گزارشي از هفتمين فروم اجتماعي جهاني در نايروبي کنيا

جهاني ديگر ممکن و ضروري است

امير يعقوبعلي
Amir.yaghoubali@gmail.com

در 1971 قطب هاي صنعتي جهان با بنيان نهادن فروم اقتصادي جهاني (WEF) پايه گذار موافقتنامه گات (GATT) شدند که در دهه هشتاد به تصويب رسيد و در دهه نود جاي خود را به سازمان تجارت جهاني داد که در برگيرنده بيش از هزار شرکت چندمليتي بود.

جهاني سازي به وسيله سازمان تجارت جهاني و به واسطه مقررات WTO که اجراي آنها براي کشورهاي عضو سازمان تجارت جهاني ضروري بود، در دو دهه گذشته هر چه بيشتر گسترش يافت و با آزادسازي مقررات مالي و تجاري به سودآوري هر چه بيشتر شرکت هاي چندمليتي ياري رساند. اما اين سودرساني همراه بود با بحران هاي پياپي در کشورهاي عضو به واسطه اجراي مقررات WTO و براي بسياري از کشورهاي عضو و مردمان آن جز فقر و فلاکت چيزي به ارمغان نياورد.

حمله شرکت هاي چندمليتي به مردم جهان، در پوشش روياي جهاني شدن بي پاسخ نماند و در دسامبر 1999 بيش از 50 هزار نفر با تظاهرات گسترده خود در شهر سياتل نخستين اعتراض مردمي به ادامه اين روند را به نمايش گذاشتند.1

دو سال پس از برخورد وحشيانه پليس امريکا با مخالفان جهاني سازي نوليبرال در سياتل، در ژانويه 2001 پورتوآلگره برزيل ميزبان برنامه يي پنج روزه بود که در آن بيش از 30 هزار نفر از مخالفان جهاني سازي نوليبرال حول شعار «جهان ديگري ممکن است» اقدام به سازمان دهي «فروم اجتماعي جهاني» در مقابل فروم اقتصادي جهاني (WEF) کردند که هر ساله در شهر داووس سوئيس برگزار مي شد و سامان دهنده اصلي سازمان تجارت جهاني به عنوان يگانه پيش برنده طرح جهاني سازي از دريچه اقتصادي بود.

فروم اجتماعي جهاني از آن پس به بزرگترين ائتلاف مخالفان جهاني سازي تبديل شد و بزرگترين همايش هاي ضدجهاني سازي را در سراسر جهان برگزار کرد.2

فروم اجتماعي جهاني که در برگيرنده طيف وسيعي از مخالفان وضع موجود در جهان است، طبق بند اول منشور اصول که در اولين نشست فروم اجتماعي در پورتوآلگره برزيل توسط کميته سازمان دهنده تنظيم شده است، «يک فضاي باز براي تعميق افکار، بحث هاي نظري دموکراتيک، فرمول بندي و تدوين پيشنهادها و تبادل کاملاً آزاد تجربه ها، با هدف عمليات مؤثر در يک جامعه مدني مخالف نوليبراليسم و تسلط سرمايه بر جهان و تمام اشکال امپرياليسم است و نيروي خود را براي ساختن يک جامعه جهاني بر محور نوع بشر به کار مي گيرد.»3

فروم هر سال با برگزاري يک نشست با ايجاد امکان تبادل نظر ميان فعالان جنبش هاي اجتماعي در سراسر دنيا و همچنين به اشتراک گذاشتن توانايي ها و سياست ها ميان گروه هاي مختلف، به ايجاد هماهنگي ميان جنبش هاي اجتماعي در سراسر دنيا ياري رسانده و امکان مبارزه جهاني عليه سرمايه داري جهاني را ممکن مي سازد.اين نشست هاي سالانه که پيش از اين 6 بار در امريکاي لاتين (برزيل) و آسيا ( هندوستان) برگزار شده اند، امسال براي اولين بار به قاره آفريقا برده شده و در شهر نايروبي کنيا، در روزهاي 20 تا 25 ژانويه برگزار شدند. علاوه بر برگزاري نشست هاي سالانه فروم هاي منطقه يي و ناحيه يي و موضوعي نيز در سراسر جهان شکل گرفته که با رعايت اصول منشور فروم، ضمن رسيدگي به اولويت هاي تعيين شده در نشست هاي سالانه، به مباحث مهم منطقه يي يا موضوعي خود مي پردازند.

