سالگرد ملي شدن صنعت نفت، حافظه جمعي، ارتباطات جمع

فرید مرجایی

چون بيش از نيم قرن از تاريخ نهضت ملي شدن صنعت نفت مي گذرد، ضروري است از طرف رسانه ها تلاش مضاعفي صورت گيرد تا نسل جوان به جزئيات پيروزي ها و افتخارات کشور آگاهي و آشنايي پيدا کند. همواره در سالگرد انقلاب، تسخير سفارت امريکا در تهران، سالگرد جنگ 8 ساله و روز قدس، مطبوعات و صدا و سيما حقاً دين خود را براي اطلاع رساني به عموم ادا مي کنند لذا اميد است که در 29 اسفند نيز صدا و سيما بتواند در برنامه هايي مستند و با انجام مصاحبه با کساني که در آن روز حضور داشتند، زمينه لازم را براي پژوهش بيشتر در مورد اين دوران افتخارآميز آماده کند. در اين راه بازگشايي آرشيوهاي موجود در صدا و سيما به قول آقاي عطريانفر براي هموطنان بسيار جالب خواهد بود. البته در اين باره چون احزاب مختلف سياسي با سليقه هاي گوناگوني با آن دوره و با آن جنبش درگير بودند قاعدتاً نظرات متنوعي را ارائه خواهد کرد ولي تنها به خاطر اختلاف نظرات و اعتقادات محکم گروهي و شخصي خويش نمي توان از صدا و سيما انتظار داشت که به طور کلي به بررسي و تجليل نهضت ضداستعماري ملي شدن نفت و رهبران آن نپردازد زيرا آن تاريخ و دستاوردهاي آن افتخارات مردم ايران بوده است و بزرگداشت کساني که در آن حوادث نقش تعيين کننده و کليدي داشتند، بجا است. بعد از پخش برنامه يي در خصوص سالگرد دکتر محمد مصدق در صدا و سيما، بعضي از بزرگان چون آقاي دکتر محمود کاشاني و حجت الاسلام روح الله حسينيان، به انتقاد از مديريت و رياست صدا و سيما پرداختند. مساله حساس اين است که از نظر فلسفي، اجتماعي، «ارتباطات جمعي» مقوله و اهرم بسيار توانمند و تنومندي است. خاصيت همگاني و جمعي بودن آن، ايجاب مي کند که اکثر گفتمان هاي مطرح و غالب در جامعه را منعکس سازد. چه بسا ممکن است که حتي مديريت صدا و سيما شخصاً با پخش بعضي مطالب سياسي راحت نباشد، ولي به خاطر تعهد به رسالت ارتباطات جمعي و امانتداري، نگاه حذفي نداشته باشد. لذا اين منتقدان نبايد انتظار داشته باشند که صدا و سيما فقط به يک سليقه سياسي محدود شده و به حاشيه کشيده شود. قابل تصور است که تشکيلات سياسي يا فرهنگي وجود داشته باشند که ميراث و رشته تاريخي خود را به طور مستقيم مرتبط به نهضت ملي نفت ندانسته و به آن بي تفاوت باشند. ولي اين به اين معنا نيست که پژوهش و بزرگداشت ديگران را مسدود کنيم. اين امر يادآور اقدام مجلس پنجم در مورد لغو سالروز ملي شدن نفت است. کثرت گرايي و پلوراليسم ايجاب مي کند که خرد جمعي از تضارب آرا تحصيل شود. هيچ شاخه و جناحي تنها و به خودي خود داراي گوهر حقيقت و حقيقت تاريخي نيست. به دليل آنکه تجربه افراد در وقايع تاريخ محدود و حافظه افراد فرار است و قرائت هاي مختلف از وقايع تاريخ مطرح مي شود. ولي به کمک آرشيوها، با کنار هم گذاشتن مدارک و قراين و يک هرمنوتيک در تاريخنگاري، به صحنه و جايگاه حوادث نزديک مي شويم. اين فرآيند جمعي، چندجانبه و پويا است. در نامه سرگشاده يي، «بسيج دانشجويي علم و صنعت» انتقاد کرده است که چرا آقاي دکتر انور خامه يي در ارتباطات جمعي مطرح شده است.دکتر انورخامه يي در زمان نهضت ملي از مبارزان بوده و در حمايت از دکتر مصدق بسيار فعال بوده است. ايشان هزينه زيادي را شخصاً متحمل شده اند که به خارج از کشور رفته و اسناد کودتاي 28 مرداد 32 را دست اول در آرشيوها بررسي کرده و در اختيار هموطنان گذاشته اند. قرآني که بر کنار قبر دکتر مصدق قرار دارد به وسيله مرحوم آيت الله طالقاني امضا شده است که در آن مصدق را «افتخار شرق» ناميده اند. آيا از ديد سازمان «بسيج علم و صنعت»، آيت الله طالقاني نيز بايد از صداوسيما حذف شوند؟

قابل ذکر است که در مصاحبه يي با آقاي مهندس لطف الله ميثمي، آقاي جلال الدين فارسي خاطره يي را بيان مي کند که نظر ديگر امام خميني نسبت به دکتر مصدق منعکس مي شود. آقاي جلال الدين فارسي و چند نفري به ديدن امام خميني رفته بودند. در آن جلسه آقاي فارسي متذکر شدند که ايشان به عنوان معلم مدرسه کمال در نارمک که به وسيله دکتر سحاجي تاسيس شده بود، شاهد آن بودند که دکتر مصدق از وجوهات شرعي خود که هميشه به آيت الله بروجردي مي پرداخت، براي ساختن مدرسه کمال اختصاص داده بودند. آقاي فارسي به امام گفته بود دکتر مصدق تا آخرين لحظه عمرش وجوهات شرعيه خود را مي پرداخت و تظاهري هم در اين مورد نداشت. پاسخ امام خميني هم بعد از اين بيانات، نسبت به دکتر مصدق مثبت بود. «از آنجايي که عده يي براساس سخنان امام خميني به اين قضيه ابعاد استراتژيک داده و خط و خط کشي کرده اند و دو قطبي کاذبي ايجاد کرده اند.» آقاي ميثمي با اجازه آقاي فارسي اين مکالمات را در نشريه «راه مجاهد»، به انتشار درآوردند. («نظر امام خميني درباره دکتر مصدق»، راه مجاهد، سال پنجم، شماره 36 خرداد - تير 1365) البته بعد از آن، آقاي فارسي اين نکات را در مصاحبه هاي بعدي با روزنامه هاي رسالت و کيهان به تفصيل توضيح داده اند. در نهايت نبايد در مورد نقل قول ها گزينشي عمل کرد.