نمي خواهم ديگران را تحريک کنم
مصاحبه روزنامه تاتس با خانم بطول ايلماز
گرداننده يک نشريه اسلامي چالش انگيز در اينترنت
مصاحبه کننده: آلکه ويرت Alke Wierth
مترجم: حميد بهشتي
http://www.taz.de/pt/2006/05/08/a0260.1/text.ges,1
بطول ايلماز متولد برلين در خانواده اي کردتبار مي باشد. والدين او در سالهاي هفتاد در سنين کودکي از ترکيه به آلمان مهاجرت کردند. اين خانم 20 ساله که شهروند آلمان مي باشد، دانشجوي رشته آفريقا و آسياشناسي است.او به اتفاق يکي از دوستانش در اينترنت نشريه اي را اداره مي کنند که مباحث مورد چالش مسلمانان را موضوع خود قرار داده است. www.muslimische-stimmen.de قصد آنها از اينکار ايجاد گفتماني ميان مسلمانهاي مقيم آلمان بوده، موضوعاتي که مطرح مي کنند بسيار جدال برانگيزاند. از جمله در زمينه وضعيت زندگي با همجنسان در ميان مسلمانان، حقوق زنان و تساهل. اما اينکه اسلام با مباني جوامع دموکرات قابل اجماع است براي بطول ايلماز جاي شک ندارد.
تاتس – خانم ايلماز آيا شما شورشگريد؟
بطول ايلماز – اصلا هدف من تحريک ديگران نيست. چرا که در اينصورت اين برداشت ايجاد مي شود که من آدمي از خود راضي هستم.
- نشريه اينترنتي شما گاهي بسيار تحريک آميز است. از جمله در آنجا چنين آمده است: کارِ خانه بر طبق قرآن از وظايف مرد است. و اگر زن آنرا متقبل شود، حق مطالبه مزد باو تعلق مي گيرد. هدف شما از نشر اين مطلب در سايت خود چيست؟
- ما مي خواهيم نشان دهيم مسلمانان بسيار مختلفي با عقايد بسيار متفاوت وجود دارند و ميخواهيم در اين باره گفتگو بوجود آوريم. اگر کسي با متني که منتشر مي شود موافق نباشد، مي تواند نظر خلاف آنرا در همين جا منتشر سازد. بدين صورت ما انتظار داريم گفتگوئي را ميان مسلمانان و و نيز بين مسلمانان و غيرمسلمانان بوجود آوريم. هيچ کسي نيز حق اين را ندارد که بگويد مسلماني چنين است و چنان نيست.
- آيا شما فکر نمي کنيد با 20 سالي که داريد خيلي گنده گوئي مي کنيد؟
- اگر من با اين کار خود باعث تحريک ديگران مي شوم، نه عمدي است و نه بدين خاطر است که قصد توهين به ديگران در کار باشد. مثلا در باره قتل هاي ناموسي: قصد من اين نيست که کسي بدين فکر بيافتد که: "اين دخترک از من چه مي خواهد؟ هنوز 20 سالش تمام نشده و ميخواهد مرا متقاعد کند بدين که قتل ناموسي بر خلاف اسلام است." به همين دليل است که بايد با رعايت بسيار عمل نمود.
- اصلا چطور شد که شما به فکر ايجاد يک چنين نشريه اينترنتي افتاديد؟
- ايده آن اصلا به فکر دوستم رسيد و من آنرا مفيد يافتم. آنگاه طرحي ريختيم و آغار به کار کرده و متوني را براي نشر آماده کرديم. در اينترنت نشريات اسلامي فراواني وجود دارند. اغلب آنها دانش اسلامي، توضيحات و اطلاعاتي در اختيار خوانندگان مي گذارند. اما قصد ما ايجاد امکاني است براي همه کساني که قصد دارند افکار و نظريات خود را به بيان در آورند.
- شما به تازگي در يکي از جلسات عمومي، مسلمانان را دعوت کرديد به اينکه با صراحت هر چه بيشتر ترور و تجاوزات خشونت آميز را نظير آنچه که پس از انتشار کاريکاتورهاي (حضرت) محمد صورت گرفت، محکوم نمايند.