نايروبي ميزبان هفتمين فروم

اگرچه برگزاري فروم اجتماعي جهاني در قاره آفريقا هميشه در برنامه سازمان دهندگان فروم اجتماعي بود، اما اين امر تنها پس از برگزاري موفقيت آميز يکي از سه کنفرانس مهم فروم اجتماعي جهاني در سال 2005 در باماکوي مالي، قطعي شد که فروم اجتماعي جهاني در سال 2007 در قاره آفريقا برگزار خواهد شد و آفريقا براي اولين بار ميزبان اين رويداد تاريخي خواهد بود.

برگزاري اين نشست در نايروبي کنيا فرصت خوبي بود تا فعالان جنبش هاي اجتماعي در ديگر قاره ها ضمن پيوند يافتن با فعالان قاره آفريقا و تبادل نظر با ايشان، مسائل و مشکلاتي را که به واسطه تسلط کشورهاي شمال بر قاره آفريقا، بيشتر از همه نقاط دنيا دامنگير اين قاره و مردم آن شده است، در مرکز توجه بحث هاي فروم قرار داده و بحث هايي را حول آن شکل دهند.

علاوه بر اين برگزاري اين نشست در قاره آفريقا به زعم برخي بهترين فرصت براي فعالان اين قاره است تا با بهره گيري از تجربيات جنبش هاي اجتماعي در ديگر نقاط جهان دست به کار تشکيل اتحاديه هاي کارگري، گروه هاي طرفدار حقوق اقليت ها، گروه هاي زنان و طرفداران محيط زيست شوند.

هفتمين نشست فروم در 20 ژانويه سال جاري ميلادي در منطقه کيبرا شهر نايروبي پايتخت کنيا آغاز به کار کرد. بيش از 100 هزار نفر از سراسر دنيا به طور انفرادي يا در قالب يکي از 1454 سازمان ثبت نام کرده براي شرکت در فروم در اين منطقه گرد هم آمدند تا به مدت 5 روز با برگزاري بيش از 1300 کنفرانس با موضوعات متنوع و مختلف حول جهاني سازي و پيامدهاي آن به بحث و تبادل نظر بپردازند.

بيشتر برگزارکنندگان اين کنفرانس ها از کنيا (با 205 سمينار) و برزيل (با 147 سمينار) هستند، علاوه بر اين بخش بزرگي از فعالان هفتمين نشست از کشورهاي آلمان، سوئيس و ونزوئلا و ديگر کشورهاي امريکاي لاتين بوده اند. حضور جمع کثيري از ساکنان صحراي غربي که از آن با عنوان آخرين مستعمره آفريقا نيز ياد مي شود در فروم نايروبي چشمگير بوده است.

حضور بيش از 200 چهره مطرح جهاني در فروم اجتماعي نايروبي از جمله موارد قابل توجه بوده است، که از آن ميان مي توان به حضور چندين برنده صلح نوبل و نويسندگان مطرح چپ از جمله سمير امين، الکس کالينيکوس و... اشاره کرد.4

جنگ خاورميانه و آفريقا در کانون توجه

فروم نايروبي همچون فروم هاي پيشين اهداف خاص خود را مطرح کرده و پيگيري آنها را درصدر خواسته هاي جنبش ضدجهاني سازي قرار داده است، اين اهداف به طور خلاصه حول محورهاي زير مطرح شده اند؛

- ساختن جهاني ديگر با توجه به تنوعات موجود در آن بر پايه عدالت، صلح و اخلاق

- آزادسازي جهان از تسلط شرکت هاي چندمليتي، سرمايه اقتصادي و بين المللي

- ايجاد اطمينان از دسترسي تمامي انسان ها به ذخاير و منابع زمين

- دموکراتيزه کردن دانش و اطلاعات

- حفظ شأن و شرافت انساني، دفاع از تنوع انسان ها و برابري جنسيتي و محو هرگونه تبعيض

- تضمين حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و حقوق ابتدايي از جمله حق داشتن تغذيه، بهداشت، آموزش، مسکن، اشتغال، کار شرافتمندانه و"

- ايجاد جهاني مبتني بر حق خودمختاري و خودگرداني، و حق تعيين سرنوشت براي تمامي ملت ها

ساختن اقتصادي پايدار

- ايجاد ساختار سياسي دموکراتيک حقيقي و نهادهايي با مشارکت افراد در تصميم گيري و کنترل آنها بر منابع عمومي و ابزار توليد

