معامله پر درآمد خصوصي سازي  ارتش

به نقل از ماهنامه فوليو، سپتامبر 2006 
ضميمه روزنامه سويسي NZZ
بقلم دانيل وبر- بفارسي از حميد بهشتي

 

http://www.nzzfolio.ch/www/21b625ad-36bc-48ea-b615-1c30cd0b472d/showarticle/5c42b74e-f400-4422-9b12-9a8ff82e6b0b.aspx

* * * * * * * * *

مقدمه: براي درک و باور کردن اهميت نقش شرکت هاي نظامي خصوصي در جنگ هائي که به پيشگامي آمريکا در افغانستان و عراق و سرزمين هاي ديگر صورت گرفته اند، گذشته از صحت و سقم گزارشاتي که گاه به گاه از جانب آگاهان داده ميشوند، اشکال و ايراد اين اطلاعات در اين است که معمولاً فاقد جنبه رسمي بوده، نمي توان بدانها اتکاء نمود. در اين ميان مقامات سويس مواجه با فعاليت غير قانوني شرکت هائي که نفرات مزدور را بسيج مي کنند، شده و پارلمان اين کشور کميسيوني را مأمور بررسي اين پديده ساخته است. حاصل کار اين کميسيون در گزارش ذيل منعکس مي باشد. (مترجم)

* * * * * * * *

هر يک از 10 سرباز مشغول در عراق، پرسنل يکي از شرکتهاي نظامي خصوصي بوده،
بدون سربازان مدرن، امروزه به هيچ جنگي اقدام نمي شود.

اسامي آنها اِگينز، دينکُرپ، اِرينيز و امثال اينهاست (1). هر که در اينترنت به سراغ سايت هاي آنها برود، با نمائي زيبا و عباراتي بسيار مؤدبانه برخورد مي کند. نام اتحاديه صنفي آنها در ايالات متحده آمريکا انجمن عمليات صلح بين المللي است(2). روابط عمومي اين شرکت ها بي نهايت رعايت ادب را مي کنند. آنها عاشق مفاهيمي مانند مبارزه طلبي، مديريت ريسک و چتر حمايت از پروژه مي باشند و از بکار بردن واژه مزدور بشدت خودداري مي کنند. زيرا آنها شرکت هاي نظامي مدرن و قابل احترام هستند.

"البته که آنجا مزدور استخدام مي کنند" – روني پ ، مدير شرکت امنيتي کالاريس اينتليجنس در زوريخ، 29 ساله بوده، داراي سيمائي گشوده با ابرواني قهوه اي رنگ و دستاني قوي است. اخيراً که او به اردن رفته بود، تا به زني با فرزندانش که از خروج آنها جلوگيري ميشد، کمک کرده و آنها را از آنجا بيرون آورد، در فرودگاه عمّان به گروهي از اين "سگان جنگي" Dogs of war روبرو شد که هيچ تمايلي هم ندارد با آنها سروکار داشته باشد. آنها از مليت هاي روس و روماني بودند و از جانب شرکت نظامي آمريکائي بلاک واتر براي عملياتي در خاورميانه مورد استقبال قرار گرفتند.

روني پ 10 سال تمام سرباز ارتش آلمان بوده است که 7 سال آنرا در خارج آلمان سپري کرد. وي در نقش سرباز عملياتي، عضو واحدهاي ويژه نجات گروگانها و حفاظت اشخاص در کوزوو، افغانستان و عراق خدمت کرده است. او در اين مدت با مجرّبين جنگهاي خصوصي و شرکتهايي که آنها را استخدام مي کنند تماس يافته و با آنها آشنا شد. به گفته او "آنها همواره بهترين و جديدترين وسائل را در اختيار دارند."

مزد روني پ ماهانه 2000 يورو بود که با روزانه 06/92 یورو حق ريسکي که مي گرفت، ماهانه 5000 يورو بدستش مي رسيد. و اين در حاليست که به پرسنل ويژه اي که در استخدام شرکت هاي خصوصي هستند و مانند او از سربازان واحدهاي ويژه اسبق ارتش ها تشکيل شده اند، روزانه 1000 دلار مي دهند. مزدور فقط به يگ چيز وفادار است و آنهم مزد و پول مي باشد. اما روني پ حاضر نبود کارش بدين جاها برسد.

