محمود نکوروح

بمناسبت سا لگرد فوت دکنر مصد ق وملی شدن نفت " مصدق ورازهای جاودانگی او

 مصد ق کسیکه اسطوره شکست ناپذ یری امپریالیسم انگلیس را در جهان استعمار شده در هم شکست ، بدون آنکه یکبار شعار مرگ بر انگلیس داده باشد . کسیکه مسیولیت را بدون اختیار وقدرت برای اولین بار در تاریخ معاصرما عامل اصلی تاخیر دموکراسی معرفی نمود واستعفا داد،  ومجددا با جنبشی مردمی بد ر بار تحمیل شد ،  کسیکه موازنه منفی را در برابر رجال خود باخته ویا وابسته که به " موازنه مثبت " معتقد بودند (یعنی همه را به خارجی ها بدهیم تا بمانیم )، مطرح نمود و برای رهایی از سلطه خودی وغیر خود ی  ، بیش از همیشه براگاهی بخشی وشفافیت در برابر مردم تکیه کرد امری که در تاریخ ما سابقه نداشت ، کسیکه علاوه بر ملی شدن نفت ، در برابر زمین داران درباری در آنزمان علیرغم پایگاه طبقاتی خود به برنامه ها ی سوسیال دموکراتیک چون " تامین اجتماعی وسهیم شدن کشاورزان در محصول تا تقسیم زمین ها ی بازمانده از ارث پدری و...." پرداخت ، کسیکه با برنامه " اصلاح قانون ا نتخابات " خیال داشت قدرت راهم در ایران چون ملی شدن نفت ملی کند که تا آ نروز نبود وهنوزهم با انقلاب عظیمی که کردیم نیست  ،  وبالاخره کسیکه وقنی شاه بدو پیشنها د داد برای حفا ظتش مامور برایش بگذارد، باطعنه ردکر د وجواب دا د " همانطور که برای رز م آراء گذاردید ؟!! و ....، در زمانیکه ما از یکسو ما باعوام روبرو بودیم واز سوی دیگر با عوامفریبان که با فرصت طلبی در جستجوی قدرت بودند . امروز هم اوست که هنوز وجدان تاریخی ما وجهان را با خاطرات کودتای بیست وهشت مرداد میازارد . زیرا که اگر کمی منصف باشیم او نماد ملتی بود که فریاد خودرا از مظالم سلطه در دادگاههای بین المللی تا شورای امنیت و...چنان ظریفانه وهوشیارا نه بگوش جهانیان رساند که حتی قاضی انگلیسی بسود ملت محروم ومظلوم ایران رای داد و  محاکم بین المللی حاکمیت ملتها را در ملی شدن ها برسمیت شناختند .این امر کار هیچکدام از مدعیان امروز که در کودتای ننگین بیست وهشت مرداد علیه او عمل کردند نبود . مدعیانی که هیچ توجیهی برای کار شان که با غارتگران بین ا لمللی وکودتا چیان همداستان شد ند وکودتا را ، که بکمک تانکها وارتش واوباش وفواحش باضافه دلارهای آمریکایی بود-1 " قیام ملی " نا مید ند پذ یرفتنی نیست . رازهای جاودانگی او در جها ن زیر سلطه هنوز هم بسیاری از یاران نیمه راه و وابستگا نشان را وسو.سه میکند ولی در باره او تاریخ ومردم ما وجهان  با توجه به اسنادی که مرتبا از آرشیوها بیرون میاید داوری خود را بد رستی کرده است . چه " بعمل کار بر آید بسخندانی نیست " .                              ملی شد ن نفت را  در مجلس کسان دیگری هم پیشنهاد کردند که او مخالفت کرد وبعد ها وقتی از او علت راجویاشد ند جواب داد " الان وقتش نیست چون بسود رجال انگلوفیل ودر بار وانگلستان است که این پیشنهاد رای نمی آ ورد ، آنوقت آنها بسرعت لایحه الحاقی را مطرح کرده ورای گرفته وبرنده میشوند " نقل بمضمون . که در ک زمان وشرایط در سیاست اهمیت خاص دارد .                                                                   در گذ شته های دور مردان بزرگ تاریخ غالبا فیلسوفان بودند که ا ند یشه ای  رها ییبخش را از نظر خود مطرح کرده ،  که بد ورا ن ا ید ا لیسم و" اوتوپیا ها " مشهور است امری  که نوعی آرزوی تغییر تاریخ  را در جماعات مختلف انسانی نهادینه مینمود چه تفکر " ا.