گزارش مناظره روح الله حسينيان با احمد زيدآبادى

مصدق - كاشانى؛ ۵۰ سال بعد
 

گروه سياسى: ۱۴ اسفندماه مصادف است با سالگرد درگذشت دكتر «محمد مصدق» نخست وزير دوران نهضت ملى شدن صنعت نفت. مصدق كه در ميان ايرانيان به عنوان «ليدر نهضت ملى» شناخته مى شود، در سال   هاى اخير با تحليل  ها و قرائت هاى تاريخى مواجه شده كه راويان آن، گاه تا جايى پيش مى روند كه مصدق را در ملى شدن صنعت نفت بدون نقش مى دانند و همه پروژه را تحت زعامت آيت الله ابوالقاسم كاشانى از چهره   هاى مذهبى موثر آن دوران تعريف مى كنند. «روح الله حسينيان» رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامى يكى از افرادى است كه اخيراً به اين بحث دامن مى زند و نقش مصدق در نهضت ملى را از اساس زير سئوال مى برد. در پى طرح چنين مطالبى از سوى حسينيان، روز يكشنبه اين هفته انجمن اسلامى دانشجويان دانشكده كشاورزى دانشگاه تهران مناظره اى را ميان وى با «احمد زيدآبادى» روزنامه  نگار و فعال سياسى ترتيب داد. به گزارش خبرگزارى آفتاب، اين مناظره در تالار شهيد موسوى اين دانشكده واقع در پاكدشت ورامين برگزار شد. آغازگر مناظره، زيدآبادى بود كه سخنانش را با اين مطلب آغاز كرد: «واقعيت اين است كه در نهضت ملى شدن صنعت نفت شخصيت ها و گروه هاى مختلفى دخيل بودند اما هر كدام داراى يك انگيزه، شيوه و روش خاص خويش بودند و در اين مسير از يكديگر متمايز بودند.»
زيدآبادى در ادامه با اشاره به محدوديت هاى خود در دفاع از مصدق گفت: «آقاى حسينيان آزادى بيشترى در بيان نظرات خويش دارند اما در مورد مخالفان و رقباى دكتر مصدق بايد با احتياط سخن گفت و بر فرض كه من اين حرف ها را هم بزنم، انعكاس مطبوعاتى نخواهد داشت.» اين روزنامه نگار ادامه داد: «اگر از ابتداى انقلاب نگاه كنيم در مورد دكتر مصدق غير از مدت كوتاهى، در صحبت هاى تلويزيونى و كتاب ها اجازه دفاع عادلانه در رسانه هاى ملى داده نشد.» اين كارشناس مسائل سياسى افزود: «من درصدد دفاع مطلق از هيچ كس نيستم و از طرفى اگر به مشى آيت  الله كاشانى و نواب صفوى هم انتقاد مى كنيم به اين معنا نيست كه در حوزه قدرت آنها هيچ نقطه مثبتى ديده نمى شود، بلكه معتقدم هم آيت الله كاشانى و هم فدائيان اسلام در شكل گيرى نهضت ملى شدن صنعت نفت نقش داشتند اما نقششان با مصدق فرق مى كند.» زيدآبادى ادامه داد: «فدائيان اسلام جمعيتى بودند كه نواب صفوى آنها را پايه گذاشت. نواب كه ظهور كرد دركى از اسلام داشت كه تصور مى كرد تنها سخنگوى اسلام شخص ايشان است و در اطراف او نيز افرادى نترس و پا به كار بودند.»
وى افزود: «اگر بخواهيم براى فدائيان اسلام در شرايط فعلى معادلى قائل شويم انصار حزب الله است. نواب در آن سن و سال (۲۱ سالگى) برنامه اى نوشته بود و تعريفى از حكومت اسلامى كرده بود و اصرار داشت همين بايد اجرا شود.» به گفته اين روزنامه نگار، «آيت الله كاشانى شخصيتى است كه در دوره هاى مختلف به نظر مى آيد مواضع مختلفى مى گيرد،  به شدت ضدانگليسى بود،  انگيزه كاملى داشت اما در تاكتيك ها ثابت قدم نبود و مرتب ديدگاه هايش را عوض مى كرد.» زيدآبادى در ادامه گفت: «كاشانى با اينكه موقعيت نسبتاً مناسبى داشت اما با اين حال دوست داشت همه چيز بر محور ايشان بچرخد و همين امر باعث شد كم  كم از اصل ملى شدن صنعت نفت فاصله بگيرد و نهايتاً كودتا را تاييد كند.» وى افزود: «در اين ميان مصدق هست كه به هر حال فردى معتقد به دموكراسى است و مى كوشد با تكيه بر قواعد خاصى به هدفى كه آن را ملى مى نامد دست پيدا كند،  مصدق فرد مسئول و اصولى است. مصدق گاهى بيش از اندازه احساسى برخورد مى كند اما به لحاظ سلامت نفس من او را به دو جريان ديگر ترجيح مى دهم.»
