" سی ام تیر حماسه ای دیگر برای دموکراسی " محمود نکوروح
سی ام تیربعد از شکست انقلاب مشروطه آغازی دیگر بود برای دموکراسی ورسیدن به حاکمیت ملی ، اگرچه بازهم این دو با کودتا یی بتاخیر افتاد ، ولی امروز بعداز نیم قرن که با جهانی دیگروجنبشهایی متفاوت تر روبروییم میتواندبا نگاهی غیر از گذشته مورد توجه وتحلیل قرار گیرد . چه شرایط اجتماعی وفرهنگی ما وجهان بشدت تغییر کرده وبا نسلی دیگر روبروییم . دهه های مختلفی را پشت سر گذارده ایم ، بر سلطه خارجی قلم بطلان کشیده ایم نفتمان رانه "چهارده سنت " بلکه هفتاد دلار میفروشیم . ولی هنوز دموکراسی وعدالت با تمام شعارها وادعاها برای مان بنظر بعضی یک" اوتوپی " است وبرای بعضی بخاطر عملکردمان دموکراسی " دل بهم زننده " است . هنوز شکافهای طبقاتی ، فرهنگی و....برطرف نشده بلکه افزونتر گردیده ، اقتصادمان کاملا رانتی ، وقاچاق در همه کالاها تا مین کننده اصلی نیازها به قیمت سرسام آور" حتی بنزین " بخاطر بیکاری ، فقر وگرانی و..مشهود است . ، بی مسئولیتی ، غیر پاسخگویی ، پوپولیسم وشعارهای پوپولیستی عادی شده ، اگرچه نخ نما ودیگر کسی را نمیفریبد . فساد در همه حوزه ها ، فحشا واعتیا د ، بحران بی اعتمادی ، یاس وانفعال اجتماعی ، بی تفاوتی ، گرانی و... .از سوی د یگر طبقا ت اجتماعی مان طبقات رانتی است که منافع ملی برایش مطرح نیست ، با رابطه ها ثروتمند شده و....اگرچه به " مذهب " متظاهر است . بیشتربه واردات نظر دارد وسهمیه ها والبته کسب منافع و....طبقاتی که در تمام دنیا علیرغم ما با تولید وکار به فرادست وفرودست و....منقسم شده است . وبهرصورت به توسعه د ست یافته ولی طبقات اجتماعی ما یکی در قعر است ویکی در قله والبته مانع توسعه . که قبل از همه ما بتوسعه فرهنگی نیاز داریم و..... وگرنه با این در آمد نفت از نظر حهانی فقیر نیستیم ، در دهه بیست از سوی انگلیسهاغارت میشدیم از سوی روسها توسط حزب توده تهدید واز طرف آمریکا گرفتار توطئه ، “" که از شش ماه قبل از تیر، سفرای انگلیس وآمریکا واشرف پهلوی در اروپا برای حکومت قوام برنامه ریزی مینمودند " . " اینجا دیگر توهم نبود " که در ملاقات با قوام سفیر آمریکا سی وپنچ میلیون دلاربعنوان کادو وعده داد " . ار ابتدا " شاه ودربار وخواهر ومادرش علنا با مصدق ومردم ایران سر ستیز داشتند " که یکی دوبار مصدق تهدید به استعفا کرد، و هربارمملکت در آستانه انقلاب قرار گرفت " . کسانی که برای حکومت قوام واستعفای مصدق از ابتدا تلاش داشتند عبارت بودند از اشرف پهلوی ، ملکه مادر ، میدلتون سفیر انگلیس وهندرسون سفیر آمریکا والبته دست آخر شاه ، از مکی – کتاب سی ام تیر - بالاخره هم مصدق را وادا ر به استعفا نمودند که " درروز بیست وپنجم تیر 1331 پیرمرد خسته از توطئه ها مصمم از پله های کاخ سعد اباد بالا رفت ، در سالن لحظاتی مکث کرد تا شاه وارد شد بعد از سلام وعلیک وتعارفات معمول دست در جیب کرد ولیست وزیران خودرا اعلام نمود شاه همه راخواند نام وزیر دفاع که شاه حق خودش میدانست خالی بود ، شاه از مصدق پرسید نام وزیر دفاع چراخالیست ؟ مصدق گفت وزارت دفاع را خودم اداره خواهم کرد ، شاه یکه خورد وگفت چرا؟ مصدق گفت قربان ارتش دولتی دردولت شده وبه حرف من ترتیب اثر نمیدهد درانتخابات دستورات مرا اجرانکرد و....