- قصد من اين نبود که سايرين را تحريک کنم. اما من فايده اي در اين نمي بينم که بيآيند و اطلاعيه اي مطبوعاتي صادر کرده و بگويند ما هيچ ارتباطي با ترور و اينگونه تظاهرات خشونت آميز نداريم و بدين صورت اين کار ها را محکوم مي کنيم. اگر در محيط ما ظلمي اعمال مي شود، بايد در مقابل آن ايستاد. اين برداشت من است از اسلام. درست همانگونه که از دموکراتهاي اصيل نيز انتظار ميرود در مقابل نقض حقوق بشر و شکنجه اعتراض نمايد. در اينگونه موارد است که ما با سايرين تلاقي کرده و همصدا مي شويم. دليل آن نيز در اين است که من نيز يک دموکرات هستم.
- بر اساس يک همه پرسي 20 درصد مسلمانان به همخواني قانون اساسي دموکراتيک ما (آلمان) با اسلام بي اعتقادند.
- به نظر من اين دو با يکديگر در تناقض نمي باشند. اسلام ايده آل و دموکراسي ايده آل با واقعيت هاي موجود تفاوت دارند.
- لطفا کمي توضيح دهيد.
- از دموکراسي در واقع، اشکال مختلفي وجود دارند. اما دموکراسي، خود بر اصولي استوار است که بدون آنها دموکراسي نيست. همين در مورد اسلام نيز مصداق دارد. اسلام در هر سرزميني شکل و شمايل ويژه اي دارد و با متن فرهنگ آنجا تطابق يافته است. هنگاميکه از من مي پرسند چرا قتل هاي ناموسي در جوامع اسلامي وجود دارد، من از آنها مي پرسم، چرا در کشورهاي مبتني بر دموکراسي نقض حقوق بشر وجود دارد؟ اين هم به دموکراسي ربطي ندارد. اما من که دموکراسي را محکوم نمي کنم، به محض اين که عده اي کاري را تحت عنوان آن انجام مي دهند که با آن تطابق ندارد.
- پس آيا به نظر شما اسلام و دموکراسي با هم سازش دارند؟
- بله. و من نمي توانم فکر مسلماناني را که مي گويند اسلام و دموکراسي غيرقابل سازش اند، بفهمم. آنها اينجا در يک دموکراسي زندگي مي کنند و ظاهرا نير به آنها بد نمي گذرد.
- قضاوت شما در باره چالش مربوط به کاريکاتورهاي (حضرت) محمد چگونه است، با توجه به اينکه دائماً بر حق دموکراتيک آزادي بيان اشاره مي شود؟
- آن کار از جانب آن روزنامه دانمارکي يک تحريک صرف بود. آنها متاسفانه درست به همان هدفي رسيدند که قصدشان بود. قصد آنها اين بود که عده اي از مسلمانها را تحريک کنند. من عکس العمل ها و تجاوازات خشونت باري را که انجام شد نادرست مي دانم. اما بايد اين را نيز درک کرد که چرا مسلمانها هنگاميکه موضوع به پيامبر مربوط مي شود، اينچنين تحت تأثير قرار مي گيرند. من نمي گويم حتما بايد عشق مسلمانها به پيامبر را درک کرد. اما اندکي تفاهم داشتن و حفظ حرمت بيجا نيست.
- عشق به پيامبر: يک آلماني 20 ساله چگونه انتظار داريد به مردي که 1400 سال پيش در خاورميانه زندگي مي کرده اهميت بدهد؟
- پيامبران نمونه و سرمشق ما هستند. آنها به درجه اي از کمال رسيده اند که هر مسلماني آرزوي رسيدن بدان را در دل دارد. به همين دليل است که نحوه رفتار پيامبر مورد توجه مسلمانان مي باشد. من اين را مي فهمم که درک کردن عشق به پيامبر براي غيرمسلمانها کار ساده اي نيست. اما اين علاقه اي بي نهايت بزرگ و غيرقابل توصيف است که من نيز آنرا در خود حس مي کنم. هنگاميکه من با حديث هاي پيامبر مواجه مي شوم، گاهي اشک در چشمانم جمع مي شود. اين است که عشق به او وجود دارد. مگر چنين نيست که هدف هر فردي بر روي کره زمين اينست که به سوي کمال فردي خويش برود؟ براي مسلمانان اين مهمترين هدف در زندگيست.
