عتياد;پنهان و پيدا‌،تلخ و ناگوار

مرتضي كاظميان Mortezakazemian@yahoo.com

از رواج و استعمال گستردهء ترياك در ايران، بيش از 150 سال ميگذرد (از زمان ناصرالدين شاه قاجار.) درآخرين گزارشي كه سازمان ملل از آمار اعتياد به مخدر اعلام كرده است، در سال 2002 ايران حدود دو ميليون معتاد داشته است. اين درحالي است كه در انگلستان با جمعيتي مشابه ايران‌، تنها حدود 20 هزار نفر معتاد به مواد مخدر سنگين (مانند هرويين) وجود دارد.

گفتني است‌، برخي پژوهش‌ها - كه واقعي‌تر به نظر مي‌رسند -  گزارشي تلخ‌تر به دست مي‌دهند; مطابق تحقيقي كه  محسني تبريزي و همكارانش چند سال پيش انجام دادند‌، جمعيت معتادان كشور طي سه دههء اخير سير صعودي شتاب‌آلودي را طي كرده و از 400هزار نفر در سال 1347 به سه و نيم ميليون نفر در سال 1378 افزايش داشته است. اين ميزان‌، پس از هفت سال‌، اينك بي ترديد كاملائ متفاوت است ...

با كمال تاسف‌، گزارش سازمان ملل - و حتي اظهارنظرهاي مقام‌هاي مسوول - مي‌گويد كه در تهران مي‌توان در كم‌تر از 10 دقيقه‌، بدترين و خطرناك ترين مواد مخدر( هرويين) را تهيه كرد و آمپول حاوي مرفين ارزان‌تر از يك ليتر شير يا يك پاكت سيگار است. همين آمار نشان مي‌دهد كه 76 درصد مواد مخدر جهان توسط بزرگ‌ترين مافياي مواد مخدر و شبكهء گستردهء ترانزيتي مواد مخدر از ايران عبور مي‌كند. اين حجم عظيم مواد مخدر، 19 درصد هرويين، ترياك و مرفين و پنج درصد حشيش جهان را شامل مي‌شود. سازمان ملل اعلام كرده است‌، شمار معتادان ايران طي 10 سال آينده مي‌تواند به مرز 10 ميليون برسد. مطابق‌گزارش مزبور، ايران 15 درصد كل معتادان جهان را دارد .

از ياد نبريم در تركيب سني جمعيت معتاد به مواد مخدر كشور بالاترين نسبت به گروه سني 30 تا 34 سال اختصاص دارد (با 23 درصد) ديگر لايه‌هاي جمعيتي جوان و ميانسال همچنين وضع خطرناك و هشداردهنده‌اي دارند.  نكته‌اي كه به ويژه با توجه به جواني جمعيت كشور‌، بسيار قابل تامل است; آن هم هنگامي كه نيم نگاهي به وضع امكانات تفريحي و ورزشي، و وضع كار و اشتغال در كشور بيفكنيم، به نتايج تلخ‌تري خواهيم رسيد...

نگران‌كننده‌تر آن كه اغلب معتادان‌، متاهل هستند  (در سال 1378 حدود 65 درصد معتادان داراي همسر بوده‌اند.) ابعاد فاجعه آميز مساله قابل كتمان نيست; يك بعد اسفناك‌تر اين وضع، افزايش روزافزون تعداد زنان معتاد است، نكته‌اي كه در دهه‌هاي پيش، محسوس نبود. هر چند آمار دقيقي وجود ندارد اما بر اساس تحقيقات انجام شده در اين خصوص، حدود 10 درصد افرادي كه در ارتباط با مصرف مواد مخدر در زندان‌ها به سر مي‌برند، زنان هستند. پيامدهاي سوء و تلخ خانوادگي و اجتماعي چنين وضعيتي (مادران و پدران معتاد) ديگر حتي نياز به يادآوري و مرور هم ندارد.

پديدهء اعتياد به علت فراهم آمدن شرايط نامساعد اجتماعي (از جمله افزايش بيكاري، گراني و تورم و مشكلات اقتصادي و ...) در سال‌هاي اخير- به ويژه پس از جنگ تحميلي- اوج يافته و آمار معتادان هم آنچنان كه به اجمال ذكر شد‌، به طرز سرسام آوري رو به فزوني نهاده است. ترديدي نيست كه مبارزه با اعتياد بايد همه جانبه ودر ابعاد شخصيتي و رواني، اجتماعي، فرهنگي، خانوادگي و سياسي و اقتصادي صورت پذيرد. بي‌توجهي به اصحاب انديشه و صاحبان قلم و عقيده‌ ‌، فقدان چشم انداز روشن و اميدواركننده براي كار و ادامه تحصيل و نيل به حداقل‌هاي لازم براي يك زندگي سالم، نااميدي از توسعهء سياسي و ... همه و همه، اگر جمعي را به فرار از مرزهاي كشور سوق مي‌دهد‌، جمعي را نيز به«فرار» بي حاصل به «مرزهاي توهم و عزلت و خيال پردازي و ...» مي‌كشاند. نتيجه - در هر دو حالت - چيزي نيست جز تخريب نيروهاي انساني و محروم ماندن كشور از پتانسيل‌هاي بالقوه و بالفعل خود. بي‌شك‌، صاحبان قدرت  و متوليان امور‌، سهم و مسووليتي عمده در ايجاد‌، تداوم و پيامدهاي اين وضع تلخ دارند; وضعي كه به رغم همهء ناپيدايي‌اش‌، عريان است‌، عريان و ناگوار...