/گزارش کامل مراسم شب بيست و سوم ماه رمضان در حسينيه ارشاد/
عليجاني:گام بعدي روشنفكري ديني مشخص كردن نسبت آن با اسلام متن است
سيدينژاد:
نياز امروز جامعه ايران تبليغ مدرن متون ديني است
كديور:
برداشت عقلايي از دين و عدالت علي دلايلي بر شيعه بودن استمراسم احياي شب بيستوسوم ماه مبارك رمضان شب چهارشنبه توسط سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) و شوراي تهران دفتر تحكيم وحدت با سخنراني رضا عليجاني، حسين سيدينژاد، محسن كديور و غيبت احمد قابل كه به علت دستور وزارت اطلاعات از سخنراني وي ممانعت به عمل آمد، در حسينيه ارشاد برگزار شد.
متن سخنرانيهاي اين مراسم در پي ميآيد؛
رضا عليجاني:
گام بعدي روشنفكري ديني مشخص كردن نسبت آن با اسلام متن و نه اسلام روحانيت استبه گزارش خبرنگار "ايلنا"، رضا عليجاني كه در مراسم شب احياي بيست و سوم ماه مبارك رمضان در حسينيه ارشاد سخن ميگفت، با بيان اينكه از درون يكتاپرستي است كه دموكراسي متولد ميشود، تصريح كرد: در نگاه يكتاپرستي همه انسانها با يكديگر برابرند يعني نگاه سلسله مراتبي و عمودي به انسانها به نگاه افقي تبديل ميشود، به اين معنا كه ديگر بحث سفيد و سياه و عرب و عجم مطرح نيست، اين موضوع را نه از موضع مذهبي بلكه از موضع پژوهشگرانه ميگويم.
اين فعال ملي مذهبي، گفت: گام بعدي روشنفكري ديني تعيين مصداق تاريخي بازگشت به قرآن نيست بلكه روشنفكري ديني بايد نسبت خود را با اسلام متن و نه اسلام روحانيت مشخص كند.وي با بيان اينكه برخي معتقدند متون مقدس بين انسان و زن و مرد تفاوت ميگذارد، گفت: قرآن امت مسلمان را امت برتر ميداند اما ارجح نميداند كه به اعتقاد بنده نيز صداي برتر در بين انسانها وجود ندارد.
عليجاني، گام روشنفكري بعد از سيد جمال و بازرگان را گام بازگشت به قرآن توصيف كرد و اظهار داشت: اين امر ميتواند پشتوانهاي براي پژوهشگران ديني قرار دهد كه با متوليان اين موضع سنتي به صورت صريح مواجه شويم كه به اعتقاد بنده گام بعدي روشنفكري ديني در دوران معاصر اين است كه روشنفكري بايد نسبت خود را با اسلام متن و نه اسلام روحانيت مشخص كند.
اين پژوهشگر دين ادامه داد: تصويري كه از جهان در متن مقدس وجود دارد منطبق با دانش زمانه است، به اين معنا كه نگاه عمودي به جهان در آن منعكس است.اين فعال ملي ـ مذهبي در ادامه با اشاره به بحث بردهداري كه از بدو اسلام نيز مطرح بود، گفت: در مورد بردهداري بايد گفت كه اين موضوع در پيش از اسلام نيز وجود داشت، شهيد مطهري نيز با نقد مستند اعلام كرد كه اسلام در واقع بردهداري را به لحاظ مناسبات زماني تحمل كرد، بنابر اين اين بحثها را اسلام با خود نياورد بلكه پيش از اسلام نيز بردهداري وجود داشت.
عليجاني مشكل روشنفكران ديني معاصر را نوع نگاه آنان به درون متن اسلام دانست و گفت: به اعتقاد بنده گام بعدي نوانديشي مذهبي بايد مواجهه تمام عيار نه گزينشي با تمام متن باشد، با اين روش و نگاه است كه روشنفكران مذهبي ميتوانند از اين گام موفق بيرون آيند.
اين فعال ملي ـ مذهبي اظهار داشت: مفاهيمي كه در سامانه علمي آن دوران بيان شد، يكسان است. مثل اين گفته كه "قدرت خدا از شما ستمگران بيشتر است"، "خدا مهربان است"، "خدا رحيم است" و گفتههايي از اين قبيل. امروز نيز اين مفاهيم با مثالهاي علمي ديگري بيان ميشود. اين مفاهيم انسان را سرشت خود برميگرداند و مطلق بودن انسان را زير سوال ميبرد.
