بازخوانی انديشه های طالقانی(1)

نگرش‌ طالقانی به‌ احكام‌ و طرز برخورد با آن ها

 علی خوشگو

-------------------------------------------------------------------------------------------

‌    باور طالقاني‌ به‌ احكام‌ الهي‌، بخاطر آنست‌ كه‌ احكام‌ را در جهت‌ آزادي‌ و نجات‌ انسان‌ و جوامع اجتماعي‌ و انساني‌تعبير مي‌كند. او احكام‌ را با توجه‌ به‌ شرايط زماني‌ و مكاني‌ مورد ارزيابي‌ قرار داده‌ و به‌ تعيين تكليف با حكم‌ مورد نظردر شرايط حاضر می پردازد.                                                                                 

      طالقاني از آن جا كه به قرآ ن به عنوان منبع اصلي توجه دارد به رجوع به ساير منابع فقهي نمي پردازد وبا توجه به اجازه‌ اجتهاد نگاهي‌ منطقي‌ و  درست‌ به‌ احكام‌ دارد.

        در برخوردهاي‌ طالقاني‌ با احكام‌، ويژگيهاي‌ زير مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌ :

الف) برخورد وي‌، برخوردي‌ تحليلي‌ و منطقي‌ و علمي‌ است‌ او به‌ بررسي‌  شرايطي‌ كه‌ حكم‌ در آن‌ اجرا شده‌ مي‌ پردازد،شرايط مدينه‌ و عربستان‌ و سنت هايي‌ كه‌ پيامبر با آنها مواجه‌ بوده‌ احكام‌ به‌ صورتي‌ سامان‌ يافتند تا در افراط و زياده‌روي‌ آنان‌ تعديل‌ و كاهش‌ صورت پذيردمثلا مردان‌ حق‌ انجام‌ ازدواج‌هاي‌ نامحدود داشتند كه‌ قرآن‌ آن‌ را به‌ 4 زن‌ به‌شرط رعايت‌ عدل‌ كاهش‌ داد. همچنين‌ مردان‌ مي‌توانستند زنان‌ را بدون‌ آنكه‌ طلاق‌ دهند به‌ حال‌ خود رها كنند قرآن‌مردان‌ را وادار كرد اين‌ عمل‌ ناپسند را رها كنند و زنان‌ را طلاق‌ گويند .

ب) احكام‌ براي‌ طالقاني‌، ابزار و وسيله‌ نجات‌  انسان‌ اند. و عموما با احكام‌ از اين‌ زاويه‌ برخورد و تعيين‌ تكليف‌ مي‌ شودوقتي‌ حكم‌ يا احكامي‌ با توجه‌ به‌ پيشرفت‌ جوامع‌ انساني‌، ديگر پيشرفته‌ و علمي‌ نباشد به‌ ارزيابي‌ اصل‌ قضيه‌ درزمان‌ نبي‌ مبادرت‌ مي‌ورزد با اجتهاد و نوآوري‌ ضمن‌ آنكه‌ از اصول‌ كلي‌ خارج‌ نمي‌شود به‌ اجتهاد مي‌پردازد. از طرفي ‌به‌ نظر وي‌ برخورد با احكام‌ بايد در شرايط صحيح‌ اسلامي‌ انجام‌ يابد و به‌ قول‌ خود طالقاني‌ به‌ جاي‌ مبارزه‌ با مجرم‌ بايد با جرم‌ جنگيد و زمينه‌هاي‌ ايجاد جرم‌ را از ميان‌ برداشت‌ .

ج)  او در دوران قدرت قشري گرايان سنتي حيات نداشت تا مشاهده كند كه چگونه با اكراه و زور عقايد مردم را ويران ميكنند و به پياده كردن احكام شرعي ميپردازند. البته سخن از احكام تنها دامن حوزههاي علميه و نهاد رسميروحانيت را نميگيرد بلكه روشنفكران نوانديش نيز بايد به تعيين تكليف با احكام قرآني بپردازند كاري كه شريعتي درم. آ 10 انجام داد.