در غیر این صورت اینجانب مجبورم استعفا بدهم و....شاه با نگاهی منفی اورا مینگریست ، اوحرکت کرد که بیرون برود شاه جلوی اورا گرفت ، از مصدق اصرار وازاو ....بالاخره قرار شد تا ساعت هشت شب مصدق منتظر بماند اگر خبری از دربار نشد استعفا قبول شده است . از مجله خواندنی ها شماره 87 --30 تیر 1331- با تمام حرفها دیدیم از ابتدا برای سقوط مصدق ودولت قوام برنامه ریزی شده بود که حکم شاه رادر 27 تیر گرقت ، ودر مجلسی بریاست " امام جمعه تهران – سید حسن امامی از فراماسون ها ، رای اعتماد با چهل نماینده گرفته شد ، ولی آنچه این معادلات را بهم زد حضور مردم بوِیژه نسل جدید بود که در دانشگاه ومدارس بمعنای کامل کلمه " سیاسی " شده بود . ازینرو در برابر قدرت به چالش کشیده شد وبرای یکدوره " حماسه " آفرید . که ملی کردن نفت ، و.حتی برنامه های اجتماعی که اولین بار بود ....حاصل این حضور وحماسه بود . مردم ایران ، بعد از دیکتاتوری رضاخانی با باندهای مافیایی داخلی وخارجی سروکار داشتند وبعد از تلاشهای بسیار ، با نسلی امیدوار دوسه دوره در انتخابات ها توانستند نمایندگانی را اگرچه اندک به مجلس بفرستند . با اقلیتی اکثریت مجلس را که هرگز مورد اعتماد نبودند با " حضور در صحنه " وادار نموده بنفع ملت ومنافع آن رای بدهند ، دولت ملی را یکی دوبار از سقوط نجات داده که یکبار بخون کشیده شد " سی ام تیر " ولی ساختارقدرت را که بیشرمانه بخارج متکی بود تنها چند گام به عقب نشینی واداشتند ، ساختاری که هم نیروی نظامی وارتش را داشت ، هم عناصر ارتجاعی دربار وحتی اقلیتی از روحانیت درباری که همیشه دعاگو بودند . تمام اینها متاثر از نوعی انگیزه وآرمان بود " دموکراسی " که راه وروش خودرا داشت " انتخابات آزاد " . در سیاست با رجالی خودباخته ببهانه " موازنه مثبت " چه در حوزه چپ وچه در حوزه راست روبرو بودیم ، که معتقد بودند که باید بشرق وغرب " شوروی وانگلیس " انروز با ج داد تا ماند ، هنوز آمریکا وارد صحنه نبود .مصدق نوعی سیاست " موازنه منفی " را مطرح کرد که " نه شرق ونه غرب " ، بلکه ما نفتمان را به هرکه میخرید میفروختیم . تا استقلا ل مان حفظ شود . اگرچه انگلستان وشرکت نفت نگذاشت حتی یکی دوبار کشتی خریدار ایتالیایی در بندر عدن توقیف شد ، در تمام مدت حکومت او با تحریم خرید نفت روبرو بودیم . هدف از کسب استقلال ، رسیدن به دموکراسی وحکومت مردمسالار که ویژگی های خود را دارد بود ، که مهمترین آن انتخابات کاملا آزاد ، دولت مردمی والبته برنامه هایی برای عدالت اجتماعی با حساب وکتاب ومدیریت شایسته ، پاسخگو و... که بنا بر " برائت " بود که هرکس خواندن ونوشتن میدانست حق انتخاب شدن ، انتخاب کردن ، نوشتن ، روزنامه و....داشت ، وهیچکس را بر دیگری برتری نبود ، خودی وغیر خودی نداشت چه مصدق قبل از همه " حقوق " خوانده بود ، بدینگونه بود که اولین جنبش دانشجویی ، راه پیمایی از دانشگاه تا جلوی مجلس " میدان بهارستان " انجام واولین بار بود که قرارداد نفت توسط یک دانشجوی حقوق سیاسی " حسین راضی " از حزب مردم ایران پاره شد ، اعتصابهایی که بازار مرتبا برای حمایت از دولت ملی کرد ، البته بازار آنروز تحت تاثیر اقلیتی با نوعی قدرت اقتصادی ومدعی نبود ، بازار هنوزیک طبقه متوسط پایین بود با دکان های کوچک وبزرگ وتجار ودلالانی که یک طبقه را تشکیل داده که امروز آن ساختار بهم خورده ، امروزیک گروه از بازاریان قدیمی مدعی نمایندگی اینانند ، وبخاطر شرکت در انقلاب یکی ازنیروهای سیاسی وکلان اقتصادی است که طلب حق میکند . ....