هشدار به تهران

به نقل از نيويورک سان – 9 ماه مه 2006

برگردان از ترجمه آلماني از حميد بهشتي

http://de.danielpipes.org/article/3586

نويسنده نيويورک سان در باره کشمکش اتمي ايران در مقاله اي تحت عنوان هشدار به تهران مي نويسد:

در حاليکه رژيم ايران به دوري که برداشته است ادامه داده، خواهان نابودي اسرائيل مي باشد و مقررات مربوط به ممانعت از تسليحات اتمي را نقض مي کند، غرب با دو گزينه به غايت نامطلوب مواجه است.

يکي تسليم شدن به تهران است، با اين اميد که اين کار سرانجام نيکي خواهد داشت، که شايد هراس متقابل مؤثر افتد و ممانعتي که شش دهه کارکرد داشته ، همچنان پاسخگو باشد و با اين اميد که شايد رهبري ايران رويکرد مهدوي خويش را رها کند و شايد هيچ کشور ديگري روش ايران را دنبال نکرده، قواعدي را که بدان پايبند شده است، زير پا نگذارد.

در اين سناريو واژه هاي کليدي عبارتند از "اميدواري" و "شايد" و تسليم سرنوشت شدن جاي رويکرد مطابق برنامه ريزي را مي گيرد و اين اگر بخواهيم به نرمي تعبير کنيم، به گونه اي نيست که قدرتمندان با موضوعات برخورد مي کنند.

گزينه ديگر در اين است که دولت آمريکا (و شايد برخي از متحدين آن نيز) مواضع کليدي ايران را متلاشي کنند، که بدين ترتيب به اميدهاي اتمي تهران پايان داده خواهد شد. تحليلگران نظامي از اين مبنا حرکت مي کنند که نيروي هوائي آمريکا در ارتباط با اطلاعات کسب شده توسط خدمات اطلاعات مخفي و با استفاده از تسليحات دقيقه توان اين را دارد که عرض چند روز ضربه لازمه قطعي را وارد کرده و در عين حال خيابان هرمز را نيز در کنترل داشته باشد.

اما حمله به ايران دو نتيجه نامطلوب بدنبال خواهد داشت: يکي در زمينه افکار عمومي مسلمانهاست و ديگري مربوط به بازار نفت مي باشد. کليه علائم موجود نشانگر اين اند که حمله هوايي به ايران در سراسر گيتي موجب بحراني شدن افکار عمومي مسلمانها خواهد شد که در حال حاضر نيز نسبت به آمريکا قضاوت خوبي ندارند و در نتيجه آن مسلمانان افراطي تقويت گشته و شکاف ميان تمدن ها نيز ژرف تر خواهد گشت. اطلاعات جديد حاکي از اين اند که تهران از گروههاي تروريستي حمايت مالي مي کند، با اين هدف که آنها سفارت هاي آمريکا، پايگاههاي نظامي و علائق اقتصادي آنرا مورد حمله قرار دهند و بر ضربات خود در عراق افزوده، به اسرائيل حملات موشکي بنمايند.

حتّا اگر قواي نظامي کشورهاي غربي از عهده اين ضربات برآيند، حملات هوائي موجب مي شوند که ايران و خاميان آن شيرهاي نفت و گاز خود را بر بازارهاي جهاني ببندند و در حمله بر تأسيسات انرژي فعال گشته و به تحريکات وسيعي بپردازند. اينها موجب آنچنان بحران و روکود اقتصادي خواهد شد که در مقابل آن بحران سال هاي هفتاد ابداً قابل مقايسه نيست.

با توجه به اين دو گزينه نامطلوب نتيجه گيري نگارنده، همچون سخن سناتور جمهوريخواه اهل آريزونا، جان مک لين مي باشد: فقط يک چيز هست که بدتر از گزينه حمله نظامي به ايران است و آنهم مسلح شدن ايران است به تسليحات اتمي.

اما آيا امکان گزينه سوّمي هم وجود دارد که اينچنين نامطلوب نباشد؟ يافتن چنين گزينه اي هدف هر تحليلگر سياسي است که بدين موضوع فکر مي کند که نگارنده نيز جزو آنهاست. براي اين گزينه مکانيزمي مورد نياز است که رژيم ايران را از تکميل توانائي هاي هسته اي خويش و رساندن آن به سطح نظامي باز دارد. آيا يک چنين عامل بازدارنده اي وجود دارد؟

بله وجود داشته و داراي شانس موفقيت نيز مي باشد. از خوش شانسي اينکه ايران تحت حاکميت ديکتاتوري مطلقه اي نيست که در آن فقط يک نفر کليه تصميمات را اتخاذ نمايد، بلکه در حاکميت اقليتي است بر اکثريت که داراي چندين محور قدرت مي باشد و در باره مسائل مختلف بين آنها بحث مي شود و رهبري سياسي آن داراي نظر واحدي نمي باشد. عناصر مهم رهبري سياسي ايران مطمئن نيستند از اينکه مصلحت در اين باشد که همچنان در راه کسب توانائي نظامي هسته اي کوشش به عمل آيد. هم نگراني از انزوا در سطح بين المللي وجود دارد و هم بيم از حملات هوائي. بخش داراي نفود ديگري از جامعه، بويژه در ميان مذهبيون، نظاميان و فعالين اقتصاد نگران  اين اند که همچنان بي مهابا رفتار شود.

ممکن است که يک حرکت سياسي در ميان ايرانيان براي جلوگيري از تصادم نظامي پيروز گردد، بدين دليل که ايران خودش در خطر تهاجم اتمي قرار ندارد. داراي قدت اتمي شدن براي ايران گزينه ايست غير ضروري که تهران ميتواند از آن صرفنظر کند. و اين سخن که چشم پوشي از تسليحات اتمي به نفع امنيت ايران است، قابل طرح است.

بر اساس اين تحليل نتيجه گيري نويسنده قابل توجه و نمايانگر ديد خودمحورانه آمريکائي اوست:

نيروهائي که مخالف مسلح شدن به تسليحات اتمي هستند مي بايد تقويت شده، به وحدت رسند و  اين کار با فشار از خارج بيشتر عملي است. اگر کشورهاي اروپائي، روس، چين، خاورميانه و سايرين مشترکا به همراهي واشنگتن عمل مي نمودند، ممکن بود موجب بسيج اپوزيسيون ايران گردد. هر کدام از اين کشورها براي خود دليلي دارد که از ايران مسلح به تسليحات اتمي بيمناک باشد، همچنانکه اين بيم از ناحيه ساير کشورهاي مستعد به اتمي شدن نيز وجود دارد. اما اين همکاري بين المللي همانگونه که در سازمان ملل نيز قابل ملاحظه است، وجود ندارد....

 براي بازداشتن ايران از ادامه کوشش براي بدست آوردن تسليحات اتمي مي بايد فشار دائمي از خارج بر انتخاب کنندگان ايراني وارد آيد. نتيجه قابل توجهي که اينکار دارد اينست که کسانيکه بيش از همه با حمله هوائي آمريکا به ايران مخالف اند، مي بايد از آمريکا حمايت کرده و سايرين را قانع کنند که در صورتيکه ايران با اجماع جهاني از در مخالفت بر آيد، عواقب سختي برايشان به دنبال خواهد داشت.

 با اينکه اينگونه اقدامات هيچگونه ضمانتي براي موفقيت ندارد، اما تنها راه جلوگيري از خطرات سنگيني است که در پيش رو قرار دارند.