د) به نظر طالقاني در برابر 750 آيه پيرامون شناخت هستي، تنها 150 آيه فقهي و حكمي داريم و به نظر وي اگر 750 آيه هستي شناسانه در باورها و ذهنها بنشيند 150 آيه نيز جهت و سمت و سوي خود را خواهد يافت .

او به‌ تحميل‌ عقيده‌ و اكراه‌ در انديشه‌ و فكر باور نداشت‌ و از آنجا كه‌ آزادسازي‌ نيروي‌ محرومين‌ و محكومين‌ باورداشت‌ در مواجهه‌ با احكام‌ نيز خشك‌ و دگم‌ نبود زيرا آرمان‌ او پياده‌ كردن‌ احكام‌ خدا نبود بلكه‌ احكام‌ خدا را نيز براي ‌نجات‌ محرومين‌ و رشد انسان‌ ضروري‌ مي‌يافت‌ .

     آنچه‌ در پرتو مشاهده‌ مي‌شود برخورد با ريشه‌ها در قصاص‌  (برخورد زير بنايي‌ با زمينه‌هاي‌ جرم‌ به‌ جاي‌ برخورد بامجرم‌  )-برخوردعلمي‌ و اجتماعي‌با شراب‌ - برخورد زمان‌ شناسانه‌ با احكام‌ طلاق‌ و ازدواج‌ و... بود .

 

برخورد با ريشه‌ها در قصاص‌ ( برخورد زير بنايی‌ با جرم‌ به‌ جای‌ برخورد با مجرم‌ )

         وي‌ در بررسي‌ قصاص‌ برخلاف‌ روايت‌ سنتي‌ به‌ قطع‌ دست‌ دزد، , سنگسار و يا كشتن‌ قاتل‌ و... نمي‌انديشيد بلكه‌ باتكيه‌ بر آيه‌ يا ايها الذين‌ امنو كتب عليكم‌ القصاص‌ في‌ القتلي‌ و يا... قصاص‌ را بررسي‌ و تعقيب‌ قانوني‌ و بريدن‌  ريشه‌ها و رويش‌هاي‌ جنايت‌ تعبير مي‌كرد. (1)

       مخاطب‌ مجموع‌ كساني اند كه‌ ايمان‌ در افراد و اجتماعشان‌ نفوذ يافته‌ و تعاليم‌ و مباني‌ و پيمانهايش‌ پايه‌ گرفته‌ و بايد درمقابل‌ آسيب ها چون‌ بدن‌ زنده‌ و حساس‌ و مقاوم‌ باشند... تا محيط اجتماع‌ اسلامي‌ را  از ريشه ها ورو يش هاي جنايت وشر  پاك نگه دارد.(2)

        حكم  قصاص  در سايه‌ برخورد با ريشه‌ها و رويشهاي‌ آسيب‌ در يك‌ جامعه‌ ايماني‌ و آماده‌ مد نظر طالقاني‌ است‌  طالقاني‌ برخورد با مجرم‌ را كارساز ندانسته‌ به‌ برخورد ريشه‌اي‌ با جرم‌ اصرار دارد در چنين‌ دنيائي‌ سران‌ اجتماع‌ و داعيان‌ اصلاح‌ از روي‌ غفلت‌ يا براي‌ اغفال‌ رژيم‌ ميسازند. قانون‌ سازان‌ براي‌ مباشران‌ جرم‌ و آلتهاي‌ جنايت‌ پيوسته‌قانون‌ و بند و ماده‌ وضع‌ مي‌كنند و زندانها را براي‌ تحديد جرائم‌ توسعه‌ ميدهند و شمشير و طناب‌ و گلوله‌ را براي‌ سروگردان‌ و مغز مباشرين‌ جرائم‌ (نه‌ مسببين‌  اصلي  )تيز  ‌و  محكم‌ و جانگدازتر مي‌كنند. اخلاقيون‌ پي‌ در پي‌ مكتبهاي‌اخلاقي‌ جعل‌ ميكنند واعظان‌... مرشدان‌... اينها همه يا نمي خواهند يا نمي توانند سبب وعلت  اصلي  جنايات و انحرافات وپوشانيدن آن است .(3)