و توپیا یی" نیروی اصلی تغییر تاریخ بوده و آرزوها ی آن عبارتند از تلاش برای متحول کردن نقش های اجتماعی موجود ،  تا اینکه در دوران مدرن این ذهنیت تاریخی در برابر" جمع " با رشد شهر نشینی کمرنگ شده ، وکم کم جمع که فراتر از مجموعه تک تک افراد است خود را متعین نمود ومطالباتش آرزوهارا بعمل نزدیک کرد  ، روندی که روح زمان نامیده شد . این امر آغاز تاریخ خطی بود که فراتر از تحمل فرد  و حاصلش توجه به " منافع جمع " ومنافع ملی گردید . امری که ما با ا نقلاب مشروطه آغا ز کرد یم . وجبرا به  گذار از فلسفه اخلاق  به بر رسی نیازهای جامعه وشرایط زیست خود کشیده  شد یم . در اینزمان مد تها بود که در جهان  تاریخ مدرن با رشد مطالبات اجتماعی آغاز شده وهدف توسعه وپیشرفت گردیده بود . وما با چاههای نفت بد ین د نیا پرتاب شد یم ، علیرغم آنکه در کذ شته دور خود میچرخید یم . وتاریخ مان دورانی بود . وفرد وجمع در برابر قدرت خود کا مه سیاسی معنی نداشت . ازین ببعد سیاست ومد یریت  اهمیت مخصوصی یافت . وتا ریخ مان با حضور کنشگران سیاسی روندی دیگر یافت ودر برابر قدرت سیاسی " ا وپو زیسیون " ود ینامیسم آن بعلاوه تناقضات وتضاد های قدرتهای خارجی چالش های متعد دی را تجربه کردیم چالشهایی که بر آگا هیهامان میافزود که بازگشت بگذشته  را غیر ممکن میکرد . .                                                                                             در شرق پیام آورانی الهی نوعی فلسفه حیات را ارائه دا د ند که در آن بیشتر انسا ن مختا ر با د ر ک درست از پیام ، با ارا ده خود تعین کننده بود " لیس للانسان الا ماسعی " قرآن کریم – فلسفه انتظار در تمام فرهنگها وتمدن ها از موارد فوق سرچشمه میگیرد که بتکامل و عروج انسان در نهایت معطوف بود، انسانی که فرا تر از آرزو قهرمان  عمل است این عمل " خلاقیت " است  . که از نظر بعضی فرا زمانی است ولی بنظرمن غیر از این است که انسان " خلیفت اله " است ومیتواند با عمل خود زمان جدید را بیافریند اگر چنین نشد ویا هنوز نشده است بخاطر آنستکه به در ک درست از پیام " خود آ گاهی " نه تنها نرسیده بلکه در فرهنگ وتاریخ ما هنوز نتوانسته است خود را تعریف کند ازینرو هیچ کجای تاریخ قرار ندارد وهنوز در سرزمین خود حضورش ، که گام اولش انتخابات آزاد است ، برسمیت شناخته نشده است  . استثنای مصدق در تاریخ ما همین بود که این حضور را برسمیت شناخت وتسهیل نمود باز کردن قضای سیاسی کشور ازهمین نگاه ناشی میشد .   .                                                                                                                                  در دوران مدرن با شکلگیری جوامع بزرگ و رشد وآگاهی انسان بحقوق خود ، انسان بصورت کنشگر اجتماعی متولد شد و بازیگران تاریخ سیا ستمد ا را ن شد ند ، که با درک روح زمان بر محور منافع ملی ادواری از تاریخ را بنام خود بثبت رساند ه وبا تشخیص مصالح ملی ومرد می بجای بحث در باره وجود و....با هدف توسعه عمل کرده و آنرا در یک پروسه ارزیابی نموده که حاصلش برنامه در درا زمدت بود 2-، بدیگونه  نام نیکی از خود بجای گذارده در حالیکه سابق بر آن انسان یا " حیوان نا طق ، یا حیوان سیاسی ، یا حییوان اقتصادی وحتی در زمانه ما با رشد نکنیک  حیوان ابزار ساز که میتواند " نظام نشانه ها " را منتقل کتد " بر آورد میشد  .                                 