روح الله حسينيان اما ترجيح داد قبل از آنكه بخواهد مصدق را نقد كند،  از زيدآبادى گله كند كه چرا گفته است «حسينيان هر چه دلش مى خواهد مى گويد ولى من محدودم و نمى توانم بگويم.» حسينيان سپس گفت: «كلى گويى در مسائل تاريخى غير از مسائل سياسى است و انسان بايد محكم و مستند حرف بزند.» حسينيان افزود: «اگر ما بخواهيم شخصيت ها را تعريف كنيم يا گونه شناسى كنيم، تعاريفى كه از مصدق ارائه شده، با يكديگر ۱۸۰ درجه فاصله دارد. برخى طرفدارانش او را ناسيوناليست و بعضى ليبرال دموكرات و برخى او را به عنوان يك مبارز و عده اى هم او را رهبر ملى شدن صنعت نفت تعريف مى كنند.»
رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامى افزود: «در مقابل هم عده اى او را سلطنت طلب، فرصت طلب، محافظه كار، قدرت طلب، ديكتاتور ناتمام مى دانند و امام هم وقتى در مورد جبهه ملى حرف مى زند مى گويد كسى كه اينها اين همه از وى تعريف مى كنند اصلاً مسلمان نبود.» حسينيان در ادامه براى نقد بهتر دكتر مصدق ترجيح داد به ارائه بيوگرافى وى بپردازد كه به گفته وى عبارتند از: «مصدق در يك طبقه اشرافى وابسته به حكومت متولد شد،  پدرش يكى از كارگزاران حكومت قجرى بود، مادر مصدق نوه فتحعلى شاه بود، مظفرالدين شاه شوهر خاله مصدق بود.» رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامى در ادامه مدعى تمجيد مصدق از رضاشاه شد و گفت: «رضاشاه بارها او را به عنوان مشورت دعوت مى كرد.»
به گفته حسينيان، «مصدق به همراه خدمتگزارانش توسط رضاخان پنج ماه به زندان بيرجند تبعيد شد كه دو بار در اين زندان دست به خودكشى زد كه هر دو بار مامورين او را نجات دادند.» زيدآبادى در ادامه اين مناظره در پاسخ به ادعاى حسينيان در مورد اشراف زاده بودن مصدق،  به نقل جمله اى از مرحوم آيت الله طالقانى اشاره كرد كه: «مصدق مانند موسى در دربار بزرگ شد اما عليه دربار طغيان كرد.» وى با اشاره به نقش برخى علما در روى كار آمدن رضاخان و راى موافق آيت الله كاشانى به تغيير سلطنت در مجلس موسسان گفت: «مشكل مصدق ديكتاتورى بود و سخن مصدق اين بود كه اگر رضاخان (كه در آن زمان هنوز رئيس الوزرا بود) پادشاه شود، ديكتاتورى ايجاد شده و مشروطه از بين مى رود.» به گفته زيدآبادى، يكى از درخشان ترين كارهاى مصدق نطقى بود كه در مجلس منصفانه انجام داد. وى افزود: «مصدق نه هر چيزى را تاييد مى كرد و هر چيزى را هم نفى نمى كرد بلكه خوبى را تاييد و بدى را نفى مى كرد.» زيدآبادى افزود: «مصدق يك ليبرال، دموكرات،  داراى شور ناسيوناليستى و ملى  گرايى معتدل بود كه تلاش او حفظ منافع ملى بود.»
