/گزارش کامل مراسم شب بيست و سوم ماه رمضان در حسينيه ارشاد/
عليجاني:

گام بعدي روشنفكري ديني مشخص كردن نسبت آن با اسلام متن است
سيدي‌‏نژاد:
نياز امروز جامعه ايران تبليغ مدرن متون ديني است
كديور:
برداشت عقلايي از دين و عدالت علي دلايلي بر شيعه بودن است

مراسم احياي شب بيست‌‏وسوم ماه مبارك رمضان شب چهارشنبه توسط سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) و شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت با سخنراني رضا عليجاني،‌‏ حسين سيد‌‏ي‌‏نژاد، محسن كديور و غيبت احمد قابل كه به علت دستور وزارت اطلاعات از سخنراني وي ممانعت به عمل آمد،‌‏ در حسينيه ارشاد برگزار شد.

متن سخنراني‌‏هاي اين مراسم در پي مي‌‏آيد؛
رضا عليجاني:
گام بعدي روشنفكري ديني مشخص كردن نسبت آن با اسلام متن و نه اسلام روحانيت است

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، رضا عليجاني كه در مراسم شب احياي بيست ‌‏و سوم ماه مبارك رمضان در حسينيه ارشاد سخن مي‌‏گفت، با بيان اينكه از درون يكتاپرستي است كه دموكراسي متولد مي‌‏شود، تصريح كرد: در نگاه يكتاپرستي همه انسان‌‏ها با يكديگر برابرند يعني نگاه سلسله مراتبي و عمودي به انسان‌‏ها به نگاه افقي تبديل مي‌‏شود، به اين معنا كه ديگر بحث سفيد و سياه و عرب و عجم مطرح نيست، اين موضوع را نه از موضع مذهبي بلكه از موضع پژوهشگرانه مي‌‏گويم.
اين فعال ملي مذهبي، گفت: گام بعدي روشنفكري ديني تعيين مصداق تاريخي بازگشت به قرآن نيست بلكه روشنفكري ديني بايد نسبت خود را با اسلام متن و نه اسلام روحانيت مشخص كند.

وي با بيان اينكه برخي معتقدند متون مقدس بين انسان و زن و مرد تفاوت مي‌‏گذارد، گفت: قرآن امت مسلمان را امت برتر مي‌‏داند اما ارجح نمي‌‏داند كه به اعتقاد بنده نيز صداي برتر در بين انسان‌‏ها وجود ندارد.
عليجاني، گام روشنفكري بعد از سيد جمال و بازرگان را گام بازگشت به قرآن توصيف كرد و اظهار داشت: اين امر مي‌‏تواند پشتوانه‌‏اي براي پژوهشگران ديني قرار دهد كه با متوليان اين موضع سنتي به صورت صريح مواجه شويم كه به اعتقاد بنده گام بعدي روشنفكري ديني در دوران معاصر اين است كه روشنفكري بايد نسبت خود را با اسلام متن و نه اسلام روحانيت مشخص كند.
اين پژوهشگر دين ادامه داد: تصويري كه از جهان در متن مقدس وجود دارد منطبق با دانش زمانه است، به اين معنا كه نگاه عمودي به جهان در آن منعكس است.

اين فعال ملي ـ مذهبي در ادامه با اشاره به بحث برده‌‏داري كه از بدو اسلام نيز مطرح بود، گفت: در مورد برده‌‏داري بايد گفت كه اين موضوع در پيش از اسلام نيز وجود داشت، شهيد مطهري نيز با نقد مستند اعلام كرد كه اسلام در واقع برده‌‏داري را به لحاظ مناسبات زماني تحمل كرد، بنابر اين اين بحث‌‏ها را اسلام با خود نياورد بلكه پيش از اسلام نيز برده‌‏داري وجود داشت.
عليجاني مشكل روشنفكران ديني معاصر را نوع نگاه آنان به درون متن اسلام دانست و گفت: به اعتقاد بنده گام بعدي نوانديشي مذهبي بايد مواجهه تمام عيار نه گزينشي با تمام متن باشد، با اين روش و نگاه است كه روشنفكران مذهبي مي‌‏توانند از اين گام موفق بيرون آيند.