‌     جرم شناسي‌، مقوله‌اي‌ پيچيده‌ است‌ كه‌ طالقاني‌ به‌ اصل‌ ريشه‌يابي‌ در آن‌ عقيده‌ دارد.

از  نظر طالقاني در نظام هاي‌ فاسد، مبارزه‌ با مجرم‌ و به‌ زندان‌ افكندن‌ او وسيله‌اي‌ براي‌ مخدوش‌ كردن‌ سبب‌ و علت‌ اصلي‌ جنايات‌ و انحرافات‌ وپوشانيدن‌ آن‌ است‌.

     باحكم‌ پيرامون‌ حد زنا كاران يا قطع دست دزدان ، طالقاني‌ نگاه‌ جامع‌ و تربيتي‌ دارد. او برخلاف‌ روايت‌ سنتي‌و خشك‌، تازيانه‌ برسرزناكاران‌،...نمي‌كوبد و ا ز ميان‌ تمامي‌ روش‌ها و راهكارهاي‌ قرآني‌، برخورد خشونت‌آميز و شكلي‌را گزينش‌ نمي‌كند كه‌ چه‌ بساباعث‌ تشديد اعمال‌ خطا مي‌شوند، بنابه‌ نظر طالقاني‌ در جرم‌شناسي‌اش‌ چنين‌ اقداماتي‌آن هم‌ به‌ صورت‌ سنتي‌ و هزار ساله‌ يا از ضعف‌ بينشي‌ ناشي‌ مي‌شود و يابراي‌ پوشاندن‌ علت‌ اصلي‌ جنايات‌ و انحرافات‌ است‌.

طالقاني‌ در برداشت‌ آيه‌ واللاتي‌ ياتين‌ الفاحشه‌... آورده‌ است‌ كه‌ برخلاف‌ نظر قشري‌ گرا  و  راست‌، قرآن‌ تنها به‌ برخورد خشونت‌ آميز با مجرم‌ اصرار ندارد بلكه‌ مسيري‌ از 1 -  برقراري‌ حقوق‌ انساني‌ براي‌ زنان‌ فاحشه‌ خوانده‌ شده‌ 2-راهكار تربيتي‌ و مدارا گونه‌ براي‌ انتخاب‌ راه‌ درست‌ را پيش‌ روي‌ آنان‌ قرار داده‌ است‌.

 و اللاتي ياتين الفاحشه من نسائكم فاستشهد و اعليهن اربعه منكم فان شهدوا فامسكوهنفي البيوت حتي يتوفيهن الموت او يجعل الله لهن سبيلا و آنان از زنان شما كه كار بس زشتي ارائه ميدهند پس چهار نفر از خودتان را برايشانگواه بگيريد، پس اگر گواهي دادند پس ايشان را در خانه ها نگاه داريد تا اينكه مرگ انان را در يابد يا خدا راهي براي آنان پديد آرد .

