هشدار به جامعه دانشگاهی؛ کودتایی دیگر در فرهنگ ایرانی ودانشگاهی در راه است!؟
حنیف یزدانی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدتhanifyazdani@gmail.com
با خبر شدم جناب اقای احمدی نژاد قصد دارند که در آستانه باز گشایی دانشگاهها ، به دانشگاه تهران بروند.البته ایشان در چند روز گذشته در جمع تعدادی از دانشجویان در باره پاره ایی از مسائل دانشگاهی به ایراد نظرات خود پرداخته اند که اگر فضای نقد و نظر در داخل مرز های کشور از کنترل حاکمیت خارج می بود چه بسا بازتاب نظرات ایشان در این باره از بیان نقطه نظرات ایشان درباره مسئله هولوکاست نیز جنجال برانگیز تر می شد.
سخنان و نظرات و آرا ایشان در باره دانشگاه همواره یاد آور گسترده ترین عملکرد باز دارنده اقتدارطلبان در اوایل دهه 60 ،یعنی «انقلاب فرهنگی» است.
از آنجا که بیم آن می رود با اجرایی شدن نظرات ایشان وگسترش انها در سال آتی در ادامه سیاست های دولت نهم و وزارت علوم منتصب به این دولت در سال گذشته در دانشگاه ، حیثیت ،هویت و استقلال دانشگاه که پس از رسیدن آقای احمدی نژاد به مقام ریاست جمهوری تنها جایگاه دفاع از آزادی ، دموکراسی ، حقوق بشر بوده است ،به مخاطره بیفتد بر آن شدیم تا در قالب نوشته ایی به جامعه دانشگاهی انذار دهم؛
آقای احمدی نژاد همواره در سخنان خودعلوم سکولار را نفی میکند و خواستار آن است که با مبارزه با آنها، علوم دیگری را جایگزین علوم سکولار در دانشگاه کنند.
اما ایشان و دیگر نظریه پردازان این آرا هیچگاه تا کنون بیان نکرده اند علوم غیر سکولار چه تفاوت ماهوی و جوهری با علوم سکولار دارند؟
برای غیر و یا ضد سکولار کردن دانشگاهها چه باید کرد؟
برای مثال باید از ایشان پرسید؛ آیا با اضافه کردن 20 واحد درس عمومی به دروس همه رشته ها، تعلیمات دانشگاهی غیر سکولار می شود؟ویا برای این کار اقدامات دیگری نیز باید انجام شود ؟ در این صورت باید پرسید ؛این اقدامات چیست؟
البته برای همه کسانی را که اندک زمانی در دانشگاه های ایران حضور داشته اند ، آشکار است که بعد از انقلاب فرهنگی که در سالهای ابتدایی انقلاب صورت گرفت تا کنون که حدود 25 سال از آن مقطع زمانی می گذرد ، بجز این کار(اضافه کردن دروس عمومی به دانشگاهها) و تصفیه بسیاری از دانشجویان و اساتیدی دگراندیش که بیشتر به خاطر مسائل سیاسی انجام گرفت تا اعتقادی ، کار مهم دیگری برای غیر سکولار کردن علوم دانشگاهی انجام نشده است.
اما مسلم بر تمامی دانش پژوهان مسلم است که اصولا ماهیت علم فارغ از تمامی رنگ ها و مرامها و ایدئولوژی ها و ادیان است. علم وابسته به هیچ مرام و ایدئولوژی قدرت محور چپ و راست ومذهبی نیست. البته مرامها و ادیان پیشرو همگی علم ورزی و دانش جویی را تحسین کرده اند ، اما به این دلیل نمی توان گفت فلان دین و یا مرام عین علم است و خارج از آن دین و مرام هیچ علمی وجود ندارد. علم آنجا رشد می کند که؛دانش و دانش جو به دور از هر گونه تعصب وجزمیت و خرافه و گزافه حمایت شود. آنچنان که در تاریخ رشد علم که قسمت اعظم آن در غرب به وجود آمده است می بینیم در دوره هایی که به نام مرامهای قدرت محور مذهبی و چپ و فاشیستی و ... استبداد ایجاد می شود علم از پویش و بالش باز می ماند. علم بعد از غلبه بر استبداد دینی کلیسا شکوفا می شود و در رشد آن مسلمان آزاد اندیش و یهودی دموکرات و آزاده و مسیحی آزادمنش و دموکرات و سوسیالیست و لیبرال دموکرات و... نقش بازی کرده اند و می کنند.
البته سخنان و آرا آقای احمدی نژاد و همنظران ایشان هنگامی بیشتر در خور تامل قرار می گیرد که می گوید؛البته اقداماتي در اين زمينه شده، ولي كافي نيست و بايد با پشتوانهي هم، اين اقدامات را گسترش دهيم.
