دستگيری دانشجويان و دستگيری نيروهاي سياسي از آنان

عمار ملکی- 23 تيرماه 1386

دستگيري دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک به بهانه چاپ مطالب مجعول در نشريات داخلي دانشگاه و فشار بر آنها براي اعتراف، به نظر ميرسد کافي نبوده است که نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي، در روزهاي اخير به دستگيري جمعي اعضاي تحکيم وحدت و ادوار تحکيم دست مي زنند تا فضاي رعب و وحشت ايجاد شده در ماههاي اخير را توسعه دهند و پيامي براي هر آنکس که از وضعيت موجود ناراضي است - و بر زبان مي آورد  و در عمل آنرا نشان ميدهد – بفرستند که مبادا ناله اي از سر درد برآيد. آنطور که به ياد مي آوريم در چند سال گذشته، معمولا در سالي که انتخابات مهمي برگزار ميشود (مانند انتخابات اخير رياست جمهوري)، حکومت سعي در آرام کردن شرايط در آن سال را دارد و کمتر به برخورد با دانشجويان و فعالان سياسي، فرهنگي و اجتماعي مي پردازد و در اين مواقع برخوردهاي اجتماعي با مردم و بخصوص جوانان (درباره نحوه پوشش) نيز کمتر صورت مي پذيرد تا مردم را بتوان براي حضور در پاي صندوق هاي راي راضي کرد. اما امسال بر خلاف اين رويه به نظر مي رسد که نيروهاي سرکوبگر با تاکتيکي متفاوت به برخورد شديد با جوانان (و بخصوص زنان) از ابتداي سال به بهانه بدحجابي و در ادامه با دانشجويان در ماههاي اخير روي آورده اند.

بررسي اينکه هدف حکومت از برخوردهاي خشن با افراد مختلف جامعه و اعتراضاتي آرام و مدني چيست و چرا تا اين حد بي تحملي صورت مي گيرد ، عملي بيهوده است و تکراري، زيرا که اين اولين باري نيست که اينچنين برخوردي صورت مي پذيرد و اين رفتار تنها مختص به دولت فعلي نيز نمي باشد(مثل دستگيری دانشجويان و ملي-مذهبي ها در دوره خاتمي). اما مهم آنست که سکوتي را که حکومتگران آرزوي آنرا دارند، تاکنون تحقق نيافته و اين نزاع را به نفع آنان پاياني متصور نيست زيرا که اگر بود، فشارهای سالهای گذشته بايد پايان بخش اعتراضات مدنی می گشت.

اما آنچه در اين نوشته بدان پرداخته مي شود نحوه مواجهه گروههاي مختلف سياسي با مساله دستگيري دانشجويان و پي آمدهاي احتمالي اين واکنشها برای نيروهاي سياسي مي باشد که به نظر مي رسد اهميتي زياد در مسايل آينده خواهد داشت.

در اينجا گروههاي مختلف سياسي، در دو دسته نيروهايي که تنها معتقد به اصلاح از طريق شرکت در انتخابات هستند (اصلاح از درون حاکميت) و گروههاي سياسي دگر انديش که معتقد به تحول از طريق تقويت جامعه مدني و مبارزه از درون جامعه مي باشند (اصلاح از برون حاکميت) ، تقسيم بندي شده است.

1- نيروهاي اصلاح طلب انتخابات محور(شامل تمامي گرايش هاي اصلاح طلبان حکومتي و برخي از نيروهاي خارج از حکومت مانند بخشي از ملي-مذهبي ها) : اين نيروها در مواجهه با اين مساله دو نوع برخورد مي توانند از خود نشان دهند که در هر دو حالت هزينه اي براي حضور آنان در انتخابات بهمراه دارد و از اين جهت نيروهاي اقتدارگرا آنها را بر سر يک دو راهي سخت قرار داده اند.