به نظر طالقاني‌: بيشتر مفسران‌ در اين‌ آيه‌  الفاحشه‌  را به‌ معناي‌ خاص‌ زنا، و حكم‌  فامسكوهن‌ في‌ البيوت‌ را منسوخ‌دانسته‌اند... در اين‌ آيه‌ نه‌ دليل‌ محكم‌و قانع‌ كننده‌اي‌ دارد و نه‌ ناسخ‌ صريح‌ گويند: دومين‌ آيه‌ نور:  الزاينه و الزاني‌فاجلدوا كل‌ واحد منها مائه‌ جلده‌...  كه‌ بيان‌ صريح‌ حكم‌ صد جلده‌ تازيانه‌ زدن‌  به‌ زن‌ و مرد زنا كار است‌، حكم ‌اين‌ آيه‌ سوره‌ نسا  را   نسخ‌ كرده‌ است‌.  و  او يجعل‌ الله‌ لهن‌ سبيلا   را اشاره‌ به‌ آمدن‌ آيه‌ نور و نسخ‌ اين‌ حكم‌   فامسكوهن‌في‌ البيوت‌   دريافته‌اند. با آنكه‌ اگر نسخ‌ كلي‌ را در بعضي‌ احكام‌ صريح‌ قرآن‌ بپذيريم‌، نه‌ به‌ معناي‌ شرايط تقييدي‌ وتخصيصي‌، نسخ‌ در دو حكمي‌ روا است‌ كه‌ با هم‌ تعارض‌ صريح‌ داشته‌ باشند و در حكم‌ اين‌ دو آيه‌ چنين‌ تعارضي‌نيست‌. (4)

طالقاني‌ حكم‌ آيه‌ 3 سوره‌ نور را باعث‌ نسخ‌ اين‌ آيه‌ ندانسته‌ و معتقد نيست‌  او يجعل‌ الله‌ لهن‌ سبيلا  يعني‌ جاري‌كردن‌ تازيانه‌ بربدنها،  بلكه‌   او يجعل‌ الله‌ لهن‌ سبيلا   در نگاه‌ طالقاني‌ يعني‌:  راه‌ نجات‌ نامعيني‌ را مي‌سازند، كه‌ ازكشانده‌ شدن‌ به‌ سوي‌ فحشايشان‌ برهاند... بيدار شدن  وجدان ايماني  و توبه  و برگشت.(5 )

 

برخورد علمی و اجتماعی‌ با احكام‌ شراب‌

برخورد طالقاني‌ با احكام‌ شراب‌ نيز برخوردي‌ علمي‌، استدلالي‌ و اجتماعي‌ است‌ اگر در اتمسفر و فضاهاي‌ دهه‌هاي‌40 و 50 چرخي‌ زده‌باشيد بازار مكاره‌ شراب‌ و ميگساري‌ را در آن‌ روزگاران‌، برخورد عميق‌ و استدلالي‌ را مي‌طلبيد وآزاد كردن‌ نيروها و نفوس‌ از قمارخانه‌ها و ميخانه‌ها خود مقدمه‌ آزاد سازي‌ پتانسيل‌ جوانان‌ و مردمي‌ بود كه‌ در آن‌حصارهاي‌ اجتماعي‌ به‌ چنگال‌ سود جويي‌ و هلاك‌ افتاده‌ بودند.

     طالقاني‌ برخلاف‌ روال‌ سنتي‌، در گوشه‌ حجره‌ها و حوزه‌ها به‌ محك‌ دنيايي‌ و آخرتي‌ مقوله‌ شراب‌ نپرداخت‌ براي‌شراب‌ حكم‌  حد در دنيا و عذاب‌ در آخرت‌ صادر نكرد .

بلكه‌ با استناد به‌ منابع‌ و ماخذ علمي‌ يعني‌ تجربيات‌ پزشكي‌ و بهداشتي‌ و مطالعات‌ اجتماعي‌ و نتيجه‌گيري‌ از آن‌ماخذ، از آثار شوم‌ اين‌ مايع‌ سمي‌ خبر داد و به‌ بررسي‌ آثار زيانبار آن‌ در زندگي‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ پرداخت‌ روش‌تحليلي‌ و استدلالي‌ از سوي‌ او كماكان‌ در رابطه‌ با ساير احكام‌  و قوانين‌ مشاهده‌ مي‌شود. وي‌ با بررسي‌ لانه‌هاي‌ فسادو قمارخانه‌ها و با ارزيابي‌ و شناخت‌ كامل‌ از درد به‌ درمان‌ها و راه‌ حلها مي‌پردازد. نه‌ آن كه‌ جاري‌ ساختن‌ حدود شرعي‌تنها راه‌ حل‌ وي براي‌ برخورد با معضلات‌ اجتماعي‌ باشد(5)

