چگونه پاپ خداي خردپرور مسيحي
را از زير عباي خود بيرون آورد؟گفتگويي با محسن مسرت، پژوهشگر مسائل خاورميانه در باره سخنراني شهر رگنزبورگ پاپ و نزاع تمدنها و مذاهب
در هفته نامه فرايتاگ، 22 سپتامبر 2006
http://www.freitag.de/2006/38/06380301.php
بفارسي از حميد بهشتي
روزنامه فرايتاگ – پيام اصلي سخنراني اخير بنديکت شانزدهم در چيست؟
محسن مسّرت – لب کلام او در دو نکته مي باشد: اولا محمد، رسول خدا، اسلام را به زور شمشير گسترش داد، در حاليکه در مقابل آن اين امر القاء ميشود – بدون اينکه پاپ صراحتاً گفته باشد – که مسيحيت بدون اعمال زور گسترش يافته است. در ثاني خداي مسيحيت که قيصر مسيحي روم شرقي مانوئل دوم بدان فکر مي کرده، چنان که پاپ از وي نقل مي کند، طرفدار خرد است. زيرا که اين خدا خونريزي را دوست ندارد، در حاليکه خداي اسلام رسولش را به شمشير مجهز و روانه جهانگشائي نمود.
- به عبارت ديگر بيخود نيست که مسلمانها برانگيخته شده اند؟
- حد اقل آن اينست که بسياري از علماي اسلام اينرا بمثابه اعلام جنگ تلقي کرده اند. در حقيقت پيام رگنزبورگ پاپ مي تواند به عنوان مشروعيت دادن واتيکان به تز نزاع تمدن هاي هانتينگتون تعبير شود. البته اين احتمال هست که پاپ خودش ملتفت نشده باشد، چگونه پيامي را بر زبان آورده است، که البته اين خود براي مجموعه کليساي کاتوليک بسيار ناپسند مي باشد. حتّا اگر عقب نشيني وي را جدّي نيز بگيريم – با توجه به اينکه بر طبق اظهار وي آن متني بوده است که از قرون وسطي گرفته شده است و وي آنرا فقط نقل کرده است – اين بدين معناست که او اعتراف ميکند سرسري کار کرده است.
- آيا اين شباهت به همان الگوي دعواي کاريکاتور ندارد که در آغاز سال مطرح بود، که مسلمانهاي متعصب بلافاصله با آن برخورد آشتي ناپذير کردند؟ و برداشت حاصله اينست که آنها اصلاً منتظر يک چنين دستاويزي بوده اند.
- در حال حاضر جوّ موجود در جهان اسلام بسيار ملتهب است و اين از زماني است که پرزيدنت بوش و نيز اولمرت، نخست وزير اسرائيل اين رسالت را يافته اند که هر روز حملات لفظي به مسلمانها کرده و آنها را تحقير نمايند. بوش از زمان حمله اسرائيل به لبنان و حزب الله مرتب از مبارزه ميان دموکراسي و فاشيسم اسلامي دم مي زند. و اکنون که پاپ نيز خداي خردپرور مسيحي را در مقابل خداي خونريز اسلام قرار داده است، بدين هنگام ديگر مسلمانها که مورد تحقير نيز قرار گرفته اند، احساس مي کنند که در مقابل يک حرکت مشترک سياست و دين غرب قرار دارند.
- انگيزه پاپ چه مي تواند باشد که بدينگونه نفت بر آتش مي پاشد؟
- چنانکه از ظواهر امر بر ميآيد، بنديکت شانزدهم با سخنراني رگنزبورگش - فهميده يا نفهميده، بماند – بگونه اي حيرت انگيز به راه خطا رفته است. اين سخن که مسيحيت ترکيبي از عقل و ايمان مي باشد، به همان ميزان مضحک است که يک فيزيکدان ادّعا نمايد که نيروي جاذبه زمين و قانونمندي سقوط اشياء ناشي از احساس و وضعيت رواني اشياء در حال سقوط مي باشند. به گمان من پاپ در سخنراني رگنزبورگش فراموش کرده بود که آنجا در موقعيت پاپ، رهبر کليساي کاتوليک، سخن مي گويد و نه بعنوان يک پروفسور دانشگاه. وي در حقيقت وظيفه اش دفاع از معنويت مسيحي است که نياز مسيحيان مي باشد و بالقوه مثبت است. منتهي حضرت ايشان با برداشتن گامي خارق العادّه دين خود را در تمامي طول تاريخش آغشته به خردوري تعريف نمود و در اين سخن نه تنها تاريخ را تحريف نموده، بلکه با استفاده از عبارات به ظاهر علمي کوشيد گذشته خون آلود مسيحيت را به کلّي به فراموشي بسپارد. و اين با رويکرد صادقانه نسبت به تاريخ خويش مناسبت نداشته و به مسيحيت ضربه محکم مي زند و آنهم به گونه اي که هيچ دين ستيزي تا کنون قادر به انجام آن نبوده است.
