/مراسم شب بيست و يکم رمضان در حسينيه ارشاد/
حبيبالله پيمان:
امروز دين در يك چرخش تند مجدد قرار گرفته است
هاشم آقاجري:
يكي از نشانههاي جامعه استبدادي عدم وجود شهروند استبرنامه سخنراني شبهاي قدر حسينيه ارشاد به همت انجمنهاي اسلامي دانشجويان و ادوار تحكيم وحدت, با سخنراني احمد زيدآبادي, حبيبالله پيمان, حسن يوسفي اشكوري و هاشم آقاجري شنبه شب برگزار شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا" در ابتداي اين مراسم احمد زيدآبادي با موضوع «زمامداري امام علي(ع)» به ايراد سخن پرداخت و در اين باره اظهار داشت: نقش علي(ع) در دوران زمامداري خلفاي سهگانه نقش ويژه و موثري بود تا جايي كه خليفه دوم گفت اگر علي(ع) نبود، ما رسوا ميشديم.وي افزود: امام علي (ره) در اين دوران هر گاه به حقوق عمومي تجاوز ميشد، شديدا اعتراض ميكرد و موارد مختلفي در همين دوران پيش آمد كه امام علي (رع) به خاطر عدم رعايت حقوق افراد، به خلفا اعتراض ميكردند.
زيدآبادي خاطرنشان كرد: امام علي(ع) تا زماني كه به حضور در قدرت علاقهمند بود، فرصت حضور نيافت و دقيقا زماني كه ديگر علاقهاي به حكومت نداشت، مردم به او رجوع كردند و از او خواستند تا خلافت را قبولي كند. امام علي(ع) بعد از وفات پيامبر(ص) احساس ميكردند با توان مديريتي و علم و حكمتي كه دارند، ميتوانند در اداره حكومت مفيد واقع شوند و در اين راه تعارف نكردند، برخلاف ما شيعيان كه در قبول قدرت تعارف ميكنيم و در زمان حضور در قدرت حاضر نيستيم به راحتي با هم كنار بياييم.
اين روزنامهنگار با اشاره به نقش امام علي(ع) در دورن خلافت عثمان، گفت: عثمان برخلاف عمر توان مديريتي نداشت. علي (ع) در اين دوران ضمن آنكه با عثمان بيعت كرده بود اما مشاجرات لفظي فراواني با او داشت. حتي وقتي ابوذر را در اين دوران تبعيد ميكنند، علي (ع) زمان خداحافظي با ابوذر ميگويد تو به خاطر خدا خشمگين شدي. خشمگين شدي به آن معنا است كه حرف ابوذر حق است اما استراتژي او صحيح نيست.
زيدآبادي سادهزيستي را از خصوصيات علي (ع) در دوران خلافت دانست و تاكيد كرد: سادهزيستي تنها در خوراك و پوشاك نيست. در واقع سادهزيستي يك اخلاق است در كنش با مردم اما متاسفانه سادهزيستي در جامعه امروز به يك سالوس تبديل شده است.
وي اضافه كرد: علي (ع) هيچ استانداري را در ابتدا عزل نكرد حتي يكي از استانداران را كه ولد الزنا بود، به دليل توان مديريتي و عدم تضييع حق مردم ابقا كرد.
اين فعال سياسي تصريح كرد: هيچگاه از رفتار علي(ع) آن انسان ايدهآليستي در نميآيد. او وقتي مصلحت عموم را در نظر ميگيرد، از خيلي از حقوق ميگذرد. ميتوان گفت علي يك پراگماتيست اخلاقي بود يعني هم به مناسبات قدرت توجه داشت و هم براي پيشبرد سياستها به اخلاق مقيد بود.
