توصيه مهندس عزت الله سحابي به اصلاح طلبان

برنامه هاي اقتصادي را فراموش نکنيد

کيوان مهرگان

اشاره؛ عزت الله سحابي چهره شاخص جريان ملي - مذهبي از جمله شخصيت هايي است که شرکت نکردن در انتخابات را به دلايل مختلف رد مي کند، چنانچه در گفت وگو با «اعتماد» هم بر همين مساله تاکيد مي کند و معتقد است گروه هاي سياسي به هر حال ملزم به حضور در انتخابات هستند. گفت وگوي اعتماد را با سحابي مي خوانيد؛

نيروهاي ملي - مذهبي براي شرکت در انتخابات چه تصميمي گرفته اند؟

بحث و بررسي در بين نيروها وجود دارد و هنوز تصميم خاصي که خروجي اين جريان باشد گرفته نشده است.

براي شرکت در انتخابات پيش شرط مطرح کرده اند؟

البته پيش شرط هايي وجود خواهد داشت اما آنچه را که من در اين مصاحبه مطرح مي کنم نظر شخصي خود من است و در بين دوستان ما هنوز تصميم گيري که با راي گيري انجام شده باشد، صورت نگرفته است.

رويکرد شما به انتخابات چيست؟

ببينيد من شرکت در انتخابات را يک فرصت براي نيروهاي سياسي و حق قانوني خودمان مي دانم. برخي از دوستان با اين نظر من مخالف هستند، اما ما نمي توانيم تئوريزه شده انتخابات را تحريم کنيم. به چند دليل، نخست آنکه تجربه اين بيست و هشت سال پس از پيروزي انقلاب نشان داده است که هر وقت مردم زياد شرکت کرده اند از يک طرف امکان پيروزي نيروهاي اصلاح طلب زياد شده و از طرف ديگر مانور نيروهاي اقتدارگرا به شدت کاهش پيدا کرده است، اما هر وقت مردم کم شرکت کرده اند (به هر دليلي) جناح انحصار طلب پيروز رقابت بوده است. به دليل اينکه اين جريان يک پايگاه حداقلي دارد و وقتي رهبران آنها امر بر شرکت در انتخابات کرده اند، بي درنگ در انتخابات شرکت کرده اند. شما نگاه کنيد به انتخابات چند سال اخير، در انتخابات دوم خرداد، مجلس ششم و شوراها مردم انبوهي شرکت کردند، اصلاح گران پيروز شدند، اما در انتخابات بعدي حضور کم مردم باعث پيروزي جناح انحصار طلب و شکست اصلاح طلبان شد. بنابراين شرکت در انتخابات اين فايده را دارد که نيروهاي اصلاح طلب امکان پيروزي بيشتري را دارند. البته هدف ما از شرکت در انتخابات راهيابي چند نماينده به مجلس نيست بلکه مهم اين است که طي اين چند ماه انتخابات مي توانيم حرف هاي مان را به سطح جامعه ببريم.

با اين حال اين پرسش پيش مي آيد که آيا شما جمع بندي از شرکت در انتخابات رياست جمهوري داريد؟

بله طبيعي است، شرکت در آن انتخابات و حمايت از آقاي هاشمي آثار و تبعاتي براي ما داشت.

چه تبعاتي؟

قبل از اينکه به اين پرسش پاسخ بدهم، ضروري است اين را بگويم که من يکي از منتقدان جدي برنامه هاي آقاي هاشمي رفسنجاني بودم. زماني که برنامه اول را به مجلس آوردند، اولين کسي بودم که در يک جزوه تمام برنامه هاي ايشان را نقد کردم و با آن مخالفت کردم يا وقتي قصد داشت در انتخابات مجلس ششم کانديدا شود در يک گفت وگوي مفصل با روزنامه خرداد مجدداً برنامه هاي اقتصادي وي را به چالش کشيدم. بنابراين نظرات من درباره برنامه هاي اقتصادي آقاي رفسنجاني معلوم است.