اين روزنامه نگار با اشاره به توهين ها و جسارت هايى كه توسط اشخاص و روزنامه هاى وقت ايران به دكتر مصدق مى شد و در برخى موارد يكى از طرفداران مصدق را در كوه هاى اطراف تهران به قتل رساندند،  گفت: «وقتى آنها را دستگير مى كردند بعد مى گفتند مصدق ديكتاتور است.» رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامى در ادامه اين مناظره گفت: «مصدق از نگاه نظرى قطعاً مسلمان بود اما در عمل هيچ كس عملى را كه عمل به شريعت باشد از او روايت نكرد،  مصدق با اينكه مستطيع بود اما به حج نرفت.» روح الله حسينيان توضيح داد: «در دوران حكومت مصدق برخى بهائيون شروع به آزار مسلمانان كردند و آيت الله بروجردى هم آقاى فلسفى را به عنوان نماينده نزد مصدق فرستاد و درخواست برخورد با بهائيون را داشت كه مصدق هم خنديد و گفت: «براى من بين بهائيان و مسلمانان فرقى نيست و هر دو اعضاى اين كشورند.» حسينيان افزود: «مصدق مدعى دموكراسى بود اما وقتى به عنوان نخست وزير انتخاب شد اولين كارى كه كرد تصويب لايحه اختيارات بود و اين در حالى است كه پيش از نخست وزيرى مصدق وقتى وزير دادگسترى درخواست اختيارات كرد، مصدق در نطقى گفت: «طبق اصل ۲۷ قانون اساسى تمامى قوا منفك از يكديگرند.»» وى ادامه داد: «مصدق» مانند ديكتاتورى مثل رضاخان فرد قدرتمند نبود و آدم ناتوانى بود. مصدق به دليل وابستگى طبقاتى به اشراف هيچ گاه به طبقه پايين مردم اتكا نداشت و به همين دليل هيچ گاه از مردم در مقابل كودتاگران كمك نخواست.» اين بار كه نوبت مناظره به زيدآبادى رسيد،  وى به بررسى دو موضعى كه به مصدق انتقاد مى شود، پرداخت و گفت: «از يك طرف مى گويند چرا انقلاب نكرد و از طرف ديگر مى گويند چرا كار فراقانونى كرده؟» وى افزود: «مصدق به لحاظ شخصى پايبند به دموكراسى بود اما در كشور ما دموكراسى با تناقض روبه رو مى شود.» زيدآبادى با اشاره به توطئه هاى مجلس وقت كه به گفته وى كانون توطئه بود گفت: «مصدق يا مى بايست بحث ملى شدن صنعت نفت را كنار بگذارد و يا اينكه به ملى شدن صنعت نفت و راه حلى براى كنترل مجلس بيابد و تنها راهش اين بود كه مجلس را منحل كند.»
وى افزود: «مصدق فردى مذهبى به معناى شخصى بود، او يك سكولار متدين بود. در يك كشور بايد همه يكسان باشند وگرنه نظام آپارتايدى حاكم مى شود.» وى افزود: «مصدق رفتارى راديكال اما با پوشش هاى قانونى داشت و به نظر من او درست و انسانى رفتار كرد.» رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامى در ادامه اين مناظره با اشاره به برخورد مصدق با مخالفانش گفت: «شيخ محمد تهرانى به جرم مخالفت با مصدق دستگير شد و تا آخر عمر دولت مصدق در حبس بود.» حسينيان كه مى كوشيد حمايت رسانه ها از مصدق را خاطرنشان كند، گفت: «راديو در اختيار دولت بود و مصدق هر نطقى مى خواست انجام مى داد و روزنامه ها از وى حمايت مى كردند، طرفداران جبهه ملى به رهبرى فروهر به منزل آيت الله كاشانى حمله كردند و فردى به نام حداديان را به قتل رساندند.» حسينيان افزود: «يكى از اشتباهات مصدق برانگيختن حالت ضدمذهبى بود كه علماى نجف و قم عليه او موضع گيرى كردند.» به گفته حسينيان «آيت الله كاشانى تا اواخر سال ۱۳۳۱ كاملاً از مصدق حمايت مى كرد و وقتى مصدق به خارج از كشور رفت اين آيت الله كاشانى بود كه شورش هاى توده را آرام مى كرد و دليل اصلى اختلافات برنامه هاى ديكتاتورى بود كه مصدق آغاز كرد.» احمد زيدآبادى هم در ادامه اين مناظره با اشاره به برخى صفات اخلاقى دكتر مصدق گفت: «دكتر مصدق حتى يك بار هم عليه آيت الله كاشانى سخنى نگفت، مصدق يك جنتلمن واقعى بود و اهل توهين و بدگويى هم نبود.» زيدآبادى در ادامه با اشاره به ارتباط برخى اطرافيان آيت الله كاشانى با سفارتخانه هاى خارجى گفت: «اطرافيان آيت الله كاشانى وارد يك توطئه عملى شده بودند.» اين روزنامه نگار با اشاره به مواضع برخى مقامات گفت: «عادلانه نيست كه اينها بگويند مصدق دموكرات نبود.» روح الله حسينيان در واكنش به سخنان زيدآبادى گفت: «شما در طول دوران حاكميت خود هولوكاستى به وجود آورديد كه هيچ كس جرات نداشت مقابل شما موضع گيرى كند.»