عليجاني با اشاره به نوع ديدگاهي كه مفاهيم و آموزههاي ديني را فرا تاريخي ميداند، گفت: در مقابل اين نوع ديدگاه نوانديشان مذهبي عنوان كردهاند كه فرهنگ و دانش زمانه در متن مقدس منعكس است، بنابراين گام بعدي نوانديشي ديني است كه در برابر جريان سنتي و لائيك به صورت روشمند، پژوهشگرانه و باورپذير مقابله كند. نوانديشان ديني به درستي اين صداي بلند را كه زن و مرد با هم تفاوتي ندارند، منعكس كردهاند.
وي اضافه كرد: نوانديشي ديني كه ميخواهد مومنانه بينديشد و به متن وفادار بماند، بايد رويكردهاي استقرايي از متن را مطرح كند. نوانديشي به جاي نگاه اجتهادي كه تاكنون وجه غالب آن بوده است، در گام بعدي بايستي به يك رويكرد تاريخي الهامي يا پارادايمي الهامي روي آورد، يعني بپذيرد كه متون مقدس را در زمانه خود ميتوان قرائت كرد. متون مقدس در زمانه خود پرفرهنگترين، انسانسازترين و تمدنسازترين متون بودند اما در زمانه جديد بايد بحث قرائتهاي مختلف از آن را قبول كرد.
اين پژوهشگر ديني گفت: ما در بستر فرهنگ گذشته رشد ميكنيم، بيريشه نيستيم، به علاوه يك پايه معين را كه پايه اخلاقي و مومنانه به جهان است، به يك مبدأ الهي -كه در هيچ متني نميتوان آن را مشاهده كرد- متصل كنيم. اين بحث، بحث روشنفكرانه نيست بلكه يك بحث تودهاي (عامه پسند) است.
عليجاني با اعتقاد به اينكه ما از سه صدا و گفتمان تقدير، تفاوت ميان مومن و غيرمومن و تفاوت ميان زن و مرد عبور كردهايم، خاطرنشان كرد: مسائلي كه در اين بحث مطرح كردم، بحثهايي نيست كه بتوان با تكفير و بحثهاي غوغايي از آن عبور كرد بلكه بايد نسبت به آنها انتقاد كرد، بنده نيز از اين انتقادات استقبال ميكنم.
وي با اشاره به شب قدر گفت: گفته شده است، شب قدر شبي است كه سرنوشت يكساله انسانها در يك سال آينده رقم ميخورد اما بنده معتقدم كه شب قدر شب تقدير نيست بلكه شب توبه و راز و نياز با خداي متعال و شب تصميمگيري است. شب قدر شبي است كه انسان با خداي خود عهد و پيمان ميبندد و از اشتباهها و خطاهايي كه در قبال مردم و جامعه خود انجام داديم، طلب استغفار ميكند.
عليجاني در پايان با ذكر نام اكبرگنجي، عبدالفتاح سلطاني و ناصر زرافشان كه در زندان به سر ميبرند، گفت: اينها نيز دوست دارند كه درد و دلهاي خود را در ميان گذارند. اميدوارم همانطور كه اين فرصت به من داده شد تا در اينجا به درد و دل بپردازم و عقايد خود را مطرح كنم، گنجي، سلطاني، زرافشان و ساير زندانيان سياسي نيز بتوانند از اين فرصت بهرهمند شوند.
عضو شوراي مركزي سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي:
نياز امروز جامعه ايران تبليغ مدرن متون ديني و ساختار شكني در سنتهاست
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، حسين سيدينژاد كه در مراسم شب احياي بيست و سوم ماه مبارك رمضان در حسينيه ارشاد سخنراني ميكرد، در ابتداي بحث خود نياز جامعه امروزي را تبليغ مدرن متون ديني و ساختار شكني سنتها و قرائتهاي گذشته از دين دانست و با بررسي تفاوت عملكرد روشنفكري ديني در سه دهه اخير گفت: در دهه پنجاه نگرش غالب، انتظار حداكثري از دين بود كه پاسخگوي همه نابسامانيها و نيازها باشد، يعني در واقع تمام نيازهاي جامعه نگاه به دين بود. در اين نگاه حداكثري به دين، جامعه ايدهآل جامعه بيطبقه توحيدي معرفي ميشد و نوعي عدالت توزيعي و اقتصادي محوريت داشت. در اين تئوري كه تئوري انقلاب اسلامي بود به لحاظ روشي، مكلف به انجام تكليف ديني بوديم، نه منتظر نتيجه عمل.
عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) گفت: امروز منطق كاسبكارانه ديني بر همه وجوه زندگي ايرانيان حكمراني ميكند و در اين فضا اصليترين نياز جامعه ايفاي نقش اصلي دين در تربيت و رشد فضايل اخلاقي و جلوگيري از انحطاط اخلاقي است، موضوعي كه در حال حاضر از متوليان دين برنميآيد.
سيدنژاد با اشاره به عملكرد روشنفكري ديني در دهه 60 ايران، گفت: در اين دهه كه دوره تأسيس و استقرار حكومت ديني است، اين نظام با نگرش غالب فقه سنتي، نظام سياسي و ديني را شكل داد. عمده تلاشهاي اين دوره معطوف به دفع مخاطرات عيني داخلي و خارجي نظام تازه تأسيس و دفع حملات از سوي معارضين غربي و غربگرا بود كه تئوري جمهوري اسلامي را تهديد ميكرد.
عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) با اشاره به عملكرد روشنفكري ديني در دهه 70 ايران گفت: اين دهه، دوره نقد و بازخواني انقلاب بود. در اين دوره مفهوم عدالت از عدالت توزيعي و اقتصادي گسترش يافت و به عدالت فرهنگي و حقوقي و بازخواني موضوع آزادي اختصاص داشت. در دهه 70 ديگر نگاه حداكثري از دين غالب نبود بلكه نگاه حداقلي از دين غالب و تئوري مينيماليستي مطرح بود. در اين دوره انتظار از دين عينيتر شده، ديگر حل همه مسائل از دين خواسته نميشود بلكه از دين ايفاي نقش معنوي و اخلاقي انتظار ميرود.
وي نقد دين سنتي، حكومت استبدادي و مداخلات فرهنگي از خارج را سه فصل مشترك سه دهه اخير كشور عنوان كرد و گفت: در هر سه اين دههها تلاش عمده فعالان دانشجويي و روشنفكران ديني بر محور آسيبشناسي جامعه ايراني بود.
سيدنژاد تصريح كرد: كاركرد نظام سياسي برآمده از نگاه فقهي به دين، اثرات مخربي را در انحطاط اخلاقي جامعه به جاي گذاشت كه به طور مشخص ميتوان در دو دسته تخريب ديد. اولين دسته به كارگيري روشهاي غيراخلاقي توسط حاكمان براي از صحنه خارج كردن رقيب و دسته دوم به كارگيري روشهاي ديني براي نيل به قدرت به عنوان يكي از كاركردهاي حكومت ديني است.
عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) با بيان اينكه امروز ترويج ربا، تملق، چاپلوسي، مداحي و ابتذال اخلاقي در زواياي زندگي مردم مشهود است، تأكيد كرد: يك بار ديگر نياز است كه روشنفكران ديني گردهم آيند و به داد جامعه امروز برسند. ما امروز نياز به نوآوري در دين داريم. فراموش نكنيم كه تأسيس نظام جمهوري اسلامي نيز بر اساس زحمات روشنفكران اسلامي صورت گرفت كه انسداد فضاي جامعه خود را باز كردند.
سيدنژاد هدف از بعثت انبياء را رشد فضايل اخلاقي و زندگي مبتني بر اين فضايل دانست و گفت: اين همان موضوعي است كه در نوع مديريت فعلي كشور مغفول مانده است. بياعتنايي به مردم و قدرت غير پاسخگو و مطلقه، رد و پذيرش صلاحيتها بر اساس سلايق حاكمان و نه در چارچوبهاي قانوني همه گوشههايي از عمل مخربي است كه در زمينه اخلاقي در حال شكل گرفتن است.
وي در ابتداي سخنان خود ضمن انتقاد به ممانعت از سخنراني احمد قابل، خطاب به حاضرين در مراسم گفت: متأسفم به جاي سخنراني قابل، بايد سخنراني بنده ناقابل را گوش فرا دهيد.
