ع س
هاشمي ميآيد اما...
در دوره دوم هاشمي پيروز ميشود؛ منتها جامعه ما رفتار غيرقابل پيشبيني دارد. اين ويژگي معقول نيست. به عبارتي حاكمان، نخبگان و مردم يكديگر را نميشناسند. در اين حالت حاكمان بيشترين سود و نخبگان و روشنفكران و مردم كمترين سود را ميبرند.
درمان اين درد، تنها با ايجاد نهادهاي مدني است. متصور است كه اقشار مردم جامعه را در درون خود سازمان دهد. بدون چنين امكاني، سرگرداني براي ايجاد رابطه معقول ميان مردم، دولت و روشنفكران ادامه خواهد يافت.
غافلگيري از آراي احمدينژاد كه بيگمان ماشين تقلب نظامي ـ امنيتي در ايجاد آن نقش داشته؛ موجب شده كه حمايت از هاشمي از يك سو جامعه مدرسين حوزه علميه قم تا اعضاي كانون نويسندگان، از جريان نزديك به مؤتلفه اسلامي تا برخي از ملي ـ مذهبيها را در بربگيرد.
اسامي افراد حمايت كننده از هاشمي كه در يك ملك حتي در يك جهان نميگنجند، به معني حمايت بد در مقابل بدتر است.
در مقايسه ظاهري انتخابات ايران در سال 1384 (2005) با انتخابات 1383 (2004) فرانسه كه همه جريانات از چپ تا راست با حمايت از شيراك در مقابل راست افراطي فرانسه يعني لوپن ايستادند، نبايد چندان فريب خورد. چرا كه در جامعه فرانسه، با وجود نهاد، احزاب و اصناف قدرتمند در حوزه عمومي، حمايت از شيراك نتايج بسيار متفاوت از ايران خواهد داشت. چرا كه فرداي انتخابات، در فقدان نهادهاي مدني و صنفي و حوزه عمومي قدرتمند، تمام وعدههاي حاكمان فراموش ميشود و در فقدان نهادها و احزاب پرسشگر ناظر بر اعمال حاكمان ديگر نميتوان انتظار داشت كه كانديداي انتخاب شده يا حتي نشده كه در بازار انتخاباتي در دادن شعارهاي غيرممكن از يكديگر گوي سبقت را ربودند آن گونه عمل نمايند كه در دوره فعاليت انتخاباتي خود را نشان ميدادند.
اما مشكل جريان روشنفكري طرفدار آزادي و عدالت را بايد در جايي معالجه اصولي كرد. اين مشكلات فراوان است. اما روشنفكران سياسي با ديد معطوف به قدرت، در يك صد سال اخير داراي سه ايراد اصولي هستند كه باز در انتخابات اخير خود را نشان داد.
1 ـ ديد توهم تسخير دولت
2 ـ آويزان شدن به قدرتمندان بدون هويت و سازمان مشخص
3 ـ انتخاب قدرتمند غيردموكرات در موقعيتهاي حساس
جبهه مشاركت در سوداي فتح عنوان رئيس جمهوري وارد ميدان شد و شكست خورد. بعد از آن به حمايت از هاشمي پرداخت. جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و بسياري از روشنفكران و حتي برخي از ملي ـ مذهبيها و نهضت آزادي در يك فضاي انتخاباتي مهم داراي 4 ميليون رأي شدند كه درنوع خود قابل توجه است. اگر چه اين آرا گنگ، موسمي و انتخاباتي و غيرتشكيلاتي و چندان قابل اتكا نيست و در فقدان رابطه ارگانيك با مخاطبان خود، توان استفاده بهينه از اين آرا را ندارند. حمايت از هاشمي به خاطر شكست احمدينژاد يك مسئله است كه بايد به آن پرداخت. اما موضوع مهمتر اين است كه جريانات طرفدار آزادي و عدالت و رفاه نسبي، بعد از آمدن هاشمي ميخواهند با تشتت باز به سه شيوه كهنه مزبور متمايل شوند. يعني عدهاي از روز اول بعد از هاشمي به توهم تسخير دولت بعدي بيفتد، يا به هاشمي و جناح او متكي شوند يا اينكه تصور كنند كه هاشمي دموكرات شده، مجموعه اين شيوهها جواب مناسب نميدهد.
گزينه چهارمي نيز وجوددارد. مطالبات شهروندي از هر حاكميتي، ميتواند در دستور كار قرار بگيرد. مطالبات شهروندي كه تشكيل و تقويت نهادهاي مدني، NGO ، اصناف و احزاب مشغول را از حاكميت بخواهد. و حمايت يا عدم حمايت از هر حاكميتي را منوط به تشكيل حوزه عمومي قوي بكند. در سايه چنين درخواستي اصولي، روشنفكران با چنين هدفي ميتوانند با يافتن قدرت عيني در جامعه از طريق نهاد، از حالت متزلزل و قدرت ژلهاي و شكننده خود و مقابل حاكميتها رهايي يابند.
اين تزلزل حالت شكننده موقعيت جريانات آزاديخواه در فقدان نهادهاي صنفي، سياسي و قومي حامي دموكراسي تا آن حد است كه همه در تحليل شرايط چه كسي به دور دوم ميآيد دچار خطا شدند و همه در حالي كه هاشمي در بدترين شرايط، به حمايت اين جريانات نياز دارد، جريانات مزبور در ازاي حمايت، هيچ خواسته شخصي را نميتوانند از هاشمي طلب كنند.
پس چاره اين درد را دوا كردن، اين است كه به گزينه چهارم روي آوريم. مطالبات شهروندي براي تقويت حوزه عمومي، سازمان دهي و ارتباط با مخاطبان خود در جامعه و شناخت توان واقعي جريان آزاديخواه دموكرات تا در ميدان رقابتها با جريانات غيردموكرات به شكل اصولي وارد تعامل و تقابل شود واقعي شدن نيروي جريان آزاديخواه بسيار ضروري است و باعث به وجودآمدن دستاورد عيني و ملموس خواهد شد. پس فاز مطالبات شهروندي را مبنايي براي همكاري اصولي جريان آزاديخواه و دموكرات قرار دهيم.
31/3/84