" رشد توتا لیتاریسم در برابر پوپولیسم "
محمود نکوروحجنبش دانشجویی همیشه در کشورما حامل پیامهای متفاوتی بوده است از ملی گرایی ، تا کمونیسم وسوسیالیسم وسوسیال دموکراسی تا کمونیسم روسی ، اگرچه غالبا مدعی استقلال بوده است امری که در غالب کشورها هم شاهد هستیم تا جنبش 1968 فرانسه که از سوی بعضی جنبش " ضدفرهنگ " هم نامیده شد ه است . ازینرو باید مواظب بود تحت تاثیر سیاستهای مختلف ، از قدرت تا گروههای قدرتمدار عمل نکند ، وحتی منحرف نشود . که در فرانسه بسود راست آنروز با یک راهپیمایی از سوی راست وبقولی بورژوازی حاکم تمام شد در صورتیکه جنبش در مجموع چپ بود . اگرچه این جنبش هاهمیشه در برابر قدرت وبسود اوپوزیسیون بوده است اوپوزیسیونی که شاید گاهی هم بحق نیوده یعنی بیشتر " در جستجوی قدرت " بوده است " دهه بیست وحرکتهای حزب توده در ایران " . ولی بازهم این جنبش میتواند در شرایطی مثبت وبسود مردم وجامعه عمل کند امری که کسی منکر آن نیست اینها همه ظرافت " عمل سیاسی " را نشان میدهد . امروز این جنبش نیاز بنقد ریشه ای دارد چرا که بعضی بیکباره سراز کنگره آمریکا در آوردند که برای ملتی چون ما قابل هضم نیست چه ملی گرایی هنوز هم در این کشور ریشه دارد وجنگ هشت ساله ثابت کرد ، چه ملت عراق هم مسلمان بود ، مسلما نی ماهم ویژه خودمان است که بهیچوجه اجازه دخالت به خارجی نمیدهد حتی به مسلمانان دیگر کشورها . واین ویژگی هویت ماست ,وبدون توجه به این هویت خودکشی است . منتها این هویت در این یکصدساله گرفتار ناخالصی هم شده است . از یکسو با پوپولیسم روبروییم واز یکسو با " خرده فرهنگها وخرده هویتها " از داخلی تاخارجی ، چه با دنیای ایدئولوزی ها روبرو بوده ایم بعلاوه فسادی که حاصل اقتصاد نفتی ودولتهای خودکامه کهبهیچ اصلی پایبند نبوده . بنابراین در هر حرکتی در کشورهایی چون ما که اتحادیه وسندیکا وحزب بمعنای خاص خود هنوز نداریم این خرده هویتها وفرهنگها غالبا موثر ، گاهی تخریبی ، انحرافی وحتی " سناریویی " برای نتیجه ای معکوس بوده است . امروز این خرده فرهنگها وهویتها نیاز به هوشیاری بیشتر دارد . اینک هویت گرایی که حاصل نوعی فرهنگ وایدئولوژی است " نوستالوژی چوانانی " در جامعه بسته که جز در خانواده نتوانسته اند چیزی در برابر القائات قدرت بیاموزندوتحلیلی همه جانبه داشته باشند شده ، وغالبا تحت تاثیر پدر ، عمو ،وفامیل بوده که سوابقی هم در گروههایی توتالیتر داشته ، گروههایی ایئولوژی مدار که از ایده واندیشه دگمهای جدیدی ساخته وبقولی " مذاهب دوران مدرن ببهانه ایدئولوژی ، مذاهب سکولار " مارسل گوشه ، که حاصلش در نیمه اول قرن بیستم استالینیسم وفاشیسم بود ودو جنگ جهانی ومیلیون ها تلفات را درپی داشت ، امروز نوعی از این هویت گرایی که در کشورما هنوز فرقه ای وقومی است اگرچه در ظاهر مدرن است ، نوستالوژی گروههایی هویت مدار شده که در جنبش نفوذ کرده ، به موازات سنت مدراران واپسگرا که امت حزب اله از این قماشند که البته اینها همه سیاسی است تا ایدئولوژیک ، دعوای هردو " قدرت " است وخراب کردن جنبش نه دموکراسی ، وروش هرد و افزایش تضاد ها ، امری که بسود جنبش دانشجویی وکشور نبوده . البته واکنش های خود جوش را که علت آن سخنان نا آگاهانه وتحریک کننده بعضی سران بدون توجه بشرایط است با این امر نباید اشتباه کرد که مبارزه جنبش دانشجویی همیشه در برابر خودکامگی بوده است پیچیدگی امر همینجاست ;که مبادا نتیجه غیر از آن شود که بود . هویت گرایی در زمان رضاخان مدت بیست سال عامل بسته شدن فضاشد ، تا فضا با جنگ جهانی دوم باز گردید امری که بسود " نفتی ها " در نهایت بود ، در بیست وهشت مرداد همین شعارها ی هویتی بازهم ببهانه تاریخ ایران باستان و..