قدرت هيلارى

جيمز كارويل و مارك جى پن*
ترجمه: نيره محمودى

«هيلارى كلينتون يكى از ضعيف ترين نامزدهايى است كه دموكرات ها مى توانند معرفى كنند.»
«دموكرات ها به شدت در مورد شانس او براى انتخاب شدن نگران هستند.»
«فقط به فرد ديگرى شانس بدهيد، ما در حزب دموكرات مى توانيم يك دموكرات را انتخاب كنيم.»
«او به هيچ وجه نمى تواند پيروز شود.»
 

ما تمام اين جملات را قبلاً شنيده ايم «هيلارى ذره اى موفق نخواهد بود.» درواقع اين جملات نقل شده مربوط به هفته هاى اخير نيست، بلكه اظهاراتى است كه طى ۶سال گذشته بيان شده است. زمانى كه بسيارى از كارشناسان- و دموكرات ها- مى گفتند كه هيلارى هرگز براى مجلس سنا انتخاب نخواهد شد، اما وى توانست با كسب ۱۲ درصد از آرا به پيروزى نائل آيد. ما نمى دانيم كه هيلارى براى انتخابات رياست جمهورى نامزد خواهد شد يا نه، اما ما به عنوان مشاورانى كه در دو مبارزه انتخاباتى موفق دموكرات ها براى رياست جمهورى فعاليت داشتيم، مى دانيم كه اگر نامزد شود، مى تواند در اين مسابقه هم برنده شود. چرا؟ نخست به خاطر اين كه توانايى حرف اول را مى زند. ما به عنوان يك حزب، كمتر آرمان نگر هستيم تا كالبد شكاف. نامزدهاى ما طورى نگاه شده اند كه گويى هيچ استقامتى از خود ندارند. آخرين نظرسنجى توسط شبكه خبرى ABC حكايت از اين دارد كه ۶۸ درصد از آمريكايى ها هيلارى را رهبرى مقتدر مى دانند. اين جايگاه پس از سال ها بودن او در وسط معركه به دست آمده است. مردم مى دانند كه هيلارى در عقيده اش بسيار راسخ است، حتى اگر هميشه مخالف او باشند. آنها همچنين مى دانند كه او براى مواجهه با مشكلات يك مبارزه ملى و همچنين چالش هاى پيش روى يك رئيس جمهور، سرسختى لازم را دارا است. ما يك چيز را در مورد مبارزات انتخاباتى كلينتون مى دانيم: هيچ كس قايق تندرو سوار نخواهد شد. زنى كه نام خود را روى «اتاق جنگ» گذاشت، با دشوارى سياست ها در مقام رياست جمهورى آشنا است. مخالفانش ۶۰ ميليون دلار عليه وى هزينه كردند، و او موشكافى هاى مطبوعات را كه بسيارى از نامزدها را از دور خارج كردند، تاب آورد. او به همان خوبى كه به دست آورد، داشته هايش را از دست داد و پيروز شد. در مقابل كسانى كه تصور مى كنند سياست تخريب شخصيت مى تواند بار ديگر عليه هيلارى و همسرش احيا شود، مى توانيم به مردم يادآور شويم كه چنين شيوه اى بارها در گذشته نتيجه معكوس در بر داشته است. اگر هيلارى تصميم به نامزدى در انتخابات بگيرد، بى ترديد بيل كلينتون سرمايه اى بزرگ خواهد بود. در حقيقت هيلارى تنها نامزد دموكرات (پس از همسرش) است كه حملات جمهوريخواهان را تحمل كرد و با نمره خوب بالاى ۵۰ درصد ( ۵۴ درصد راى مثبت در آخرين نظرسنجى ABC ) ظهور كرد. بله، او ۴۲ درصد از آراى منفى را به خود اختصاص داد همان طور كه ساير دموكرات هاى سرشناس در سطح ملى مى توانستند چنين نمره اى به دست آورند. تفاوت در اين است كه از هيلارى حمايت شديدترى مى