پيشروي حبشه در سومالي
کوره بحراني تازه در منطقه
بقلم پيتر نواک در سايت تله پوليز – 28 دسامبر 2006
بفارسي از حميد بهشتي
http://www.heise.de/tp/r4/artikel/24/24318/1.html
درست 27 سال پيش بود که ارتش سرخ مرزهاي افغانستان را در هم نورديد. اينکار به خواهش دولت رسمي وقت افغانسان صورت گرفت. زيرا آنها در مقابل اعتراض و مقاومت رو به گسترش اسلامي که در قبال سياست اصلاحگرايانه دولت صورت مي گرفت ، قادر به مقاومت نبودند. برانگيختگي و اعتراض سراسر جهان غرب از اينکار بسيار شديد بود. بدنبال آن اقدامات تنبيهي در مورد اتحاد جماهير شوروي آغاز گشت و سياستمداران آلمان از حزب سبزها گرفته تا حزب سوسيال مسيحي جملگي به حمايت از ملت افغانستان يا آنچه به رغم آنها چنين تلقي مي گشت، برخواستند. اکنون نيز بمناسبت سالگرد اين واقعه برخي از مطبوعات در باره تهاجم قواي شوري به افغانستان مقالاتي نوشته و حتا از اين روز به عنوان آغاز بخاک سپردن پيمان ورشو ياد مي کنند.
اين روزها قواي حبشه به همسايه خود سومالي تجاوز نظامي نموده است. در اين مورد نيز سخن از اينست که از دولت رسمي اين کشورد در قبال جنبش اسلامگرا حمايت بعمل آيد. جنبش اسلامگرائي که عرض ماههاي گذشته نه فقط پايتخت آن کشور، مقاديشو را تسخير نمود، بلکه بخشهاي وسيعي از آن سرزمين را نيز به کنترل خويش درآورد.
اما در همين حدّ شباهت ميان اين دو حادثه تمام ميشود. زيرا با وجود همه ايراداتي که به دولت چپ روي آنزمان افغانستان که از قواي شوروي در سال 1971 تقاضاي کمک نمود، وارد است، آن کشور اسلامي به دنبال اين اهداف بود که نسوان بتوانند بدون چادر در کوچه و بازار تردد کنند و از ارباب و ملاکين سلب مالکيت شود. اما در مورد دولت سومالي که به لحاظ بين المللي به رسميت شناخته شده است، چنين اهدافي مصداق ندارند. زيرا اين دولت متشکل است از خانهاي جنگي Warlords که عرض سالهاي گذشته اموال مردم را غارت کرده و کشور را به تخريبگاهي تبديل نموده اند. آنها بيشتر با اتحاد شمالي افغانستان قابل مقايسه اند که در مقابل طالبان مجبور به عقب نشيني گشتند. و همانند امراي جنگي افغانستان، خانهاي جنگي سومالي بخوبي ميدانستند چگونه رفتاري را برگزينند تا از حمايت واشنگتن بهره مند گردند (1).
علاوه بر اين آنها به عملگرائي توصيف مي شوند. زيرا غنيمت طلبي آنها بر ايدئولوژي اسلاميشان مقدم است و اين به سود مردم عادي آن سرزمين نيست. به همين دليل نيز اسلامگرايان سومالي که به اتحاد دادگاههاي شرعي شهرت دارند، از حمايت بخش عظيمي از اهالي موقاديشو برخوردارند. باز اين حمايت را با حمايتي که از طالبان در آغاز کارشان در افغانستان مي شد، ميتوان مقايسه کرد. مردم براي يک حاکميت پر قدرت در مقابل تهديدات دائم از جانب امراي جنگي ارجهيت قائل اند و البته هيچکدام آنها ، نه حاکميت پرقدرت اتحاد دادگاههاي شرعي و نه دولت رسمي متکي بر خانهاي جنگي، هيچکدام هدف ايجاد دموکراسي را دنبال نمي کنند.
