الســــيّد محمد حسين فضـل الله
پيشواي روحاني حزب الله و شيعيان لبنان
عالمي انساندوست و خردگرا
بقلم اشتفان روزيني – بفارسي از حميد بهشتي
از کتاب اسلام به هنگام تحول*
هرگاه در رسانه هاي آلماني زبان مطلبي در باره محمد حسين فضل الله، پيشواي روحاني حزب الله و شيعيان لبنان منتشر ميشود، معمولا با تيتر درشت يک چنين اخطاري به ضميمه آن است: روحاني رهبر تروريست ها (از جمله در هفته نامه 31.Okt.2001, Die Zeit ) . اين تصور که در پشت چهره اين روحاني ريش سفيد که ظاهري آرام و بشاش دارد، رهبري حزب الله نهفته است، ملغمه اي از وحشت و کنجکاوي را در افکار عمومي بوجود مي آورد. در صورتيکه اين اخطارها با محتواي مصاحبه هاي اين رفيع ترين روحاني شيعه لبنان در تناقض آشکار قرار دارند، چه هنگاميکه وي اوضاع ملي و بين المللي را ارزيابي مي کند و چه وقتيکه در موارد مختلف، فتاوي غيرعادّي صادر مي نمايد، از جمله در باره ممنوعيت دخانيات (که استفاده از دخانيات براي سلامت انسان زيانبخش بوده و لذا غير اسلاميست) يا در باره "کلون Klonen " – توليد کپي و دوبل موجود زنده – (که کلون، دخالت در خلقت خدا نبوده و لذا به لحاظ شريعت اسلام مجاز مي باشد، البته مشروط بر اينکه به نفع بشر باشد) يا در باره حرام نبودن سقط جنين. اظهارات و فتاوي او در زمينه هاي روابط اجتماعي يا پزشکي، پيشرفت هاي علمي ، حقوق غير مسلمانها يا تکاليف مسلمانان در خارج از اجتماعات اسلامي از اظهارات اصلاح طلبان مسلمان دراکثر موارد در نوآوري سبقت دارند.
اما فضل الله فقط يک روحاني فقيه سياسي و فعال نيست، بلکه در ميان هم مذهبيان خويش نيز به لحاظ نوآوري هاي ديني مورد مناقشه است. افکار اصلاحي او، به ويژه روش فقهي و نحوه برخوردش با متون اسلامي جلب نظر مي کنند. او با متون اصلي اسلام که قرآن و سنت و عترت باشند، بگونه تجريدي برخورد نمي کند که نتيجه آن نيز(بر طبق فرمول: متن -- > انسان) در فتوايش منعکس گردد، بلکه در فقه "الحياتش" آن متون را با توجه به شرايط حاظر زندگي انسانها مبتني (بر فرمول : انسان -- > متن -- > انسان) برداشت مي کند. در زندگي او دين در خدمت انسان است و نه به عکس و پا به پاي تغيير اوضاع اجتماعي ، متحول شده و همواره با پيشرفتهاي اجتماعي و علمي به پيش مي رود. فتاوي مترقي و مستدل او بيش از همه براي نسل تحصيل کرده و مرفهي که بسياري از آنها دنيا ديده بوده و خواهان کنار نهادن غالبهاي منجمد و پيشدواري هاي تنگ مذهبي هستند، جالب مي باشند. نظريات وي براي پيروان ساير مذاهب و اديان و نيز براي طرفداران جدائي دين و دولت جذّابيت داشته، ميتوان از ميان 50 جلد تأليفات او بدانها مراجعه نمود.
زندگي فضل الله با دروس وي و آثار و اعمالش يک مجموعه واحدي را تشکيل مي دهند. برداشت توحيدي وي شامل بر سياست و عرفان بوده، دين، فرهنگ، فرد و اجتماع را در بر مي گيرد و کليه اين جنبه ها در فقه توحيدي وي ساري اند. او با علماي سنّتي که تمام همّ و غمشان در اجراي دقيق فرايض ديني خلاصه شده و به آخرت مي انديشند، تفاوت دارد و با اسلامگراياني که با دين بگونه اي ايدئولوژيک نگريسته و با تعصب سرسختانه، حقيقت اسلامي مورد ادعاي خويش را به عنوان تنها برداشت مقبول مي پندارند و پيروان ساير انديشه ها را تحت فشار مي گذارند، نيز متفاوت است.