کاش به نسبت مالیاتی که میدهند طلب حق مینمودند . خورده بورژوازی ضعیفتر درشهرها وروستاها کارگا ههای دستی چون گلیم بافی ، پارچه بافی ، قالیبافی ، ریخته گری ، آهنگری ، حلبی سازی ، صحافی و.با اکثریتی عظیم از کارگران محروم وخانواده هاشان ....بخاطر محدودیت واردات اینها در دوران ملی شدن نفت به رشد وشکوفایی رسیده وطرفداران سرسخت ملی شدن نفت بودند . کشاورزان بعدابخاطر " سهم کشاورزان از محصول " برای اولین بار دربرابر مالکین به نسبتی بحقوق خود رسیده ، دستفروشان جلوی بازار ، طوافان سرچشمه که آنجا بازار میوه بود و...ازاینها بدتردر گوشه وکنار شهر هنوز حاشیه نشین ها در کپر ها ، خانه های حلبی و..با وضعیتی بسیار بد .زندگی میکردند ، اینها طبقات فرو دست شهری را تشکیل میدادند که همیشه حامی مصدق با سازماندهی احزاب سیاسی ، حتی در اانتخاباتها بودند . نیروی دیگری که در جنبش ملی حضور فعال داشت دانش آموزان دبیرستانی بویژه در وسط شهر تهران از خیابان ناصر خسرو ، دارالفنون ، مدرسه مروی ، قریب ، امیر کبیر تا سرچشمه مدرسه علمیه و....لاله زار و...که اینها در روز سی ام تیر همراه با شاگردان بازاری ها که جوانتر وفعالتر بوده وارد صحنه شدند ، از سوی شمال دبیرستان های خیابان ژاله " شهدا " ودانشجویان دانشگاه ، که بسوی میدان بهارستان روان بودند . افراد احزاب سیاسی ملی که مراکزشان در اطراف بهارستان بود ، حزب زحمتکشان ملت ایران که هنوز دارودسته خلیل ملکی با اینها بود ، حزب پان ایرانیست که بعد ها حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم " فروهر و..." از اینها جداشد ، حزب ایران که بخش اعظمشان در تهران وشهرستان ها از نهضت خداپرستان سوسیالیست بوده که به اینها پیوسته بودند والبته بخشی از نیروهای پایین حزب توده که از ظهر سی تیر باین نیروها پیوستند تمام اینها هنوز یکپارچه ومتحد بودند در محموع حامی بی چون وچرای نهضت ملی بودند ، مجمع مسلمانان مجاهد که برهبری آیت اله کاشانی بود دفترش در خیابا ن ناصر خسرو بود . از بعد از ظهر26 تیرکه شایعه استعفای مصدق در بین مردم پیچید بتدریج مراکز احزاب مملو از جمعیت شد، نوعی فرهنگ " تحزب " وچپ از نگاههای مختلف بخاطر فقر گسترده گفتمان غالب بود که اگر خیانتهای حزب توده در این مقطع نبود روشنفکری ایران متوجه " نیهیلیسم " در نهایت نمیشد ، مسئولیت جمعی چنان د رجامعه جاافتاده بود که همه کس خودرا در سرنوشت جمع شریک ومتعهد میدید بهمین دلیل براحتی ودر اولین اعلام اعتصاب عمومی مغاز ه ها می بستد ، اتوبوسها کارنمیکردند ، کارخانه ها تعطیل میشد وحتی " پمپ بنزین ها بنزین را تحویل نمیدادند" چون میگفتند " دولت قوام دولت غاصب است " حتی تعدادی کفن پوش از بسیاری شهرستان ها عازم تهران شده که در کاروانسرا سنگی با ژاندارم ها بزد وخورد پرداختند . واز کرج نیروهای کمکی از مردم با دوچرخه بکمک اینها شتافته و.... از ابتدا اختلاف مصدق با شاه بر سر پست وزارت دفاع وجودداشت چه نخست وزیر قدرتی در مجموع نداشت وتدارک چی بود که علت استعفای مصدق در همین امر بود، بعلاوه رییس شهربانی از سوی شاه بود که در برابر تحریکات حزب توده غالبا راه پیمایی هارا که حتی قانونی بود در مواقع حساس بخاک وخون کشیده وآنوقت روزنامه ها ی درباری وحزب توده وخارجی مصدق را مسئول معرفی کرده .