد :

آقاي مهندس انتخابات خبرگان در پيش است نيروهاي ملي – مذهبي و نهضت آزادي در انتخاباتهاي اخير در ائتلاف با نيروهاي اصلاح طلب وارد انتخابات شدند تحليل شما در مورد انتخابات خبرگان چيست ؟

ما هنوز در جمع نيروهاي ملي – مذهبي تصميمي در اين مورد نگرفته‌ايم تا جايي که من خبر دارم نهضت هم هنوز تصميمي در اين مورد نگرفته است اما نظر شخصي من اينست که که انتخابات خبرگان با سايرانتخاباتها مثل مجلس يا رياست جمهوري متفاوت است خبرگان به طورمستقيم مرتبط با اصل ولايت فقيه است و ما به لحاظ اعتقادي ولايت فقيه را قبول نداريم  البته چون در قانون اساسي آمده است به اين اصل در کنار ساير اصول قانون اساسي التزام داريم ، اصل 110 و اختيارات رهبري در کنار اصول ديگر قانون اساسي که در مورد حقوق ملت است قرار مي‌گيرد و همانگونه که مردم اختيارات رهبر را مي‌پذيرند رهبر و نظام هم بايد حقوق ملت را به رسميت بشناسنند اما در هرحال انتخابات خبرگان با ساير انتخاباتها متفاوت است و مربوط به اصول دمکراتيک قانون اساسي نيست به اين دليل من موافق شرکت در انتخابات خبرگان نيستم اما موضع جمع بعد از نظرخواهي از دوستان ما در تهران و شهرستانها با نظر اكثريت اعضاء مشخص مي‌شود آخرين پرسش مطرح شده در جلسه در مورد گفتگوي بحث برانگيز مهندس سحابي با آقاي بهزاد نبوي بود  

آقاي مهندس مدتي قبل خبري در مورد ديدار شما و آقاي بهزاد نبوي منتشر شد اين در حالي است كه   سران مشارکت و مجاهدين انقلاب ديدارهايي هم با موتلفه و جريانهاي راست داشتند  اين ديدار با چه هدفي انجام شد و نتيجه آن چه بود و آيا ارتباطي بين اين ديدارها وجود دارد؟

 خير هيچ ارتباطي بين اين ديدارها وجود نداشت و ما هم خبر ملاقات دوم خردادي‌ها و موتلفه را در مطبوعات خوانديم  ديدار من و آقاي نبوي در واقع يک مناظره بود، ما نامه‌نگاري‌هايي با آقاي آرمين پس از انتخابات رياست جمهوري داشتيم که حتماً شما اين نامه‌ها را خوانده ايد ، بعد از اين موضوع يکي از اعضاء حزب مشارکت به ما مراجعه کرد و پيشنهاد مناظره‌ با  آقاي نبوي را در حضور عده‌اي از جوانان حزب مشاركت  مطرح کرد بخشي از دوستان ما با اين مناظره موافق بودند و بخشي هم مخالف اما نهايتاً اين مناظره در منزل يکي از دوستان برگزار شد در اين مناظره مسائل مختلفي مطرح شد و ما هم انتقادات خود به عملکرد سازمان مجاهدين انقلاب  را مطرح کرديم که بخشي از آنها مربوط به سالهاي آغازين انقلاب بود از جمله اينکه پس از انقلاب و ايجاد بحران در کردستان يک هيئت ويژه با اختيارات از طرف دولت و شوراي انقلاب به کردستان اعزام شد که بنده و آقاي صباغيان و مرحوم فروهر و يک نماينده از طرف ارتش به نمايندگي از طرف  مرحوم دكترچمران  اعضاي آن بوديم عملکرد اين هيئت در کردستان بسيار موفقيت آميز بود و سبب تقويت گرايش به مرکز و همينطور جدا شدن مردم از گروههايي مثل کوموله و حزب رژگاري بود حتي کار هيئت تا آنجا پيش رفت که حزب دموکرات بيانيه داد و از مبارزه مسلحانه دست کشيد اين فعاليتها تا اسفند 58 ادامه داشت تا اينکه ما شنيديم عده‌اي از کردهايي که در تهران بودند و قبلاً در كردستان با ساير گروههاي كرد درگيري‌هاي پيدا كرده ‌بودند  و به تهران گريخته بودند  و آن موقع در محل مجلس شوراي سابق روبروي دانشکده افسري اقامت داشتند با مراجعه به بخشي از رهبران انقلاب و بويژه شهيد دكتر بهشتي تقاضا مي‌کنند که دولت به آنها اسلحه بدهد تا آنها به جنگ با کردها بروند سازمان مجاهدين انقلاب هم درآن موقع از اين طرح ‌ها استقبال مي‌کرد من همان موقع هم در شوراي انقلاب گفتم اين تصميمي که آقايان گرفته‌اند تبديل به يک جنگ درازمدت خواهد شد چون اين کردهاي فراري و متحصن در مجلس  که نمي‌توانند از پس کوموله و دموکرات برآيند به ناچار  سپاه و بعد هم ارتش وارد عمل خواهد شد ودر نتيجه جنگ به درازا خواهد كشيد و همينطور هم شد در مورد سياستهاي اقتصادي که در آغاز انقلاب پيش گرفته شد هم ما انتقاداتي به سازمان مجاهدين انقلاب  داشتيم بويژه اينکه در مجلس اول بنده رئيس کميسيون بودجه مجلس بودم ما آن موقع مطرح کردم که  تنها به اندازه نيازمان که در آن موقع حدود 12 ميليارد دلار بود نفت بفروشيم اما عده‌اي از جمله نمايندگان طرفدار سازمان مجاهدين انقلاب و همينطور طرفداران موتلفه مي‌گفتند که به دليل جنگ ما بايد بازار را پر از کالاهاي مورد نياز مردم کنيم ولذا هرچه بيش‌دانستيم چرا سازمان مجاهدين انقلاب كه يك گروه چپ بود اين مواضع را اتخاذ مي‌كرد و ايت سياستها نهايتاً كشور و بودجه دولت را همانگونه كه مي‌بينيد كاملاً به نفت وابسته كرد و بسياري از مشكلات اقتصادي امروز را ايجاد كرد انتقاد ديگر ما به مباحثي بود كه كه سازمان مجاهدين انقلاب در تقسيم بندي نيروهاي سياسي به خودي و غير خودي صورت داد اين بحث خودي غير خودي را اولين بار اين سازمان مطرح كرد و بعداً تبديل به ادبيات رايج نيروهاي راست شد  منظورم اينست که جلسه من و آقاي نبوي بحثي كاملاً انتقادي بود نه آنگونه كه در بيرون منعكس شد البته من معتقدم كه اين نوع گفتگوهاي انتقادي در مجموع لازم است و بهتر است انتقادات رودررو مطرح شود و گروهها يكدديگر و همينطور خودشان را نقد كنند و در اين جلسه هم من و هم آقاي نبوي بخشي از انتقاداتي را كه به يكديگر داشتيم مطرح نموديم.