خصوصي سازي جنگها بيش از همه براي کارفرمايان اين مزدوران که شرکت هاي خصوصي بوده و در تمامي قارّه هاي جهان فعال مي باشند، معامله پردرآمديست. عايدي سالانه اين شرکتها حدوداً 100 ميليارد دلار بوده و تا سال 2010 تا 200 ميليارد رشد خواهد کرد. اين شرکتها در عرض ده سال گذشته بيش از 3000 قراردار با ايالات متحده آمريکا بسته اند و اين کشور بزرگترين مشتري آنهاست. نام شماري از اين شرکت ها در ليست بزرگترين شرکت هاي جهان قيد شده است که شامل بر نام  500 شرکت از پردرآمدترين شرکت هاي گيتي ميباشد. پر رونق ترين محل کار اين شرکتها عراق است که 60 شرکت خصوصي نظامي در آن فعال بوده و مجموعاً حدود 20 هزار پرسنل را بکار گرفته اند – اين تقريبا به همان ميزاني است که آمريکا و متحدانش در عراق نظامي دارند.

زمان آغاز هجوم به عراق در سال 2003 کشتي هاي جنگي آمريکا به خليج فارس وارد شدند. اما سرنشينان آنها فقط سربازان نيروي دريائي آمريکا نبودند، بلکه مستخدمين شرکتهاي نظامي نيز در ميان آنها بودند که مسئوليت کار با دستگاههاي فوق مدرن را بعهده داشتند. آنها با برخورداري از تعليمات ويژه نظامي در ساير بخش هاي ارتش آمريکا نيز مورد استفاده قرار مي گيرند. اما بخش کوچکي از اين شرکت ها مستقيما در عمليات نظامي وارد ميشوند. مثلاً شرکت کِلوگ براون و روت که بخشي از کارتل هاليبورتون است، قراردادي چند ميلياردي با دولت آمريکا بسته است براي تأمين لژيستيک مورد نياز، از خوراک و پوشاک گرفته تا تسليحات براي ارتش آمريکا. اخيراً اين شرکت براي تأمين مايحتاج ارتش انگلستان در عراق نيز کار مي کند.

بسياري از شرکت هاي نظامي پس از خاتمه جنگ سريع عراق به معاملات پردرآمد متعاقب جنگ وارد شدند: تعليم نفرات ارتش جديد عراق و نيز بسيج و تعليم نفرات پليس اين کشور. شرکت هاي خصوصي از ابنيه و تأسيسات صنعتي حفاظت مي کنند، گارد امنيتي در اختيار سياستمداران و تجّار قرار مي دهند، تردد در جاده ها را تأمين کرده و کاميونهاي حامل اجناس را اسکورت مي کنند. در جنگ اول آمريکا در عراق، از هر صد تن پرسنل نظامي يک نفر مزدور خصوصي بود. در حاليکه امروزه از هر صد نفر 10 تن آنها مزدور مي باشند. بنا بر اتفاق نظر متخصصين بدون حضور شرکت هاي خصوصي نظامي امکان نداشت اين جنگ تا امروز تداوم يابد.

اما آيا اين در تاريخ جنگ ها چيز تازه اي نيست؟ - "نه چيز جديدي نيست." – اين پاسخ را يک متخصص استراتژي نظامي بنام آلبرت آ. شتاهِل مي دهد. "ارتش قديمي ترين بخشي است که ميان دولت و بخش خصوصي در نوسان است. در يکي از اولين جنگ هاي بزرگي که ميان مصريان، تحت فرماندهي رامسِس دوم و هِتيت ها در محلي موسوم با کادِش در 1285 سال قبل از ميلاد صورت گرفت، در هرد دو سوي مصاف، دستجات مزدور مي جنگيدند. يونانيان، کاتاگ ها، روميان، اينها همه با اتکاء بر دستجات مزدور مي جنگيدند. همانگونه که در قرون وسطا شهرهاي مستقل ايتاليا متّکي بر قواي نظامي خصوصي عمل مي کردند.