در صورتیکه مصدق در مجموع مردی قانونمداربود . ... از صبح بیست وهفتم تیر در خیابان ها ومراکز ومیادین مرکزی چون میدان بهارستان ، مخبرالدوله ومیدان انقلاب امروز " 24اسفند ، جلوی دانشگاه وسبزه میدان ، جلوی بازار و.....حضور.زرهپوش ها وتانکها وکامیون های سربازان بیانگر وضعیت غیر عادی بود . رییس شهربانی تابع دولت نبود اصلا هنور زابطه " دولت – ملت " برای ما مفهوم نداشت اولین بار بود که استعاره هایی چون " افکار عمومی ، منافع ملت ، کنش حق طلبانه ، آزادی ودموکراسی بعنوان یک حق ملی مورد توجه قرار میگرفت . . در روز بیست وهفتم قوام السلطنه حکم نخست وزیری رااز شاه گرفته ، وبا اعلامیه ای از رادیو ایران دستور شدید خودرا برای سرکوب با جمله " کشتیبان را سیاستی دگر آمد " مرتبا توسط گوینده اعلام میکرد " بعد ها از دهان کوینده این اعلامیه در یکی از مراکز پژوهشهای تاریخی شنیدم بعد از ظهر که او بخانه بازگشت از پدر وبرادران خود کتک مفصلی خورد " . علیرغم گذشته که نخست وزیر را ابتدا مجلس بشاه معرفی میکرد این بار مجلس این عمل دربار و انتصاب شاه را غیر معمول دانسته وواکنش نشان داد ، فراکسیون نهضت ملی ، این عمل را نپذیرفته ، مقاومت کرده واعضای آن در مجلس متحصن شدند . سیل جمعیت هرروز بسوی میدان بهارستان سرازیر شده ومیتینگها ی موضعی در هرگوشه وکنار به تحلیل شرایط واعتراضات پرداخته ، در گیری ها با نیروهای امنیتی آغاز شده . با حکم فرمانداری نظامی اجتماع بیش از سه نفر ممنوع بود ولی کسی بدان توجه نداشت . روز سی ام تیر انفجار جمعیت در میدان های مرکزی شهر به تیراندازی از ازدرون مجلس توسط سربازان لشگر گارد شاهنشاهی که محافظ مجلس بودند آغاز شد . میوه فروشان سرچشمه که اینها همه از ساعت 8 و9 صبح با تیراندازی لشگر گارد شاهنشاهی که نگهبان مجلس بود در پشت چرخهای طوافان ودوره گردان میوه فروش سنگر گرفته وحمله به پارلمان با سنگ وچوب آغاز شد ، با شعارهای " یا مرگ یا مصدق " مصدق پیروز است " و....با تعدادی کشته وزخمی وارد در گیری شدند ، از ناصر خسرو دانش آموزان دارالفنون ، مدارس مروی قریب و.....بطرف لاله زار حرکت کرده با شعارهای فوق وپلاکاردهای حمایت از مصدق ، از خیابن ژاله دانش آموران دبیرستانهای شرق تهران در سه راه ژاله با نیروهای پلس ونظامی در گیر شده حتی برادر شاه را از تانک پایین کشیده وبدرگیری پرداخته که عده ای زخمی وشهید شدند واگر زره پوش ها نرسیده بودند کشته شده بود، البته اینجا چند نفرشهید شدند . . گروهی جنازه هارا از وسط خیابان برداشته به خیابان پامنار منزل آیت اله کاشانی برده که چون آنجا کسی نبود جنازه ها برروی دست مانده بود و... از طرف حکومت ، نیروهای پلیس وارده از استانهای شمال وجنوب ، پلیس سوار با اسب ، نیروهای زرهی با تانک وزره پوش و....