در جهان حاشیه ای  چه بسیار سیاستمدارانی که حقیقت " منافع ومصالح ملی " را فدای مصلحت خود نموده وبتدریج از حقیقت و مصلحت جامعه منحرف شده وبمصلحت خود وحتی گروه خود ویا یک طبقه اجتماعی بنا بمیل عوام سخن گفته وروند حوادث را از مسیر جمع منحرف کرده اند .  ما در تاریخ معاصر مان هر دو نوع را تجربه کرده وبیشتر نوع جاهل وقدرتمد ار.آنرا که حاصلش همیشه خود کامگی بود وبهنگام ضعف ببهانه های مختلف از خارج هم کمک میگرفت ،  چه ما   جز"  سلطه داخلی " با دولتهای سلطه گر خارجی هم روبروبوده ا یم که از جهالت زمامداران مان بهره گرفته واستبداد سنتی را در دوران مدرن برای بهره گیری تشد ید وبخد مت گرفتند . اگرچه از جبر زمانه ما که " بیداری ملتها " بود نتوانستند بگریزند . بیداری ی که قهرمانانی از بستر ملل سر بر آوردند که با انگیزه بخشی به جوامع خفته آنانرا به کنش ها ی حق طلبانه واداشتند . ومصدق یکی از این قهرمانان بود . تجربه دو کودتا که یکی انقلاب مشروطه را ناکام گذارد ویکی جنبش ملی شدن نفت را ، که اولی رهاییبخش از سلطه داخلی ود.ومی رهاییبخش از سلطه خارجی میشد ، یعنی اولی به آزادی ودموکراسی سیاسی معطوف ، ودومی  بعد از تجربه عملی استعمار وغارت نفت با تجد ید قراداد نفت " 1933" ، به استقلا ل متوجه شد . مردم ما در یافتند که بدون استقلا ل رسید ن به دموکراسی وعدالت وتوسعه  غیرممکن است . چه شرکت نفت که بخش اعظم سهامش متعلق به انگلستان بود " برای ما دولت میاورد ومیبرد " 3، وحتی در این راه از تقویت متحجرین مذهبی که از مذهب ابزار سیاسی میسا زند وساختند " سید ضیاءالدین طبا طبا یی وحزب اراده ملی " ورضاخان را علم کردند و...دریغ ننمود . حتی امروز معلوم شده که ترور رزم آراء بخاطر ملی شدن نفت نبود اگرچه از آن بهره برداری شد  . از طرفی از سوی دربار وشاه که او رقیبی برای محمد رضا در ارتش بود این ترور ازپشت سر وبا اسلحه کلت انجام گرفت که فقط ارتش داشت  13، ثانیا ترور از سوی هرکس که باشد حتی ترورهزیر ، بخاطر آنبود که مسئله نفت را باید سید ضیاء که عامل انگلیس ومورد اطمینان آن دولت بود حل کند 14، که در مجلس دوره شانزده وقتی بمصدق جمال امامی از رجال ا نگلوفیل پیشنهاد نخست وزیری را  بطعنه نمود سید ضیاء در دربار منتظر رای اعتماد مجلس بود ، مصدق در جواب جمال امامی گفت قبول میکنم مشروط به رای مثبت به ملی شدن نفت همراه با رای به نخست وزیری ، که مجلس با توجه به فضای حاکم بر کشور بدو رای داد که اینجا در بار ، انگلستان وسید ضیاء همگی مات شدند .                           البته یکی از علل اصلی ناکام ماند ن جنبش های دموکراسی خواهانه در کشورما از ابتدا بی توجهی به " تناسب مسئولیت واختیار وقدرت " بود . امری که حاصل عقب ماندگی فرهنگی طی قرنها بود که نخبگان را هم بی نصیب نگذارد که آثار آن در قوانین اساسی مان مشهود است . عقب ماندگی ی که همیشه قدرتمداران ، و در دوران مدرن استعمار خارجی از آن بهره  گرفت امری که غالبا از قانون هم بهره ای داشت  . چه این نقص قانون " که هر قانونی باید توجیه حقوقی داشته باشد " با توجیه ایدئولوژیک ویا سنت ویا تاریخ وحتی دین  مرتفع میکردند . بد ینگونه بود که آیت اله خمینی هشیارانه در اوایل انقلاب بر " میزان رای ملت " تکیه کرد وبیش از همه بر رفراندوم پیش نویس قانون اساسی اول پای میفشر د که با قانون اساسی کنونی که دارای ابعاد متناقضی است تفاوت دارد امری که از ابندا مورد قبول واپسگرایان نبود .  