- در واقع اين گونه تحسين و تمجيد خويش، باب ميل مسيحيان ساده ايست که خود را فارغ از تعصّب و خردگرا نيز مي دانند.
- اينهم يکي از انگيزه هاي پاپ است که شما پيش از اين از من سئوال کرديد. منتهي او با اين سخن که شما مسيحي ها در مقايسه با سايرين هميشه خردگراتر بوده ايد، يک گل به دروازه خود زده است. زيرا با اين حرف، وي رفتار رياگونه کليسا را در قبال ناسيونال سوسياليست ها نتيجه خردگرائي کليسا معرفي مي کند. و بدين گونه وي به همه مسيحياني که کاملا حساب خود را از فاشيسم جدا کرده اند، توهين مي کند. کسي که تا اين حدّ از تاريخ غافل بوده، نتواند رفتار اشتباه خويش را در گذشته بپذيرد، نهايتاً قابليت ديالوگ با ديگران را نيز نخواهد داشت. او حتّا با اين طرز فکرش از عهده گفتگوي دروني مسيحيت بين کاتوليک ها و پروتستانها نيز نمي تواند بر آيد.
- آيا چالش بوجود آمده با جامعه اسلامي خفيف تر ميشد، اگر واتيکان رسماً اعلام مي کرد که پاپ در رگنزبورگ فقط يک بحث خداشناسي را مطرح نموده و سخنراني او جنبه سياسي نداشته است؟
- نه، فکر نمي کنم چنين باشد. زيرا اين سخن دروع محض مي بود. زيرا بنديکت شانزدهم يک سخنراني دقيقاً سياسي ايراد کرده است. درست به همين دليل نيز سياستمداران در افکار عمومي از بيانات وي به شدت حمايت کرده اند، همان کساني که براي قالب هاي مطروحه در باره اسلام و روسري زنان و براي کليه ويژگي هاي زشتي که در فعاليت هاي انتخاباتي شان به مسلمانان و بيگانگان نسبت مي دهند، در اين سخنان پاپ تأييديه يافته اند. باني شعار عامّيانه ي "خردسالان به جاي هنديان" در شهر دوسلدرف نيز يک گام فراتر نهاد و برانگيختگي مسلمانها را که به پاپ انتقاد کرده اند، تجاوز به آزادي عقيده و ناشي از غرور بيجا خواند.
- آيا منظور شما رئيس دولت ايالت NRW روتگِر است؟
- بله ، خود اوست. از سخنان او چنين مي توان دريافت : توجه داشته باشيد، حق با پاپ است و مسلمانها توان اين را ندارند که قوائد دموکراسي را درک کنند.
- اما در مقابل آن پاپ در حال عقب نشيني است.
- تسلّي متعاقب آن از جانب پاپ به همان ميزان بد بود که سخنان وي ناجور بود.
- به چه دليل؟
- زيرا عملاً گفته ميشود، قصد پاپ توهين به مسلمانان و جريحه دار کردن احساسات آنها نبوده است. قصد او تنها اظهار حقيقت بوده ولي نمي توانسته حساب اينرا بکند که مسلمانها تا اين حدّ بي خردانه عکس العمل خواهند کرد. به همين گونه نيز تيتر صفحه اول روزنامه بيلد Bild در آغاز اين هفته بدين مضمون بود: پاپ با موضعگيري خود در کاستل گاندولفو، احساسات برانگيخته مسلمانان را آرام نمود.
- اگر من نظر شما را درست فهميده باشم، برداشت شما از عکس العمل سياستمداران آلمان، از جمله خانم نخست وزير که به صراحت از پاپ حمايت کرد، در جهت تنش زدائي نبوده است. پس به نظر شما آنها چکار مي بايست مي کردند؟
- به نظر من مصلحت در اين بود که سياستمداران خود را به اين دعوا آلوده نکنند. زيرا در غير اينصورت مجبور به جانبداري بوده و موجب فزوني تنش خواهند گشت.