اين فعال ملي ـ مذهبي اظهار داشت: مفاهيمي كه در سامانه علمي آن دوران بيان شد، يكسان است. مثل اين گفته كه "قدرت خدا از شما ستمگران بيشتر است"، "خدا مهربان است"، "خدا رحيم است" و گفته‌‏هايي از اين قبيل. امروز نيز اين مفاهيم با مثال‌‏هاي علمي ديگري بيان مي‌‏شود. اين مفاهيم انسان را سرشت خود برمي‌‏گرداند و مطلق بودن انسان را زير سوال مي‌‏برد.
عليجاني با اشاره به نوع ديدگاهي كه مفاهيم و آموزه‌‏هاي ديني را فرا تاريخي مي‌‏داند، گفت: در مقابل اين نوع ديدگاه نوانديشان مذهبي عنوان كرده‌‏اند كه فرهنگ و دانش زمانه در متن مقدس منعكس است، بنابراين گام بعدي نوانديشي ديني است كه در برابر جريان سنتي و لائيك به صورت روش‌‏مند، پژوهشگرانه و باورپذير مقابله كند. نوانديشان ديني به درستي اين صداي بلند را كه زن و مرد با هم تفاوتي ندارند، منعكس كرده‌‏اند.
وي اضافه كرد: نوانديشي ديني كه مي‌‏خواهد مومنانه بينديشد و به متن وفادار بماند، بايد رويكردهاي استقرايي از متن را مطرح كند. نوانديشي به جاي نگاه اجتهادي كه تاكنون وجه غالب آن بوده است، در گام بعدي بايستي به يك رويكرد تاريخي الهامي يا پارادايمي الهامي روي آورد، يعني بپذيرد كه متون مقدس را در زمانه خود مي‌‏توان قرائت كرد. متون مقدس در زمانه خود پرفرهنگ‌‏ترين، انسان‌‏سازترين و تمدن‌‏سازترين متون بودند اما در زمانه جديد بايد بحث قرائت‌‏هاي مختلف از آن را قبول كرد.
اين پژوهشگر ديني گفت: ما در بستر فرهنگ گذشته رشد مي‌‏كنيم، بي‌‏ريشه نيستيم، به علاوه يك پايه معين را كه پايه اخلاقي و مومنانه به جهان است، به يك مبدأ الهي -كه در هيچ متني نمي‌‏توان آن را مشاهده كرد- متصل ‏كنيم. اين بحث، بحث روشنفكرانه نيست بلكه يك بحث توده‌‏اي (عامه پسند) است.
عليجاني با اعتقاد به اينكه ما از سه صدا و گفتمان تقدير، تفاوت ميان مومن و غيرمومن و تفاوت ميان زن و مرد عبور كرده‌‏ايم، خاطرنشان كرد: مسائلي كه در اين بحث مطرح كردم، بحث‌‏هايي نيست كه بتوان با تكفير و بحث‌‏هاي غوغايي از آن عبور كرد بلكه بايد نسبت به آنها انتقاد كرد، بنده نيز از اين انتقادات استقبال مي‌‏كنم.
وي با اشاره به شب قدر گفت: گفته شده است، شب قدر شبي است كه سرنوشت يك‌‏ساله انسان‌‏ها در يك سال آينده رقم مي‌‏خورد اما بنده معتقدم كه شب قدر شب تقدير نيست بلكه شب توبه و راز و نياز با خداي متعال و شب تصميم‌‏گيري است. شب قدر شبي است كه انسان با خداي خود عهد و پيمان مي‌‏بندد و از اشتباه‌‏ها و خطاهايي كه در قبال مردم و جامعه خود انجام داديم، طلب استغفار مي‌‏كند.