- شما براي دين خود خيلي وقت صرف مي کنيد و با روسري که داريد، شايد بسياري از امکاناتي را که داريد از دست مي دهيد. آيا اهميت دين بدين حدّ است؟
- براي من اين حاصل يک نتيجه گيري عقلانيست. هنگاميکه من باور دارم به اينکه خدائي هست و قرآن کلام خداست و پيامبر رسول اوست – و من به اينها فقط باور ندارم، بلکه بدان ايمان قلبي دارم – نتيجه اي که از آن مي گيرم، اينست که کوشش مي کنم، بدان پايبند باشم. طبيعي است که هدف من با سواد شدن و رسيدن به مدارج بالاتر نيز مي باشد. اما بموازات آن مي کوشم در جهت معنوي، خود را براي زندگي پس از مرک نيز آماده سازم و در اين راه زندگي دنيوي خويش را سامان دهم.
- آيا شما گاهگاهي هم شبها براي تفريح بيرون ميرويد؟
- با دوستانم به سينما مي رويم يا به کافه و رستوران يا اينکه خانه يکي از دوستان جمع مي شويم. اين پارتي هاي پر سرو صدا براي من جالب نيستند. اما از موزيک خيلي خوشم ميآيد و دستگاه ام پي 3 ام را هميشه به همراه دارم.
- به چه آهنگ هائي بيشتر علاقه داريد؟
- موزيک هاي بين المللي و اسلامي و نيز آلماني. از جمله به خواننده ساول Xavier Naidoo. گاهي وقت ها هم قطعات قوي تر مانند „Rage against the machine“ يا „System of a down“ . اما هنگاميکه شخصي فقط از پارتي و ديسکو و سينه و از اين قبيل چيزها مرتب زمزمه کند، حالم را مي گيرد. من بيشتر به متن هاي عميق و سياسي علاقمندم.
- آيا گاهي وقت ها هم مي رقصيد؟
- بله. در شبهاي حنا. چشن هاي عروسي و شب هاي قبل از زفاف. در اين مواقع زنان جمع مي شوند و جوّ و اتمسفر بسيار دلشادي به وجود مي آيد. ديسکو و پارتي هرگز براي من جالب نبوده است.
- آيا موقعيت هاي مناسبي که جايگزين پارتي و ديسکو باشد، دست مي دهد؟
- من روي موضوعات عقيدتي بسيار انديشيده ام. اين موجب مي شود که انسان به مسائل جدي زندگي بپردازد، به اينکه انسان در زندگي خويش به چه مي خواهد برسد. آنگاه انسان بدين فکر ميرسد که، اکنون بايد شخصيت خويش را تکامل بخشد و به دانش دست يابد. واين البته بسيار هم رضايتبخش مي باشد. من آدم شاد و سر حالي هستم و البته برداشت من از شادي، برداشت ديگري است. با آنچنان نشاطي که حد و مرز نشناسد، موافق نيستم.
- اشکال آن در چيست؟
- من براي خود چارچوبي اخلاقي دارم که از همه چيز در همين چارچوب لذت برم و فراموش نکنم که در زندگي چه هدفي دارم. اگر کسي همه آخر هفته ها بخواهد به پارتي برود، بنظر من اين سطحي گري است. من بيشتر علاقمندم که در باره اين گفتگو کنم که در عراق چه مي گذرد يا در باره عقيده بخدا و موضوعات معنوي فکر کنم.