در حالیکه بعضی  روشنفکران بی توجه بشرایط اجتماعی وفرهنگی ما بر " تشکیل مجلس موسسان " نظرشان معطوف بود . در کشوری که هنوز اقتصاد شبانی وکشاورزی را تجربه میکرد وهفتاد وپنج در صد جمعیتش روستاییا ن بود ند وطبیعی بود که مناسبات مد نی هنوز تحت الشعاع سنت وا لیتش غالبا گذ شته گرا بودند این اکثریت بخاطر انتخابات دو مرحله ای دوبا ر رای میداد وجامعه شهری در اقلیت ودر حاشیه میماند  " بسیاری هنوز خیال میکردند با رفتن شاه همه چی حل میشود " 15 . در حالیکه تعدد مراکز قدرت وبی قانونی علت عمده استعفای دولت موقت بود ودر کشور ما هنوز رعایت قانون نهاد ینه نشده بود که شادروان بازرگان شاید از ابتدا بد ین امر واقف بود 15 .                                                       جامعه شهری در هر ا نتخاباتی که دومرحله ای بود  کمتر نماینده ای در مجلس داشت  . در حالیکه پیشرفت توسعه عبارتست از " ساختن وپرداختن  ، شهر ، خود ، جهان ، جامعه وحتی یک قرارداد اجتماعی وضوابطی که در آن اصل مرجح حقوق بشر بوده" چه موتور توسعه حقوق بشر است " 4. واینهاهمه با رعایت اخلاق مدنی که اصل اولش قانو نمداری است میسر است و با نگاه بگذ شته غیر ممکن است . زیرا که تاریخ گذشته ما تاریخ ندانم کاری ها وقدرت طلبی هاست . بعلاوه دموکراسی دیکتا توری اکثریت نیست .                                                مشکل قانونی فوق الذکر " عدم تناسب مسئولیت واختیار وقدرت " در دهه بیست با یک حرکت اجنماعی ازسوی نسلیکه بر  استبداد سنتی ود یکتا توری مدرن  قلم بطلا ن کشید ،  بنام سی ام تیر حل شد ودر بار پهلوی خلع قدرت گردید ازینرو جهان سرمایه داری علیه جنبش ملی بکمک عوامل خیانت پیشه داخلی کودتا  نمود وشوروی هم با " ندادن طلاهای ما " که بعدا بدولت کودتا داد ، وخرابکاری حزب توده حتی در سه روز آخر جنبش ، " نگاهی به نامه بابک امیر خسروی به عمویی5 - با این کودتا همراهی کرد . قبلا هم مراکز تجمع حزب توده متعلق به سران کودتا ودر بار پهلو.ی بود 5 -چه شوروی آنروز علیرغم شعارها نوعی " سرمایه داری دولتی "6- بود که بسیاری مواقع با سرما یه داری جهانی تعامل وهمکاری علیه " جهان سومی ها " میکرد . تنها در آنزمان مصدق بود که حهان سوم را به " خود " وحقوق ومنابعش در برابر لجبازی ها ی " شرکت غاصب سابق نفت و انگلستان و...." متوجه نمود-7 . وبقول پیر سالینجر مفسر معروف آمریکایی ومشاور  کندی" آغاز گر ملی کردن ها بود " -8 روشنفکری ایران در این ادوار نشان داد که هنوز در مرحله جنینی است . زیراکه بخشی از اینها هنوز منتظر معجزه حزب توده بودند . مگر آنانکه خدارا فراتر از همه هستی باورکرده ، " چه جاییکه خدانباشد انسانی هم نخواهد بو د " ژوزف ایلیویچ فیلسوف روس . ازینرو شب هنگام در تاریکی وممنوعیت عبور ومرور محمد نخشب از خد ا پرستان سوسیالیست " جمعیت آزادی مردم ایران " ، داریوش فروهر از حزب ملت ایران ، حسین شاه حسینی وآیت اله زنجانی در منزل آیت ال زنجانی به پیشنهاد محمد نخشب بنیان " نهضت مقاومت ملی " را ریختند وباد ست تاصبح مقداری اعلامیه که متن آن چنین بود " نهضت ادامه دارد " نوشته وهرکدام به گروههای خود رسانده وآیت اله زنجانی در بازار از زیر عبا روی قفل هردکان یکی گذاشته و....