حسينيان به ذكر همين جمله بسنده كرد و ترجيح داد به موضوع اصلى مناظره بازگردد و ادامه داد: «من براى مصدق نسبت به سايرين فرقى قائل هستم ولى نمى توان اسناد را ناديده گرفت.» به ادعاى حسينيان «مصدق هر وقت فرصتى دست مى داد كمال چاپلوسى را رعايت مى كرد.» حسينيان در اين هنگام عكسى از دكتر مصدق را نشان داد كه در حال بوسيدن دست «ثريا» همسر محمدرضا شاه بود و ادامه داد: «وقتى شاه موضع مصدق را حمايت مى كرد، مصدق هم متقابلاً به تعريف و تمجيد از شاه مى پرداخت.» به گفته رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامى، آيت الله كاشانى يكسره بر آزادى و حق مردم در مقابل دربار اصرار مى كرد. به ادعاى حسينيان، حتى يك نطق هم تا قبل از ۲۸ خرداد ۱۳۲۹ نمى توان يافت كه دكتر مصدق از ملى شدن صنعت نفت سخن گفته باشد و اين در حالى است كه آيت الله كاشانى در تمام بيانيه هاى خود تاكيد مى كرد «نفت ايرانى مربوط به ايرانى است.» حسينيان همچنين مدعى شد نطق ۲۸ خرداد ۱۳۲۹ مصدق هم، بيانيه آيت الله كاشانى است كه مصدق از طرف او در نطق قبل از دستور خود قرائت مى كند. حسينيان افزود: «آقاى كاشانى از ابتدا از آزاديخواهى سخن مى گفت ولى مصدق قبل از ۱۳۲۹ از مخالفان ملى شدن صنعت نفت بود.» احمد زيدآبادى در ادامه اين مناظره گفت: «فدائيان اسلام دقيقاً تا ترور رزم آرا با مثلث فدائيان،  ملى ها و آيت الله كاشانى همراه بودند اما بعد از آن هم عليه مصدق و هم عليه آيت الله كاشانى بيانيه مى دادند.» وى افزود: «مصدق چيزى را بدون مطالعه ملغى نمى كرد و وقتى از نظر حقوقى به اين نتيجه رسيد كه اين (ملى كردن صنعت نفت از ديدگاه مجامع جهانى) امر امكان پذيرى است آن را انجام داد.»
در ادامه اين مناظره روح الله حسينيان گفت: «آنچه را كه من مى گويم از ديدگاه فرد مذهبى است.» وى افزود: «مصدق را ناسيوناليست نمى دانم براى اينكه ناسيوناليست بايد به وطن خود عشق بورزد ولى مصدق خود (در خاطراتش) معترف است مى خواستم در سوئيس زندگى كنم.» حسينيان ادامه داد: «من او را مبارز نمى دانم براى اينكه هر وقت اوضاع سخت مى شد به احمدآباد مى رفت و به زندگى خصوصى خود مى پرداخت و هر گاه اوضاع باز مى شد دوباره وارد صحنه سياسى مى شد.» رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامى افزود: «مصدق را ليبرال _ دموكرات نمى دانم چرا كه وقتى به حكومت رسيد تمامى مبانى ليبرال _ دموكراسى را زير پا گذاشت.» حسينيان با بيان اينكه ما مصدق را در چارچوب ادعاى خودش مورد نقد قرار مى دهيم گفت: «مصدق مدعى قانون اساسى و تفكيك قوا بوده و وقتى به حكومت رسيد مبانى دموكراتيك را زيرپا گذاشت.» وى افزود: «مصدق را فردى وابسته به طبقه اشرافى مى دانم كه در طول زندگى سياسى خود اشرافيت را كنار نگذاشت و تكيه بر مردم نكرد و همين باعث شكست او شد.» اما زيدآبادى هم در تعريف نهايى خود از مصدق اظهار داشت: «فكر مى كنم مصدق به لحاظ اخلاقى شريف ترين رجل سياسى است كه در دنياى معاصر ظهور كرده،  وى فردى پايبند به اخلاق و داراى احساسات ملى گرايانه بود.» زيدآبادى افزود: «دكتر مصدق را انسانى فوق العاده،  نترس و دموكرات مى دانم كه يكى از جلوه هاى شجاعت او در قائله ۹ اسفند بود.» وى ادامه داد: «دكتر مصدق انسانى است به لحاظ فكرى نابغه.» زيدآبادى در پايان گفت: «مصدق را داراى شخصيتى قوى و پاك مى بينم كه هرگز از مقدسات عدول نكرد و او را فردى سكولار مى دانم كه به جدايى دين از مذهب اعتقاد داشت.»