- تغييرات اجتماعي موثر به خصوص براي مردم قاره آفريقا

- مبارزه عليه جنگ و خشونت و تلاش براي برقراري صلح جهاني

- خصوصي سازي مهمترين ملزومات زندگي مردم (زمين، آب، ثروت هاي معدني و...) و عدم دسترسي مردم به ذخاير و ثروت هاي اجتماعي

- به وجود آوردن جهاني انساني، ارزش هاي جمعي و نوآوري هاي زيست محيطي

- وضع قوانين بازدارنده براي نهاد هاي بين المللي و شرکت هاي چندمليتي

- نقد نوليبراليسم و شکل دادن آلترناتيو هاي انساني در برابر آن و...5
 

مساله «فلسطين»، جنگ لبنان و اسرائيل و صلح خاورميانه از اهميت بسياري در بحث هاي فروم نايروبي برخوردار بوده است. گروه هاي فلسطيني با حضور موثر خود در فروم، برگزاري کارگاه ها و سمينارها و همچنين تدارک برنامه هاي جانبي در حاشيه فروم اجتماعي نايروبي سهم مهمي در مباحث و برنامه هاي اجلاس هفتم داشتند. مساله عراق و اشغال نظامي آن توسط نيروهاي امريکايي هم از مهمترين مسائل و محوري ترين بحث هاي فروم اجتماعي بود، شرکت کنندگان در فروم اجتماعي نايروبي که تمامي آنها از فعال ترين بخش هاي جنبش ضدجنگ امريکا با عراق در هنگام حمله امريکا به آن کشور بودند، بر ضرورت اتمام جنگ در عراق و خروج هر چه سريع تر نيروهاي اشغالگر از آن کشور پافشاري کردند.

آنها همچنين خطر حملات پيشگيرانه بعدي امريکا در خاورميانه را نيز در مرکز توجه قرار دادند؛ موضوع حمله احتمالي امريکا به ايران يا سوريه يا احتمال تکرار تحريم هاي اقتصادي عليه اين دو کشور همچون تحريم هاي اقتصادي پيش از جنگ عليه عراق از جمله نگراني هاي شرکت کنندگان در اجلاس نايروبي بود. شرکت کنندگان با پافشاري بر رد هرگونه تحريم، حمله اقتصادي يا اعمال فشار از سوي کشورهاي شمال جهت تغيير در ساختار سياسي کشورهاي ديگر، بر لزوم گسترش جنبش ضدجنگ در تمامي دنيا براي جلوگيري از تکرار فاجعه عراق تاکيد کردند.

آنها همچنين مشکلات مردم آفريقا در مبارزه عليه ايدز و خشونت عليه زنان را پيگيري کرده و به ارائه راه حل هايي براي حل مشکلاتي از اين دست در قاره آفريقا پرداختند. حضور اتحاديه هاي کارگري و نمايندگان آنها در نايروبي چشمگير بود، بيشتر اين نمايندگان از کشورهاي امريکاي لاتين بودند، همچنين حضور نمايندگان اتحاديه هاي کارگري از اروپا در نايروبي قابل توجه بود. بيش از تمامي گروه هاي فوق گروه هايي از جنبش زنان از سراسر دنيا با حضور چشمگير خود در نايروبي، بار ديگر بر هر چه قدرتمندتر شدن اين جنبش در سطح جهاني صحه گذاشتند. زنان آفريقايي که بيشترين آسيب هاي حاصل از جهاني سازي و موج جديد نوليبراليسم متوجه آنها شده است با شرکت فعالانه در تمامي بخش هاي فروم اجتماعي نايروبي بار ديگر بر ضرورت توجه بيشتر به زنان در برنامه ها، اهداف و راهکارهاي مطرح شده از سوي فروم تاکيد کردند. برنامه هاي طرفداران حرکت جهاني زنان (wmw) و همچنين بلک فمينيست ها در اين ميان جالب به نظر مي رسيد.فروم اجتماعي نايروبي علاوه بر اين دربرگيرنده گروه هايي چون همجنس گراها، آنارشيست ها و... نيز بود که هر کدام ضمن شرکت در برنامه هاي ديگر گروه ها برنامه هاي خاص خود را داشتند.