يک واکنش اين نيروها مي تواند، سکوت و يا اعتراض بي رمق نسبت به اين دستگيري ها باشد که حداکثر به محکوميت اين عمل و صدور بيانيه بپردازند. اين نوع برخورد با مساله، در اين گروهها توسط کسانيکه قصد دارند تا پا بر دم حکومت در ماههاي مانده به انتخابات نگذارند تا شايد که امکان تاييد صلاحيت عده اي از آنان در انتخابات فراهم شود، مورد حمايت مي باشد. همچنين کسانيکه از انتقادات راديکال دانشجويان و اعتراض آنها به کم کاري اصلاح طلبان خيلي دل خوشي ندارند نيز از اعتراض جدي به دستگيري دانشجويان استقبال نمي کنند. نتيجه بديهي اين رفتار در آينده نزديک، عدم همراهي و پشتيباني دفتر تحکيم و دانشجويان - به عنوان اصلي ترين پايگاهي که ممکن است بتواند عامل پيروزي اصلاح طلبان گردد –در انتخابات را در پی خواهد داشت و شايد استراتژي عدم اعلام تحريم در انتخابات اخير شوراها که موجب راي آوردن چند نفر از ليست اصلاح طلبان براي شوراي شهر شد را بار ديگر با رويه حمايت از تحريم جايگزين نمايند. اين مساله البته شايد موجب خرسندي جناح حاکم در عدم پيروزي اصلاح طلبان شود، ليکن در اينجا مطمئنا دانشجويان نگران ناراحتي اصلاح طلبان و سرزنش هاي آينده نخواهند بود زيرا که فرافکني اصلاح طلبان براي آنان امر جديدي نيست.

واکنش ديگري که ممکن است و البته بعيد بنظر مي رسد از سوي نيروهاي اصلاح طلب نسبت به جريان دستگيري دانشجويان بروز کند، اعتراض جدي و عملي نسبت به بازداشت ها مي باشد که به طور مثال می تواند بصورت پيگيري و چانه زني براي آزادي آنان(توسط کروبي و خاتمي) و يا برگزاري نشست هاي اعتراضي که بازتاب جدي داشته باشد (مانند روزه هاي سياسي ) انجام شود. اين نوع اعتراضها اگر واقعي و منجر به نتيجه اي باشد، شايد بعد از سالها فرصتي ايجاد کند تا کمي همدلي و نزديکي دوباره در بين دانشحويان تحکيمي و اصلاح طلبان ايجاد شود و شايد موجب گردد که دانشجويان از اين نيروها در انتخابات آينده تا حدي حمايت کنند. اما پيامد ديگر انتخاب اين گزينه براي نيروهاي اصلاح طلب آن است که حمايت جدي آنان از دانشجويان موجب خشم و غضب جناح حاکم خواهد شد و شانس تاييد صلاحيت نيروهاي اصلاح طلب را براي حضور در انتخابات آينده کمرنگ تر خواهد کرد و اين همان شرايط متناقضي است که اصلاح طلبان از آن اجتناب مي ورزند.

2- نيروهاي دگرانديش تحول خواه (اعم از روشنفکران، سياستمداران ملي ، ملي-مذهبي و غير مذهبی): فرض سکوت اين نيروها در مواجهه با دستگيري دانشجويان بسيار غريب مينمايد زيرا که دانشجويان تحکيمي و سازمان ادوار در تمامي اين سالها اصلي ترين بستر ايجاد عرصه عمومي جهت حضور اين نيروها بوده اند و بيشترين تعامل فکري و نظري دانشجويان با اين نيروها صورت مي گرفته است. از اين جهت اگر براي سکوت اصلاح طلبان توجيهي مصلحت انديشانه متصور باشد، ليکن براي بي عملي اين افراد هيچ دليلي موجه نمي باشد. ممکن است که خاموشي اين نيروها به حدي برسد که تنها به انتشار نامه هاي اعتراضي چند ده امضايي - که در بسياري موارد کارکرد آن تنها جهت ثبت در تاريخ مي باشد – اکتفا کنند. در اين صورت دلخوري دانشجويان تحکيمي که در بيانيه اعلام تحصنشان پيش از دستگيري نيز بدان اشاره شده بود، ممکن است به نا اميدي کامل آنان از اين افراد بيانجامد و جدايي ديگري مابين دانشجويان و نيروهاي دگرانديش خاموش شکل گيرد که فرجام نکويي نخواهد داشت. تجربه تاريخي قطع اميد دانشجويان و دل بريدن آنان از روشنفکران و سياستمداران مخالف در گذشته ايران، تجربه چندان خوشايندي نيست و نيروهايي که واقعا درد وطن و ملت را دارند، نمي خواهند يکبار ديگر شاهد آن باشند. آن روز ديگر روشنفکران و مبارزان ملي، مذهبي و غير مذهبي، نميتوانند از خود به خاطر تبعات ايجاد شده از اين جدايي که مشخص نيست به کدام راه خواهد انجاميد، سلب مسئوليت کنند و جواناني که ديگر به بزرگان خود اعتمادي نميکنند را سرزنش نمايند.