عليجاني در پايان با ذكر نام اكبرگنجي، عبدالفتاح سلطاني و ناصر زرافشان كه در زندان به سر مي‌‏برند، گفت: اينها نيز دوست دارند كه درد و دل‌‏هاي خود را در ميان گذارند. اميدوارم همانطور كه اين فرصت به من داده شد تا در اينجا به درد و دل بپردازم و عقايد خود را مطرح كنم، گنجي، سلطاني، زرافشان و ساير زندانيان سياسي نيز بتوانند از اين فرصت بهره‌‏مند شوند.
 

عضو شوراي مركزي سازمان دانش‌‏آموختگان ايران اسلامي:
نياز امروز جامعه ايران تبليغ مدرن متون ديني و ساختار شكني در سنت‌‏هاست
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، حسين سيدي‌‏نژاد كه در مراسم شب احياي بيست‌ ‏و سوم ماه مبارك رمضان در حسينيه ارشاد سخنراني مي‌‏‏كرد، در ابتداي بحث خود نياز جامعه امروزي را تبليغ مدرن متون ديني و ساختار شكني سنت‌‏ها و قرائت‌‏هاي گذشته از دين دانست و با بررسي تفاوت عملكرد روشنفكري ديني در سه دهه اخير گفت: در دهه پنجاه نگرش غالب، انتظار حداكثري از دين بود كه پاسخگوي همه نابساماني‌‏ها و نيازها باشد، يعني در واقع تمام نيازهاي جامعه نگاه به دين بود. در اين نگاه حداكثري به دين، جامعه ايده‌‏آل جامعه بي‌‏طبقه توحيدي معرفي مي‌‏شد و نوعي عدالت توزيعي و اقتصادي محوريت داشت. در اين تئوري كه تئوري انقلاب اسلامي بود به لحاظ روشي، مكلف به انجام تكليف ديني بوديم، نه منتظر نتيجه عمل.
عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) گفت: امروز منطق كاسب‌‏كارانه ديني بر همه وجوه زندگي ايرانيان حكمراني مي‌‏كند و در اين فضا اصلي‌‏ترين نياز جامعه ايفاي نقش اصلي دين در تربيت و رشد فضايل اخلاقي و جلوگيري از انحطاط اخلاقي است، موضوعي كه در حال حاضر از متوليان دين برنمي‌‏آيد.
سيدنژاد با اشاره به عملكرد روشنفكري ديني در دهه 60 ايران، گفت: در اين دهه كه دوره تأسيس و استقرار حكومت ديني است، اين نظام با نگرش غالب فقه سنتي، نظام سياسي و ديني را شكل داد. عمده تلاش‌‏هاي اين دوره معطوف به دفع مخاطرات عيني داخلي و خارجي نظام تازه تأسيس و دفع حملات از سوي معارضين غربي و غرب‌‏گرا بود كه تئوري جمهوري اسلامي را تهديد مي‌‏كرد.
عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) با اشاره به عملكرد روشنفكري ديني در دهه 70 ايران گفت: اين دهه، دوره نقد و بازخواني انقلاب بود. در اين دوره مفهوم عدالت از عدالت توزيعي و اقتصادي گسترش يافت و به عدالت فرهنگي و حقوقي و بازخواني موضوع آزادي اختصاص داشت. در دهه 70 ديگر نگاه حداكثري از دين غالب نبود بلكه نگاه حداقلي از دين غالب و تئوري ميني‌‏ماليستي مطرح بود. در اين دوره انتظار از دين عيني‌‏تر شده، ديگر حل همه مسائل از دين خواسته نمي‌‏شود بلكه از دين ايفاي نقش معنوي و اخلاقي انتظار مي‌‏رود.
وي نقد دين سنتي، حكومت استبدادي و مداخلات فرهنگي از خارج را سه فصل مشترك سه دهه اخير كشور عنوان كرد و گفت: در هر سه اين دهه‌‏ها تلاش عمده فعالان دانشجويي و روشنفكران ديني بر محور آسيب‌‏شناسي جامعه ايراني بود.