و ما سويسي ها نيز در گذشته خود با گروههاي موسوم با "رايس لويفرين" آشنا هستيم. به گفته شتاهل جنگجويان تواناي مزدور از صادرات سويس در سده هاي گذشته بوده اند و در همه ممالک اروپا هم مشتريان پر و پا قرصي داشته اند و هم لرزه بر اندام ديگران مي افکندند و به دليل همين شهرتشان نيز بود که پاپ، يوليوس دوم در سال 1506 دستور داد گارد محافظي از اين نفرات براي قصر واتيکان تشکيل شود و هنوز نيز گارد واتيکان موسوم به گارد سويسي است. تا اينکه در قرون 17 و 18 پس از ايجاد کشورهاي مبتني بر ناسيون، ارتش هاي مردمي جايگزين دستجات مزدور شدند. از وظايف حکومت هاي مرکزي ملي يکي هم اينست که امنيت مردم را تأمين نمايند که در قبال آن حق انحصار حرفه جنگ متعلق به دولت شده است. اين است که در قانون اساسي سويس مصّوب سال 1848 کار رايس لويفرين ممنوع اعلام شد. به گفته شتاهل "انحصار خشونت براي دولت از مباني محوري مملکت داري مدرن مي باشد. و اين در حاليست که اين انحصار امروزه به گونه خزنده اي شکسته مي شود و اين پديده از ويژگي هاي عصر ماست و حاصل روند خصوصي سازي. اما اگر حکومت انحصار خشونت را از دست خود بنهد، حاکميت خود را از دست مي دهد و آنگاه بيم آن ميرود که شرايطي بر ما حاکم شوند که در جنگ هاي موسوم به سي ساله در اروپا وجود داشت (48-1818)". در آن زمان در جنگ هائي که بر سر حاکميت بر اروپا جاري بود، قشون هائي مرکب از مزدوران در تمامي جبهات با همديگر در گير بودند.

تجديد خصوصي سازي قشون و جنگ در مقياس کلان در دهه 1990 واقع شد. پس از اتمام دوران جنگ سرد که از بودجه نظامي کشورها کاسته شده و ارتش ها نفرات خويش را بشدت تقليل داده بودند، ارتش سرخ اتحاد جماهير شوروي و قواي نظامي جمهوري دموکراتيک آلمان از هم پاشيدند و آمريکا در عرض ده سال نيروهاي نظامي خويش را به ميزان 40% تقليل داد. ميليونها تن نفرات نظامي بيکار شده به بازار کار روانه شدند. اين انبوه نيروهاي نظامي براي شرکت هاي خصوصي مخزني بود که با استفاده از آن وظايفي را که ارتش هاي تقليل يافته، ديگر قادر به انجام آنها نبودند، سرويس دادند. دامنه وظايفي که اين شرکت هاي خصوصي قادر به سرويس آنها بودند، بسيار وسيع بوده، از حمايت مستقيم در ميدان جنگ گرفته تا مشاورت و تعليمات نظامي و عمليات لژيستيک و اکتشافي- اطلاعاتي. و کار براي اين شرکت ها، يعني جنگ، مانند هميشه فراوان بود. وجود درگيري هاي داخل آفريقا، خاورميانه و خاور نزديک و در شرايط نامنظّم و با جبهه هاي ناروشن براي شرکت هاي خصوصي مانند گنجينه و منبع درآمدي لايزال مي باشد. اين شرکت ها اولين آزمايش خويش را در وقايع بالکان داده و موفق از آن بيرون آمدند.

يکي از شرکت هاي اين صنف که حال ديگر بخوبي جا افتاده است، بنام MPRI آنجا شهرت يافت. بدنه رهبري MPRI متشکل از ژنرالهاي چهار ستاره سابق ارتش آمريکاست که روابط بسيار خوبي با وزارت دفاع اين کشور، پنتاگون دارند. اين شرکت که در سال 1978 تأسيس يافت، در نخستن سالهاي فعاليت خويش فقط در داخل آمريکا عمل مي نمود و عمدتاً نيز در بخش تعليمات و مشاورت نظامي فعال بود.

در سال 1994، MPRI از جانب کشور تازه تأسيس کرواتي مأموريت تشکيل ارتشي قوي را دريافت نمود. پس از يک سال ارتش کرواتي در عملياتي موسوم به طوفان، در عرض يک هفته موفق شد منطقه کرائين را از دست نيروهاي صرب به در آورد و صرب ها را فراري دهد. حصول پيروزي سريع براي روند عمليات مربوطه حايز اهميت بسزا بود. پس از سه ماه قرارداد صلح دايتون Dayton ميان صربستان، کرواتي و بوزنين به امضاء رسيد. شرکت MPRI نقش خود را در عمليت طوفان هرگز تشريح نکرده است. اما از آن زمان به بعد، ديکر بر سر راه پيشرفت و اوجگيري فعاليت اين شرکت مانعي وجود ندارد. به دنبال آن سفارشات مهم ديگري در بوزنين و مقدونيه، در عربستان سعودي و کويت، آنگولا و نيجريه به اين شرکت داده شد. طبيعي است که شرکت MPRI يکي از مهمترين شرکاي ايالات متحده آمريکا در عراق نيز مي باشد.

