حمله آمريکا به عراق در معرض قضاوت دادگاهي

من قضاوتي را خواهانم که    
جنگ عراق را به لحاظ اخلاقي محکوم کند
.

يک سرهنگ دوم ارتش آلمان در قبال حکم تنبيهي خود به عالي ترين مرجع قضائي اين کشور متوسل ميشود

مصاحبه روزنامه يونگه ولت با يورگن روزه – 1 اوت 2006

بفارسي از حميد بهشتي

http://www.jungewelt.de/2006/08-01/005.php

يورگن روزه، سرهنگ دوم ارتش آلمان از اهالي شهر مونيخ، از مخالفين شديد عمليات خلاف مقررات بين المللي ارتش اين کشور است. وي در اين گفتگو فقط مواضع شخصي خويش را بيان کرده است.

يونگه ولت – فرمانده شما در ارتش خواهان اين است که شما جريمه شده و 750 يورو بپردازيد. گويا شما فرماندهان خويش را با لحني توهين آميز تحقير نموده ايد. مگر شما چکار کرده ايد؟

يورگن روزه – من در ماه مه گذشته در مجله اوسيستکي به اينکه فرماندهي ارتش آلمان تا کنون هيچگونه اعتراضي به حمايت از حمله به عراق نکرده است، انتقاد کردم. در آنجا گفتم که اگر فرماندهي ارتش ذرّه اي شرافت و آگاهي وجداني و اخلاقي مي داشت، بازرس کل ارتش و بازرسان بخش هاي متعدد آن نسبت به تبعيت از دستورات دولت قبلي که در فرستادن نيروهاي آلماني به عراق نقش اصلي را ايفا نمودند، خودداري مي نمود.

-         شما اين عبارت را نيز بکار برده ايد: "سکوتي که آنها اختيار کردند، ناشي از حماقت آنها نيست. لذا تنها امکاني که باقي ميماند اپورتونيسم است (رياکاري سياسي)، بزدلي است و از فقدان عذاب وجدان آنها حکايت مي کند." اين ديگر از آن حرفهاست! اصلا شما بگوئيد چرا بايد سرکردگان ارتش نسبت به تبعيت از دستورات دريافتي اعتراض نمايد؟

-         قانون اساسي ما انجام جنگ هاي تهاجمي را ممنوع کرده است. عاليترين مرجع قضائي آلمان نيز در سال گذشته حکمي صادر کرد که بنا بر آن حمايت از جرائم حقوق بين المللي خود به لحاظ حقوق بين الملل جرم محسوب مي گردد. فرض من بر اينست که فرماندهي ارتش در همان سال 2003 آگاه بوده است که جنگ عراق تجاوز به حقوق بين الملل به حساب مي آيد و بر اساس قانون سربازي، تبعيت از دستورات برخلاف قانون، مجاز نيست.

-         آيا شما هيچ کسي را نمي شناسيد که سرپيچي کرده باشد؟

-         من حتا از يک تن از 200 فرمانده ارتش نيز نشنيدم که گفته باشد، از اين اقدام پيروي نخواهد کرد. بجاي اينکه همانند شهروندان غيرنظامي رفتار کنند، همه آنها حمايت غير قانوني از ايالات متحده را پذيرفتند. از جمله از طريق محافظت از سربازخانه هاي آمريکائي در عراق و با خدمت در چارچوب کار با هواپيماهاي مراقبتي AWACS  . فقط يک سرگرد بنام فلوريان پفاف Florian Pfaff  حاضر نشد در خدمت اين فرمانِ مخالف قوانين بين المللي قرار گيرد و از انجام خدمات کامپيوتري در اين رابطه خودداري نمود. دليل او نيز اين بود که اين کار در خدمت اقدام غيرقانوني آمريکاست. درست به همين دليل نيز از وي سلب درجه شد. اما دادگاه اداري آلمان، همين يکسال پيش به او در اين دعوا حق داد.

-         البته احقاق حق فلوريان پفاف به منزله سيلي بود بر صورت دولت. اما رهبري ارتش با اين حکم چه کرد؟

-         آنرا مسکوت گذاشتند. اينکه سربازان تحت شرايط ويژه حق سرپيچي از اطاعت فرامين را دارند، براي رهبري ارتش ناخوشايند است. آنها بر طبق يک تصويبنامه حقوقي داخلي از اين مبنا حرکت مي کنند، که فقط ارتشياني که در مقامات عالي بوده و نقش مشورتي براي دولت ايفا کنند، حق دارند از تبعيت دستورات مخالف قانون خودداري کنند. زيرا تنها يک چنين افرادي داراي وسعت ديد و نفوذ لازمه براي اينکار مي باشند. و من اين رويکرد را مرودد ميدانم. زيرا ميزان فراست سربازان ساده کمتر از ديگران نيست و نيز آنها همانند سايرين داراي وجدان مي باشند. از سوي ديگر اين تصويبنامه حقوقي خود مي تواند اهرمي باشد: من اکنون به صراحت مي توانم بگويم، که دستکم سران ارتش، مسئول مي باشند. لا اقل بازرس کل ارتش و بازرسان بخش هاي تحتاني موظف بودند نسبت به پايبندي به قانون اساسي پايمردي نشان دهند. و مخاطب من نيز در آن مقاله اي که نوشته بودم در درجه اول همين ها بودند.

-         و توسط آن نامه شرافت آنها را به زير سئوال برديد؟

-         معيار شرافت سربازي در نظر من پايبندي به سوگندي است که ياد کرده ام. من به " حق و آزادي ملت آلمان" سوگند خورده ام  و وظيفه من اينست که قانون اساسي و حقوق بين الملل را رعايت کنم. کسي که حق را زير پا بگذارد، منزلت خويش را پائين ميآورد. نه آن کسي که از حق خود دفاع مي کند، بلکه کسي که حق را زير پا مي گذارد.

-         حال شما با اين حکم تنبيه تان چه مي کنيد؟

-         من به بخش حمايت از پرسنل ارتش شکايت برده ام، اما انتظار چنداني از آنها ندارم. قابل توجه اينست که دادرسي ارتش چه موضعي بگيرد. اگر لازم شود، من تا به بالاترين مرجع قضائي کشور نيز متوسّل خواهم شد. قصد من اينست که يک حکم قطعي و اصولي اتخاذ گردد. اينجا فقط آزادي عقيده شخص من مطرح نيست. اين قابل پذيرش نيست که دولت آلمان در همکاري با رهبري ارتش از يک حمله تهاجمي حمايت بعمل آورد و آنگاه هيچ اتفاقي نيز نيافتد. مقصود من حکم دادگاهي است که جنگ عراق را از نظر اخلاقي محکوم کند و اصولا اينرا تأييد کند که اين جنگ و حمايت از آن هم برخلاف قانون اساسي ما بوده و هم بر خلاف حقوق بين الملل است.

مصاحبه گر : فرانک برندل