مرغ زيرك چون به دام افتد، تحمل بايدش
استعداد طرح شتابدار كردن صورتمسئلهها در جامعه ما، زمينه را براي برخورد و اجراي نامناسب آنها آماده ميكند.
1 ـ لازم است كه در وهله اول مشخص شود در اين گبند مينا، ايران كشوري داراي موقعيت نسبي اقتصادي ـ سياسي در جهان است و زمينه قدرت منطقه شدن را دارد، آن هم در منطقهاي كه در معادلات جهاني بسيار مهم است. پس فرصت كافي وجود دارد و نبايستي به دنبال شتابدار كردن مسائل مهمي بود كه طرحشان به حوصله و صبر و بررسي نياز دارد.
1 ـ 1 ـ برخورد شتابدار با مسائلي كه حوصله ميطلبد و تأمل ميخواهد، از ويژگي قومي است كه در زمان كار و تلاش به خواب ميروند و در آخرين ساعات پاياني به فكر ميافتند كه نمونه آن طرح مسئله جبهه دموكراسي حقوق بشر در انتخابات نهم است شايد به شهيد مظلوم انتخابات نهم تبديل و كباب و جزغاله شود.
1 ـ 2 ـ بعد از بنبست استراتژي "چانهزني از بالا و فشار از پايين" انواع استراتژيهاي مقاومت مدني و مقاومت فعال، حتي طرح راهبرد تغيير ايده جامعه از مذهب به لائيك و غيره به خوابهاي آشفتهاي ميمانست كه بيشتر خصلت فرار به جلو را تداعي ميكرد تا راه حل مناسب براي حل مشكلات جامعه را.
2 ـ تشكيل جبهه دموكراسيخواه با مضمون حقوق بشر يا عدالتطلبي و غيره، نيازي ضروري در جامعه است اما تشكيل جبهه لوازمات خاص خود را ميطلبد. در شرايطي كه جريان اصلاحطلب به بنبست راهبردي رسيده و انواع طرحهاي نظري مانند تغيير در قانون اساسي، تغيير قانون اساسي و تغيير نظام و فعال كردن ظرفيتهاي موردي قانون اساسي مطرح ميشود راه حلهايي كه در عمل بدون استراتژي و تاكتيك تبيين شدهاند و نيروهاي طرفدار آزادي را در عمل مجاب و همراه خود نميكنند، تشكيل فوري جبهه مشكلآفرين خواهد بود و بر منازعات خواهد افزود، چون تشكيل جبهه به استراتژي واحد، مراحل و پروسه تشكيل، آييننامه و ضوابط براي همكاري نيروها و مكانيزم تصميمگيري نياز دارد. هر كدام از اين موارد ميبايد مورد بحث و گفتگوي مفصل قرار گيرد.
چگونه ميشود ميان نيرويي كه طرفدار نظام است با جرياني كه خواستار استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي ميباشد، همراهي ايجاد كرد در حالي كه هر دو نيروها طرفدار آزادي و اجراي عدالت در جامعه هستند.
انشقاق نيروهاي طرفدار آزادي در فقدان راهبرد واحد مشكل بزرگي است كه بعد از بنبست اصلاحات گريبان اين جريانات و نيروها و شخصيتها را گرفته است. در سال 1376 شمسي از روند اصلاحات حمايت سراسري صورت گرفت به طوري كه مخالفان آزاديخواه روند اصلاحات در اقليت قرار گرفتند. امروزه چنين نيست. در جدال استراتژي غيرعملي هر كس ديدگاه خود را با صدا بلند فرياد ميزند.
چاره كار قدري تأمل و حوصله و گفتگو و ارزيابي شرايط براي اتخاذ استراتژي مؤثر است. اگر چنين شود بعد از مدت زماني راه حلي مقبولتر ميافتد و ديگران را نيز مجاب به همراهي خواهد كرد.
2 ـ 1 ـ شيوه مرسوم در جامعه ما آن شده كه افراد و جريانات و نيروها فرق ايده ترويجي، تبليغي و تحقيقي را رعايت نميكنند و گاه با طرح زودهنگام موضوع، در عمل زمينه شهيد شدن سوژه مناسب را فراهم ميكنند. طرح رفراندوم به عنوان سوژهاي تحقيقي و پژوهشي در جامعه ما عملي مناسب بود، اما به عنوان راه حلي فوري براي گشودن بنبست دموكراسي در ايران، رفتاري ذهني و غيرعملي و در نتيجه يأسآفرين كم دستاورد و نرسيدن به نتيجه مطلوب، در جامعه يأس و نااميدي ايجاد ميكند و به شدت روحيهها را تخريب ميكند، پس بايد براي طرح ايده به شكل مناسب هوشياري به خرج داد. اتصال جبهه دموكراسيخواه به انتخابات نهم هم از جمله خطاهاي بارز بود كه به نفع تشكيل جبهه در جامعه نيست.
طرح جبهه بعد از انتخابات بدون تعيين شكلگيري مرحلهاي آن نيز خطرناك است چون اول بايد صورت مسئله روشن شود كه جبهه براي تحقق كدام اهداف، چه استراتژي و با چه نوع تاكتيكهايي ميبايد شكل بگيرد.
