بر آستانه چهلمین سالگرد درگذشت مصدق ، پیشوای آزادی ایران
تقدیم به شاعران ملی ایران استاد ادیب برومند و نعمت میرزازاده م. آزرم
عشق ِمصدق
جاودانه مَرد ،
نام پر آوازه اَت ،
در ضمیر ِ مَردم ِ آگاهِ ماست.
احمد آبادِ قشنگت ،
کعبه دلهای ماست.
«»
می بینی ! می شنوی !
جوانان وطن ،
با شعار پر طنین ِ
« درود بر مصدق »
به راه تو می روند.
«»
جاودانه مَرد
تو نیستی و هَستی
پشت ابرها پنهانی
تو در قلوبِ ملتی.
همواره تا . . . ،
ریشه در آب است ،
امید ثمری هست.
«»
جاودانه مرد ،
مشعلدار ِ شبهای تاریک ما ،
تو آتشی در سینه داری
که آتش ِ عشق ِ به ایران است.
عشق به آزادی.
عشق به استقلال.
این عشق را ملت ما
حس کرده است.
«»
مصدق ،
آن روز میآید ،
که نام ِ صادق تو
تمام ِ ایران را ،
با نسیم آزادی
پُر خواهد کرد.
پرویز داورپناه
اسفند 85
صراحت کلام مصدق :
« همه میدانند که سلسله ی پهلوی مخلوق سیاست انگلیس است. »
« وزن اشخاص در جامعه به قدر شدائدی است که در راه مردم تحمل می کنند.»
« تا ملتی دانا و رجالی توانا نباشد ، کار مملکت به همین منوال خواهد گذشت. »
« هیچ ملتی در سایه استبداد به جائی نرسید. »
« به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شود هرکس که بخواهد در حیات و مماتم
بنام من بتی بسازد و مجسمه ای بریزد. »
« من بتمام مقرراتی که حمایت از رنجبر میکند معتقدم. من غیر از حمایت از
این طبقه مرامی ندارم و نمی خواهم کارگر بنفع سرمایه دار زبون و بیچاره شود.»
« تا هزار مثل من در راه آزادی فدا نشوند ، وطن عزیز ما ایران روی آزادی و
استقلال را نخواهد دید.»
« . . . به من گناهان زیادی نسبت دادند ولی من خودم میدانم که یک گناه بیشتر
ندارم و آن این است که تسلیم بیگانگان نشده و دست آنها را از منابع طبیعی
ایران کوتاه کردم و در تمام مدت زمامداری در سیاست خود یک هدف داشتم و آن
این بود که ملّت ایران بر مقدرات خود مسلط شود. . . »
دکتر محمد مصدق
« من میخواهم در راه وطن شربت شهادت را بچشم ، من میخواهم در راه وطن
بمیرم ، من میخواهم در قبرستان شهدای آزادی دفن شوم ، من تا آخر عمر برای
برای دفاع از وطن حاضر میباشم. »
دکتر محمد مصدق