محسن كديور:
برداشت عقلايي از دين، عدالت علي(ع) و عارفانه بودن تشيع سه دليل شيعه بودن است
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محسن كديور كه در مراسم شب احياي بيست و سوم ماه مبارك رمضان در حسينيه ارشاد با موضوع "چرا تشيع" سخن ميگفت، اظهار داشت: چون موضوع بحث من يك سوال مبهم است، آن را به سوالهاي ديگر تقسيم ميكنم. سوال اول اين است كه چرا تشيع در نيم قرن اخير مورد توجه جهانيان قرار گرفته است. اين سوال يك سوال سياسي است. امروز در اغلب دانشگاههاي سراسر جهان كرسيهاي اسلامشناسي به كرسيهاي شيعهشناسي تبديل شده است. اين مسأله نه تنها در دانشگاههاي دول غربي اتفاق افتاده بلكه در دانشگاه تلآويو اسرائيل نيز به وقوع پيوسته است.
محسن كديور برداشت عقلايي از دين، عدالت علي(ع) و عارفانه بودن تشيع را سه دليل براي شيعه بودن عنوان كرد.وي افزود: امروز شيعهشناسي يك رشته زنده در دنياست و لازم نيست به قصد قربت شيعه را شناخت بلكه ميتوان حتي با قصد تخريب نيز شيعه را شناخت.
كديور با طرح اين سوال كه چرا مذهب شيعه در دنيا مورد توجه قرار گرفته است، گفت: در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه انقلاب سال 57 در ايران و مسأله عراق معاصر در اين امر بيتأثير نبوده است. بعد از حمله آمريكا به عراق و لمس قدرت تشيع در عراق و حضورمقتدرانه حزبالله در لبنان كه با همنام ايراني خود فاصلهها دارد، نگاهها به تشيع دوخته شده است. اينها بحث سياسي است اما بحث من در اينجا سياسي نيست.
اين پژوهشگر مسايل ديني گفت: سوال دوم يك سوال داخلي است. "چرا تشيع" اخيراً در ايران مورد نقد و مناقشه قرار گرفته است. نميتوان كثرت نقدها و مناقشات اخير را نسبت به گذشته كتمان كرد. اين نقدها امروز شنونده بيشتري دارد. در چهار دهه گذشته مسائلي كه امروز شنيده ميشود به زبان ديگري و در قالب كتاب و مقاله شنيده ميشد. اينكه چرا اين نقدها و اشكالات اخيراً به صورت نافذتري به گوش ميرسد، متوقف بر آماده شدن مقدمه است.
وي اضافه كرد: اگر غرض از ايجاد حكومت، اقامه دين و رواج تدين بود، بايد انديشيد آنچه صورت گرفته است به ترويج شريعت و ديانت انجاميده است يا از قضا سكنجبين صفرا افزود؟ چه شده است كه امروز به سادگي در مسلمترين مفاهيم مذهبي ميتوان ترديد كرد.
كديور افزود: سوال سوم من اين است كه "چرا شيعه هستم، چرا بايد شيعه بمانم و چه مزايايي دارد كه بايد شيعه بمانم؟"، به همين خاطر بود كه سوال "چرا تشيع" كه موضوع بحث من در اينجاست را مطرح كردم.
وي ادامه داد: ميتوان به اجمال برخي اشكالات را مطرح كرد كه چرا برخي مفاهيم بيريشه تشيع با دموكراسي سازگار نيست؟ به طور مثال اگر افرادي از سوي خدا منتخب شدهاند، ديگر جايي براي انتخاب باقي نميماند. بر فرض كه اين نكات صحيح باشد، "چرا شيعه هستم و بايد شيعه بمانم؟"، اين مسأله، مسأله روز ماست. محوري كه براي ورود به اين سوال انتخاب كردم، سوال از "چيستي تشيع" است كه برخي ميپندارند با مفاهيم اصلي دنياي معاصر سازگار نيست. اين سوال، سوال دشوار و عميقي است. اگر بخواهيم به اين سوال پاسخ تاريخي دهيم، درمييابيم كه وجه مميزه اين مذهب با مذاهب ديگر مسأله امامت بوده است.
اين پژوهشگر ديني در ادامه با اشاره به تعريف سنتي از شيعه، گفت: امامت، نيابت رسول است جز در وحي. امامت، خلافت خداوند با وساطت رسول است، جز در وحي.