تحت حمايت آمريکا
اما اين موجب نمي شود که آمريکا از تجاوز نظامي حبشه به کشور همسايه خود حمايت ننمايد. بطوري که يکي از سخنگويان وزارت خارجه آمريکا در 26 دسامبر اظهار نمود، حبشه بخاطر تحولات دروني سومالي به حق نگران است و بدنبال درخواست کمک از جانب دولت رسمي آن کشور، به حمايت از آنها اقدام نموده است.
انجام اين حمايت شگفت آور نبود. حبشه پس از اول سپتامبر 2001 به بزرگترين متحد آمريکا در منطقه تبديل و از پيشرفته ترين جنگ افزار بهره مند گشت. قريب يک ماه پس از آنکه اسلامگرايان در اواسط ماه ژوئن بر مقاديشو مسلط گشتند، رياست فرماندهي قواي آمريکا مستقر در مرکز افريقا، موسوم به ژنرال جان آبيزيد که پيشترها اظهار نموده بود "اسلاميست ها موجب آغاز جنگ سوم جهاني خواهند شد" (2) در آديس آبابا حضور يافت. از همان زمان دولت حبشه به ارسال نيرو به جنوب سومالي و در اطراف شهر بيدوا که محل استقرار دولت رسمي ضعيف سومالي مي باشد، آغاز نمود.
پاسخ اين سئوال که آيا آمريکائيان مستقيما در عمليات نظامي مزبور سهيم بوده اند، هنوز روشن نيست. خبرهاي رسيده حاکي از اين را نيز که نيروي هوائي آمريکا مستقيما از جيبوتي به حمايت از قواي حبشه وارد عمليات شده اند، هنوز ارتش آمريکا تأييد نکرده است. در جيبوتي از سال 2002 فرماندهي عالي نيروهاي بين المللي تحت رهبري آمريکائيان مستقر بوده و بخشي از آنرا هم آلمانها تشکيل مي دهند.
حبشه به کـرّات دخالت در امور کشور همسايه خو، سومالي را هاشا نموده است و اينکه نيروهاي آن کشور بسادگي قادر به فتح موقاديشو گشتند، با توجه به عدم توازن قوا به هيچ وجه شگفت آور نيست. اما اين نهايت خوش بيني است اگر انتظار رود که کار به همين جا خاتمه يافته و با رسيدن نيروهاي حبشه اي و تحت فرماندهي خانهاي جنگي به پايتخت، پايان درگيري نمايان گردد. اعلام جهاد از جانب اسلامگرايان در نظر آگاهان به اوضاع منطقه بايد جدّي گرفته شود.
زمينه عمل براي اسلامگرايان
از نظر آگاهان، ايالات متحده آمريکا با حمايت خود از اين تجاوز، تمامي اشتباهاتي را که ممکن بود، مرتکب شد. آمريکا از خانهاي جنگي حمايت مي کند ، در حاليکه مردم به شدت از آنها متنفـّر مي باشند، از قواي حبشه براي اينکار استفاده مي کند، تا از ارسال سربازان خود به ميدان جنگ جلوگيري بعمل آورد. البته بيم آمريکا ار فرستادن قواي خود بدانجا بي دليل نيست. زيرا ارتش آمريکا در زمان بيل کلينتون مجبور شد قواي خود را پس از تحمل ضرباتي که در سومالي بدانها وارد شد (3) ، از آنجا خارج کند که بعد ها هم فيلمي در هاليوود در اين مورد تهيه شد(4).