2 ـ 2 ـ تشكيل جبهه حول محور دموكراسي و حقوق بشر و عدالتطلبي براي تأمين منافع اقشار متوسط و فقير و روشنفكران امري ضروري است، حتي در هر شرايطي لازم است.
چه در شرايط سكون و انفعال جامعه، چه در صورت حمله خارجي، يا در صورت معامله حاكميت با خارجي، وجود اين جبهه باعث حفظ منافع مردم ميشود، اما مسئله مهم اين است كه اهداف مشخص در ميان نيروها، افراد و جريانات آزاديخواه تعريف شده باشد و حركت به سوي استراتژي و تاكتيك امكانپذير است.
2 ـ 3 ـ در جامعه غيرتشكيلاتي ما، در فقدان نيرو و فرد و جريان قدرتمند با توان كاريزماتيك، و به دليل تحليلهاي متفاوت از شرايط مبهم فعلي كه انواع اهداف از تغيير نظام، تغيير قانون اساسي تا تغيير در قانون اساسي و استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي مطرح است، امكان خلق استراتژي مشترك امكانپذير نيست. در چشم انداز شرايط مهآلود فعلي نياز به تأمل و بررسي شرايط براي تحليل بهتر از شرايط نياز است.
3 ـ ايران در بستر حوادث قرار دارد. عراق و افغانستان در شرف تحول هستند. بايد مشخص شود كه امريكا و غرب با ايران چگونه برخورد خواهند كرد. جريان راست حاكم در ايران، با آنان چه رفتاري را پيش خواهد گرفت.
در مشخص برآيند برخورد اين دو، استراتژي مناسب خلق ميشود.
3 ـ 1 ـ با حوصله ميتوان به راه حلهاي مطرح در جامعه در قالب بحثهاي نظري در مجامع و محافل و مطبوعات پرداخت، طرح تغيير نظام، طرح تغيير قانون اساسي و يا تغييراتي در آن، طرح استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي و... در كداميك از ايدههاي مزبور جاي گفتگوي فراوان دارد. مخالفان طرح ظرفيتهاي قانون اساسي فقط بر عملي نبودن اين روش تكيه ميكنند اما در مورد امكان و عملي بودن روش خود توضيحي نميدهند. در حالي كه هر ايدهاي ميبايد امكان عملي شدن را داشته باشد.
اگر حاكميتي حاضر به برگزاري رفراندوم باشد آن هم در شرايطي كه قادر به برقراري نظم سياسي است آن زمان چنين حاكميتي را نميتوان انحصارطلب دانست در حالي كه حاكميت ما انحصارطلب است.
طرح تغيير در قانون اساسي در شرايطي كه حتي رئيسجمهوري در سال 1381 نتوانست مطابق همين قوانين اختيار كافي در مورد تغيير قانون انتخابات به نفع دموكراسي بگيرد چگونه عملي است.
موافقان تغيير نظام كه طرح برگزاري انتخابات آزاد زير نظر سازمان ملل متحد را ميدهند، بايد مشخص كنند كه با چه قدرتي و نيرويي ميخواهند اين انتخابات را برگزار كنند.
3 ـ 3 ـ قبل از انتخابات سوداي تشكيل جبهه در چهارچوب ظرفيتهاي قانون اساسي، تشكيل كنگره سراسري براي تغيير نظام، فراخوان براي برقراري رفراندوم و دعوت براي تغيير در قانون اساسي مطرح شد كه طراحان اين ايدهها به نوعي ديگران را به شركت در ائتلاف در جبهه تشويق ميكردند.
بعد از انتخابات و آشكار شدن نتيجه، تام ايدههاي مزبور فروكش كردند و در چشمانداز مهآلود فعلي نه چشم انداز ارائه استراتژي عملي ممكن است و نه تشكيل جبهه پايدار عملي مينمايد.
4 ـ مجموعه شرايط داخلي و خارجي، تأمل و صبر ميطلبد. نبايستي از كمبود استراتژي مناسب براي آزاديخواهي به انفعال افتاد، ميبايد با نقد و بررسي اهداف و استراتژيها، به موقعيت جديدي دست يافت. عجله چندان فايدهاي ندارد و به خطاي ديگري منجر ميشود.
تشكيل جبههي حول دموكراسيخواهي و حقوق بشر و عدالتطلبي ضروري است اما نحوه شكلگيري چنين جبههاي به زيركي و تأمل و هوشياري نياز دارد.
مرغ زيرك چون به دام افتد، تحمل بايدش؛ كندوكاو در پيروزي و شكستها راههاي جديد ميگشايد. آزاديخواهي و عدالتطلبي افتان و خيزان و تلوتلوخوران در راهند، ميبايد مسير را هموار كرد. اندكي نگاه به عقب، براي مشاهده مسير پيموده شده و نگاهي به جلو براي مسير باقيمانده، نتيجهبخش خواهد بود. در گردش ساغر (آزادي) گاه تعلل هم لازم است. شايد با فراست فراوان از تسلسل استبداد ـ هرج و مرج رهايي يابيم. سخت است اما غيرممكن نيست.
ع. س
31/4/1384