زندگينـامه
خانواده فضل الله در سال 1928 از روستاي عيتا Aiâta واقع در جنوب لبنان و در مرز اسرائيل فعلي به عراق کوچ کرد. محمد حسين در 16 نوامبر 1935 چشم به جهان گشود و در سن 9 سالگي در شهر مقدس نجف ابتدا در مکتب پدر خويش عبدالرئوف وسپس نزد اساتيد سرشناس حوزه به تحصيل پرداخت. برداشت لطيف و متحرک او از شريعت اسلام و فقه در اين زمان پايه ريزي شده، در سن 21 سالگي به درجه اجتهاد نائل گشت. بزرگترين استاد او آيت الله ابوالقاسم خوئي بود (1899-1992) که اکثر شيعيان لبنان و عرب از او تقليد مي کردند.
پاي وي را به سياست همدرس او در حوزه، محمد باقر صدر (1935-1980) باز نمود. در اواخر سالهاي 50 و در مقابله با اقبالي که از جانب جوانان شيعه از ايدئولوژي ها و احزاب چپ و ناسيوناليستي و زکولار مي شد، طلبه هاي جوان بسياري از خواست هاي سياسي و اجتماعي آنها را پذيرفته و اسلامي نموده، فرم فعاليت هاي اجتماعي را نيز از آنها فراگرفته، تظاهرات متعدد برگذار، اعلاميه ها و مجلاتي منتشر و احزابي را تأسيس نمودند. در ميان تمامي اين دستجات حزب الدعوة الاسلامي بيش از سايرين موفق بود و اشخاص غير روحاني را نيز براي فعاليت هايش به خود جلب نمود. از جمله بنيانگذاران اين حزب فضل الله بود. حزب التحرير از اولين احزاب شيعي – اسلامي در سرزمين عربي بود که به قصد تجديد وحدت ازدست رفته مسلمانان آغاز به فعاليت نمود. الصدر و بسياري از همراهان فضل الله در اين سالها در عراق به قتل رسيدند.
فضل الله در سال 1996 به ميهن اجدادي خويش بازگشت نمود و در محله النبيل در بيروت که موطن بسياري از طبقات محروم شيعه و روستائيان سابق مي باشد، مستقر گشت و با خمس و ذکات يک ماه از وجوهي که به نيابت آقاي خوئي دريافت مي کرد، شبکه اي تعليماتي و عام المنفعه را در آنجا بنيانگذاري کرد. بسياري از افراد فعلي حزب الله و از جمله سيد حسن نصرالله در مکتب او آموزش ديدند. در طي جنگهاي داخلي لبنان در سال 1976 شبه نظاميان افراطي مسيحي کشتاري در ميان مسلمانان النبعه An-Nabá براه انداختند. در اين زمان افرادي از خانواده فضل الله نيز بقتل رسيده و مؤسسات او متلاشي شدند. او پس از اقامتي يک ساله در جنوب لبنان به محله القبيري در جنوب بيروت رفت و سپس به محله بير العبد Bìr al-Abd رفته و درآنجا درمسجد امام رضا مشغول به فعاليت شد.
انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 فضل الله را تحت تأثير قرار داد و با تکيه بر مدل ايران، براي مدتي خواهان ايجاد جمهوري اسلامي در لبنان گشت. در اين مورد مواضع او با مواضع حزب الله که در جنگ داخلي لبنان وضع رهبري سازماني اش ناروشن بود، نزديک شد. حزب الله آنزمان مجموعه اي از دستجات متعدد مجزا از يکديگر بوده و در عمليات انتحاري نيز شرکت داشت. فضل الله را متهم مي کنند که مجموعه اسرارآميزي را داراي چهره و وجهه نموده است و در ربودن گروگان هاي غربي و عمليات انتحاري 23 اکتبر 1983 و ضربات وارده به مقر فرماندهي قواي فرانسه و آمريکا که در مجموعه فرستادگان امنيتي بين المللي در بيروت بودند، دست داشته است.