سيدنژاد تصريح كرد: كاركرد نظام سياسي برآمده از نگاه فقهي به دين، اثرات مخربي را در انحطاط اخلاقي جامعه به جاي گذاشت كه به طور مشخص مي‌‏توان در دو دسته تخريب ديد. اولين دسته به كارگيري روش‌‏هاي غيراخلاقي توسط حاكمان براي از صحنه خارج كردن رقيب و دسته دوم به كارگيري روش‌‏هاي ديني براي نيل به قدرت به عنوان يكي از كاركردهاي حكومت ديني است.
عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) با بيان اينكه امروز ترويج ربا، تملق، چاپلوسي، مداحي و ابتذال اخلاقي در زواياي زندگي مردم مشهود است، تأكيد كرد: يك بار ديگر نياز است كه روشنفكران ديني گردهم آيند و به داد جامعه امروز برسند. ما امروز نياز به نوآوري در دين داريم. فراموش نكنيم كه تأسيس نظام جمهوري اسلامي نيز بر اساس زحمات روشنفكران اسلامي صورت گرفت كه انسداد فضاي جامعه خود را باز كردند.
سيدنژاد هدف از بعثت انبياء را رشد فضايل اخلاقي و زندگي مبتني بر اين فضايل دانست و گفت: اين همان موضوعي است كه در نوع مديريت فعلي كشور مغفول مانده است. بي‌‏اعتنايي به مردم و قدرت غير پاسخگو و مطلقه، رد و پذيرش صلاحيت‌‏ها بر اساس سلايق حاكمان و نه در چارچوب‌‏هاي قانوني همه گوشه‌‏هايي از عمل مخربي است كه در زمينه اخلاقي در حال شكل‌‏ گرفتن است.
وي در ابتداي سخنان خود ضمن انتقاد به ممانعت از سخنراني احمد قابل، خطاب به حاضرين در مراسم گفت: متأسفم به جاي سخنراني قابل، بايد سخنراني بنده ناقابل را گوش فرا دهيد.

محسن كديور:
برداشت عقلايي از دين، عدالت علي(ع) و عارفانه بودن تشيع سه دليل شيعه بودن است
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محسن كديور كه در مراسم شب احياي بيست و سوم ماه مبارك رمضان در حسينيه ارشاد با موضوع "چرا تشيع" سخن مي‌‏گفت، اظهار داشت: چون موضوع بحث من يك سوال مبهم است،‌‏ آن را به سوال‌‏هاي ديگر تقسيم مي‌‏كنم. سوال اول اين است كه چرا تشيع در نيم قرن اخير مورد توجه جهانيان قرار گرفته است. اين سوال يك سوال سياسي است. امروز در اغلب دانشگاه‌‏هاي سراسر جهان كرسي‌‏هاي اسلام‌‏شناسي به كرسي‌‏هاي شيعه‌‏شناسي تبديل شده است. اين مسأله نه تنها در دانشگاه‌‏هاي دول غربي اتفاق افتاده بلكه در دانشگاه تل‌‏آويو اسرائيل نيز به وقوع پيوسته است.
محسن كديور برداشت عقلايي از دين، عدالت علي(ع) و عارفانه بودن تشيع را سه دليل براي شيعه بودن عنوان كرد.

وي افزود: امروز شيعه‌‏شناسي يك رشته زنده در دنياست و لازم نيست به قصد قربت شيعه را شناخت بلكه مي‌‏توان حتي با قصد تخريب نيز شيعه را شناخت.
كديور با طرح اين سوال كه چرا مذهب شيعه در دنيا مورد توجه قرار گرفته است، گفت: در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه انقلاب سال 57 در ايران و مسأله عراق معاصر در اين امر بي‌‏تأثير نبوده است. بعد از حمله آمريكا به عراق و لمس قدرت تشيع در عراق و حضور

مقتدرانه حزب‌‏الله در لبنان كه با هم‌‏نام ايراني خود فاصله‌‏ها دارد، نگاه‌‏ها به تشيع دوخته شده است. اين‌‏ها بحث سياسي است اما بحث من در اينجا سياسي نيست.