- آيا اين پيام کليسائي که از زبان رياست کليساي کاتوليک برخواسته است، آغاز جنگ معنوي صليبي است در مقابله با اسلام يا که اين تعبيري افراطيست؟
- نتيجه آن همينگونه است که شما گفتيد. در اين وضعيت بايد روشنفکران و بيش از همه، رسانه ها گام به پيش نهند و بگونه کاملاً متفاوتي از آنچه تا کنون شده، عمل نمايند. گوئي هنوز روشنفکراني که استقلال رأي دارند، ملتفت نشده اند که پاپ به همگي آنها توهين کرده است. آنها مي بايست کاملا احساس وظيفه داشته، کذبيّات پاپ پيرامون صلح آميز بودن مسيحيت را افشاء نمايند و يادآوري کنند که مظالم خشونت آميز قرن بيستم و از جمله دو جنگ جهاني، از کشورهاي مسيحي آغاز گشته، در نظر داشته باشند که اين آمريکاي مسيحي است که در حال حاضر در دو کشور اسلامي به جنگ پرداخته است و در حال آمادگي براي يک لشگرکشي جديديست عليه کشور اسلامي ديگري که ايران باشد.
- شايد پذيرفتن يک چنين منطقي براي بسياري از مردمان مشکل باشد، زيرا اين را برايشان معادل دفاع از نظام هاي زورگوي خاورميانه توجيه مي کنند.
- البته که چنين است. بسياري ار کشورهاي اسلامي در زمينه دموکراسي و آزادي هنوز گامهاي بسياري بايد برداشته، و شايد در اين رابطه نيم قرن عقب باشند. براي نمونه من نمي توانم روحانيت جمهوري اسلامي ايران را به همان شدتي که به پاپ انتقاد کردم، مورد انتقاد قرار دهم، بدون اينکه از وحشت بخود نلرزم. از سوي ديگر دموکراسي هاي غربي در زمينه صلح، بسيار عقب افتاده اند. زيرا بربريّت قرون وسطائي گوئي هنوز در اينجا ريشه دوانده است. برداشت من اينست که دموکراسي هاي غربي نيازمند به عصر روشنگري در زمينه صلح مي باشند.
- ارزيابي شما از عکس العمل دولت ترکيه يا پارلمان پاکستان که سخنراني پاپ را يکصدا محکوم نمودند، چيست؟
- به صراحت بگويم، برداشت من از اين عکس العمل ها اينست که نسنجيده بوده و تا حدّي هم متظاهرانه است. با اعلان اين درخواست که پاپ مي بايد عذرخواهي نمايد، به او که گفته اند احساس مسلمانها را جريحه دار ساخته، به وي حق داده اند. در حاليکه که اشتباهکاري اصلي پاپ در اين بوده که او حقيقت را پنهان کرده و به بهانه اينکه با خردورزي قصد برقرار کردن ديالوگ را داشته است، ميخواسته ادعاي تنها نمايندگي و بيانگر حسنات و معقول بودن کليساي کاتوليک را جا بياندازد. مسلمانها و نمايندگانشان مي بايست بجاي اينگونه نحيف اعتراض کردن، خود معترض مي شدند و به واتيکان پيشنهاد مي دادند که کميسيون مشترکي تشکيل دهند براي بررسي خشونت در تمامي اديان و اعلان نمودن مرتب نتايج کار اين کميسيون به افکار عمومي. اينگونه ديالوگ به هر دو طرفِ چالش کمک مي نمايد که هم براي خودشان موضوع را روشن کنند و هم براي ديگران و نيز به آنها اين امکان را خواهد داد که در اين زمينه گامهائي به پيش برداند.
- آيا شما فکر مي کنيد که چالش بر سر سخنراني پاپ اثر مستقيمي بر فرايند درگيري هاي خاورميانه و خاور نزديک و از جمله بر مواضع ايران در رابطه با موضوع هسته اي داشته باشد؟
- متاسفانه چنين انتظار مي رود. نزاع تمدن ها همواره زمينه ساز درگيري هائي بوده است، که در عرض ده سال اخير از جانب آمريکا آغاز گشته و بوش از 11 سپتامبر 2001 شديداً بدان دامن زده است. پاپ آلماني نسب بايد متوجه اين امر باشد که به عنوان پاپي که جنگ افروزي نموده، در تاريخ به ثبت نرسد. از دستاوردهاي پاپ لهستاني نسب اين بود که هر گونه جنگي را محکوم نمود و اينکار را درست پيش از آغاز جنگ عراق انجام داد.
- آيا نزاع تمدن ها که در مقابل ما رخ مي دهد در حال اوجگيري است؟
- من اميد دارم و باورم اينست که به ياري خرد ميتوان در مقابل ظاهرسازان مقاومت نموده از جنگ تمدن ها جلوگيري نمود. در اين ميان البته روشنفکران مسلمان و مسيحي وظيفه واسطگي و روشنگري را بايد بپذيرند. اگر رهبران مذهبي دو طرف فاقد توانائي لازم براي ايجاد آن کميسيون پيشنهادي باشند، اين وظيفه نيز بر عهده روشنفکران قرار مي گيرد.
مصاحبه گر: لوتس هِردِن Lutz Herden