شود. كارشناسان، فعالان انتخاباتى و سرمايه گذاران ممكن است نسبت به انتخاب شدن هيلارى به عنوان رئيس جمهور اطمينان نداشته باشند، اما راى دهندگان دموكرات به ويژه زنان دموكرات و حتى زنان مستقل از تحقق چنين واقعه اى به وجد مى آيند. در سال ۲۰۰۸ فاكتور X قدرت زنان در حوزه هاى انتخاباتى است. ۴۴ درصد از راى دهندگان زن هستند. جورج بوش توانست قدرت خود را از طريق دو گروه از راى دهندگان افزايش دهد: زنان و اسپانيولى زبان ها. بوش در سال ۲۰۰۰ ، ۴۹ درصد و در سال ۲۰۰۴ ، ۵۵ درصد از آراى زنان را به خود اختصاص داد. فاصله ۵/۳ درصدى او نسبت به جان كرى در انتخابات رياست جمهورى پيشين به دليل يك افزايش ۵/۲ درصدى در آراى زنان و ۹ درصد اقبال بيشتر به وى در ميان اسپانيولى زبان ها- از ۳۵ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۴۴ درصد در سال ۲۰۰۴- بود. ما معتقديم كه هيلارى مى تواند اين آراى شناور را به صفوف دموكرات ها بازگرداند. نامزدى هيلارى از اين پتانسيل برخوردار است كه نقشه انتخاباتى دموكرات ها را تغيير دهد. برخى معتقدند كه او مى تواند با جلب نظر راى دهندگان در ايالات جنوبى يا غربى به ۲۰ ايالت و ۲۵۲ راى الكترالى كه در اختيار جان كرى بود، بيفزايد. هيلارى اين توانايى را دارد كه مردم را در مناطق كشور آمريكا بسيج كند. بى ترديد او مى تواند به آرايى كه در اختيار جان كرى بود، دست يابد. اما در عين حال با پيشگامى احتمالى او به عنوان اولين رئيس جمهور زن آمريكا ما شاهد انفجار آراى زنان- و مشاركت جمهوريخواهان- خواهيم بود. ايالاتى كه ما در گذشته به آنها نزديك بوديم از آركانزاس گرفته تا كلرادو، كاليفرنيا و اهايو، مى توانند به آراى دموكرات ها بيفزايند. ما فقط آراى يك ايالت ديگر را براى پيروزى نياز داريم. دست آخر در مقابل آنان كه معتقدند شانس هاى هيلارى محدود به توانايى هاى ايدئولوژيك او است و نه خصوصيات رهبرى اش، ما باور داريم كه او درست در مسير تحولات آمريكا قرار دارد. برخى مى گويند كه او خيلى ليبرال است، برخى نيز معتقدند كه او بسيار محافظه كار است. ما فكر مى كنيم كه ۳۵ سال حمايت او از كودكان و حريم خانواده و سخت كوشى اش در سنا براى تضمين امنيت آمريكا پس از ۱۱ سپتامبر و تلاش هايش براى كمك به خانواده هاى متوسط، به او كمك خواهند كرد. ما فكر مى كنيم كه او نماينده تحولى است كه كشور آمريكا به شدت خواهان آن است: كاهش كسر درآمد، نه افزايش آن، گسترش خدمات درمانى، نه محدود شدن آن و جنگ با تروريسم بدون منزوى شدن در جهان. ما نمى دانيم كه هيلارى در انتخابات رياست جمهورى آتى نامزد خواهد شد يا نه، اما مى دانيم كه در صورت شركت كردن به پيروزى خواهد رسيد.
*جيمز كارويل، استراتژيست ارشد در مبارزات انتخاباتى بيل كلينتون در سال ۱۹۹۲. مارك جى پن، استراتژيست ارشد بيل كلينتون در انتخابات رياست جمهورى سال ۱۹۹۶ و مبارزات انتخاباتى هيلارى كلينتون در سال منبع: واشينگتن پست
۲۰۰۰.