PDF Format

 " محمود عمراني "

زهي خجسته زماني كه يار باز آ يد                       به كوي غمزدگان غم گسار باز آيد

در 22 بهمن ماه سال 1328 در خانواده اي مذهبي_سنتي پسري به دنيا آمد كه محمود نام گرفت.او كه پنجمين فرزند خانواده خود بود دوران كودكي و جواني را در محله امامزاده يحيي تهران سپري كرد.

پس از پايان تحصيللات متوسطه, در رشته مديريت بازرگاني به ادامه تحصيل پرداخت در همين دوران بود كه با دكتر شريعتي آشنا شدو بيشتر وقت خود را صرف شركت در جلسات دكتر كه در حسينيه ارشاد برگزار مي شدو آشنايي با انديشه هاي اين انديشمند بزرگ تاريخ كرد.پس از پايان دوره ليسانس به سربازي رفت.  بعد از آن و قبل از اينكه فرصت ادامه تحصيل پيدا كند به جرم نشر افكار شريعتي و تلاش براي افزايش سطح آگاهي ملت در آذر ماه 53 بازداشت و به 4 سال زندان محكوم شد . ولي او را چه باك كه :

در بيابان گر به شوق كعبه زد خواهي قدم             سرزنش ها گر كند خار مغيلان غم مخور

به عقيده وي زندان در صورتيكه به علت انجام گناه نباشد سازنده وحتي بسيار مفيد است ! و فرصتي است براي شناخت خود و محكم كردن راههاي ارتباط با خداي خود و در ضمن مهلتي براي  آشنايي با دوستان هم خويش . او توانست در اين 4 سال بهره هايي فراوان از اوقات فراغت وآشنايي با دوستاني كه مانند او به جرم ازادي خواهي به زندان افتاده بودند ببرد. به تعبير خود او اين محكوميت شالوده و بناي بسياري از فعاليت هاي سياسي بعد از آن شد .

دور فلكي يكسره بر منهج عدل است                 خوش باش كه ظالم نبرد راه به منزل

پس از رهايي از زندان با عزمي استوار تر به مبارزه با استبداد و ستم پرداخت, پس از پيروزي انقلاب مردم در سمت معاون سازمان ملي پيكار با بيسوادي به عقايد و نظرياتش درباره لزوم رفع اختلاف طبقاتي و بي  سوادي جامه عمل پو شاند.

بعد ا ز انحلال اين سازمان, باز هم به تعليم و تربيت پرداخت اين بار در قالب يك معلم در كلاس درس با غشق هر آنچه را مي دانست, مي آموخت.

پس از استعفا از معلمي و روي آ وردن به توليد و اقتصاد هيچ گاه كار فرهنگي را رها نكرده همچنان در راهي كه آغاز كرده بود, به همراهي دوستاني كه در سال هاي انقلاب و زندان  يكديگر را يا فته بودند همواره در حركت بود و در هر مقطع زماني با توجه به امكانات موجود , سعي در افزايش سطح فرهنگ عومي جا معه داشت و به همين دليل از همكاران موسسه فرهنگي شط (شريعتي – طالقاني) و از موسسان " بنياد انديشه هاي شريعتي" گرديد. در همين زمان ( از حدود 1370) با شروع انتشار مجله " ايران فردا " و با عضويت در هيات تحريريه اين مجله كوشيد وتا ايراني بهتر را براي فرداي ما ترسيم نمايد.

در سالها كه به كار خصوصي روي آورد , همواره كار را توليد مي دانست و به رغم مشكلات فراوان در اين زمينه به توليد صنعتي و كشاورزي پرداخت.

در سال 78  خود را نامزد مردم براي نمايندگي در مجلس شوراي اسلامي نمودو با اين عمل نشان داد بر خلاف بسياري از منتقدان داخلي و خارجي كه تنها راه استقرار دموكراسي در ايران را بر اندازي و تعويض حكومت كنوني مي دانند به آينده اصلاحات اميدوار است وي مردم را سردمدار اصلاحات مي داند كه همواره در مقاطع حساس با حضور و راي خود اصلاحات را به جلو رانده اند و معتقد است هيچكس را توان مقاومت در برابر اين حركت جمعي به سوي فردايي آبادتر و آزادتر نخوا هد بود.

او هم مانند ديگر دربندان سياسي امروز وجامعه اي را سالم مي داند كه در آن  آزادي بيان و عقيده وجود داشته باشد ودر آن به مخالف اجازه اظهار نظر و انتقاد  بدهند، چرا كه انتقاد سازنده را عامل مهمي درحفظ سلامت حكومت ها مي دا ند .  اكنون به همين علت باز داشت شده ودر محل نا شناسي نگهداري مي شود.

به اميد روزي كه همه در زير پرچم ايران عزيز با هم بخوانيم :

زپوچ جهان هيچ اگر دوست دارم                     تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم

»»»»»»