تجربه عراق نشان داده است که از کار اين شرکتها نمي توان صرفنظر نمود. اما نحوه کار آنها موجبات ترديد نسبت به نقش آنها را نيز فراهم آورد. به نظر يکي از متخصصين امور نظامي به نام پ. و. سينگر که مؤلف کتابي تحت عنوان "انجمن جنگندگان- اوجگيري صنعت ارتش خصوصي" مي باشد (4) ، يکي از مهمترين مشکلات موجود، عدم شفافيت و کنترل کارهائيست که اين شرکت ها انجام مي دهند. آنها به عنوان شرکت هاي خصوصي به هيچوجه موظف به مطلع نمودن افکار عمومي نسبت به کار خويش نيستند. بدينقرار دولت آمريکا قادر است هزينه سياسي درگيري هاي عراق را پايين نگاه دارد. از جمله اينکه اعلان نمي شود که به چه تعداد از اين مزدوران در عراق کشته ميشوند. بر حسب تخمين اين شرکت ها تا کنون صدها کشته داده اند. اما اين کشته شدگان در هيچيک از آمارهاي مربوط به جنگ به ثبت نرسيده اند. همچنين هيچگونه کنترلي در رابطه با سفارش دهندگان اين شرکت ها وجود ندارد.

به گفته گري جکسن، رئيس شرکت نظامي بلک واتر، برخي از روابط اين شرکت آنچنان سرّي است که او به اطلاع هيچيک از مقامات دولتي آمريکا نميتواند برساند که چه مأموريتي را از جانب مقام ديگر دولت آمريکا دريافت نموده است. امر تعيين کننده، عبارت معامله است. شرکت هاي نظامي فقط در خدمت دولت هاي دموکراتيک و سازمان هاي بين المللي عمل نمي کنند. بلکه موارد متعددي هست که اين شرکت ها براي کارتل هاي مواد مخدر، شورشيان و ديکتاتورها نيز وارد عمل شده اند.

همچنين هيچگونه استانداردي براي شرايط استخدام افراد در خدمت اين شرکت ها وجود ندارد. افراد نمونه اي که اين شرکت ها معمولاً در معرفي خود عرضه مي کنند پرسنل سابق نيروهاي ويژه ارتش آمريکا و سرويس ويژه هوائي انگلستان مي باشند. اما اين شرکتها تعداد قليلي پرسنل دائم داشته، اکثراً نفراتي را براي زمانهاي محدود و به صورت قراردادي به کار ميگيرند. گروهان هائي که بدينگونه تشکيل ميشوند معمولا فاقد شرايط لازم براي انجام وظايف محوله بوده و اکثراً براي مزدوران مشکوک، جايگاه مناسبي مي باشند. براي اين افراد دليلي وجود ندارد که از چيزي باک داشته باشند. زيرا در شرکت هاي نظامي نه اجباري به اطاعت نظامي وجود دارد و نه حاکميت دادگاه نظامي هست. به لحاظ حقوقي شرکت هاي نظامي به شدت مشکوک اند: نه استانداردهاي بين المللي حقوقي هست که بر آنها واجب باشد و نه استانداردهاي معدود برخي از کشورها (مانند آفريقاي جنوبي، آمريکا و عراق) در اين زمينه داراي وسعت کافي بوده، براي کنترل آنها مؤثر اند. فقط يک ماده در حقوق بين الملل هست که مربوط به مزدوران ميباشد. اما قيود ذکر شده در آنجا براي اينکه شخصي را مزدور بدانند، چنان محدود کننده اند که به ندرت مي توان بر طبق آنها نفرات شرکت هاي نظامي را مزدور معرفي نمود.

سربازان خصوصي در زمينه حقوقي غير شفاف عمل مي کنند. آنها نه سرباز هستند و نه شحص غير نظامي. به همين دليل است که از زمان آغاز جنگ در عراق حتّا يک نفر از سربازان خصوصي نه متهم به جنايتي شده است و نه محکوم. حتّا در مورد رسوائي شکنجه گاه ابوغريب نيز به آنها کاري نداشتند. سربازان آمريکائي که در اين رسوائي نامشان فاش شد، در مقابل دادگاه نظامي قرار گرفته، محکوم گشتند. بررسي هاي ارتش آمريکا حاکي از اين بود که در ابوغريب مترجمين و بازجويان متخصصي که متعلق به شرکت هاي نظامي آمريکائي تيتان و CACI بودند در امر شکنجه دست داشته اند. اما تا کنون هيچيک از آنها نه متهم و نه مجازات شده است. از آنجائيکه پرسنل شرکت هاي نظامي مشمول دادگاه نظامي نمي شوند، کار آنها به دادگاههاي کشوري مربوط ميگردد که در آن کشورها کار خلافي کرده باشند. اما معمولاً دادگاه درست و مرتبي در مناطق عملياتي اين شرکتها وجود ندارد.