در حالیکه چند روز قبل تعدادی از اجامر واوباش در منزل آیت اله بهبهانی و..... در سه راه سیروس وپامنار برای کو د تا سازمان دهی شده بودند 7. ازین ببعد روزنامه مخفی " راه مصدق " در منزل طلبه ای از حزب مردم ایران " خدایپرستان سوسیالیست " در چهار صد دستگاه خیابان پیروزی منتشرشد .  طلبه ای که روزی نواب صفوی را با نخشب در همان خانه به گفتگو کشاند که نتیجه گفتگو در رابطه با مصدق وکودتا و... منفی بود.                                                                                                لازم بذکر است که بد نه اجتماعی تمام گروهها از راست وچپ در آنزمان از ابتدا معطوف به استقلال - آزادی وعدالت اجتماعی بود که انقلاب اسلامی هم حاصل تداوم چنین مطالباتی بود . مطالباتی که خود بخود در بار را مانع اصلی رسید ن بد ین آرمانها مید ا نستند . منتها عملکرد رهبران مورد قضاوت تاریخ است . چه در اغاز همه باهم بودندولی بتدریج هرکس در رابطه با انتظاراتش راه خود را گرفت تا جاییکه یاران دیروز بطرف در بار کشیده شدند ، وحادثه نهم اسفند وامثالهم را تا کودتا ی بیست وهشت مرداد را  آفریدند. در ا نتخابات دوره چها ردهم که یکبار باطل شد ابتدا به پیشنهاد محمد نخشب وخداپرستان کمیته نظارت بر انتخابات تشکیل شد وبعد صندوقهای رای را در مسجد سپهسالار افرادی از نهضت خداپرستان سوسیالیست وفداییان اسلام زیر نظر گرفتند وشب هنگام هژیر با یک گروهان از لشگر گارد بدانجا آمد ، وهنگامیکه خواستند صندوقهارا جابجا کنند وبه فرهنگستان ببرند با جوانان حافظ صندوقها در گیر شدند ، در اینزمان تعدادی طلبه جوان عضو خداپرستان بودند که یکی از آنها بر بالای بام شروع کرد به اذان گفتن،  ودر برابر تعقیب سربازان از بام بوسط باغچه های مسجد پرید ودر گیری آغاز شد ، .چندی بعدهم هژیر ترور شد " 12 - هژ یری که هشت سال مترجم سفارت انگلیس بود وحالا وزیر دربار . در ضمن سید ضیاء مشاور شاه که معروف بود هر چهارشنبه نهار با شاه است ورقابت بین هژیروسیید ضیاء  بر سر حل مسئله نفت وجود داشت . لازم بذکر است که روحانیت ایران که از تمام طبقات اجتماعی تشکیل میشود همیشه بتبعیت از جامعه ما طیفهای مختلفی را شامل میشده ، از طرفداران قدرت سیاسی تا طرفداران مردم ومبارزان بنامی چون نایینی ودر زمان ما منتظری ، طالقانی و ....که پابپای روشنفکران از جنبش های ملی ومردمی حمایت کردند . بعلاوه تعدادی که در سیاست دخالت نمیکردتد ولی با نیروها ی ملی تادم آخر بودند چون آ یا ت عظام  زنجانی " دوبرادر " که با حمایت پیوسته از مصدق ونیروهای ملی هرگز در شورای مرکزی جبهه ملی شرکت نکردند  ، چه " معتقد بودند ما بخاطر موقعیت اجتماعی ولباسمان باید فقط ناظر باشیم " البته مراجعی چون آیت اله میلا نی ، حاج سید جوادی ، انگجی ، شبستری وبسیاری دیگر تا بآخر چون برادران زنجانی حامی وپشتیبان مصدق بودند .                                                                                                                          لازم بذکر است که  استعمار در یکدوره .