برنامه هاي گروه هاي ذکر شده در نايروبي نيز مانند برنامه ها در ديگر نشست هاي سالانه فروم اجتماعي جهاني مخلوطي از کنفرانس و سمينارهاي علمي، بحث و تبادل نظر تجربي، سخنراني هاي سالني يا خياباني، رقص و حرکت هاي نمايشي، تظاهرات هاي خياباني، تجمع هاي خياباني و آکسيون هاي کوچک اعتراضي به طور همزمان بود.

ماراتن براي حقوق اوليه در اختتاميه

در روز اختتاميه فروم علاوه بر راهپيمايي و تظاهرات گسترده شرکت کنندگان، فروم اجراي يک مسابقه دو ماراتن را در دستور خود قرار داد. اين ورزش که آفريقايي ها همواره در آن از موفق ترين ها بوده اند، ورزش محبوب و مورد علاقه مردم اين قاره است.

اين مسابقه که با شعار «ماراتن براي حقوق اوليه» برگزار شد، طوري ترتيب داده شد که شرکت کنندگان بايد از ميان بزرگترين زاغه نشين دنيا که در حومه شهر نايروبي است، مي گذشتند و بدين وسيله سازمان دهندگان برنامه بار ديگر بر فقر و گرسنگي بخش بزرگي از مردم دنيا که از پايه يي ترين حقوق خود نيز محرومند تکيه کرد.

منتقدان فروم اجتماعي جهاني

در مجموع فضاي فروم اجتماعي نايروبي همچون فضاي هميشگي نشست هاي فروم فضايي شاد بود، پر رنگ بودن وجه آنارشيستي فروم اگر چه براي بسياري جالب توجه بود اما بار ديگر انتقاداتي را از داخل و خارج فروم متوجه آن کرد که معتقد بودند در فضايي با اين ميزان از آنارشي امکان هرگونه تصميم گيري مشخص سياسي براي مبارزه با جهاني سازي لجام گسيخته قرن بيست و يکمي و برنامه ريزي براي پراتيک سياسي غيرممکن است. اگر چه مدافعان فروم در پاسخ اين گروه معتقدند که ظرف عمل فروم اجتماعي جهاني نه در نشست هاي سالانه اش که در فعاليت هاي خرد جنبش هاي عضو طي سال است و فروم تنها فضايي است براي کمک به هر چه نزديک تر شدن اين حرکت ها به يکديگر و در واقع فروم قصد سامان دهي حرکتي جداگانه و مستقل را نداشته و ندارد. مدافعان فروم در مقابل انتقادات فوق قصد دارند تبيين کنند که هدف فروم ايجاد انگيزه و علاقه در فعالان ضدجهاني سازي است، تا با علم به اينکه حرکت هاي مشابهي همچون حرکت هاي آنان در ديگر نقاط جهان در حال انجام است با ديدار سالانه يکديگر، خود را براي يک سال مبارزه نفس گير در کشورها و مناطق خود آماده کنند.چنين هدفي، چرايي وجود چنين فضاي شاد و آنارشيکي را مشخص مي کند.

علاوه بر اين فعالان جنبش زنان چه آنها که در فروم اجتماعي جهاني حضوري فعال و گسترده دارند و چه آنها که از چنين حضوري تن مي زنند، همچنان اين انتقاد را دارند که فروم اجتماعي جهاني بايد بخش بيشتر از توان خود را بر موضوع زنان متمرکز کند و بايد فعالان جنبش زنان درست در مرکز توجه اين فروم قرار گيرند.

برگزاري نشست امسال فروم اجتماعي جهاني در نايروبي نيز همچون گذشته همزمان بود با برگزاري نشست فروم اقتصادي جهاني در داووس سوئيس. آنچه در اين تقابل جالب توجه است، تفاوت تصميم گيري ها و تفاوت در شکل برنامه ها و اهداف هر دو اجلاس است؛ يکي بي هيچ تشريفات و سلسله مراتب و با محيطي کاملاً دموکراتيک و ديگري با همان معيارها و انتخاب هاي هميشگي دنياي سياستمداران، اين بار با اهداف به ظاهر «انسان دوستانه» و در باطن «سلطه گرانه» جمعي محدود که خود را نمايندگان تام الاختيار بشريت مي دانند.
 

