يوسفي اشكوري:

نبايد در عزاداري به سمت خرافه برويم
سوء استفاده از عاشورا همچون شمشيري است كه از هر دو سو برنده است

حسن يوسفي اشكوري گفت: عزاداري براي امام حسين (ع) و زنده‌ نگهداشتن ياد شهدا خصوصا شهداي كربلا امر مطلوبي است اما در اين ميان بايد دقت كنيم تا به سمت خرافه نرويم.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حسن يوسفي اشكوري كه در مراسم شب تاسوعا با موضوع "علل ماندگاري عاشورا" در حسينيه‌ ارشاد سخن مي‌گفت، اظهار داشت: از پيش از انقلاب تا كنون سال به سال عزاداري ما براي امام حسين (ع)، وسيع‌تر و گسترده‌تر شده است و اين آيين در در طول زمان باقي مانده و هر سال بر شكوه و جلال آن افزون شده است؛ اما بايد ديد كه راز اين ماندگاري خصوصا در جوامع شيعي و ايران، چيست؟ شايد پاسخ ساده اين باشد كه اين حادثه‌ امري الهي است و خدا چنين اراده كرده كه فراموش نشود؛ اما اين پاسخ از ديدگاه ايماني و اعتقادي محض و براي مومنان مي‌تواند قانع‌كننده باشد، در حاليكه يك مورخ و تحليل‌گر تاريخ، حق و باطل ذاتي بر هيچ امري متصور نيست.

اين پژوهشگر ديني افزود: پنج عامل مهم از ديدگاه يك مورخ و نه يك مسلمان و شيعه، در ماندگاري اين حادثه از سال 61 هجري تا كنون موثر بوده است. يكي اينكه حادثه‌ي عاشورا يك واقعه‌ي استثنايي و كم‌سابقه در تاريخ اسلام بود، هر چند ده‌ها و صد‌ها واقعه‌ي خونين در اسلام رخ داده است؛ اما آنچه در كربلا رخ داد از نظر تاريخي فاجعه‌اي تكان‌دهنده بود. اينكه حسين به عنوان نواده‌ي رسول خدا و فردي شناخته شده به همراه اصحابش كشته مي‌شود و پس از آن سپاه دشمن ظالمانه بر جنازه‌ها اسب مي‌تازد و زنان را به اسارت مي‌كشد، اين ستم‌ها باعث بر انگيخته‌شدن عواطف و تحريك ايمان مومنان بوده است.

اشكوري ادامه داد: عامل دوم در ماندگاري واقعه‌ي عاشورا پيوند اين مساله با امور قدسي مثل مذهب و عوامل ديني است كه باعث تاثير بيشتر آن در جامعه‌ي دينداران مي‌شود. به طور مثال به صليب كشيدن مسيح در زمان خود، مجازاتي معمول بوده است؛ اما پيوند آن با دين باعث شده است كه تا 2 هزار سال بعد هم همچنان عواطف مسيحيان در اين باره برانگيخته شود. حادثه كربلا نيز با گره‌خوردن با مسايل مذهبي باعث عميق‌تر و گسترده‌شدن بعد عاطفي آن شده است.

وي همچنين يادآور شد: عامل سوم پيوند عاشورا و پيامد‌هاي آن با سياست است. هر چند كه جوهره‌ي حادثه‌ي كربلا به جهت عدم بيعت با خليفه‌ي جديد، سياسي بود؛ اما پس از عاشورا استفاده از نام حسين، خون شهداي كربلا و ميراث عاشورا در پيوند با سياست روزمره و جدال بر سر قدرت معنا پيدا مي‌كند.ائمه‌ي پس از حسين (ع) سعي داشتند اين حادثه فراموش نشود و يادبود‌هايي در سالگرد آن برگزار مي‌كردند. اما اولين گروهي كه تلاش كرد از حادثه‌ي عاشورا حربه‌اي سياسي عليه رقيب‌اش استفاده كند، بني عباس بود كه براي رسيدن به قدرت از آن استفاده كرد و با تحريك عواطف مذهبي مردم و انگيزه‌هاي جاه‌طلبانه به هدف خود رسيد.