- شما از خدا چه تصوّري داريد؟
- به گفتار يکي از علماء تنها تصوري که از خدا ميتوان داشت، اينست که از خدا هيچگونه تصوري نميتوان داشت. زيرا او به شدت با آنچه ما در باره او فکر مي کنيم تفاوت دارد. درک ما بسيار محدود است و به برخي از ابعاد هرگز نمي توانيم راه يابيم. در قرآن نيز آمده است که خدا به هيچ کسي شباهت ندارد. روايات زيبائي هست از پيامبر و امام علي در باره اينکه خدا چيست. من اين روايات را در دفتري جمع آوري مي کنم و آنرا همواره به همراه دارم.
- اينجا در برلين شما از کجا اطلاعات مورد نياز خود را در باره اسلام کسب مي کنيد؟
- کلاس هاي خصوصي هست، گاهگاهي نيز علمائي از ساير شهرها بدينجا مي آيند. من به کتب دانشمندان اسلام شناس نيز مراجعه مي کنم. کتابي که اکنون در دست دارم، کتابي است تحت عنوان: مجموعه سعادت „Sammlung von Glueckseligkeiten“ که در باره تصفيه نفس است و اينکه چگونه آدمي مي تواند انسان نيکي گردد. بدان جهاد با نفس گويند که جهاد با نفس امّاره است.
- نفس امّاره شما از شما چه طلب مي کند؟
- گاهي که انسان نسبت به ديگران خشمگين مي شود، بدان جهت تمايل مي يابد که خود را محور قرار دهد و فکر مي کند که او از ديگران بهتر مي فهمد. اما اينگونه نبايد رفتار نمود. پيامبر هرگز به کسي نگفت، کاري که تو مي کني کاملا اشتباه است و هرگز آنرا تکرار نکن. اما امروزه بسياري از مسلمانان چنين رفتار مي کنند. مثلا آنها مي پرسند: چرا روسري سرت نمي کني، چرا نماز نمي خواني، چرا به مسجد نمي روي. اصولا نبايد اينچنين رفتار نمود. اينها مربوط به خود افراد است.
- پرس و جو کردن و تحقيق راجع به حکمت دستورات ديني ، چنانکه از ظواهر بر مي آيد، در جوامع اسلامي امر نادري است. با کنجکاوي هاي شما چگونه برخورد مي شود؟
- کلاس هائي هست که دانش آموزان مي توانند پرسش هاي خويش را مطرح کنند. به نظر من اين امريست که به چگونگي تربيت بستگي دارد. در صورتيک خوجه ها – روحانيون ترکيه – چنين تعليم ديده باشند که پرس و جو نبايد کرد و همه آنچه را که علماء گفته اند بايد پذيرفت، روشن است که آنها مطابق اين سنّت عمل مي کنند. اما در تاريخ اسلام گفتمان بسياري ميان علماء بوده است و اين امر بعيدي در ميان مسلمانان نيست.
- آيا شما در برلين خود را آزاد حسّ مي کنيد که مطابق عقايد خود بتوانيد زندگي کنيد؟
- برلين داراي مزيت بزرگي است. من اينجا از اين امکان برخوردارم که ميتوانم با انسانهاي بسياري با نظريات مختلف و از فرهنگهاي گوناگون آشنا شوم. حال چه مسلمان باشند و چه غير مسلمان، فرق نمي کند. اين برلين را براي من بسيار جالب مي کند.
- آيا شما اين احساس را داريد که مورد تبعيض واقع مي شويد؟
- در حال حاضر ما در موقعيتي هستيم که در آن مسلمانها احساس مي کنند از همه جانب مورد حمله قرار دارند. اما بايد به جنبه هاي مثبت آن نيز توجه نمود. ديگران علاقمند شده اند و مي خواهند بدانند که چرا ما ايمان داريم. آنها مي پرسند، چرا تو چنين يا چنان مي کني. و اين خودش يک فرصت است. و اگر هم گاهي فشار و ضربه وارد ميشود، خب زندگي همين است ديگر. چکار بايد کرد؟ بايد به خدا اعتماد داشت. اين مهمترين چيزهاست.