كديور در ادامه به مسأله غيبت امام عصر اشاره كرد و گفت: برخي اين سوال را مطرح ميكنند كه قرار بود امام وظايفي را برعهده گيرد، پس امام غايب چگونه ميتواند اين وظايف را برعهده گيرد. امامان سه وظيفه را برعهده دارد، اول؛ ترويج و تعليم و بيان مسايل ديني، دوم؛ هدايت باطن جهان و سوم؛ زمامداري و اداره امور سياسي است.
وي با اشاره به پذيرش قرائتهاي مختلف از متن دين، گفت: آيا نميتوان قرائتهاي مختلفي از دين داشت؟ گذشتگان ما چندان به تكثر قرائت از دين باور نداشتند و تصور ميكردند كه آن قرائتي كه خود از اسلام بيان كرده و فهميدهاند، قرائت درستي است. در مورد اينكه گفته ميشود تشيع با اين يا آن مسأله سازگار نيست، نميتوان پاسخ داد، بلكه بايد گفت كدام برداشت از تشيع را ميگوييد؟ ما تشيعهاي مختلف تاريخي داريم. هر ديني در ابتدا در بستر فكر دينداران خود رسوب ميكند و از حقيقت اوليه فاصله ميگيرد كه چه بسا اين فاصله نادرست باشد.
كديور با بيان اينكه يك قرائت تاريخي از تشيع وجود دارد و آن اين است كه امامت انتسابي و علم غيب برجسته است، گفت: سوال اينجاست كه چرا امامت انتسابي و علم غيب برجسته است، پس ما حق داريم مذهب خود را بازانديشي كنيم، آيا ميتوان محورهاي گذشته از مذهب را محورهاي كليدي دانست يا ميتوان چينش ديگري در مفاهيم ايجاد كرد.
وي با طرح اين سوال كه به چه دليل آنچه علماي سلف ما از مذهب برداشت كردهاند، بهترين تلقي و برداشت است و با كدام دليل ميتوان اين برداشت را اصل قرار داد، گفت: در پاسخ بايد گفت آنچه در ذهن علماي گذشته ما شكل گرفته است، در سخنان علي (ع) برجسته نيست يا به صراحت بيان نشده است، حداقل حق ما بازانديشي و سوال است.
اين پژ وهشگر ديني گفت: در اينجا ميخواهم اين بحث را باز كنم كه شيعه علي چه بود و علي چگونه خود را معرفي كرد. براي تفهيم اين موضوع ميتوان به طور مستقيم به متن مقدس مراجعه كرد، خدا به انسان عقل داده و معيارهايي مانند كتاب در اختيارمان قرار داده است بنابراين ديگران هر برداشتي از اين كتاب كنند، حق ندارم برداشتش را تخطئه كنم اما حق دارم بگويم چرا اين گونه مسلمانم (چرا شيعهام)
وي به ماجراي صدر اسلام و موضوع خلافت حضرت علي (ع) اشاره كرد و گفت: اولين واقعهاي كه در صدر اسلام پيش آمد، يك واقعه سياسي بود، پس از فوت پيامبر مسلمانان گرد هم آمدند و ملاكهاي جانشين پيامبر را مطرح كردند، شيعه نيز با ضابطه خود را معرفي كرد، نخستين شيعياني كه خود را با ضابطه معرفي كردند، از نخبگان بودند. چه كسي ميتواند علم سلمان فارسي، ابوذر غفاري, مقداد و عمار را كتمان كند، ما اگر امروز به تشيع مينازيم، به اينها مينازيم چون در يك انتخاب تاريخي (انتخاب حضرت علي) درست انتخاب كردند، اين نخبگان حرفهايي زدند كه لا به لاي صحبتهايشان مغفول مانده است و گذشتگان ما نيز به اين صحبتها توجه نكردهاند.
كديور با تاكيد بر اينكه انسان به ميزان تقرب به خدا قدرت مييابد و نيازي به معصوم ندارد، تصريح كرد: از مسلمات ديني است كه انسان با چشم خدا ميبيند، با گوش خدا ميشنود و با زبان خدا حرف ميزند، آيا علي اين گونه نبود؟ علي مقربتر از همه به خدا بود اما متاسفانه برخي گذشتگان ما نتوانستند علي را هضم كنند و او را فوق بشر و مادون بشر معرفي كنند.