اما بايد پرسيد در سال گذشته چه كار هاي مهمي براي ضد سكولار كردن و مبارزه با اندیشه های سکولاریستی در دانشگاهها صورت گرفته است که امروز آقای احمدی نژاد خواستار گسترش آنها است؟ به عبارت دیگر مهمترین کار های نمایندگان دولت نهم در دانشگاهها چه بوده است؟
آیا بجز این است که تعدادی از مجرب ترین اساتید به اجبار نظام علم ستیز کنونی حاکم در دانشگاهها بازنشانده شداند؟ آیا غیر از این است که در سال گذشته تعدادی از دانشجویان دگر اندیش و آزادی خواه از تحصیل محروم شدند؟و در چند روز گذشته بسیاری از فعالین دانشجویی ثبت نام نشدند و بیاری دیگر به صورت موقت اجازه حضور در دانشگاهها را یافته اند؟
و البته شاید منظور آقای احمدی نژاد از مبارزه با اندیشه های سکولار بستن درهای نماد آزادی خواهی و مبارزه با استبداد و استعمار در دانشگاه یعنی انجمن های اسلامی باشد....
و یا شاید مقصود ایشان احضار فوج فوج دانشجویان به کمیته های نا عادلانه انظباطی و دادگاههای انقلاب و... در سراسر کشور باشد؟
اگر مقصود و مراد ایشان از" اقدامات انجام شده در زمینه مبارزه با اندیشه های سکولار" این چنین است وامصیبتا از "گسترش این اقدامات".
ایشان در جای دیگری از سخنان خود بیان می دارد : دانشجوي امروز ما بايد سر رييسجمهور فرياد بزند كه چرا يك استاد سكولار به خاطر اينكه انديشههاي دانشجو با انديشههاي او مغايرت داشته، به دانشجو نمرهي كم داده است.
بر هر حق طلبی آشکار است که ،فریاد زدن برای کسب حقوق و جلو گیری از نقض شدن حقوق در همه تفکرات و مرامها و ادیان پیشرو و نیکو امری پسندیده است همچنانکه قران کریم می فرماید:« لا يحب الله الجهر بالسّوءِ من القول الا من ظلم و کان الله سميعا ً عليماً» ؛ خداوند دوست نمي دارد که کسي به عيب خلق صدا بلند کند مگر آنکه ظلمي به او رسيده باشد و هر گاه از دست ظالم فرياد دادخواهي کند و زشتي عمل او را فاش گويد در اينصورت روا است ، که خداوند شنوا به اقوال و دانا به احوال است.(آيه شريفه 148 سوره النّسا).
می بایستی به آقای احمدی نژاد یاد آوری کرد که اگر جنابعالی این حق را برای دانشجویان در نظر گرفته اید که نسبت به تضییع حق خود در کم شدن نمره شان توسط استاد اعتراض کنند، می باید باب اعتراض به نقض سایر حقوق و بی حرمتی ها را نیز به دانشجویان باز بدانید،بنا براین دانشجویان باید بتوانند به شدت یافتن گزینشها در ادامه تحصیل خود اعتراض کنند ،دانشجویان باید بتوانند نسبت به لغو گسترده فعالیت های سیاسی اجتماعی و فرهنگی شان نیز اعتراض کنند ، آنان باید نسبت به برخوردهای گسترده و سازماندهی شده توسط کمیته های انظباطی و دادگاهها و نهاد های قانونی و غیر قانونی خارج دانشگاه نیز فریاد وا ظلما سر دهند. آنان باید از تهدید روزمره در محیط دانشگاه و خارج از دانشگاه خلاصی یابند.
آقای احمدی نژاد در بخشی دیگر از سخنان خود به معضلات حل نشده دانشجویان و جامعه دانشگاهی ایران اشاره کوتاهی می کند که پرداختن به انها نیر خالی از لطف نیست.
«فرار مغز ها» از مسائلی است که در بیانات آقای احمدی نژاد خود نمایی می کند. اما به راستی و به دور از هر گونه جنجالهای سیاسی، در جایگاه دیده بان جامعه مدنی ایران باید پرسید؛چه چیزی باعث شده است که فرار مغزها از ایران به جهان اول به این چنین سیل ویرانگری تبدیل شود که آقای احمدی نژاد نیز نتواند از آن چشم بپوشد و آنرا در لابلای شعارهای پر طمطراق خویش پنهان کند؟ البته اینکه ایشان بر خلاف بسیاری دیگر از مسئولان که متاسفانه از مسئولین وزارت علوم هستند ، با معضل فرار مغزها بر خوردی به نسبت واقع بینانه تر کرده است خود جای شکر دارد.