پي نوشت ها؛

1 - جهاني شدن و جهاني سازي، مقاله «جهان بهترين ممکن است، ما آن را خواهيم ساخت»، منيژه نجم عراقي (تهران؛ نشر ديگر ، 1384) ص 197 تا 201

2 - another world possible without the women,s perspective? PatriciaDaniel www.opendemocr acy.net/servlet/G eneratePDF?articleId=4257

3 - منشور اصول فروم، ترجمه شيدا نبوي، بي جا

4 - ناهيد جعفرپور، پيش به سوي فروم جهاني 2007 نايروبي ، سايت ايران سوسيالي فروم

5 - همان
هفتمين فروم
در ژانويه 2001 مخالفان جهاني سازي نئوليبرال در شهر پورتوآلگره جمع شدند تا با بنيان گذاشتن فروم اجتماعي جهاني(WSF) دست به کار ايجاد آلترناتيوي انساني براي جهاني سازي از دريچه اقتصاد و بر اساس برنامه هاي سازمان تجارت جهاني شوند. ده ها هزار نفر از مردم سراسر دنيا ضمن برگزاري اولين نشست فروم اجتماعي جهاني، با شعار «جهان ديگري ممکن است»، ظهور جبهه گسترده مردمي در مقابل سرمايه داري لجام گسيخته را نويد دادند.

در ژانويه سال 2007 هفتمين نشست فروم اجتماعي جهاني، براي اولين بار در قاره آفريقا و در شهر نايروبي کنيا برگزار شد و نمايندگان اتحاديه هاي کارگري، فعالان جنبش زنان، طرفداران صلح و محيط زيست و حاميان حقوق اقليت ها از تمامي کشورها با شرکت هر چه گسترده تر در فروم اجتماعي جهاني در نايروبي بار ديگر عزم راسخ خود براي ساختن جهاني ديگر بر پايه صلح، عدالت و آزادي را نشان دادند.
فروم نايروبي، فرومي فمينيستي

کاوه مظفری

 

اگرچه، گروه ها و فعالان گوناگوني در فروم هاي اجتماعي سراسر دنيا فعال هستند، مانند بسياري از نيروهاي چپ، آنارشيست، فمينيست، سبز، صلح طلب و غيره- که حول محورهاي «منشور فروم اجتماعي جهاني» گرد هم جمع شده اند- اما به تازگي حضور زنان و سازمان هاي فمينيستي، به عنوان مثال در فروم کنيا (2007)، بيشتر از ساير سازمان ها چشمگير شده است. رشد سازمان هاي فمينيستي در جنبش هاي جهاني و حرکت کردن آنها به سمت شبکه ها و اتحادهايي فراملي، نشانه يي از تحولي شگرف در زمينه اقدام فمينيستي و جنبش هاي برابري و آزادي خواهانه جنسيتي در سراسر جهان است. به علاوه ارتباط و همکاري با ديگر نهضت هاي جهاني و حضور در جنبش هايي همچون جنبش ضدجهاني سازي، ضدجنگ، حفظ محيط زيست و غيره علامتي ديگر از روند جهاني شدن اقدامات فمينيستي است. به بيان ديگر، سازمان ها و کنشگران فمينيستي به اين نتيجه رسيده اند که براي تغيير مناسبات نابرابر جنسيتي، اقدام جهاني ضروري است و صرفاً بومي عمل کردن، نمي تواند کارآمد باشد. در واقع، مي توان اين گونه ادعا کرد که برخي از جنبش هاي زنان در سطح جهان توانسته اند اقدامات محلي را با ارتباطات جهاني پيوند زده و تناقضي ديرينه را برطرف سازند. مي توان قاطعانه اعلام کرد که بسياري از سازمان ها و ائتلاف هاي فراملي و جهاني زنان، از کشورهاي جنوب و عقب نگه داشته شده سر برآورده اند و در فروم جهاني نيز حضور چنين گروه هايي رو به افزايش است. مسائلي همچون؛ زنانه شدن فقر در سطح جهان، افزايش نرخ بيماري ايدز در ميان زنان (60درصد مبتلايان به ايدز در جهان را زنان تشکيل مي دهند)، افزايش خشونت هاي سازمان يافته جهاني عليه زنان، افزايش بهره کشي از زنان در کارهاي پست با حقوق نابرابر، افزايش قاچاق و تجارت سکس، وقوع جنگ هاي جديد و قرباني شدن به مراتب بيشتر زنان در شرايط جنگي و بسياري عوامل ديگر که به ويژه در مناطق حاشيه يي وخامت اوضاع بسيار شديدتر است، همگي زمينه ها و ضرورت هايي است که حرکت ها و اقدامات زنان را به سمت جهاني عمل کردن سوق داده است. بسياري از کنشگران جنبش هاي زنان به اين نتيجه رسيده اند که براي تغيير جنسيتي بايد «جامعه مدني جهاني» و همه دولت ها و سازمان هاي بين المللي را هدف قرار داد. در واقع، نابساماني شرايط زنان و روند سريع وقايع به قدري وخيم است که ضرورت اقدام جهاني کاملاً احساس مي شود. البته اين استدلال بدين معني نيست که فعالان مسائل زنان بايد دست از اقدام محلي بردارند و انقلابي جهاني را سازمان دهند. در حقيقت، موفقيت جنبش زنان زماني ميسر مي شود که کنشگران اين جنبش بتوانند موازنه يي صحيح ميان اقدام محلي و جهاني برقرار سازند. اگرچه تعداد گروه هاي فمينيستي در ائتلاف هاي فراملي همچون فروم جهاني رو به افزايش است، اما هنوز مسائل جنسيتي کاملاً براي مردان ملموس نيست، به طوري که همچنان بيشتر شرکت کنندگان در کارگاه ها و اجلاس هاي فمينيستي، خود زنان هستند و مردان تصور مي کنند که مسا ئل و موضوعات مهمتري را بايد حل و فصل کنند، همچنان مساله زنان در حاشيه فروم جهاني مطرح است و مسائل ديگري به موضوع زنان ارجحيت داده مي شوند.سازمان ها و ائتلاف هاي گوناگوني از زنان در فروم جهاني امسال حضور فعال داشتند.