در ادامه اين مراسم؛ حبيبالله پيمان به توضيح موضوع «دين رهايي يا تقيد» پرداخت و گفت: بعضي از اسلامشناسان معتقدند دين چيزي جز همين فضايي كه در آن نفس ميكشيم، نيست. اين سخن به آن معناست كه ما به سرچشمه دسترسي نداريم.وي تصريح كرد: مسيري كه امروز دين طي كرده است، فراز و نشيبهاي زيادي را پشت سر گذاشته است اما امروز دين در يك چرخش تند مجدد قرار گرفته است. ما در حال ورود به شب قدر تازهاي هستيم و يك احياگري در حال رخ دادن است.
دبيركل جنبش مسلمانان مبارز با اشاره به نشانههاي اين احياگري، گفت: امروز دين و دينداران تغييراتي داشته و دارند و تغيير از دين آييني به عرفاني، تغيير از يكساني به تكثر سلوك، از وابستگي مراجع بيروني به استقلال و خودفرماني، از تقليد به عقلگرايي و از شكل مناسك به دعا و نيايش.
پيمان افزود: ديني كه در ابتدا مورد دعوت بود، مردم را به نيروهاي درون متكي ميدانست و ميخواست از سنت آبا و اجداد و صحبتهاي بزرگانشان خارج شوند. اولين دعوت پيامبر(ص) بريدن و قطع ارتباط از مراجع بيرون و بازگشت به خدايي است كه درون آنها متجلي بود.
پيمان، ايمان، عمل صالح و تقوا را سه مفهوم كليدي دعوت پيامبر(ص) اسلام دانست و تاكيد كرد: پيامبر ميگفت اگر مردم اين سه را داشته باشند، يك زندگي پاك و بالنده خواهند داشت. هر كس ايمان، علم صالح و تقوا را در زندگي خود رعايت كند، ترس و اندوه از زندگي او پاك ميشود و پيامبر(ص) خطاب به مردم ميفرمودند، اگر شما گرفتار فقر هستيد، بدان دليل است كه در جامعه شما شيطان حكمفرماست زيرا خداوند سفره فقر پهن نميكند.
وي ادامه داد: در اين جا يك سوال مطرح ميشود و آن اينكه ما كه همه آداب را رعايت ميكنيم و دستورات را پيروي ميكنيم، چرا باز دچار فقر هستيم؟ اغلب جواب ميدهند كه تقواي شما كامل نيست. اين نوع پاسخها عموما غيرقابل تجربه و ابطالناپذير است، در صورتي كه از خداوند حكيم به دور است كه ما را گرفتار يك دور باطل سازد.
پيمان در توضيح فرآْيند رهايي، اظهار داشت: اولين فرآيند در دينداري رهايي است كه اين نيز نتيجه ايمان است. بعد از آن خودفرماني است. آزادي را ميتوان همان خودفرمايي دانست زيرا تا زماني كه ما از غيرخود فرمان ميبريم، آزاد نيستيم. آزادي تنها رهايي نيست زيرا تا وقتي خودت تشخيص و اراده بر خود را نداشته باشيم، باز آزاد نخواهيم بود يعني آزادي در سايه خودآگاهي است.
دبيركل جنبش مسلمانان مبارز در پايان خاطرنشان كرد: در سايه ايمان چراغي در درون انسان روشن ميشود يعني شعور انسان متجلي ميشود.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، سومين سخنران مراسم شب بيست و يكم، يوسفي اشكوري بود كه با موضوع «ايرانيان و امام علي(ع)» به ايراد سخن پرداخت و گفت: اين موضوع ادامه بحث سال قبل دكتر آقاجري با موضوع «عدالت علوي، عدالت صفوي» است. در اين بحث به اين سوال خواهيم پرداخت كه چرا ايرانيان از همان آغاز گرايش روشني به علي(ع) و آل علي(ع) داشتند.وي افزود: اگر بحث صحابي بودن پيامبر(ص) است، به غير از علي(ع) اصحاب ديگري نيز بودند. اگر بحث عرب و عجم است كه امام علي(ع) هيچ ارتباطي با فرهنگ ايراني ندارد، پس چه دليلي ميتواند مطرح باشد؟
اين فعال ملي- مذهبي در توضيح مسلمان شدن ايرانيان، اظهار داشت: اين صحيح نيست كه همه ايرانيان از سر شناخت و معرفت به اسلام گرويدند زيرا واقعيت آن است كه فرصت چنين شناختي اصلا نبوده است. از آن سو واقعيت اين است كه اعراب مسلمان وقتي به سوي ايران حركت ميكردند، عمدتا به دليل تصرف سرزمين و اموال بود البته در بين اين سپاه بودند سربازاني كه با نيتهاي پاك و خالص حمله ميكردند.