وي همچنين تصريح كرد: عامل ديگر ماندگاري واقعه‌ي عاشورا، پيوند اين حركت با اختلافات و دعوا‌هاي فرقه‌يي است. بعد از پيوند خوردن اين حادثه با سياست، عاشورا يكي از عوامل تفرقه در جامعه‌ي اسلامي شد. در حالي كه در طول 10 سال امامت امام حسين (ع) شيعه و سني چندان معنا نداشت و اين انشعاب در پيكره‌ي جامعه‌ي اسلامي موجود نبود؛ در حالي كه پس از آن روز به روز گسترده‌تر شد و دستگاه سياسي اموي و عباسي به اين مساله دامن زدند و اهل بيت، ولايت، امامت و واقعه‌ي عاشورا بهانه‌اي براي تفرقه‌ي بين شيعه و سني شد.

اشكوري افزود: به طور مثال اولين دسته‌هاي عزاداري در بغداد از سوي دولت آل بويه ايجاد شد. در حاليكه پيش از آن و در دوره‌ي ائمه، عزاداري به اين شيوه معمول و مرسوم نبود و آنچه از شواهد تاريخي بر مي‌آيد اين است كه آل بويه براي تحريك عواطف مذهبي شيعيان، عزاداري جمعي و علم و كتل به راه مي‌انداختند و براي اولين بار در آنجا بود كه خلفا را لعن كردند و پس از آن اهل سنت، سركوب شيعه را آغاز كردند.

اين پژوهشگر ديني ادامه داد: اما دومين گروهي كه براي اغراض سياسي خود از عاشورا استفاده كردند و باعث دامن‌زدن به اين اختلاف شدند، صفويان بودند. آنها هم در خيابان‌هاي اصفهان، دسته‌هاي عزاداري را در كوچه و خيابان به راه انداختند. دكتر شريعتي معتقد بود كه علمي كه امروز در عزاداري‌هاي ما براي امام حسين استفاده مي‌شود، به دليل افزايش رابطه‌ي ايران و اروپا در دوران صفويان، از صليب مسحيان الهام گرفته شده است.

يوسفي اشكوري پنجمين عامل ماندگاري عاشورا در ايران را پيوند آن با مليت ايراني خواند و افزود: عده‌اي معتقدند كه اين گونه عزاداري براي امام حسين و زنده نگهداشتن عاشورا دست‌پرورده‌ي ايرانيان و به نوعي احياي سياوشاني بوده كه در اساطير ايران آمده است و در اينجا امام حسين (ع)، سياوش شاهنامه است و نه حسين بن علي. از زمان آل بويه، بزرگداشت حادثه‌ي عاشورا به نوعي برگزار مي‌شد كه احياي بخشي از فرهنگ ايراني در قالب حركت امام حسين به نظر مي‌رسيد.

وي با تاكيد بر اينكه عوامل فوق از ديدگاه تاريخي راز ماندگاري حادثه‌ي عاشورا محسوب مي‌شوند و نه از بعد ايماني، اعتقادي و مذهبي، اظهار داشت: در روز‌هاي عزاداري براي امام حسين تمام مملكت ما از هيجان مي‌لرزد و مي‌گريد و چه بسا خالصانه. اما متاسفانه بسياري فلسفه‌ي قيام عاشورا را نمي‌دانند و با وجود اينكه مطهري، شريعتي و بازرگان تلاش كردند عزاداري به سبك معقول و تربيت‌كننده‌اي انجام شود، اما وضعيت عزاداري ما از پيش مبتذل‌تر شده است.

يوسفي اشكوري در پايان گفت: استفاده‌ي سياسي از حادثه‌ي عاشورا اگر درست و به جا صورت بگيرد، جاي اشكال نيست اما سوء استفاده از آن همچون شمشيري است كه از هر دو سو برنده است. متاسفانه در نظام سياسي ما به جاي پيروي از مكتب حسين در تمام امور، تنها بخش‌هايي از آن به عرصه‌ي عمل كشانده مي‌شود در حاليكه اگر ما شيعه‌ي حسين هستيم بايد در منش و عمل شيعه‌ي او باشيم. چرا كه شيعه بودن تنها به حرف و صحبت و عزاداري نيست.