اين پژوهشگر ديني اضافه كرد: ما نياز داريم كه الگويمان زميني و عيني باشد، الگوي مافوق بشري به درد روي طاقچه گذاشتن ميخورد كه دسترسي به آن مقدور نيست، ما نياز داريم انسانهايي مانند ما باشند تا بتوانيم به آن اقتدا كنيم، مشكل گذشتگان ما اين بود كه به جاي بشر متكلم گفتند بشر فوقكم.
وي ادامه داد: تشيع يعني پيرو علي بودن، ما به اين خاطر شيعه هستيم كه برداشت از شيعه علي را برداشت برجستهاي دانستهايم، ما شيعه هستيم چون برداشت علي از اسلام را پذيرفتهايم، اسلام پيامبر را پذيرفتهايم، چون عادلانهتر از مذهب ديگر ديديم، سلمان فارسي، ابوذر غفاري مقدادين اسقف و عمار كه بودند كه شيفته علي شدند؟ چه چيزي در علي ديدند كه به او پيوستند؟ بايد به جستوجوي اين موضوع رفت كه چرا شيعه علي از ديگر مذاهب برجسته است؟
كديور با بيان اينكه بنده سه معيار و شاخصه را از شيعه علوي دريافتهام، گفت: اولين شاخصه شيعه علوي، برداشت عقلايي از دين بود؛ مساله عقلانيت، مساله با اهميتي است، نميتوان توانمندي عقلي تشيع را انكار كرد، اينكه بيشترين فلاسفه در دل اين مذهب رشد كردهاند، اتفاقي نيست، كافي است عقلانيت علي را از زاويه آراي عقلي و فلسفي او در نهج البلاغه در مقايسه با ديگر كتب گذشته دريافت. يكي از علمايي كه اين زحمت را به خود داد و علي را از اين زاويه جست و جو كرد، مرحوم علامه طباطبايي بود.
كديور افزود: شيوه تعقل علي در نهج البلاغه در توصيف خدا با هيچ كدام از منابع علمي گذشته و فعلي قابل مقايسه نيست و اگر نتوانستيم شان اين عقلانيت را حفظ كنيم، اشكال از ماست.
وي به دومين شاخصه و برداشت خود از شيعه علوي اشاره كرد و گفت: دومين شاخصه كه برداشتي عاقلانهتر است، عدالت علي است، من براي اين شيعه هستم كه در برداشت مولايم علي، عدالت اصل است و بر اين اساس است كه مذهب او را عدليه خواندهاند، عدالت بيش از همه موضوعات در دستورات علي به كار رفته است، كيست كه از عدالت علي سخن نگفته باشد.
اين پزوهشگر ديني گفت: علي (ع) عدالت را سادهترين در سخن و مشكلترين در عمل ميدانست و عدالت علي در مذهب ما به عنوان يك منبع پذيرفته شده است، اگر چه به آن عمل نشده است اگر در جايي مشكل وجود دارد، مشكل به علماي ما بازميگردد، نه به مذهب.
كديور، سومين برداشت خود از تشيع علوي را عارفانه بودن اين مذهب دانست و گفت: كدام مذهب مانند تشيع به باطن ديانت توجه كرده است، انديشه عرفاني در لا به لاي سخنان علي و آل او موج ميزند، اين انديشه بالاترين ذخيره يك عارف در عصر ماست، اثبات شده است كه همه علماي مذاهب ديگر نسبت عارفانه خود را به علي منتسب ميكنند.
وي افزود: مقابل باطن، ديانت صوري و ظاهرگري است كه در دنياي معاصر بيداد ميكند، يكي از مشكلات امروزي مجامع جهاني ما علماي قشري و ظاهربين است لذا اگر گفتند چرا شيعه علي را پذيرفتيد، بگوييد چون اين تشيع را عقلانيتر، عادلانهتر و عارفهتر ديدم، حال آيا اين مذهب با اين شاخصهها پيروي دارد يا خير؟
اين پژوهشگر ديني خاطر نشان كرد: اجازه دهيد گلهاي از علما داشته باشم؛ وقتي قرار است مذهبي را مورد نقد قرار دهيم، بايد آن را در ظرف زماني خود قرار دهيم و اجازه تكثر برداشتها را هم امكانپذير بدانيم و برداشت سنتي از دين را اصل قرار ندهيم.
