حقّ موجوديّت

بقلم توماس آيمانوئل شتاينبرگ – 4 سپتامبر 2006

بفارسي از حميد بهشتي

http://www.steinbergrecherche.com/existenzrecht.htm

قتل نفس از ازمنه قديم هم به لحاظ اخلاقي و هم توسط قانون منع شده است. برخي از کشورها براي انسانهاي خود حق موجوديت قائل اند، بسياري از ساير کشورها مانند ايالات متحده آمريکا و اسرائيل اين حق را قبول ندارند. در آمريکا غالباً احکام مربوطه از جانب دادگاهها صادر مي شوند، پيش از آنکه محکومين را در منطقه حاکميت اين کشور اعدام نمايند. اما اسرائيل بدون اينکه حکم اعدامي را صادر کرده باشد، افراد را اعدام مي نمايد.

نيک آن مي بود، اگر کليه کشورها، به انظمام آمريکا و اسرائيل حق موجوديت همه انسانها را به رسميت مي شناختند. اما متأسفانه چنين نيست.

حق موجوديت کشورها

آيا همه کشورها از حق موجوديت برخوردارند؟ بدين پرسش حقوق بين الملل پاسخ مثبت مي دهد. حتّا کشورهائي نيز که در سرزمين خود براي انسانها حق  موجوديت قائل نيستند ، مانند آمريکا و اسرائيل داراي حق موجوديت مي باشند، البته در صورتيکه مملکت مزبور، خود يک کشور به حساب آيد. اما در مورد اَبخاذيّه (Abchasien) ، اوسِتيه جنوبي (Suedossetien) ، کٌزٌوُ (Kosovo) و بسياري از ساير ساختهاي جغرافيائي، مصداق اين امر مورد سئوال است. آلمان، آمريکا و برخي از کشورهاي ديگر عضو پيمان ناتو، چندي پيش حق موجوديت يوگوسلاوي را با بمباران آن سرزمين لغو نمودند و اکنون نيز در صدد آن اند که کشور نيم تنه ي صربستان را از هم بگسلند. اين ممالک با عملکرد خود در بالکان نشان مي دهند که حق موجوديت کشورهايي که خارج از نفوذ آنها باشند، به همان ميران برايشان فاقد ارزش است که حق موجوديت اهالي آن کشورها.

اسرائيل – کشوري فاقد مرز

اسرائيل در اين ميان وضع ويژه اي دارد ، زيرا مرزهاي خود را مشخص ننموده است. آيا اسرائيل از شرق بيت المقدس آغاز ميشود، يا از غرب آن ؟ از جلوي ارتفاعات گولان يا از پشت آن ؟ از شرق ساحل غربي رود اردن يا از غرب آن ؟ از کنار يکي از مناطق اسکان يهوديان يا از کنار چندين منطقه اسکاني يهوديان واقع در ساحل غربي رود اردن و نوار غزّه و يا شايد از ميان درياي مديترانه در ساحل نوار غزّه؟ کجا را اسرائيل مرز خود مي شناسد؟

اسرائيل حاضر نيست اين ابهام را برطرف نمايد. براي کشور آلمان شايد اندکي نيز اهميت نداشته باشد که مرزهاي اسرائيل چگونه اند. زيرا اسرائيل در همسايگي آلمان واقع نيست. اما اين براي کشورهاي همسايه اسرائيل مشکلزاست ، به ويژه براي فلسطينيان که اسرائيل نه حق موجوديت افراد آن را قبول دارد و نه حق موجوديت کشوري را بنام فلسطين به رسميت مي شناسد.چه در داخل اسرائيل باشد و چه در داخل کشوري بنام فلسطين، به هر حال اسرائيل براي آنها اين حق را قائل نيست.

