يوسفي اشكوري:
هيچ گزارهي خردستيزي در اسلام وجود نداردمردم مسوول و مختارند در همهي عرصهها وارد شوند
«حسن يوسفي اشكوري» اظهار داشت كه در دين اسلام هيچ گزاره خردستيزي وجود ندارد و اگر هم به اين نتيجه رسيديم كه برخي گزارهها خردستيز است، بايستي اين گزارهها، به نفع عقل كنار آيند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، اين پژوهشگر ديني كه به دعوت كانون وحدت ملي در اصفهان با موضوع انسانشناسي و رابطه دين و عقل سخنراني ميكرد، گفت: چنانچه انسان عاقل و مختار نبود روز قيامت خدا او را مجازات نميكرد.
وي افزود: اساس دعوت انبياء بر پايهي اراده، اختيار، برهان، استدلال و عقلانيت بوده است و در شگفتم كه اخيرا برخي روشنفكران ديني معتقدند يا بايستي ديندار بود و يا تعقل كرد.
يوسفي اشكوري با توضيح دو نوع از عقلانيت برون ديني و درون ديني گفت: اگر پس از وارد شدن در دين گزارههايي پيدا شوند كه خردپذير نباشند يا مطابق با خرد امروزي نباشند، چه كار ميشود كرد؟
يوسفي اشكوري ادامه داد: ادعاي من اين است كه در دين اسلام هيچ گزاره خردستيزي وجود ندارد و اگر هم به اين نتيجه رسيديم كه برخي گزارهها خردستيز است، بايستي اين گزارهها به نفع عقل كنار آيند.
وي با طرح مثالي درباره اين كه برخي نميدانيم چرا نماز صبح 2 ركعت است، گفت: اما اين كه آيا از نظر عقلي من بايستي نماز بخوانم يا نه؟ ميگويم ميخوانم چرا كه حكم شرعي خدا، رسول و نبي را پذيرفتهام و مطمئنم خداي حكيم و داناي بصير هيچ حكمي را غير از عقل وضع نميكند و من اگر نتوانستم با عقل امروز آن را بفهمم بايد اين گزاره را بپذيرم و در جهت فهم عقلاني شدن آن تلاش كنم، بنابراين نبايد در اين راه گزارههاي خردستيز وجود داشته باشد.
وي تصريح كرد: مسالهاي كه امروز ما را با دنياي غرب به چالش كشانده، برخي احكام اجتماعي اسلامي مانند حقوق زن، حجاب، حكم اعدام، حقوق بشر، آزادي و دموكراسي است، در اين ميان گزارههاي وحياني، گزارههاي كلي، بايد و نبايدهاي اخلاقي، مسائل احكام عبادي دين مربوط به جهان شناسي است و تابع شرايط زمان و مكان نيست و جاودانه است، اما احكام اجتماعي نيازمند اجتهاد مستمر است و چنانچه اجتهاد حذف شود، در اجراي احكام متناسب با شرايط زمان و مكان دچار اشكال ميشويم.
وي با بيان اينكه شيعه زماني به عقلگرايي متهم بود، گفت: اما برخي احكام امروز ما به اجتهاد نياز دارد و مجتهدان، صاحبان علم و قرآن و سنت و كساني كه به مسائل زمان آگاه هستند، بايد اظهار نظر كنند.
يوسفي اشكوري در ادامه در پاسخ و پرسش حاضران درباره عقل به كار برده شده در قرآن گفت: عقل قرآن تجربي است و آن چه كه در قرون اوليه اسلامي تمدن اسلامي را به جلو برد، تكيه بر عقل تجربي بود؛ حتي اقبال لاهوري معتقد است ورود انديشه يوناني به عالم اسلام، مسلمانان را در فهم قرآن تاريكانديش كرد، اما عقل ارسطويي، انتزاعي و صرفا تكيه بر عقل محض است كه سبب شد تجربهگرايي فراموش شود.
وي افزود: آن چه امروز براي رشد دوباره تمدن خود احتياج داريم عقل تجربي است.
اين پژوهشگر با بيان اين كه علوم تجربي امروز به فلسفه علم متكي است، اظهار داشت: نبايستي با تكيه بر علم تجربي فلسفه عرفان و شهود را كنار گذاشت و نبايد به اكتفاي فلسفه، علوم تجربي را بياعتبار كرد.
يوسفي اشكوري تأكيد كرد: فلسفه امروز ديگر مطلق نيست، بلكه مضاف است، غرب هم اگر اين مساله را تجربه كرد، فلسفه مبني بر علم بود.
وي با بيان اين كه يكي از علل عمده عقبماندگي جوامع اسلامي از قرن 7 و 8 هجري يكي سركوب معتزله و ديگري به حاشيه راندن عقل تجربي به معناي امروزي كلمه علم بود، گفت: اگر بخواهيم امروز به آن تمدن دوباره دست يابيم بايد به علم، عقل و تجربه بها دهيم، اما هر يك در جاي خودش.
وي درباره رابطه بين عقل و دين تصريح كرد: آن چه دين ميگويد اساسا عقلاني است، اما ممكن است مواردي پيدا شود كه عقلپذير نباشند.
اشكوري در بخش ديگر سخنانش با بيان اين كه پيغمبر حاكم با پيغمبر غيرحاكم متفاوت است، گفت: احكام در اسلام امضايي است و احكامي نيز كه در مكه وضع شد با احكامي كه در مدينه وضع شد، متفاوت است.
وي با بيان اينكه متاسفانه در طول تاريخ با توده مردم به گونهاي رفتار شد كه همواره عوام باقي بمانند، اظهار داشت: مردم مسوول و مختارند در همهي عرصهها وارد شوند و اين خود تودهها هستند كه بايد عقل خود را به كار اندازند و حتي اصول دين را خود بياموزند.
اشكوري با اشاره به اشاعه خرافات در جامعه گفت: بسياري از خرفهها اساسا ضد دين هستند و در هيچ آييني نيامده كه به عنوان مثال بايد به جاي خدا به چيز ديگري متوسل شد.
وي ابراز عقيده كرد كه به دليل برخي انحرافات چنانچه پيامبر اسلام امروز در ميان برخي مسلمانان بود، دين خود را نميشناخت.
وي در پايان درباره حضور كمرنگش در جلسات سخنراني نيز اظهار داشت: انگيزهاي براي سخنراني ندارم، چون معتقدم اين كار آب در هاون كوبيدن است.