كديور در پايان سخنان خود به موضوع حبس اكبر گنجي، روزنامه نگار زنداني اشاره كرد و گفت: قبل از اينكه به حسينيه ارشاد بيايم، پرينت نامه همسر گنجي را از اينترنت گرفتم، انسان وقتي اين نامه را ميخواند مو بر بدنش سيخ ميشود، ما شيعهاي هستيم كه امامش با دشمن خود نيز ستم روا نداشت، فكر نميكنم آنچه گنجي در نامههاي خود نوشت، تندتر از حكمت 420 نهجالبلاغه باشد، آنجا كه فردي در زمان علي خطلاب به خدا گفت كه "خدايا در حالي كه علي كافر است، او را بكش"، اين صحبت زماني گفته شد كه علي خليفه مسلمين بود، آيا علي دست به شمشير برد و آن فرد را به دليل چنين اتهامي به قتل رساند؟
وي افزود: بيشك زمامداران جمهوري اسلامي شيوه علي را شيوه خود ميدانند، سوال اين است كه عملهاي صورت گرفته در اين نظام چه تطابقي با شيوه علي دارد؟
كديور گفت: طبق آمار ارايه شده ايران از ميان 169 كشور به لحاظ ملاك آزادي بيان و مطبوعات، مقام 166 را دارد، اين درد است، فكر نميكنم اين آمار فخر يك كشور شيعي باشد.
وي خطاب به وكلاي اكبر گنجي، گفت: آبروي وكالت را نبريد، وقتي ميبينيد به نتيجه نميرسيد، فرياد برآوريد، چقدر يك زن بيدفاع ميتواند فرياد بزند؟ زمان علي وقتي خلخالي از پاي يك دختر درآوردند، علي آرزوي مرگ ميكرد، چه نيازي است كه در كشور زنداني سياسي و مطبوعاتي وجود داشته باشد.
كديور گفت: نميخواستم در اينجا بحث سياسي كنم اما خلاف غيرت بود كه اين موضوع را در ميان نميگذاشتم، بنده به برخي سخنان گنجي در حوزه دين انتقاد دارم و اين موضوع را نيز به صراحت اعلام كردهام اما از حقوق گنجي، سلطاني، زرافشان و ساير زندانيان سياسي دفاع ميكنم، اينها دست به اسلحه كه نبردهاند، ما زبان را غلاف كردهايم چون امنيت فرهنگي در جامعه وجود ندارد.
*** در حاشيه مراسم ***
مراسم سخنراني احمد قابل، پژوهشگر ديني كه قرار بود در مراسم احياي شب قدر در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان در حسينيه ارشاد برگزار شود، به دستور يك دستگاه امنيتي لغو شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، شب گذشته قرار بود احمد قابل به دعوت دفتر تحكيم وحدت در مراسم احياي شب قدر در حسينيه ارشاد با موضوع "حق محوري" به ايراد سخن بپردازد اما مجري اين مراسم اعلام كرد كه در تماسي كه مقارن بعد از ظهر روز سهشنبه از سوي دستگاه امنيتي با دفتر تحكيم وحدت گرفته شد، اعلام گرديد كه اين برنامه قابل اجرا نيست و امكان قرائت متن سخنراني ايشان نيز وجود ندارد و حتي اين دستور به نيروي انتظامي منطقه حسينيه ارشاد ابلاغ شده است.
مجري اين مراسم كه به نمايندگي از سوي دفتر تحكيم وحدت نسبت به اين اقدام انتقاد ميكرد، اظهارداشت: علي (ع) آزادي بيان ميداد، علي حتي با دشمنش به عدالت رفتار كرد. احمد قابل مسلمان است، روشنفكر ديني است، روشنفكر غير ديني هم نيست. اگر احمد قابل كه يك مسلمان و شيعه است و پيش از اين نيز لباس روحانيت بر تن داشت، نتواند در باب مسايل ديني ايراد سخن كند، پس چه كسي ميتواند سخن بگويد.
بر اساس اين گزارش، مقرر شد متن سخنراني احمد قابل با موضوع "حق محوري" در قالب لوح فشرده (CD) به متقاضيان ارايه شود.