اما حبشه در انظار بسياري از شهروندان سومالي از نظر تاريخي و سياست استعماري اش، به چشم دشمن نگريسته مي شود. از جمله از سال 1976 تا 1978 جنگ بسيار خونيني بين اين دو کشور بوقوع پيوست. در آنزمان سومالي کوشيده بود استان خاوري حبشه، موسوم به اوگادن را به تصرف در آورد. (5 و 6) و دولت وقت حبشه فقط به کمک نيروهاي کوبائي که به لحاظ سوسياليستي کشور برادر خوانده ميشد، توانست از اينکار ممانعت بعمل آورد. در آنزمان ايالات متحده آمريکا از دولت زياد باره که در نظر مردم سومالي بشدت محکوم بود، حمايت ميکرد. در اوضاع فعلي چنين انتظار ميرود که حتــّا مخالفين اسلامگرايان نيز براي دفاع از وطن خويش در مقابله با قواي حبشه داوطلبانه به جبهه رفته، موجب تقويت نيروهاي بي سرو پيکر جهادي گردند. و آنگاه نيروهاي اسلامگرا در مقياس بين المللي نيز زمينه تازه اي براي فعاليت خويش خواهند يافت. (7) و اين با ذهنيات غالب آنها نيز بخوبي همساز است که از برادران مسلمان خود که مورد تجاوز قرار گرفته اند در مقابل مسيحيان حبشه اي به دفاع برخيزند. براي آنها از اين بهتر زمينه عملياتي نمي توان تصور نمود.
علاوه بر اينها حبشه که توسط آمريکائيان به بهترين تجهيزات مسلح گشته و به مقام قدرت منطقه اي رسيده است، دشمنان بسياري در منطقه دارد. از جمله اريتره که به کوشش بسيار و با سازماندهي و شرکت در جنگهاي بسيار به استقلال رسيده است. اين کشور مي بايد در مقابل حبشه از استقلال بدست آورده خويش دفاع کند.(8) به همين دليل است که اريتره از اسلامگرايان سومالي حمايت مي کند.
لذا واهمه آگاهان به اوضاع افريقاي خاوري بي جهت نيست. آنها بيمناک اند از اينکه آنچنان جنگ و ستيزي زمينه دار شود که تمامي منطقه را در خود فرو برده و به اغتشاش کشاند و ميدان عمليات را براي القاعده فراهم کند. اسلامگرايان موقاديشو تا کنون بسيار دست به عصا عمل کرده، از دادن هر گونه بهانه اي بدست آمريکا پرهيز نموده و از بن لادن و امثال وي بيزاري جسته اند. اکنون با زمينه هائي که بوجود آمده است، مي توان گفت که لااقل اين دليل جدائي و انفصال از بين ميرود.
بازندگان ديگر اين ماجرا اتحاد ممالک افريقا و سازمان ملل متحد مي باشند. همين چندي پيش بود که آنها بدين مخرج مشترک رسيده بودند که به دولت متشکل از خانهاي جنگي و تحت حمايت جبشه ياري نموده و گروهي از قواي بين المللي را به حمايت آنها ارسال نمايند که کشورهاي غربي نيز از اين تصميم حمايت نمودند. اما ايالات متحده آمريکا و قدرت منطقه اي تحت حمايت آن، بدان بي اعتنائي کردند. شوراي امنيت ملل متحد که قرار بود براي سازماندهي يک گردهمآيي فوري تشکيل شود، ناچار از عقب افتادن شده است. زيرا ايالات متحده آمريکا و انگلستان از محکوم نمودن تجاوز به سومالي جلوگيري نمودند. در حاليکه همين دو کشور 27 سال پيش که ارتش سرخ به افغانستان تجاوز نمود، در صف اول برآشفتگان و معترضين قرار داشتند.
(1) http://www.heise.de/tp/r4/artikel/22/22857/1.html
(2) http://www.spiegel.de/politik/deutschland/0,1518,449301,00.html
(3) http://www.heise.de/tp/r4/artikel/17/17170/1.html
(4) http://www.heise.de/tp/r4/artikel/13/13454/1.html
(5) http://www.ogaden.com/
(6) http://www.boell.de/de/05_world/4734.html
(7) http://www.ogaden.com/oeyow16Dec06.htm
(8) http://www.africa.de/eritrea/