واپسگرایی را در ایران بیشتر تقویت کرده زیرا که بسودش بود،  اگر چه بعد ببهانه تجدد بسرکوب آنهم پردا خت " رضاخان " فردی که از یک نظر بر قدرت قبائل قلم پایان کشید ونظر بسیاری را جلب کرد حتی خواست رییس جمهور شود ولی بد ر خواست سه نفر از مراجع قم تصمیم گرفت شاه شود مشروط بآنکه مدرس در مجلس بهنگام رای بسلطنت او سکوت کند . در این مرحله تنها مصدق است که " گفت در زنگبار هم کسی چنین چیزی ند یده است که همه قدرت در یکجا جمع شود "   رضاخان  پس از چندی  با غصب زمین های بزرگ ، خود ببزرگترین  فئودال تبد یل شد و صنایعش به " فئودالیسم صنعتی "9 - که خودکامگی حاصلش بود ر سید که کشورهایی چون چین وشوروی هنوز بدان گرفتارند چه اینها انسان را در اقتصاد خلاصه کردند .که حاصل نهایی اش فروپاشی بود ومدرنیزاسیون رضاخان بدون مدرنیته حاصلش قخطی وفقر با بردن رضاخان شد . چه  انسان حاصل د یالکتیکی فرهنگ واقتصاد است ، حاصلیکه  با آزادی ، عدالت واخلاق قابل تحقق است  .  قرن بیستم قرن دیگرشد ن ود یگر اند یشید ن بود که با شرایط اجتماعی وفرهنگی در حوزه باورها ومعنویت واخلاق ،  نیاز به اجتهادات مدرن وتازه داشت ، چه بشریت گذار از زندگی قبیلگی به زندگی مدنی را در حال تجربه بود وتنها رفاه اقتصادی جوابگوی مطالباتش نبود در این رابطه نوعی پروتستانتیزم دینی را از سید جمال تا شریعتی وبازرگان و.....داریم ، احترام به شخصیت وکرامت انسان از نیازهای دوران  مد رن بود که بسیاری کشورها بخاطر مسایل مالی انقلاب نکرده اند " ایران وبعد رومانی " معروفست انقلاب ایران که با گرانی قیمت نفت قابل پیش بینی نبود در سال 1979 وانقلاب رومانی در سال 1989 که کمو نیستها باصطلاح خودشان اصلاحاتی هم کرده بودند در سال 1989 دهسال بعد اتفاق افتاد .  چا ئو شسکو در سفر بایران با اطمینان از ثبات کشور به رومانی باز گشت ودر میتینگ حزب کمونیست با ا عتماد کامل  شرکت کرد واقدامات اصلاحیش را برای جمعیت برشمرد ولی بیکباره جمعیت با پرسش وپاسخ دورویی های اورا برشمرد وبر اوشورید  ، که همان میتینگ که از طرفدارانش باصطلاح وبیشتر سازمان های اطلاعاتیش بود آغاز انقلاب وعامل سقوطش شد . لازم بذکر است که قرآن مجید از قرنها قبل بر کرامت انسان تاکید ورزیده ولی بدبختاننه گوش شنوا نبود بویژه در میان مسلمانان چه " کلا ان الانسان لیطغی ان راه اسغنی " زیرا که انسان هنوز بحقوق خود و...آگاه نبود " مبنای روانشناسی اجتماعی همین امر است "   .این انقلا بها بیشتر حاصل تحقیر مردم از سوی قدرت بود .                                                                                                                                بعد از انقلاب مشروطه ابتدا سید  ضیاء با واپسگرایی ببهانه شرع فضار ا برای مدتی بست ،  امری که در  تاریخ گذشته ما وبویژه در صدر اسلام هم تجربه شده ، که اسلام را چون " پوستینی وارونه نمودند "  که از بستر آن عمرعاص ومعاویه و.رادیکالیسم خوارج و ... بر آمد وهدفهای اولیه پیامبران راستین را که باید رهاییبخش باشد بیشتر ببهانه شرع دست وپاگیر نمود ند ، در زمانه ما  فرا تر رفته جاذبه های آنرا بدافعه تبد یل کرد ه ،10 -  که امروز از بسترش " طالبان وبنلا د ن و...." سر بر میاورد، که بیش از همه با وجود د نیای " رسانه سالاری " Mediacratie    "   بسود بوش وامثالهم در دنیای بی در وپیکر است . بویژه در آمریکا که مردم آمریکا وقتی از جنگ د لزده بودند ، در سنجش افکار امروز باز هم برای جنگ روی موافق نشان میدهند .                  