پس چرا از آقاي هاشمي حمايت کرديد؟

آقاي رفسنجاني هم در حاکميت و هم در بين روحانيون نفوذ زيادي دارد، با همين نفوذ اگر هاشمي مي خواست با جناح اقتدارگرا درگير بشود بهتر از سايرين مي توانست اين کار را بکند. اين تنها حرف من نبود، نيروهاي کانون نويسندگان هم مي گفتند. پس حمايت ما از آقاي هاشمي به اين دليل هم بود. علاوه بر اين در صورتي که هاشمي به قدرت مي رسيد اين فضايي که امروز وجود دارد، تحميل نمي شد، شما نگاه کنيد همه نيروهاي اجتماعي اعم از دانشجويان، زنان، کارگران و روزنامه نگاران را به حاشيه رانده اند و همه درباره محدوديت رسانه ها انتقاد مي کنند.

هنوز هم به آن سوال جواب نداديد که تبعات حمايت از هاشمي براي جريان ملي - مذهبي چه بود؟

باعث شد بخشي از نيروهاي هوادار ما ريزش کند.

در بدنه اصلي جريان چه آثاري به همراه داشت؟

طبيعي است که اختلاف باشد، اما تاثير آنچناني در بدنه اصلي نداشت.

آقاي مهندس، شما پيش نيازهاي شرکت در انتخابات را چه مي دانيد؟

من همواره اقتصاد را استخوان بندي يک نظام سياسي دانسته ام. اين حرفي نيست که الان بگويم. در دوم خرداد 76 که آقاي خاتمي پيروز انتخابات بودند، در نامه يي 15 صفحه يي و سربسته براي شان نوشتم که توسعه سياسي بدون توسعه اقتصادي مانند زدن مهر بر آب است. از همين اصطلاح براي توصيف هدفم از آن نامه استفاده کردم. همانجا هم نخستين بار بود که از اصطلاح «بورژوازي ملي» استفاده کردم. چون با هر مسلک و اعتقادي بايد اين واقعيت محتوم را بپذيريم که در ايران فعلاً همه کاره دولت است. اين دولت است که در همه جا نقش دارد، پس اگر شما مي خواهيد حرکت قطار توسعه در ايران از مسير اصلي خودش خارج نشود، ناگزيريد که به اصلاح دولت روي بياوريد. حالا مقدمه اصلاح دولت را اگر توسعه سياسي بدانيم، پيش نياز توسعه سياسي، توسعه اقتصادي و پيش نياز توسعه اقتصادي اصلاح نظام اداري و مالي است. تاکيد مي کنم اگر مي خواهيم اصلاحاتي در ايران به ثمر بنشيند بايد نظام اداري و مالي را با هم اصلاح کنيم، چون اصلاح طلبان در مجلس ششم به اين مساله اصلاً توجه نکردند مجلس هفتم هم که وضع را بدتر کرد و با روي کار آمدن دولت احمدي نژاد اين وضع به شدت بدتر شده است.

چرا؟

آنچه در دولت احمدي نژاد اتفاق افتاده نمودش در انحلال سازمان برنامه است. در همه ادارات و نهادها کارشناسان کار کشته و با تجربه را بازنشسته کرده اند و جوانان تازه فارغ التحصيل شده از برخي مراکز خاص را آورده اند. البته ايرادي بر اين جوانان نيست چون اينها تجربه ندارند.

اين روندي که آغاز شده را قابل اصلاح مي دانيد؟

قابل اصلاح است اما بسيار مشکل است، چون هدايت اين کارها در دست نيروهايي است که علاقه زيادي به ارائه آمار و ارقام مطابق واقعيات موجود ندارند.