عامل باز تولید استبداد سنتی .و بسته شدن فضای سیاسی شد تا از درونش انقلاب اسلامی وجریانهای چریکی پس از چند دهه بر آمد فضایی که هنوز تبعاتش را پس از سالها می بینیم چه هیچ انقلابی در کشورهای عقب مانده دموکراسی نیاورده است بلکه فاشیسم وپوپولیسم حاصل آنست وبیشتر فرصت طلبها از آن بهره برده اند ، با تاریخ و شاهان ایران باستان مدت بیست وپنجسال هر جنایتی را توجیه میکردند وسالها استقرار دموکراسی را بتاخیر انداختند . بعد از انقلاب هم بعضی از هویت دینی در جامعه سنتی با نگاهی متحجرانه وواپسگرا خشونت را القاء وتوجیه کرده وهنوزهم میکنند عادات خودرا بعنوان سنت ودین در جامعه عقب افتاده ودر حال گذار حقنه کرده واجازه نمیدهند .نگرشهایی بروز ارائه شود تا مشکلات امروز ما بنسبتی حل گردد والبته بعضی هم با نگاههای ایدئولوژیک از موضع اوپوزیسیون ، تا به جنگ داخلی منجر شد وتلفات فراوان که بحثی دیگر میطلبد .....امروز نوع مدرن این " هویت مداری " در کشورما نامه ای است که گروهی از دانشجویان امیر کبیر برای آقای احمدی نژاد در سایت ها نوشته که مدعی شده اند که " خاتمی با بیست میلیون رای جرات نکرد به پلی تکنیک بیاید " آیا این شعار ضد دموکراتیک از همان شعارهای حزب توده در دهه بیست نیست که جوا نا ن حزب توده در دانشگاه داده ویکروز استادان را در دفتر ریس دانشگاه در زمان مصدق تا شب زندانی کرده وحتی اجازه ندادند که " دکتر مشکوه " استاد حقوق نماز بخواند. . .امروزاین شعار با نفی " بیست میلیون رای " مردمی که بعد از سالها وارد صحنه شده ، توهینی باین مردم نیست ؟ در جامعه ای که از یکسو با شستشوی مغزی ، تکثیر خرافا تها واز سویی با بحران هویت ، بحران گسست روبرو است ، در برابر تیپهای مختلف اجتماعی که از بستر شهر ها کم کم سر بر میاورد واظهار وجود که تنها بارای میسر است میکند نیست ؟ امری که بتکوین جامعه مدنی منجر شده ودر تضاد با قدرت سیاسی در نهایت قرار گرفته ، چه ما با تمام تلاشهای قدرت سیاسی در صورت هشیاری بسوی جامه مدنی وتشکل های اگرچه کوچک وجدید در حال حرکتیم ، این نامه ها بشدت مشکوک ، انحرافی ، ضد دموکراتیک وضدمردمی ورای مردم بوده که جنبش دوم خرداد را در هرصورت سبب شدند اگرچه بخش هایی از این نامه مثبت است ولی از " خرده شیشه ها " که زیانبار است باید پرهیز کرد امری که در انقلاب طالقانی را به عکس العمل واداشت که شعار " جوجه کمونیستهای فاشیست " متعلق به آن دوره است ، جوجه کمونیستهایی که برنامه " کنفرانس برلن را ترتیب داده وچماق را بدست استبدادیان دادند که عده ای مدتها زندان نصیبشان شد " اینها درذهنیت تاریخی مردم ایران نوعی رادیکالیسم کور را تداعی میکند که سر دمدارش همیشه مارکسیستهای روسی با نگاههای بشدت عقب افتاده ونه " مکتب فرانکفورتی " که بالاخره یک گام جلوتر است و....