چه " کشتیبان را سیاستی دیگر آمده بود " که ظاهرا کشتیبان قوام السلطنه بود ولی در باطن شاه بود که فرمانده کل قوا بود والبته " مقام غیر مسئول " ومسئول تمام جنایات ونابسامانی ها ، که اینها بیشتر بر نفرت از حاکمیت میافزود . در خیابان اکباتان بخشی از جمعیت با نظامیان درگیر شده که جلوی درب وزارت فرهنگ سابق تعدادی که پناه گرفتند مورد هجوم نیروهای پلیس سوار قرار گرفته وتعداد زیادی شهید شدند ، خیابان بیکباره پر از جنازه شد . در این خیابان بود که جوانی بنام " امیر بیجار " که دانشجوی مدرسه نظام بود مورد حمله سرنیزه قرار گرفت وبردیوار با خون خود نوشت " ازجان خود گذشتیم ، باخون خود نوشتیم یا مرگ مصدق " که دراین هنگام سرهنگ سوار فرمانده نیروهای اسبی از پشت سر مغز اورا هدف گرفت که مغز او در روی دیوار پخش شد ومدتها موردتماشای خبرنگاران داخل وخارج گردید . جمعیت - لوله ها ی آب تهران بقطر در حدود یک متر که برای لوله کشی آب در دست کاربود - به میان خیابان اکباتان انداخته ودر داخل آن سنگر گرفتند . در اینزمان تانکها وارد حمله شدند وبعضی نظامیان لوله تفنگ را بر سر لوله های آب گذارده عده ای را قتل عام کرده ، منتها مرتبا بر تعداد جمعیت افزوده میشد . انبوه کشته ها نظامیان را کم کم به واکنش منفی واداشت . حمله تانکها در ساعت یک بعد از ظهر به خیابان لاله زار از شمال ، اکباتان ومیدان امام امروزرسید که یکی از فرماندهان نیروهای زرهی با تانک خودرا تسلیم مردم ودانش آموزا ن دبیرستان دارالفنون نمود در اینزمان هیجان مردم بپاخاسته علیه دربار به اوج خودرسید دسته های گلی که با شیرینی ونقل برسر وروی افسر وسربازان تانک ریخته کم کم مابقی تانکها بتدریج دربرابر مردم از حرکت باز ماندند ومیرفت که مردم پشت تانکها بنشینند ودربار بخطر بیفتد . ساعت یک بعد از ظهر " شاه " عقب نشست وفورا یک کمیته از نماینگان مجلس را خواست ، تا ترتیبی بدهند که خونریزی ادامه پیدا نکند ، سربازان به پادگانها باز گردند ، ساعت چهار بعد از ظهر از رادیو ایران مهندس حسیبی از نمایندگان فراکسیون نهضت ملی اعلام کرد " دکتر مصدق با پست وزارت دفاع به نخست وزیری باز گشت واز مردم خواست نظم شهررا خودشان داره کنند " چون پلیس هم به پایگاههای خود باز گشته وآنشب تهران توسط مردم اداره شد بعد ها رییس پلیس اعلام کرد آن شب تنها شبی بود که در تهران دزدی مطلقا انجام نشد. " .
در روز سی ویکم تیر تشییع جنازه در تهران که در حال اعتصاب بود انجام شد، در چهره ها از یکسو اندوه اینهمه کشتارکه همه عزادار بودند وازیکسو شادمان از پیروزی که انقلاب مشروطه یکبار دیگر در برابر خود کامگی وبی قانونی تکرار شد ، استبداد یکبار دیگر در برابر مردم تسلیم شد افسوس که جهان سلطه وغارت نگذاشت بیش از این ما دموکراسی را تجربه کنیم امریکه تنها راه رهایی جهان سوم از واپسگرایی بود که ا مروز حاصلش تروریسم کور وطالبان گری ، والبته جنگ نابرابر میان تکنولوژی وانسان جهان سومی ببهانه های مختلف ، چه دنیای سرمایه وتکنیک نیاز بسوخت ارزان داشت تا توسعه خودرا در تمام زمینه ها ادامه دهد ، ازینروبعداز یکسال بکمک عوامل داخلی که از مدتها قبل ریزه خوارش بودند دولت ملی را سرنگون کرد .Email-m_nekourooh