اين پژوهشگر مسايل ديني گفت: سوال دوم يك سوال داخلي است. "چرا تشيع" اخيراً در ايران مورد نقد و مناقشه قرار گرفته است. نمي‌‏‏توان كثرت نقدها و مناقشات اخير را نسبت به گذشته كتمان كرد. اين نقدها امروز شنونده بيشتري دارد. در چهار دهه گذشته مسائلي كه امروز شنيده مي‌‏شود به زبان ديگري و در قالب كتاب و مقاله شنيده مي‌‏شد. اينكه چرا اين نقدها و اشكالات اخيراً به صورت نافذتري به گوش مي‌‏رسد، متوقف بر آماده شدن مقدمه است.
وي اضافه كرد: اگر غرض از ايجاد حكومت، اقامه دين و رواج تدين بود، بايد انديشيد آنچه صورت گرفته است به ترويج شريعت و ديانت انجاميده است يا از قضا سكنجبين صفرا افزود؟ چه شده است كه امروز به سادگي در مسلم‌‏ترين مفاهيم مذهبي مي‌‏توان ترديد كرد.
كديور افزود: سوال سوم من اين است كه "چرا شيعه هستم، چرا بايد شيعه بمانم و چه مزايايي دارد كه بايد شيعه بمانم؟"،‌‏ به همين خاطر بود كه سوال "چرا تشيع" كه موضوع بحث من در اينجاست را مطرح كردم.
وي ادامه داد: مي‌‏توان به اجمال برخي اشكالات را مطرح كرد كه چرا برخي مفاهيم بي‌‏ريشه تشيع با دموكراسي سازگار نيست؟ به طور مثال اگر افرادي از سوي خدا منتخب شده‌‏اند، ديگر جايي براي انتخاب باقي نمي‌‏ماند. بر فرض كه اين نكات صحيح باشد، "چرا شيعه هستم و بايد شيعه بمانم؟"، اين مسأله، مسأله روز ماست. محوري كه براي ورود به اين سوال انتخاب كردم، سوال از "چيستي تشيع" است كه برخي‌‏ مي‌‏پندارند با مفاهيم اصلي دنياي معاصر سازگار نيست. اين سوال، سوال دشوار و عميقي است. اگر بخواهيم به اين سوال پاسخ تاريخي دهيم، درمي‌‏يابيم كه وجه مميزه اين مذهب با مذاهب ديگر مسأله امامت بوده است.
اين پژوهشگر ديني در ادامه با اشاره به تعريف سنتي از شيعه، گفت: امامت، نيابت رسول است جز در وحي. امامت، خلافت خداوند با وساطت رسول است، جز در وحي.
كديور در ادامه به مسأله غيبت امام عصر اشاره كرد و گفت: برخي اين سوال را مطرح مي‌‏كنند كه قرار بود امام وظايفي را برعهده گيرد، پس امام غايب چگونه مي‌‏تواند اين وظايف را برعهده گيرد. امامان سه وظيفه را برعهده دارد، اول؛ ترويج و تعليم و بيان مسايل ديني، دوم؛ هدايت باطن جهان و سوم؛ زمامداري و اداره امور سياسي است.
وي با اشاره به پذيرش قرائت‌‏هاي مختلف از متن دين، گفت: آيا نمي‌‏توان قرائت‌‏هاي مختلفي از دين داشت؟ گذشتگان ما چندان به تكثر قرائت از دين باور نداشتند و تصور مي‌‏كردند كه آن قرائتي كه خود از اسلام بيان كرده‌ و فهميده‌‏اند، قرائت درستي است. در مورد اينكه گفته مي‌‏شود تشيع با اين يا آن مسأله سازگار نيست، نمي‌‏توان پاسخ داد، بلكه بايد گفت كدام برداشت از تشيع را مي‌‏گوييد؟ ما تشيع‌‏‌‏هاي مختلف تاريخي داريم. هر ديني در ابتدا در بستر فكر دين‌‏داران خود رسوب مي‌‏كند و از حقيقت اوليه فاصله مي‌‏گيرد كه چه بسا اين فاصله نادرست باشد.