حالا پيشنهاد شما به اصلاح طلبان چيست؟

به اصلاح طلبان هشدار مي دهم که طرح دموکراسي و مردم سالاري کافي نيست، لازم است ما هم از آنها حمايت کنيم اما کافي نيست. آنها بايد در مجلس آينده بتوانند برنامه هايي را تدوين کنند که نقطه آغازي براي کاهش وابستگي دولت به نفت باشد. من هم مي دانم که در يک دوره و چهار سال امکان قطع وابستگي دولت به نفت وجود ندارد، اما همين که بتوانيم به ميزان 20 درصد وابستگي دولت به نفت را کاهش بدهيم، کار زيادي شده است. اصلاح طلبان بايد بدانند که اگر به اين سمت بروند، مردم بيشتر به سمت آنها خواهند رفت.

در بين برخي نيروهاي اصلاح طلب اين تحليل وجود دارد که اصلاح طلبي جنبشي نخبه گر است و نمي تواند به سمت شعارهاي اقتصادي برود چون ممکن است در دام پوپوليست بيفتد.

غلط است، اشتباه است. اين باور غلطي است. پوپوليسم که اصلاح نظام اداري و مالي را نمي خواهد، پوپوليسم که دنبال قطع وابستگي از نفت نيست. اتفاقاً در عدم اصلاح نظام اداري و مالي و در وابستگي دولت به نفت است که پوپوليسم رشد مي کند. البته خوشبختانه مردم فهميده اند که اين شعارهاي پوپوليستي براي آنها آب و نان نمي شود و مجريان اين شعارها نمي توانند کاري کنند. اينجا است که اصلاح طلبان بايد با برنامه وارد کار شوند.

شما هم به برنامه راي مي دهيد؟

دقيقاً اگر بناي دوستان ما به شرکت در انتخابات باشد ما به برنامه راي مي دهيم. ديگر به افراد کاري نداريم، برنامه است که مسير راي ما را مشخص مي کند.

برنامه فقط اقتصادي و آن هم اصلاح نظام اداري و مالي باشد؟

يکي از مهمترين اهداف و برنامه ها بايد اين باشد. علاوه بر اين به نظرم بايد کساني که نامزد مي شوند در حوزه مسائل هسته يي هم حرف براي گفتن داشته باشند. بايد بتوانند در حوزه سياست خارجي حرف براي گفتن داشته باشند. اين چه سياستي است که همه کشورهاي عربي را از ما دور کرده است. دشمنان ما حالا فقط امريکا و اسرائيل نيست ظاهراً اين روزها عرب ها هم براي ما خط و نشان مي کشند. روسيه هم معلوم نيست سر اين نيروگاه بوشهر، چه بازي يي مانده سر ايران در بياورد.
منظور شما از حرف براي گفتن داشته باشد، برنامه مشخصي است؟

همان برنامه هاي آقاي خاتمي در حوزه سياست خارجي خوب بود. اگر کشورهايي دوست ما نبودند، با دشمن ما هم همکاري نمي کردند. اين چه تدبيري است که کشورهايي اگر زماني با ما دوست نبودند، با دشمن ما هم همکاري نمي کردند، الان همه عليه ما فعاليت مي کنند.

آقاي سحابي، با توجه به تغيير شرايط سياسي در کشور و برگزاري انتخابات در آخرين روزهاي سال چه مشکلاتي را فراروي اصلاح طلبان مي بينيد؟

به نظر من دو مشکل براي اصلاح طلبان وجود دارد؛ نخست مساله تاييد صلاحيت ها است که فکر مي کنم اگر رايزني کنند بتوانند از آنچه در مجلس هفتم اتفاق افتاد، جلوگيري کنند. دوم، مساله سلامت انتخابات است. اين هم از مشکلات اصلاح طلبان است که بايد در دو جبهه بجنگند. يک جبهه، جبهه مردم است که آنها را متقاعد کنند در انتخابات شرکت کنند. جبهه ديگر، تلاش براي گرفتن تاييد صلاحيت ها است. اصلاح طلبان بايد در اين دو جبهه خوب مبارزه کنند تا بتوانند نتيجه بگيرند