 

برخورد زمان‌ شناسانه‌ با احكام‌ طلاق‌ و ازدواج‌

به‌ نظر صاحب‌ پرتو  قوانين‌ و احكام‌  طلاق‌ و ازدواج‌، پيش‌ از اسلام‌ بسيار ظالمانه‌ و بشدت‌ به‌ زيان‌ زنان‌ عرب‌ بوده‌است‌ و علاوه‌ بر آنكه‌ طلاق‌هاي‌ بي‌ قيد و شرط از رسوم‌ و عادات‌ ستمگرانه‌ عرب‌ نسبت‌  به‌ حقوق‌ زنان‌ بوده‌ زنان‌ ازحق‌ انتخاب‌ شوهر نيز محروم‌ بودند: از رسوم‌ و عادات‌ ستمگرانه‌ عرب‌ نسبت‌ بحقوق‌ زن‌، بيش‌ از طلاقهاي‌ بي‌ قيد وشرط، ايلاء و ظهار بوده‌: با سوگندي‌ يا گفتن‌ :انت‌ علي‌ كظهر امي‌ = تو بر من‌ چون‌ پشت‌ مادرم‌ مي‌باشي‌  زن‌ را براي‌ مدتي‌ محدود يا نامحدود از حق‌ زناشويي‌ و  ديگر حقوق‌ محروم‌ ميدانستند (7)

     از عادات‌ و روشهاي‌ دوران‌ جاهليت‌ عرب‌ و ديگر ملل‌ اين‌ بود كه‌ زنانرا به‌ مصلحت‌ سران‌ قبيله‌ يا خانواده‌ از شوهر بازميداشتند و بهر كه‌ ميخواستند شوهر مي‌دادند و زنان‌ حق‌ در انتخاب‌ شوهر نداشتند(8)

   احكام مربوط به طلاق و ازدواج در قرآن آمده است تا با از ميان برداشتن رسوم و عادات ستمگرانه عرب نسبت بهحقوق زنان، احكامي ارائه دهد و حقوق آنان محفوظ بماند. در آيات سوره بقره (225 تا 233 )و آيات سوره طلاق احكامي تبيين شده است كه از نظر پرتو اعجازآميز و دقيق است و براساس حكم ايلاء و ظهار مرد و زن بايد تا 4 ماه درنگ كنند و اگر با هم به سازش نرسيدند مرد نتواند به طور نامحدود زن را در حالت معلق نگاه دارد و زن با استفاده ازحقوق قانوني حود از مرد جدا شود و حقوق انساني و قانوني اش محفوظ بماند .

همچنين در آيات مربوط به انتخاب شوهر، از نظر پرتو آيات آزاد ببخش قرآن زنانرا براي شوهرنمودن و انتخاب شوهر، بشرط بلوغ و رشد و تشخيص مصلحت و مسئوليت آزاد گرداند.(9)

ادامه...

--------------------------------------------

پاورقی ها:

1- سيد محمود طالقاني. پرتوي از قران. شركت سهامي انتشارات.1342.جلد2 . ص 54.

2- همان منبع

3- همان منبع. جلد1 ص 197- 198

4- همان منبع. 1360  جلد4. ص 106.107.108

5- همان منبع. ص 110

6- همان منبع . جلد 1 .ص 123-126

7- همان منبع. ص 141

8- همان منبع . ص 149

9- همان منبع

 

 

 


 

 

 

تماس با ما: info@mellimazhabi.org

مسئوليت نوشته ها با نويسند گان آنهاست

mellimazhabi.org@2001-2002