ولیکن آیا بسته بودن تمامی درها در دانشگاهها و جامعه برای دانشجویان و اساتید و بر خورد های نا شایست و به دور از شان و کرامت انسانی با مردم ایران و بلاخص نخبگان آنها، زمینه اصلی شدت یافتن فرار مغز ها از کشور نبوده است؟ آیا بر خورد های علم ستیزانه نظام اموزشی و حاکمیت موثر ترین عامل در شدت یافتن این معضل نبوده است؟ مسلم است که تفکری که ایران را متعلق به خودی ترینها می داند و اکثریت ایرانیان را قابل اعتماد نمی داند و سعی می کند در تمامی شئون زندگی فردی و جمعی ، خصوصی و عمومی و... مردم سرک بکشد و بر آنها نظارت کند تا مبادا به گناهی گرفتار آیند، صاحبان را از خانه آواره خواهد کرد.
از دیگر مسائلی که آقای احمدی نژاد به آن پرداخته است مسئله «کار» بلاخص برای دانشجویان است. بر همه مسلم اشتغال زایی هنگامی اتفاق می افتد که منابع وسرمایه کشور به وسیله منتخبانی که بیان کننده و مجری خواستها و مطالبات اصیل مردم باشند، صرف شود. اما آقای احمدی نژاد که در آغاز به مقام ریاست جمهوری رسیدن از مبارزه با مافیا سخن می گفت و با شعار آوردن نفت بر سر سفره ها در انتخابات نهم وارد شد، در یک سال گذشته چه کاری انجام داده است که سرمایه ها و منافع ملی ایران در راستای باز گرداند به مطالبات مردم و نیاز های آنان صرف شود؟
بنا بر این رسیدن نرخ بی کاری به رقم 5/12 درصد(البته طبق امار های منابع مورد تایید حاکمیت ) امری طبیعی به حساب می آید.
البته باید به آقای احمدی نژاد و سایر مسولان انذار و هشدار داد که نه تنها فرار مغزها و بی کاری امروز در دامن دانشجویان ایران آتش افکنده است ، بلکه اعتیاد در جامعه جوان ایران و متاسفانه در دانشگاههای ایران نیز از دیگر مسائل خود ساخته است که بی اعتنایی به آن و یا برخورد قهر آمیز ممکن است فاجعه ایی دیگر را ایجاد کند.
در پایان باید گفت آقای رییس دولت مهم داشتن تفکری است که با داشتن خصوصیت دموکراتیک و آزاد منشی بتواند با واقعیات روبرو شود و آنها را همانطور که هستند ببیند و نه آنطور که می خواهد.
تفکری که بپذیرد که دیگرانی نیز ممکن است در کنار او باشند ولی مانند او نیندیشند و مانند او زندگی نکنند ولی با این وجود آنها را از امکانات و حقوق اولیه محرومشان نکند، به تحمل تمامی محرومیت ها تهدیدشان نکند و خود را بر حق مطلق و آنها را بر باطل محض در نظر نگیرد. آقای رییس دولت؛ مهم نیست که کسی که صاحب این تفکر است چه درسی خوانده باشد و چه درسی نخوانده باشد ، به کدام دین و مرام معتقد باشد و یا معتقد نباشد.مهم این است که همه تفکرات یکدیگر را به رسمیت بشناسند و در آرزوی نابودی دیگری نباشند.چه آنکه بارها و بارها در طول تاریخ شاهد بوده ایم که افرادی که خود را منتسب به مرامهای نیکو و افراد صاحب کرامت کرده اند با مطلق کردن خود و پست شمردن بی چون و چرای دیگران راه را با بی راهه تعویض کرده اند
در نهایت سخن این جانب با هم میهنان ، دانشجویان ، اساتید محترم ، دانشگاهیان فرهیخته است که امروز بزرگترین قربانی تفکرات گزینشی و بسته مسولین اموزشی و دولتی قرار گرفته اند . به همین دلیل بر شماست آگاه باشید که امروز بیم انفلاب فرهنگی دیگری می رود که تمامی ریسته های جامعه ایران را در طول چندین سال گذشته در راه آزادی و عدالت خواهی و اندیشه دموکراسی و تحقق حقوق بشر را پنبه کند.
امروز می باید با شجاعت و بدور از هرگونه واهمه ایی با اندیشه ایی که در سودای قدرت طلبی و پی ریزی ستونهای قدرت تمامیت خواه به سر می برد مقابله کرد باشد تا بدین وسیله تمامی اندیشه های ضد آزادی و استبدادی از مرزهای ایران عزیز بدور باشد.