مدرنیزاسیون رضاخان که البته برای کشوری چون ما فریبند ه بود ولی بخاطر بی توجهی به " مدرنیته " که مبنای آن انسان دارای حق وحقوق است با جنگ جهانی دوم چون " خانه بر آب " بر باد رفت وفقر وقحطی که حتی در یکی از شورش های مردمی شعار اصلی " مانان میخواهیم " بود " 17 آذر 1322 " ، جنبش های اجتماعی بیشتر متوجه برابری اقتصادی شد که شوروی آنروز از آن بهره گرفت و از مارکسیسم د ین جد یدی برای محرومین وروشنفکران جهان سوم ساخت که ما هم از این امر بی نصیب نماندیم ، چه اگر قبلا تحجر عقیدتی افیون توده ها بود این با ر "مارکسیسم افیون روشنفکران " شد وحزب توده در اجرای سیاستهای شوروی که همیشه بهنگام بحران یار سیاسی انگلستان بویژه در ایران بود ،  ومخالف ظهور بورژوازی وطبقه متوسط که نیاز توسعه ودموکراسی است ، با بسیج توده های محروم حتی از " کوره پزخانه ها " وآشوبهای شهری ،  زمینه ساز کو د تای ننگین بیست وهشت مرداد باوحشت روحانیون ، بورژوازی تازه پا و حتی ایالا ت متحده آمریکا بسود نفتی ها وشرکتهای فرا ملی " در زمان حکومت د مکراتها "  شد .  چه مصد ق نظر د موکرا تها را از تلقینات ا نگلیس ها پاک کرده تا جاییکه انگلیسها تلاش میکردند از تماس او با ترومن ووزیر خارجه اش حتی الا مکان مما نعت کنند 11 - در ضمن سفیر دموکراتها د ر ایران ابتدا" گریدی " بود که طرفدار ملی کردن نفت در برابر فشارهای کمونیستها بود علیرغم سفیر بعدی " هندرسن " که با جمهوری خواهان نزدیک بود . وجمهوری خواهان با سیاستهای جنگ طلبانه آغاز گر وتشدید کننده جنگ سرد بودند که کود تاهایی را منجمله ایران درزمان آنها انجام شد . در دیپلماسی امروز بدون بهره گیری از تضاد های درون جوامع صنعتی وفرا صنعتی موفقیت غیر ممکن است ، نگرش یک سوسیالیست با نگرش یک راست محافظه کار در سیاستهای جهانی بشد ت تفاوت دارد امری که مصدق از این ها بسود منافع ملی بهره برداری کردکه ما در زمان حکومت حزب کارگر به نخست وزیری اتلی ودر آمریکا در زمان ریاست جمهوری ترومن از دموکراتها نفت را ملی کردیم ودارای حکومت ملی بودیم ، حتی ترومن از حمله انگلیسها به آبادان که ناوهای خود را بسیج کرده بودند ممانعت کرد ودر مورد آذربایجان هم با تهدید او استالین آذربایجان را تخلیه کرد ،  کودتا در زمان محافظه کاران در انگلستان وجمهوری خواهان در آمریکا بود که برای بیست وپنجسال خفقان حاکم شد که همه دلالان ووکلای شرکتهای ن نفتی بودند و....بعد با حکومت کارتر وسیاستهای حقوق بشری او فرصت رهایی یافتیم . ما بخاطر فروش نفت بجهان سیاست در پیوند یم ونمیتوانیم براحتی از این مناسبا ت غافل باشیم .                                                                                                                                           