از جمله نکات مبهم در باره فضل الله فتاوي متعددي است که با آنها به عمليات حزب الله مشروعيت داده است. به نظر وي عمليات دفاعي انتحاري در مورد اهداف نظامي، ماداميکه وسيله مناسب ديگري براي مقاومت در دست نباشد، مجازمي باشند. همچنين تشريح و توجيه انگيزه ساير عمليات از قبيل گروگانگيري غربيان و ربط دادن آنها با شرايط سياسي موجود از طرف وي به حساب تأييد وي از اينگونه عمليات گذاشته مي شود. به گفته او: "کساني هستند که فردي را به گروگان مي گيرند و کساني هم هستند که ملتي را بر گروگان مي گيرند. ربودن انسانهاي بي گناه نه تنها فاقد حقانيت است، بلکه ما آنرا محکوم نيز مي دانيم. اما پرسش ما اينست که اين انسانهاي بي گناه و کساني را که احتمالا گناهکار نيز باشند به چه دليل به گروگان مي گيرند؟"
فضل الله بخاطر مقام برجسته اش و تفاسير تندي که مي کند، بارها شخصاً مورد سوء قصد قرار گرفته است. وي حتــّا در نيمه سال 1982 ، چندي پيش ار ربوده شدن گروگانهاي غربي ار طرف شبه نظاميان مسيحي کتائب که مورد حمايت غرب بودند، به گروگان گرفته شد. در هشتم مارس 1985 از طرف سازمان سيا و سازمان جاسوسي لبنان بر ضد اوبمب گذاري شد و انفجار مهيبي صورت گرفت که به کشته شدن بيش از 80 تن و زخمي شدن بيش از 200 نفر منجر گشت. خودرويي پر از مواد منفجره را در ميان محلات مسکوني در مرکز بيروت کار گذاشته بودند. اما فضل الله آز آن سوء قصد جان سالم به در برد. لذا متهم نمودن وي و حزب الله را به تروريسم از جانب کساني که خودشان به عمليات تروريستي دست مي زنند، فضل الله جز رياکاري نمي داند. اما او همواره از مقاومت اسلامي حزب الله که در مقابله با حمله تجاوزکارانه اسرائيل در سال 1982 به لبنان صورت گرفت و بالاخره در سال 2000 به آزاد شدن جنوب لبنان از چنگ قواي اسرائيل انجاميد، حمايت کرده است.
فضل الله در حاليکه به لحاظ سياسي از حزب الله حمايت مي کند، همواره از آقاي خوئي به عنوان مرجع تقليد، تبعيت کرده و در نقش شحصيت واسط و مورد پذيرشي است که توده هاي شيعه لبنان و دستجات مبارز مخفي حزب الله را به هم ربط داده، بدان چهره لبناني بخشيده و آنرا از دنباله روي مدل انقلابي ايران برحذر نموده است. او موجب آزادي گروگانهاي غربي و همکاري ميان مسيحيان و مسلمانان سني گشت و از شرکت در انتخابات حمايت نمود. از سال 1993، پس از آنکه حزب الله به مرور به يک جنبش توده اي تبديل شد و فضل الله به عنوان مرجع مطرح گشت، ميان او و حزب الله اختلافاتي بروز نمود. حزب الله اکنون علي خامنه اي را بعنوان مرجع مي شناسد و به فضل الله به چشم رقيب مي نگرد. زيرا نبايد فراموش کرد که به موضوع مرجعيت ميليونها وجوه شرعي مربوط مي شود.
خانه مسکوني فضل الله و موسسات مربوطه در حرات حرائک Hárat Hraik واقع در جنوب بيروت به محله مستقلي تبديل گشته اند که به کمک مرزهاي خياباني و گارد محافظ، از تردد خودرو در آن جلوگيري مي شود و در ميان شلوغي بيروت مانند يک آبادي در ميان صحرا مي باشد. در آنجا سياستمداران، سفرا، رهبران مذهبي و خبرنگاران مرتب به سراغ او ميروند. در جوار آنجا مسجد جمعه الامامين حسنين و بيمارستان ده طبقه اي بهمن قرار دارند. اينها بخشي از شبکه عام المنفعه مربوطه بوده، شامل بر چند موسسه انتشاراتي مانند دارالمالک و انتشارات دارالحدائق و ايستگاه راديوئي البشائر و اخيراً حتا موسسات اقتصادي نيز مانند شبکه پمپ بنزيني با امکانات ويژه براي خانواده ها به ضميمه رستوران و تفريحگاهي براي کودکان جزو آنهاست. از وجوهات شرعي و درآمد موسسات اقتصادي و نيز کمک هاي دولتي، مدارسي جديد، آموزشگاههاي حرفه اي، پرورشگاههاي ويژه ايتام و معلولين، مراکز بهداشتي و موسسات ديني مانند مساجد بنا مي گردند. در باره اين فعاليت ها که درچارچوب جمعيت المبرات و الخيره – در سال 1975 تاسيس يافته - ميتوان به نشاني www.mobarrat.org.lb مراجعه نمود (اين نشاني جواب نمي دهد- مترجم). فضل الله از اولين علماي ديني بود که در سال 1996 به استفاده از اينترنت پرداخت. طرفداران وي مي توانند توسط www.bayynat.org.lb در اينترنت از متون خطبه هاي روز جمعه، مصاحبه هاو نشريات او آگاه شده ، باوي تماس حاصل نمايند و پاسخ سئوالات فقهي خويش را دريافت و به اطلاعات وسيعي که در بانک اطلاعاتي موجود است، مراجعه نمايند.