البته اين مسائل را مي توان توسط ديپلماسي دست به دست نمود. براي مثال جمهوري فرانسه، اتحاد جماهير شوري، اتحاديه سلطنتي انگلستان و ايرلند و ايالات متحده آمريکا در سال 1971 با هم نشستند و قرار دادي بستند، با اينکه نه اتحاد جماهير شوروي و نه کشورهاي غربي نتوانسته بودند به توافق رسند که سرزميني را که موضوع توافقشان بود، به چه نامي وصف کنند. به همين دليل نيز آنها از "توافق چهار قدرت" سخن بردند و در آن توافقنامه از "سرزمين مورد نظر" نام بردند. بدون اينکه چه در عنوان قرارداد و چه در سراسر توافقنامه قيد کنند که مقصود آنها چه منطقه ايست. با تمام اينها اين توافقنامه مؤثر بود و جواب نيز داد. (1)

به همين ترتيب اين امکان وجود دارد که حق موجوديت اسرائيل از جانب همگان به رسميت شناخته شود، بدون اينکه اين کشور داراي مرزهاي مشخصي باشد. با اينحال قائل شدن اين حق، موجب اشکال است و آنهم ماداميکه دولت اسرائيل نه حق موجوديت فردي را براي فلسطينيان قبول دارد و نه حق موجوديت آنها را به عنوان شهروند عادّي خود. چرا که حق موجوديت هر طرف اين کشمکش عميقاً به حق موجوديت طرف مقابل بستگي دارد.

برخورداري از حق شهروندي اسرائيل به چه چيز بستگي دارد؟

در اسرائيل عدّه اي زندگي مي کنند که از کليه حقوق شهروندي برخوردارند. آنها بعنوان يهودي داراي برگ شناسائي بوده، حق انجام خدمت وظيفه را داشته و نسبت بدان موظف مي باشند. آنها همچنين از حق ورود به کليه مشاغل برخوردارند. شهروندان غير يهودي اسرائيل حق انجام خدمت وظيفه و ورود به بسياري از مشاغل دولتي و بخش خصوصي را ندارند. از آنجائي که در برگ شناسائي آنها مشخص است که يهودي نيستند، در زندگي روزمرّه نه فقط ممکن است تحت تبعيض قرار گيرند، بلکه واقعاً نيز بدانها تبعيض مي شود.

در مناطق اشغالي اسرائيل، فلسطينياني زندگي مي کنند که به عنوان شهروند اسرائيل شناخته نمي شوند. آنها به مراتب از غير يهوديان اسرائيلي نيز حقوق کمتري داشته، از حق موجوديت فردي نيز بهره مند نمي باشند، چرا که هر لحظه ممکن است توسط ارتش، پليس و يا پليس مخفي مورد تهاجم قرار گرفته ، به قتل رسند.

به همين جهت معلوم نيست چه کساني شهروند اسرائيل مي باشند. بعلاوه هر انساني در جهان که نوادۀ يک زن يا مرد يهودي باشد، حق دارد مستقيماً شهروند اسرائيل گردد و قاعدتاً هم لازم نيست که وي هويت شهروندي ابتدائي خويش را بدين خاطر رها نمايد. اما براي اشخاصي که با خشونت از فلسطين/ اسرائيل رانده شده اند، و همچنين براي فرزندان و نسل آنها اسرائيل حق شهروندي را قائل نيست.

اسرائيل کشوريست فاقد قانون اساسي     

هر کشوري معمولا مبنا و قانوني اساسي براي خود دارد، به جز اسرائيل.

دولت اسرائيل و وابستگان بدان از فلسطيني ها و کشورهاي همسايه و نيز از همه جهانيان انتظار دارند که حق موجوديت اسرائيل را به رسميت بشناسند. دولت اسرائيل کار کساني را که در اين زمينه ترديد دارند، بسيار ساده تر مي کرد، اگر که خودش به تکاليف خويش پايبندي نشان مي داد. اما به هيچ وجه چنين نيست. اسرائيل اکنون در حال برنامه ريزي براي هجوم و حمله نظامي آتي بوده و با اين کار هم حق موجوديت کشورهاي مقابل را و هم حق موجوديت اهالي خودش را به زير سئوال مي برد.

بدين ترتيب به رسميت شناخته شدن حق موجوديت اسرائيل که توقع آنرا از همگان دارد، بدين زودي ها حاصل نخواهد گشت.

__________________________

1 - منظور شهر برلين است در زماني که ديوار به دور آن بود و اختلاف بر سر اينکه آيا راه عبور فقط براي برلين غربي باشد یا براي تمامي اين شهر