1- زنان سياه پوش (WIB)

 

زنان سياه پوش سازماني است که از طريق تظاهرات خياباني و گشودن فضاي عمومي براي زنان، به مبارزه براي صلح جهاني مي پردازد. سازمان WIB در سال 1988 در فلسطين اشغالي توسط زنان يهودي مخالف جنگ تاسيس شد. اعضاي اوليه اين گروه زناني بودند که به شب زنده داري و روشن کردن شمع در مخالفت با جنگ مي پرداختند و به بستن راه ها اقدام مي کردند. تعداد اوليه اين زنان در بيت المقدس حدود 40 تن بود که بعدها زنان مسلمان شمال نيز به آنان پيوستند و گروه هاي وسيعي از WIB در سرتاسر فلسطين اشغالي تاسيس شد. در سال هاي بعد گروهي از زنان ايتاليايي و اسپانيايي نيز با WIB همکاري داشتند و شبکه هاي زنان سياه پوش را به نقاط ديگر جهان گسترش دادند. (به نقل از www.womeninblack.net)

2- حرکت جهاني زنان (WMW)

حرکت جهاني زنان (WMW) از سال 1996 به وجود آمد، يعني هنگامي که فدراسيون زنان کبک اقدامي جهاني براي مبارزه با فقر و خشونت عليه زنان را براي سال 2000 پيشنهاد داد. در سال 1998 نخستين گردهمايي جهاني (WMW) در مونترال برگزار شد. پس از آن، در اکتبر 2000 زناني که در دومين گردهمايي حضور يافتند به وضوح عزم خود را براي ادامه همکاري با يکديگر نشان دادند. در سال 2001 سومين گردهمايي در مونترال برگزار شد. اساسنامه، مقررات و ارزش هايي که «WMW» به آنها معتقد است در سال 2003 در هندوستان اعلام شد و پذيرش منشور جهاني زنان براي حقوق بشر در دسامبر سال 2004 در روآندا اعلام شد. (به نقل از www.marchemondiale.org)

3- ديالوگ فمينيستي (FD)

راهپيمايي بزرگي که در فروم نايروبي به راه افتاد از جانب جبهه يي با عنوان «ديالوگ فمينيستي» بود. اين ائتلاف که تشکيل شده از 12 سازمان بزرگ زنان در سراسر دنيا است، با دو هدف 1- سازماندهي فمينيست ها براي تغيير جهاني و 2- همکاري با ديگر جنبش هاي اجتماعي، در فروم نايروبي شرکت داشت. اولين جرقه هاي تشکيل FD در فروم جهاني پورتوآلگره در سال 2002 زده شد، پس از آن با همکاري بيش از 150 زن از سرتاسر جهان در سال 2003 FD تاسيس شد. سال بعد در اجلاس بانکوک، گروه هاي شرکت کننده يي به FD پيوستند و متدولوژي مشخصي تا سال 2007 را براي ائتلاف مطرح کردند. (به نقل از www.feministdialogues.isiswomen.org)