اشكوري ادامه داد: البته منطقه بينالنهرين تلاقي ايران و اسلام بود و مردم ايران به تدريج از اين منطقه يعني عراق فعلي جذب اسلام شدند و بيش از يك قرن طول كشيد كه عموم مردم با دين اسلام آشنا شوند و مناطق شمالي ايران به دليل بيشترين فاصله با اين منطقه، ديرتر از همه مردم ايران جذب اسلام شدند.
وي يكي از عوامل جذابيت اسلام را آسان بودن اين دين دانست و خاطرنشان كرد: دين اسلام در مقايسه با ساير اديان رايج بين ايرانيان بهخصوص آيين زرتشتي، سهل و ساده بود زيرا زرتشت در طول 400 سال حكومت ساسانيان بسيار گسترده و سخت شده بود. يكي ديگر از عوامل جذب ايرانيان به اسلام آموزههاي ديني و ارزشهاي انساني مورد تاكيد در اسلام بود البته برخي معتقدند ساسانيان در بين خود دچار شكاف شده بودند و شكست امپراتوري ايران تنها معجزه اسلام نبود بلكه شكست دروني ساسانيان هم مطرح بود.
اين فعال ملي- مذهبي رفتار تبعيضآميز عمر را بدعتي جديد در اسلام معرفي كرد و اظهار داشت: عمر در زمان خلافت خود اعلام كرد هيچ عجمي حق ورود به مدينهالنبي را ندارد. در زمان عمر تنها يك ايراني وارد مدينه شد و آن هم ابولولو غلام يكي از بزرگان مدينه بود. بعدها اين سنت تبعيضآميز تا امويان ادامه يافت البته امويان از اساس ضد ايراني بودند. مالك بن انس در كتاب خود ميگويد حكم عمر در باب ارث آن است كه از عجمها كسي ارث نميبرد مگر آن كه در بين اعراب زاده شده باشد.
يوسفي اشكوري تاكيد كرد: علي(ع) به ايرانيها علاقهمند بود. وقتي علي(ع) وارد عراق شد، از همين جا ايرانيان با تشيع آشنا شدند. بحث هرمزان يكي ديگر از دلايل علاقه ايرانيان به علي(ع) است. خاطره موضعگيري علي(ع) در مقابل قتل هرمزان ايراني و دخترش توسط پسر عمو در ذهن ايرانيان به جا مانده بود. شايد بتوان گفت يكي ديگر از دلايل علاقه ايرانيان به علي(ع) سلمان بود كه از ياران ايشان محسوب ميشد.
وي با اشاره به گفته شريعتي در مورد حضرت علي (ع) گفت: اين جمله شريعتي الهام است كه ميگويد علي حقيقي است بر گونه اساطير.
يوسفي اشكوري با اشاره به برخوردهاي ايرانيان با امام علي(ع) اظهار داشت: تا قبل از خلافت علي(ع) ايرانيان جهت برگزاري جشنها و مراسمهاي آييني خود مانند نوروز به خلفا ماليات ميدادند اما در دوران خلافت علي(ع)، وقتي مردم نزد ايشان ميآيند يك ظرف شيريني براي امام(ع) ميآورند. علي(ع) شيرينيها را ميخورد و از آنها تشكر ميكند. گويا ظرف شيريني نيز بسيار گرانقيمت بوده است. مردم ايران از فرط خوشحالي ميخواستند ظرف را هم خدمت امام(ع) تقديم كنند. علي(ع) نميپذيرد و ميگويد من شيريني را خوردم اما دليلي ندارد ظرف را هم بپذيريم. به هر حال با اصرار زياد امام(ع) ظرف را ميپذيرد اما دستور ميدهد پول آن را بپردازند.