درگيري هاي فراواني که فضل الله در طول زندگي خويش داشته است، بر نظريات و طرز فکر او عميقاً تأثيز نهاده اند. خطرات ناشي از دولت غير مذهبي در اواسط قرن بيستم (در عراق) بر طلاب جوان آن ديار ، موجب گشت که آنها بگونه اي انقلابي تاريخ شيعه را از نو تفسير نمايند و روشهاي فقه شيعه را همگام زمان ساخته و وارد به فعاليت هاي سياسي گردند. فشاري که از جانب دولت عراق بر آنها وارد ميشد، جنگ داخلي لبنان و هجوم اسرائيل بدان کشور احساس خطري را در طلاب جوان آنزمان بوجود آورد که آنها را به فکر ايجاد تشکل هاي غير سنّتي و عمليات شبه نظامي کشاند. به گفته فضل الله به نيروي حاصله از وحدت اسلامي و قدرت ايمان مي توان هر مهاجم قوي را نيز شکست داد. او از آنجائي که شخصا مورد حملات تروريستي قرار گرفته است، اينگونه روشها را مردود مي داند. در عالم تصورات فضل الله آمريکاي متکبّر به کمک دستنشاندگانش در جهان، بکمک صدام حسين و اسرائيل بت پرست، مثلثي شيطاني را بوجود آورده بودند. اما او به دشمني کورکورانه با آمريکا نيافتاد و ميان حاکميت و ملت آمريکا تفاوت قايل گشت. وي به دام ضد يهودي نيز گرفتار نشد. به گفته او حتــّا اگر اهالي اسرائيل مسلمان نيز مي بودند لازم بود که بر عليه اسرائيل جهادي آزاديبخش بوجود آيد و نه بدين خاطر که ايماني ديگر و نژادي ديگر بر آنجا حاکم است، بلکه به خاطر اينکه تجاوز به سرزميني مطرح مي باشد، دشمني ايجاد گشته است.
فضل الله خواهان دگرگوني توحيدي است، آنچنان تحوّلي که از آگاهي فرد انسان آغاز گشته و موجب مسئوليت فردي و مسئوليت در قبال اجتماع شده، توسط اصلاحات اجتماعي موجب دگرگوني در امر سياست خواهد شد. و اين فرايند اصلاحاتي درازمدت است و نسل ها ي چندي را شامل ميگردد. اصلاحات مي بايد با فرهنگ، ارزشها و تجربيات انسانها هماهنگي داشته باشند، وگرنه موجب ازخودبيگانگي و درگيريهاي ژرف اجتماعي خواهند شد. زيراآغاز تحولات عميق فقط از نفوس انسانها ميسّر است و تحولات بيروني اثر درازمدت نخواهند داشت. به همين جهت نيز بر جوامع اسلامي نمي توان ارزشهاي غربي را حقنه کرد و مسلمانها مي بايست ارزشهاي اصيل اسلامي را که در گفته هاي فضل الله شباهت بسيار به ارزش هاي غربي دارند، در خاطر خويش زنده کنند و آنها را در زندگي خويش پياده نمايند.او اساس کار خويش را نه بنيادگرايانه، در برتري طلبي اسلام مي بيند که ناشي از قائل شدن به تنها مرجع حقيقت در اسلام باشد، نه آنرا در ماوراء مدرنيسم مي جويد ونه به دنبال يافتن يک راه حلّ ويژه اسلامي است. بلکه در فکر او در تمامي انسانها يک جوهر واحدي وجود دارد که بايد اساس باشد و در تمامي اديان نيز در مدّ نظر بوده است: برابري، آزادي، برادري، عدالت و احترام به منزلت انساني و اعتقادات انسانها. بشريت، گذشته از ويژگي هاي مذهبي و ملّي در اصل يکي است. مسلمانها و غيرمسلمانها، خداباوران و کساني که وجود خدا را قبول ندارند مي بايست در يک گفتگوي فارغ از قيد با هم به تبادل نظر پردازند، حتــّا اگر اين گفتگو بدانجا بيانجامد که برخي از مسلمانها از اسلام روي برگردانند.