اما از سوي ديگر مي توان شاهد واکنشي جدي و اعتراضي درخور، توسط اين نيروها در برابر دستگيري ناعادلانه دانشجويان مسالمت جو بود و مي توان انتظار اعتراضي مدني در برابر اين نوع حرکتهاي سرکوبگرانه را داشت تا اينکه بي تحرکي و انفعال روشنفکران و فعالان دگر انديش موجب تهاجم پيش از پيش حاکميت نگردد و به جناح حاکم بفهماند که يک خرده جنبش منتقد وضع موجود وجود دارد که بر طبق قوانين کشوري و بين المللي حق اعتراض مسالمت آميز دارد و با سرکوب و زنداني کردن افراد آن که متشکل از دانشجو، روشنفکر، فعال سياسي، فرهنگي و اجتماعي – زن و مرد – مي باشد نميتوان آنرا خاموش نمود و بايد که حکومت آنرا به رسميت بشناسد و از زدن اتهامات واهی به اشخاص متعلق به اين جنبش دست بردارد. اين پيامي است که اين نيروها با اعتراض جدي و روشن خويش مي توانند به نيروهاي سرکوبگر دهند و عرصه عمومي نحيف خويش را از آسيب بيشتر حفظ کنند.

از سوي ديگر در اين بين کساني هستند که بيش از ديگران مديون دانشجويان تحکيمي و ادوار تحکيم مي باشند و شايسته است که بيشتر در راستاي آزادي و ايفاي حقوق آنان انرژي صرف کنند. به طور مثال از اکبر گنجي که دانشجويان بازداشتي بسيار بر گردنش حق دارند انتظار مي رفت تا واکنشي مناسب و اعتراضي موثر از او سر زند که تا اين لحظه هيچ صدايي از ايشان در اينباره شنيده نشده است و بنظر مي رسد که زنداني ناراضي ديروز، امروز در خارج از وطن، اولويتي در داخل کشور بيش از حمله به دکتر شريعتي نديده است.

به هر حال به نظر مي رسد که بازداشت اخير دانشجويان و اعضاي تحکيم و پلمب سازمان ادوار، سنگ محکي است براي بازشناسي تمامي نيروهاي سياسي، فکري و اجتماعي که نشان دهند تا چه حد سرنوشت فرزندانشان و نيروهاي آينده اين وطن برايشان اهميت دارد و آيا مقاومت مدني در برابر نيروي فشار حاکم از خود نشان مي دهند  و يا اينکه "انفعال و مصلحت سنجي پاره اي از روشنفکران و سياستمداران بر جاي حقيقت گرايي و حق محوري"[1] ادامه خواهد يافت.

در خاتمه شايد نياز به ذکر ديگر بار هشداري به نيروهاي مختلف اين سرزمين باشد.

 به حاکمان؛ که با بي طاقتي و سرکوب فعاليتهاي مدني و اعتراضهاي مسالمت آميز، جوانان را چشم به راه ديگراني نکنيد که نه رحمي به شما دارند و نه شفقتي با مردمان.

به اصلاح طلبان؛ که گله از عدم همراهي دانشجويان با خود نکنيد که کسانيکه براي مصلحت خود و حضورشان در گوشه اي از قدرت حاضر به دفاع جانانه از حق نيستند، قابل اعتماد نخواهند بود.

و به تحول خواهان؛ که با انفعال امروز خود و پاسخ ندادن به پرسشهاي امروز دانشجويان[2]، فردا گله از تندروي و خودرَوي کساني نکنند که تحولي ديگر را مي جويند.

[1]  بخشي از بيانيه اعلام تحصن دانشجويان تحکيم وحدت در روز 18 تير پيش از دستگيري

[2] اشاره به بخشي از همان بيانيه: "پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخي از صدائي نمي شنود به بست سرور حيات منحصر به فرد خويش نشسته ايم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتيدمان و سياستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهايمان را در اين زمانه ي سراسر نياز که کوير تشنه ي عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش باراني را احساس نمي کند، يادآور شويم."