که هم در انقلاب مشروطه ، هم در نهضت ملی ، هم در اوایل انقلاب وحکومت بازرگان ، وهم در زمان خاتمی ، وهم در انتخاباتهای اخیر بخاطر فقدان تحلیل اجتماعی باعث بدتر شدن وضعیت سیاسی کشور شدند . ودر نهایت یا گریختند وعمری در غربت سپری کرده ویا در داخل در فضای بسته سکوت کردند چه ما تا آنزمان جامعه شناسی بمعنای خاص خود نداشتیم وبهمین دلیل از تحلیل جامعه شناختی روشنفکران مان اگر صداقت داشتند با تمام ادعا ها باز مانده و بسود استبدا د با نوعی خود کشی سیاسی عمل کردند زیرا همه چیز را سیاسی دیده ، وبا نگرشی ایدئولوژیک تحلیل مینمودند که این نگرش بیشتر متکی بنوعی " دگم ومطلق " میباشد که ضد آزادی ودموکراسی است اگرچه بهانه اش عدالت وبرابری بود، امری که در نهایت سیاسی شده وبه استبداد ایدئولوزیک ویا دینی انجامیده است . هرچه تحلیل بود غالبا مارکسیستی بود که حاصلش استالین واستالینیسم که امروز با رشد تکنولوزی واطلاعات وطبقات جدید اجتماعی دوره اش گذشته است ، ودر نهایت بسود فراملیتی ها که امروز در همه جا با ایدئولوژی های مختلف ومکتبهای متفاوت حاکمند . باید بهوش بود . امروز اگرچه پوپولیسم بخاطر انفعال اجتماعی وبی تحلیلی روشنفکران ، والبته فشارهای قدرت سیاسی واقتصاد نفتی وباندهای اقتصادی وتورم و...، فضارا بسته ولی نباید اجازه داد توتالیتاریسم که واکنشی شاید ، وحتی خود چوش ، مارا از هذف که انتخابات آزاد ، ودموکراسی است در برابر حرکتهای فریبنده کمرنگ کند که " اصل رای مردم ودموکراسی با همه تبعات آن است " که بسیاری از سنت گرایان نه بدان اعتقاد دارند وگروهی از انجام آن ، چه در حوزه قدرت وچه در حوزه اپوزیسیون وحشت دارند . امری که اینک کوس رسوایی بسیاری را بارای غافلگیرانه مردم نواخته ، اگرچه بنظر بعضی بیفایده است ولی حضور مردم زنگ خطری برای آنانکه ادعاهایی زیاد بقول خودشان با " خود شیفتگی " میکردند بود که فهمیدند " فریب سکوت مردم رانباید خورد " چه " طوفان خبر نمیکند " . در دموکراسی وانتخابات است که گام بگام میشود قدرت را در برابر نهادهای مدنی مجبور به رعایت قانون وحقوق مردم و...نمود " آلن تورن از کتاب دموکراسی چیست ؟ که هدف تهایی ما دموکراسی اجتماعی است . وما در برابر این شعارهای تند که همیشه بسود قدرت بوده وچه بسا همراه با سناریوهایی از قبل برنامه ریزی شده برای سرکوب بیشترو....باید با احتیاط بوده که تاریخ معاصر ما ازاین حوادث پراست . این دانشجویان اگر صداقت دارند باید فورا این اشتباه را تصحیح کرده ،چه با تمام تضادها وتناقضات گروههای سیاسی اصل حقوق بشر ودموکراسی است ورای مردم از حقوق اولیه، وباید از سوی هرکس محتر م باشد . تمام دعواهای یکصد ساله مردم ایران برای همین احترام به حقوق مردم بوده ، اگر فاشیسم ودیکتاتور ی بداست ومورد تقبیح ، از همه اینها بدتر آنار شیسم است که در شرایط اجتماعی وتار یخی وجغرافیایی ما بهر صورت محکوم است . با رفتارهای آنارشیستی نباید بهانه بدست قدرتمداران داد که بدبختانه در این جهنم همیشه " تیغ در دست زنگی مست بوده است " این تیغ ر ا تیز تر نکنید ، رفتار احساسی ونا آگاهانه این تیغ را تیز تر خواهد کرد ، مبادا دانشجویان در دامی بیفتند که خیلیها آرزویش را دارند دامی که در دهه شصت باخود محوری ویا نا آگاهی بسیاری در آن افتادند . التقاط مسایل صنفی ومطالبات دانشجویی در عین حال که ریشه در سیاستها دارد ولی باید مواظب بود که به صاحبان اصلی کشور که مردم هستند توهینی نبوده ودر برابر مطالبات بحق آنان نباشد . امری که در صورت عدم رعایت بضد خود که گشایش فضای سیاسی وتامین حقوق از دست رفته دانشجو ومردم ماست منجر خواهد شد. نباید اجازه داد از این حرکتها سوءاستفاده شود .