كديور با بيان اينكه يك قرائت تاريخي از تشيع وجود دارد و آن اين است كه امامت انتسابي و علم غيب برجسته است، گفت: سوال اينجاست كه چرا امامت انتسابي و علم غيب برجسته است، پس ما حق داريم مذهب خود را بازانديشي كنيم، آيا مي‌‏توان محورهاي گذشته از مذهب را محورهاي كليدي دانست يا مي‌‏توان چينش ديگري در مفاهيم ايجاد كرد.
وي با طرح اين سوال كه به چه دليل آنچه علماي سلف ما از مذهب برداشت كرده‌‏اند، بهترين تلقي و برداشت است و با كدام دليل مي‌‏توان اين برداشت را اصل قرار داد، گفت: در پاسخ بايد گفت آنچه در ذهن علماي گذشته ما شكل گرفته است، در سخنان علي (ع) برجسته نيست يا به صراحت بيان نشده است، حداقل حق ما بازانديشي و سوال است.
اين پژ وهشگر ديني گفت: در اينجا مي‌‏خواهم اين بحث را باز كنم كه شيعه علي چه بود و علي چگونه خود را معرفي كرد. براي تفهيم اين موضوع مي‌‏توان به طور مستقيم به متن مقدس مراجعه كرد، خدا به انسان عقل داده و معيارهايي مانند كتاب در اختيارمان قرار داده است بنابراين ديگران هر برداشتي از اين كتاب كنند، حق ندارم برداشتش را تخطئه كنم اما حق دارم بگويم چرا اين گونه مسلمانم (چرا شيعه‌‏ام)
وي به ماجراي صدر اسلام و موضوع خلافت حضرت علي (ع) اشاره كرد و گفت: اولين واقعه‌‏اي كه در صدر اسلام پيش آمد، يك واقعه سياسي بود، پس از فوت پيامبر مسلمانان گرد هم آمدند و ملاك‌‏هاي جانشين پيامبر را مطرح كردند، شيعه نيز با ضابطه خود را معرفي كرد، نخستين شيعياني كه خود را با ضابطه معرفي كردند، از نخبگان بودند. چه كسي مي‌‏تواند علم سلمان فارسي، ابوذر غفاري, مقداد و عمار را كتمان كند، ما اگر امروز به تشيع مي‌‏نازيم، به اينها مي‌‏نازيم چون در يك انتخاب تاريخي (انتخاب حضرت علي‌‏) درست انتخاب كردند، اين نخبگان حرف‌‏هايي زدند كه لا به لاي صحبت‌‏هايشان مغفول مانده است و گذشتگان ما نيز به اين صحبت‌‏ها توجه نكرده‌‏اند.
كديور با تاكيد بر اينكه انسان به ميزان تقرب به خدا قدرت مي‌‏يابد و نيازي به معصوم ندارد، تصريح كرد: از مسلمات ديني است كه انسان با چشم خدا مي‌‏بيند، با گوش خدا مي‌‏شنود و با زبان خدا حرف مي‌‏زند، آيا علي اين گونه نبود؟ علي مقرب‌‏تر از همه به خدا بود اما متاسفانه برخي گذشتگان ما نتوانستند علي را هضم كنند و او را فوق بشر و مادون بشر معرفي كنند.
اين پژوهشگر ديني اضافه كرد: ما نياز داريم كه الگويمان زميني و عيني باشد، الگوي مافوق بشري به درد روي طاقچه گذاشتن مي‌‏خورد كه دسترسي به آن مقدور نيست، ما نياز داريم انسان‌‏هايي مانند ما باشند تا بتوانيم به آن اقتدا كنيم، مشكل گذشتگان ما اين بود كه به جاي بشر متكلم گفتند بشر فوقكم.
