به نام يگانه دادگر
اَلمُلک يَبقي مَعَ الکُفر وَلا يَبقي مَعَ الظُلم
چندي است شاهديم جرياني متشکل از تنگ نظران و تماميت خواهان به مبارزه عريان با منتقدان، دگرانديشان و دردانه گوهر آزادي برخاسته اند. کمر همت به حذف تفکري بسته اند که پرورده ي قرني مبارزه در راه آزادي و ثمره ي ريزش خونهاي زنان و مردانيست که به اميد درختي ستبر جان خويش بر کف گرفته و به استقبال گلوله هاي سرخ شتافتند. در حاليکه زخمهاي استبداد بر روح و جانشان هويدا بود جامعه اي آرماني را تجسم مي کردند که در آن انسان بواسطه ي انسان بودنش ونه بواسطه تعلقات دنيوي مورد احترام بود و هيچگاه سايه ي همايوني شاهانه اي بر گستره ي نان، شعور و آزاديش چنگ انداز نبود، و به اين اميد جان دادند و از خاکسترشان جواني روئيد که امروز در آستانه ي سومين دهه از روئيدنش به همان رويا در حال جان باختن است.
امروز در حالي با شمايان سخن مي گوييم که بيش از يک ماه از دربند کردن ياران دبستاني مان مي گذرد، همانانکه جرمشان آرزوي ايراني آباد و آزاد در سر پرورانيدن بود و يک تنه در صف مقدم مبارزه با جهل و تنگ نظري و خودکامگي مشعل اين راه برافراشتن. نتيجه آنکه عاليجنابان به تزوير با بهانه ي رسواي نشريات مجعول در راستاي حذف صداي منتقدان، ايشان را به سياهچاله ها افکندند و بدون جواز بر حقوق اوليه شهروندي و ملاقات با وکيل، تحت فشار شکنجه گذاردند تا اعترافات دلخواه را از زبان دانشجويان بشنوند، به اين اميد واهي که بدينسان اين ندا را خاموشي در برگيرد و ايشان در قهقراء اين سکوت به چپاول سرمايه و شعور و آزادي ملت ادامه دهند.
اما سياهکاران را رو سياهي دور نيست. و مکروا و مکر الله و الله خیرالماکرین ญญ اين داعيه داران دين و اخلاق درست در زمانيکه به بهانه ي خودساخته توهين به مقدسات به برخورد با تازه جوانان اين بوم و بر مي پرداختند، تابِ نقابِ بر چهره از کف دادند و بدون نگراني از محرم و نامحرم و زير پا نهادن حرمت دختر مسلمان، به سالن مطالعه دختران اميرکبير يورش بردند و نيز رسوايي حراست دانشگاه کرمانشاه را رقم زدند تا نه تنها داغدار يارانمان و قداست محيط دانشگاه گرديم، بلکه دست مايه قرار گرفتن دين نيز بر دلمان سنگيني کند.
کار به همينجا آرام نگرفت، در هفته گذشته اين مظاهر دين داري بي شرمي را از حد گذرانده، خود را وراي الوهيت ديدند و با يورش به خانه سابقا امن الهي به دانشجويان متحصن اميرکبير که از عدل حاکمان بر جور وارده نا اميد گشته و دست بر دامان يگانه دادگر آويخته بودند حمله کرده و با ضرب و شتم از مسجد کشان کشان خارج نمودند که مبادا شخصي مگر براي سرکوب و دشنام و سوء استفاده از دين به راه و روش اينان، به دگر طريق براي دادخواهي به خداوندگار متوسل گردد.
آري! نفس در چنين ايامي بر مي آوريم... غافل از اينکه بدين روشها با سوء استفاده از دين و احساسات مذهبي مردم که ديگر روسياهي ماجرا را دريافته اند براي تحکيم پايه هاي قدرت و استبدادتان نه تنها نداي آزاديخواهي را غروب متصور نيست، بلکه خود به برافروختن آتش آگاهي دميدن گرفته ايد.
ما دانشجويان دانشگاههاي مشهد بدينوسيله ضمن ابراز نا اميدي از عدل حاکمان دست به دامان يگانه دادگر مي شويم و روز پنجشنبه را بعنوان حداقل نشانه از همدردي با ياران دبستاني در بندمان و خانواده هاي ايشان، ياران مظلوممان در اميرکبير اعلام روزه سياسي مي کنيم، باشد تا دادمان را دادگر برآرد.
همچنين از اين منش دولتمردان ابراز انزجار کرده و هشدار مي دهيم که اينگونه رفتارها شايسته ي تمدن ايراني، مدل جمهوري و علي الخصوص حکومتي که خود را به اسلام منتسب مي داند نيست. آقايان! با اين روشها بر بدنامي خويش و ايران و اسلام نپردازيم که درنهايت هر چه بر نعش حقيقت و آزاد مردان بالاتر رويم سقوط سخت تري را براي خود رقم مي زنيم.
والسلام علي من التبع الهدي
- فراکسيون مدرن انجمن های اسلامی دانشگاه های فردوسی و علوم پزشکی مشهد
- انجمن اسلامی دانشگاه آزاد مشهد
- انجمن اسلامی دانشگاه پیام نور واحد مشهد
- انجمن اسلامی دانشگاه سجاد مشهد