فضل الله اين رويکرد شايع ميان مسلمانان را که خود را مظلوم و محروم يافته و آنرا تقدير خود مي پندارند، مردود ميداند. نجات از راه تحمل رنج، برداشت سنّتي است که بر مبناي آن در عاشورا با خودزني سعي مي کنند از شهادت امام حسين پيروي نمايند. به نظر فضل الله مراسم خونين عاشورا مظهر رسوم ارتجاعي است که موجب تشديد تفرقه ميان مذاهب اسلام مي باشد. زيرا مبناي اين مراسم شيعي بر اينست که يزيد که يک خليفه سنّي بود، دستور خيانتبار قتل امام حسين را صادر کرد. در مراسم عزاداري عاشورا که براي شهادت دادن بر اين خونريزي صورت مي گيرد، در عين حال به گونه اي محکوميت مسلمانان سنّي نيز مستتر است. کوشش فضل الله بر اينست که از مراسم عاشورا اين نيشتر بر پيگر اهل سنّت را حذف نمايد ، بدينگونه که شهادت امام حسين را نمونه و مظهر اعتراضي انقلابي عليه ظلم و ستم تعبير مي نمايد. به همين گونه حضرت فاطمه و حضرت علي نيز در نظر او مظاهر والاترين نمونه انساني مي باشند. علي را بعنوان پدر و شوهري تلقي مي کند که در خدمت خانواده خويش بوده و فاطمه را در کار خانه دست تنها نمي گذاشت و فاطمه، زني که در ملع عام سخنراني کرد. وي بدين گونه نگرش به تاريخ و وقايع تاريخي را از نقش عقيدتي که داشته اند بيرون برده و از تعصّب در مباني عقيدتي خويش فاصله مي گيرد.
مخالفين فضل الله در ميان شيعيان به او ايراد مي گيرند که از معصوميت فاطمه و ائمه شيعه چشم پوشي کرده و آنها را تا به ميزان انسانهاي عادّي تنــّزل داده، مباني عقيدتي شيعي را که تنها راهنماي حقيقت ميباشند، رها کرده است. شماري از فقهاي بزرگ شيعه در قم و نجف نظريات فضل الله را محکوم کرده، داراي نقص، انحرافي و حتــّا ارتدادي قلمداد کرده اند – که مجازات ارتداد نيز اعدام است. البته در پشت اين چالش عقيدتي، مبارزه بر سر قدرت نهفته است، زيرا سنّت گرايان بيم آن را دارند که نفوذشان در مقابل اين عالم لبناني از دست برود.
لفظ کلام فضل الله اين جمله است: "عندنا شک": ما شک داريم. و اينگونه انديشيدن در دوران شعائر مذهبي ساده اي که خلاصه به محتواي ثنوي خوب و بد و دوست و دشمن مي باشند، بسيار نادر است.گاهي او به رفتار طرفداران خود ايراد مي گيرد و گاهي نيز رفتار دشمنان را مورد تأييد قرار مي دهد، مانند نظام دموکراتيک چند حزبي آمريکا. وي با اينگونه اظهارات متمايزش تبديل به شخصيت محبوب نسل جوان تحصيلکرده گشته و در مقابل، از جانب متعصّبين مذهبي و روزه خوان ها به شدت مورد انتقاد قرار مي گيرد. فضل الله انساني خرد گرا و هومانيست و عميقاً عرفاني است و در ميان علماي مردمدار- که چشم به دهان مردم مي دوزند، و در ميان کساني که به تصور خويش در راه خدا جهاد مي کنند، شخصيت بارز و فوق العاده ايست.
____________________________
* Der Islam am Wendepunkt, Katajun Amirpur/Ludwig Amman (Hg.), 2006, Herder, Pg: 100-108, ISBN: 13: 978-3-451-05665-9, ISBN: 10: 3-451-05665-8
As-Sayyid Muhammad Hussein Fadlallah: Im Zweifel für Mesch und Vernunft, Stephan Rosiny