وي ادامه داد: تشيع يعني پيرو علي بودن، ما به اين خاطر شيعه هستيم كه برداشت از شيعه علي را برداشت برجسته‌‏اي دانسته‌‏ايم، ما شيعه هستيم چون برداشت علي از اسلام را پذيرفته‌‏ايم، اسلام پيامبر را پذيرفته‌‏ايم، چون عادلانه‌‏تر از مذهب ديگر ديديم، سلمان فارسي، ابوذر غفاري مقدادين اسقف و عمار كه بودند كه شيفته علي شدند؟ چه چيزي در علي ديدند كه به او پيوستند؟ بايد به جست‌‏وجوي اين موضوع رفت كه چرا شيعه علي از ديگر مذاهب برجسته است؟
كديور با بيان اينكه بنده سه معيار و شاخصه را از شيعه علوي دريافته‌‏ام، گفت: اولين شاخصه شيعه علوي، برداشت عقلايي از دين بود؛ مساله عقلانيت، مساله با اهميتي است، نمي‌‏توان توانمندي عقلي تشيع را انكار كرد، اينكه بيشترين فلاسفه در دل اين مذهب رشد كرده‌‏اند، اتفاقي نيست، كافي است عقلانيت علي را از زاويه آراي عقلي و فلسفي او در نهج البلاغه در مقايسه با ديگر كتب گذشته دريافت. يكي از علمايي كه اين زحمت را به خود داد و علي را از اين زاويه جست و جو كرد، مرحوم علامه طباطبايي بود.
كديور افزود: شيوه تعقل علي در نهج البلاغه در توصيف خدا با هيچ كدام از منابع علمي گذشته و فعلي قابل مقايسه نيست و اگر نتوانستيم شان اين عقلانيت را حفظ كنيم، اشكال از ماست.
وي به دومين شاخصه و برداشت خود از شيعه علوي اشاره كرد و گفت: دومين شاخصه كه برداشتي عاقلانه‌‏تر است، عدالت علي است، من براي اين شيعه هستم كه در برداشت مولايم علي، عدالت اصل است و بر اين اساس است كه مذهب او را عدليه خوانده‌‏اند، عدالت بيش از همه موضوعات در دستورات علي به كار رفته است، كيست كه از عدالت علي سخن نگفته باشد.
اين پزوهشگر ديني گفت: علي (ع) عدالت را ساده‌‏ترين در سخن و مشكل‌‏ترين در عمل مي‌‏دانست و عدالت علي در مذهب ما به عنوان يك منبع پذيرفته شده است، اگر چه به آن عمل نشده است اگر در جايي مشكل وجود دارد، مشكل به علماي ما بازمي‌‏گردد، نه به مذهب.
كديور، سومين برداشت خود از تشيع علوي را عارفانه بودن اين مذهب دانست و گفت: كدام مذهب مانند تشيع به باطن ديانت توجه كرده است، انديشه عرفاني در لا به لاي سخنان علي و آل او موج مي‌‏زند، اين انديشه بالاترين ذخيره يك عارف در عصر ماست، اثبات شده است كه همه علماي مذاهب ديگر نسبت عارفانه خود را به علي منتسب مي‌‏كنند.
وي افزود: مقابل باطن، ديانت صوري و ظاهرگري است كه در دنياي معاصر بيداد مي‌‏كند، يكي از مشكلات امروزي مجامع جهاني ما علماي قشري و ظاهربين است لذا اگر گفتند چرا شيعه علي را پذيرفتيد، بگوييد چون اين تشيع را عقلاني‌‏تر، عادلانه‌‏تر و عارفه‌‏تر ديدم، حال آيا اين مذهب با اين شاخصه‌‏ها پيروي دارد يا خير؟
اين پژوهشگر ديني خاطر نشان كرد: اجازه دهيد گله‌‏اي از علما داشته باشم؛ وقتي قرار است مذهبي را مورد نقد قرار دهيم، بايد آن را در ظرف زماني خود قرار دهيم و اجازه تكثر برداشت‌‏ها را هم امكان‌‏پذير بدانيم و برداشت سنتي از دين را اصل قرار ندهيم.