اينگونه نابساماني ها را فقط  با کنترل حکومتي ميتوان برطرف نمود. لذا هم در عرصه بين المللي و هم در سطح ملي مي بايست اين معاملات توسط قوانين تنظيم شوند. خصوصي سازي وظايف نظامي در هيچ کجاي دنيا مانند آمريکا گسترش نيافته است. اما در آينده نه چندان دوري اروپا را نيز در بر خواهد گرفت. کمبود بودجه، موجب خواهد شد که از شرکت هاي خصوصي هر چه بيشتر استفاده شود. و از آنجائيکه استفاده از شرکت هاي خصوصي در عمليات صلح آور بين المللي نيز مرتب صورت مي گيرد، لازم است که روند کنترل دقيقي مقرر گشته و مسئوليت ها تعيين گردند. در غير اينصورت بايد به کساني حق داد که مي گويند، امنيت که از مواهب عمومي است، بازيچه دست سوداگران شده است.

کشور سويس نمي تواند از وضع کردن مقررات براي عمليات اين شرکت ها شانه خالي کند. مبناي اوليه آنرا مجلس سناي اين کشور، موسوم به بوندس رات، در دسامبر گذشته تحت عنوان "گزارش مقررات نامنظم در باره نقش شرکتهاي امنيتي در سويس"(5) آماده کرد. در اين گزارش چنين آمده است: خصوصي سازي تأمين امنیيت عمومي فقط در موارد استثنا مجاز است. اما با توجه به محدوديت بودجه دولت، تقليل نفرات پليس در استانها (کانتن)و تنزل تعداد پرسنل ارتش، در آينده اين موضوع مطرح خواهد بود که شرکت هاي امنيتي خصوصي تا چه ميزان در انجام وظايف حفاظتي دخالت داده شوند و آيا اصلاً اينکار مجاز مي باشد؟

گزارش مجلس سناي سويس (بوندس رات) به رسيدگي کار شرکتهاي نظامي خصوصي در مناطق بحراني نيز پرداخته و از جمله در اين باره چنين آمده است: "به علت فقدان مقررات کشوري در بعضي ممالک براي افراد سهل تر است به خدمت يک شرکت امنيتي در آمده و مسلسل بدست وظايفي را در يکي از مناطق بحراني به عهده گيرند، تا اينکه در نقش دربان يک بار محلي به کار بپردازند." از آنجائي که در سويس نيز شرکت هائي وجود دارند که براي درگيريهاي کشورهاي ديگر وارد عمل ميشوند، مجلس سويس حاضر است بررسي کند که آيا يک چنين شرکت هائي را موظف به کسب جواز و ثبت در سويس بنمايد. اين مجلس همچنين حاضر به همکاري در کوشش هاي بين المللي براي طرح ريزي مقررات مربوطه ميباشد.

اينکار براي سويس مفيد است. زيرا وزارت خارجه اين کشور همواره وظايفي را به شرکت هاي نظامي خصوصي واگذار مي نمايد. پس از آنکه مقامات آمريکائي در بغداد اعلام نمودند که تضمين امنيت سفارتخانه هاي ديگر از عهده آنها خارج است، ارسال سربازان سويسي به عراق ديگر براي مجلس اين کشور منتفي است، زيرا اين امر موجب بالا رفتن احتمال سوء قصد به سفارت اين کشور خواهد بود. بجاي آن براي اينکار به يک شرکت خصوصي که در اين زمينه از تجربه کافي برخوردار بوده، داراي پرسنل تعليم ديده باشد، مأموريت داده شد، به شرکت متئوريک تکتيکال سولوشِنز که مقر آن در آفريقاي جنوبي است. هنگاميکه دو تن از سه صاحب اين شرکت در همان سال به دليل دست داشتن در انجام کودتاي نظامي در گينه اکوادريال دستگير شدند، اين وظيفه به شرکت نظامي ديگري واگذار شد.

________________________________________

دانيل وبر، مؤلف اين گزارش، سردبير ماهنامه فوليو است که ضميمه روزنامه پرسابقه زوريخي NZZ مي باشد.

1 – Aegis, Dyncorp, Erinys

2 – International Peace Operations Association

3 – Military Professional Resources Incorporated

4 – Corporate Warriors- The Rise of privitized Military Industry

5 – Kontract um einheitlich geregelten Rolle privater Sicherheitsunternehmen in der Schweiz