وي ادامه داد: يكي ديگر از برخوردهاي علي (ع) با مردم ايران در شهر انبار بود كه وقتي علي (ع) وارد شهر شد، مردم نزد او تعظيم كردند. امام پرسيد چرا چنين ميكنيد. مردم گفتند ما تا قبل از اين سجده ميكرديم اما چون سجده حرام است، تعظيم ميكنيم. علي(ع) تعظيم را هم رد ميكنند و ميفرمايند هيچ دليلي ندارد كه مردم نزد حاكم تعظيم كنند. در هنگام برگشت نيز وقتي امام(ع) سوار بر اسب بودند، مردم با او ميآمدند كه باز علي(ع) ميگويد هيچ گاه در كنار سواره پياده راه نرويد.
اشكوري در پايان با اشاره به سخن امام علي(ع) گفت، ايشان در خطاب به اعراب فرمودند به همان دليل كه شما در آغاز با ايرانيان جنگيديد، بايد با شما جنگيد. همين برخورد امام با ايرانيان بود كه اعراب به علي(ع) خرده ميگرفتند كه تو باعث شدي تا ايرانيان بر ما مسلط شوند.
در پايان اين مراسم، هاشم آقاجري با موضوع «پارسايي و استبداد» به ايراد سخن پرداخت و يادآور شد اين موضوع در ذيل بحث اخلاق و سياست مطرح است.وي ادامه داد: در زمان صدر اسلام كه هيچ رسانهاي نبود و وسايل ارتباطي در مقايسه با امروز بسيار ناچيز بود و قاعده الناس علي دين ملوكهم مطرح بود اما هماكنون كه قدرت سياسي گسترش يافته است و تمام مسايل زندگي از بهداشت و كار و اقتصاد گرفته تا مسائل شخصي خواه ناخواه به قدرت متصل شده است، اين قاعده جديتر شده است.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: در عين حال بايد يك قاعده معكوس به قاعده الناس علي دين ملوكهم افزود زيرا ما در عصري به سر ميبريم كه ملت مفهوم جديدي يافته است لذا ميتوان گفت الملوك علي دين ناسهم. اينجاست كه به يك رابطه دوسويه ميرسيم.
آقاجري يادآور شد: اين يك تحليل جامعهشناختي است كه بر اساس قشر متوسط انجام ميشود.
وي افزود: شهروند دموكراتيك و پارسا و متقي لازم و ملزوم يكديگرند چون شهروند يعني عضوي از جامعه كه داراي حق است. در طول تاريخ ايران شاهان دو روز دوشنبه و پنجشنبه براي رسيدگي به حقوق مردم ديوان عدالت تشكيل ميدادند البته اين تا حدي بود كه با هيچيك از منافع پادشاه در تعارض نباشد.
آقاجري يكي از نشانههاي جامعه استبدادي را عدم وجود شهروند دانست و گفت: اين در حالي كه استبداد ديني برقرار باشد، بدتر هم ميشود. در چنين جوامعي ترس و فقر به هم ميرسند. كشورهاي استبدادي نماد بارز اين رفتار هستند چرا كه مردم اين نوع كشورها مدام درگير اين آفات و بلايا هستند.
وي در مورد مكلف بودن شهروندان نيز گفت: شهروند علاوه بر محق بودن، مكلف هم هست. كجا ميتوان حقي را يافت كه در كنارش تكليف نباشد و برعكس. شهروند از جمله شهروند پارسا و متقي هم محق است و هم مكلف.