كديور در پايان سخنان خود به موضوع حبس اكبر گنجي، روزنامه نگار زنداني اشاره كرد و گفت: قبل از اينكه به حسينيه ارشاد بيايم، پرينت نامه همسر گنجي را از اينترنت گرفتم، انسان وقتي اين نامه را مي‌‏خواند مو بر بدنش سيخ مي‌‏شود، ما شيعه‌‏اي هستيم كه امامش با دشمن خود نيز ستم روا نداشت، فكر نمي‌‏كنم آنچه گنجي در نامه‌‏هاي خود نوشت، تندتر از حكمت 420 نهج‌‏البلاغه باشد، آنجا كه فردي در زمان علي خطلاب به خدا گفت كه "خدايا در حالي كه علي كافر است، او را بكش"، اين صحبت زماني گفته شد كه علي خليفه مسلمين بود، آيا علي دست به شمشير برد و آن فرد را به دليل چنين اتهامي به قتل رساند؟
وي افزود: بي‌‏شك زمامداران جمهوري اسلامي شيوه علي را شيوه خود مي‌‏دانند، سوال اين است كه عمل‌‏هاي صورت گرفته در اين نظام چه تطابقي با شيوه علي دارد؟
كديور گفت: طبق آمار ارايه شده ايران از ميان 169 كشور به لحاظ ملاك آزادي بيان و مطبوعات، مقام 166 را دارد، اين درد است، فكر نمي‌‏كنم اين آمار فخر يك كشور شيعي باشد.
وي خطاب به وكلاي اكبر گنجي، گفت: آبروي وكالت را نبريد، وقتي مي‌‏بينيد به نتيجه نمي‌‏رسيد، فرياد برآوريد، چقدر يك زن بي‌‏دفاع مي‌‏تواند فرياد بزند؟ زمان علي وقتي خلخالي از پاي يك دختر درآوردند، علي آرزوي مرگ مي‌‏كرد، چه نيازي است كه در كشور زنداني سياسي و مطبوعاتي وجود داشته باشد.
كديور گفت: نمي‌‏خواستم در اينجا بحث سياسي كنم اما خلاف غيرت بود كه اين موضوع را در ميان نمي‌‏گذاشتم، بنده به برخي سخنان گنجي در حوزه دين انتقاد دارم و اين موضوع را نيز به صراحت اعلام كرده‌‏ام اما از حقوق گنجي، سلطاني، زرافشان و ساير زندانيان سياسي دفاع مي‌‏كنم، اينها دست به اسلحه كه نبرده‌‏اند، ما زبان را غلاف كرده‌‏ايم چون امنيت فرهنگي در جامعه وجود ندارد.

*** در حاشيه مراسم ***
مراسم سخنراني احمد قابل، پژوهشگر ديني كه قرار بود در مراسم احياي شب قدر در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان در حسينيه ارشاد برگزار شود، به دستور يك دستگاه امنيتي لغو شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، شب گذشته قرار بود احمد قابل به دعوت دفتر تحكيم وحدت در مراسم احياي شب قدر در حسينيه ارشاد با موضوع "حق محوري" به ايراد سخن بپردازد اما مجري اين مراسم اعلام كرد كه در تماسي كه مقارن بعد از ظهر روز سه‌‏شنبه از سوي دست‌‏گاه امنيتي با دفتر تحكيم وحدت گرفته شد، اعلام گرديد كه اين برنامه قابل اجرا نيست و امكان قرائت متن سخنراني ايشان نيز وجود ندارد و حتي اين دستور به نيروي انتظامي منطقه حسينيه ارشاد ابلاغ شده است.
مجري اين مراسم كه به نمايندگي از سوي دفتر تحكيم وحدت نسبت به اين اقدام انتقاد مي‌‏كرد، اظهارداشت: علي (ع) آزادي بيان مي‌‏داد، علي حتي با دشمنش به عدالت رفتار كرد. احمد قابل مسلمان است، روشنفكر ديني است، روشنفكر غير ديني هم نيست. اگر احمد قابل كه يك مسلمان و شيعه است و پيش از اين نيز لباس روحانيت بر تن داشت، نتواند در باب مسايل ديني ايراد سخن كند، پس چه كسي مي‌‏تواند سخن بگويد.
بر اساس اين گزارش، مقرر شد متن سخنراني احمد قابل با موضوع "حق محوري" در قالب لوح فشرده (CD) به متقاضيان ارايه شود.