در زمانی که " سرمایه ، تکنیک ومدر نیته " تازه جهانی شده بود ، در د نیایی که با جنگ سرد هوشیاری ملی را طلب میکرد   وهر عمل اجتماعی تحت اشعاع تحریکات داخل وخارج به بن بست میرسید    ، عمل  سیاسی وخرد گرایانه که مبتنی بر هزینه وفایده ونیازمند فضای آرام است در جوامع عقب افتاده وتحریک پذ یر با روش های " سیبر نیتیکی " از سوی دشمنان خارجی  ، غیر ممکن شده بود . چه نوعی شارلاتانیسم سیاسی ببهانه مذهب ویا ا ید ئولوژی با تحریک توده ها از هرنوع کنش مدنی ، خرد گرایانه ، محاسبه گر ، جمعی ورهاییبخش ممانعت میکرد . سفارت انگلیس علنا در امور دخالت مینمود . عمل سیاسی که در روابط بین الملل " ممکن نمودن غیر ممکن هاست " با وجود باند های مافیایی داخلی وخارجی  وبالاتر از همه سرمایه داری جهانی که  هنوزهم در جستجوی منابع خام ومجانی وبازار مصرف بود نا میسر گردیده بود . در داخل  با توطئه ها وبند وبستها روبرو بود یم ، اگرچه امروز آنرا توهم نامیده ولی ما در ادواری تجربه کردیم وهنوز هم مینماییم  . در جامعه عقب افتاده همه چیز ممکن است زیرا که توده های افسون زده بسرعت شیفته شده ویا برعکس متنفر میشوند ورادیکالیسم کور بهترین دام باشعارهای فریبنده بود . بویژه که ما قرنها میراث دار رابطه مرید ومرادی با ضافه فقر فرهنگی ومادی وعقد ه های حاصله از آن بوده ایم .                                                     در جهان در حال کوچک شدن ، " نگاه بد رون " وبهره گیری از بیرون وتضاد هاشان ، بدون آگاهی بخشی وتکیه بمردم غیر ممکن بود وهنوز هم است ، مردمی که قرنها ستم مضاعف را از خودی وغیر خودی تحمل نموده وهمه را از نا امیدی کار جبر وتقد یر میشمرد وچه بسیار بر این امر دامن میزدند . منتهی این اتکاء بمردم با شعار میسر نبوده ونیست . این امر نیازمند برنامه ملموس وعملی بخاطر بالا بودن تدریجی رشد اجتماعی علیرغم گذشته هابوده وهست که قبل از همه مشارکت همگانی را طلب میکرد ومیکند ، گام اول این مشارکت " انتخابات آزاد " است که بعد از انقلاب مشروطه جز یکی دوبار ملت ایران تجربه نکرد . ازینرو مصدق برنامه خود را بدون شعارهای دهان پرکن " ملی کردن صنعت نفت واصلاح قانون انتخابات " اعلام کرد . امری که ما هنوز هم بدان نیاز داریم . چه بعد از تجربه بیست وهفت ساله انقلابمان و بیست وپنجسال قبل از آن نشان داده که صنعت نفت علیرغم تلاش ها روزگاری متعلق به هزار خانواده بود وامروز هم بیشنر متعلق بخود ی ها ست ، به آنها که از اقتصاد رانتی وفامیلی میتوانند بهره ببرند . واصلاح قانون انتخابات هم ضرورتش امروز دیگر توسط بعضی از خودی ها هم شنیده میشود تا جاییکه روسای مجالس بعد از انقلاب ، بخشی از دولتمدا ران و.... نادیده گرفتن این ضرورت را بخاطر انفعال اجتماعی وسر خوردگی روشنفکران و.... بسود دشمنان انقلاب بد رستی گوشزد میکنند . چه یکی از شعار های انقلاب آزادی بود یعنی " رهایی از همین بی توجهی به حقوق اولیه مردم ایران " که بخاطرش یک قرن مبارزه کرده است وامروز ببهانه شرع ودین مغفول است . ویکی از راز های جاودانگی مصدق همین " پای فشردن به اجرای قولهایش" بود که بمردم داده بود . چه او" اخلا ق مد نی وتقوای سیاسی  " را بدون عوامفریبی وارد سیاست کرد . امری که در بار فاسد پهلوی وبسیاری رجال آنروز بر نمیافتند وعلیه اش با خارجی ها متحد شده وکودتا کردند . دوم کاری که مصدق در زمان حکومت خود کرد فضای باز سیاسی بود تا جاییکه در قانون مطبوعات پیشنهادی او " هرکس خواندن ونوشتن میدانست حق نوشتن وروزنامه داشت " حاصل این امر نوعی پلورالیسم وکثرت گرایی بود که از آن بستر ظهور تشکلهای مختلف ، ایدئولوژی ها و....تا جاییکه رییس شهربانی روزی به مصدق گفت " آقا بشما فحش مید هند " که او د ر جواب گفت " بگذار بدهند " ž