هدف؛مصلحتگرايي به جاي حقيقتگرايي (مريم شباني )
<http://r0ozonline.com/05newspapers/018373.shtml >اگر در آغازين روزهاي مهرماه جمعي از دانشجويان پشت درهاي بسته دانشگاه همسايه دچار بهت و حيرت شدند و همزمان ستارهاي را آذين كارنامه تحصيلي خويش ديدند تا باور كنند كه عزم بر محروميت آنان از كسب علم جزم شده است، اكنون در آغازين روزهاي آبانماه اين استادان دانشگاه هستند كه مبهوتانه برخورد با جمعي از همكاران خويش را شاهدند و در حاشيه نوبت خود انتظار ميكشند كه گويي زمان مقابله با اساتيد دگرانديش نيز فرا رسيده است.
چه آنكه اگر تعطيلات تابستاني فرصت كافي براي بررسي پرونده دانشجويان را به مسوولان وزارت علوم داده بود تا ليست ستارهداران محروم از تحصيل را كامل كنند، اكنون نيز گويي تعطيلات غيرمنتظره هفته قبل بهترين فرصت را در اختيار مديران دانشگاه تربيت مدرس گذاشته است تا سياهه استاداني را تكميل كنند كه متفاوت از قرائت رسمي ميانديشند و با زباني ديگر دانشجويان را مخاطب كلام و درس خود ميسازند.
پس اگر چندماهي پيشتر حجتالاسلام عميد زنجاني حكم بازنشستگي اجباري چند تن از اساتيد دانشگاه تهران را به يكباره صادر كرد و روحاني ديگري در صدر دانشگاه علامه طباطبايي زنگ محدوديت تدريس جمعي از استادان اين دانشگاه را نواخت، اكنون قرعه به نام حجتالاسلام اكبريان رئيس دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس افتاده است تا او نيز حكم محدوديت تدريس جمعي از اساتيد اين دانشگاه را امضا كند و يا حتي در برابر حكم اخراج برخي از آنان سكوت نمايد. گويي پايان تعطيلات اهدايي دولت اصولگرا، آغاز فاز جديد تصفيه دانشگاهها را رقم زده است، تصفيههايي كه البته در هر دانشگاه با مستندات متفاوتي اعمال ميشود؛ همچنانكه مديريت دانشگاه تهران بازنشستگي اجباري اساتيد را ميپسندد و مديران دانشگاه تربيت مدرس ايجاد محدوديت تدريجي را همچون گام اول اخراج نهايي جمعي از اساتيد تعريف كرده و چهبسا مديران ديگر دانشگاهها نيز هر يك در تدارك برنامهاي عملياتي براي برخورد با استادان دگرانديش مجموعه تحت امر خويش هستند.
به اين ترتيب اگر چند ماهي پيشتر و در پي بازنشستگي اجباري استادان دانشگاه تهران، دانشجويان بناي اعتراض در مقابل تصميم مديران گذاشتند و هفتهاي ناآرام را بر فضاي علمي دانشگاه حاكم ساختند، گويا خود دليلي بر دورانديشي اين گروه از ساكنان خانه علم و دانش بود كه محدوديتها را به درست پيشبيني كردند و سكوت را جايز ندانسته و اعتراض پيشه ساختند.
اعتراضي كه البته ساليان سال است بر نمايه بيروني فعاليتهاي دانشجويي نشسته است و دانشجويان امروزي به ياد ميآورند ديروزيان خود را كه در مقابل منع تدريس اساتيدي چون عبدالكريم سروش، سيدجواد طباطبايي و ديگراني صاحبفكر بناي اعتراض گذاشتند و البته تاوان اعتراضهاي خويش را نيز در اندكزماني بعد پس دادند.
امروز نيز جمعي از دانشجويان ستارهدار درحالي كه مدارك محروميت خويش از تحصيل را در دست دارند، از پشت درهاي دانشگاه به اساتيدي چشم دوختهاند كه گويي در آينده نزديك بايد رخت تدريس را در فضايي بيرون از دانشگاه بر تن كنند و البته استادان داشنگاه تربيت مدرس نيك ميدانند ارادهاي كه امروز اخراج آنان از شوراي تخصصي دانشگاه را رقم زده است، تا هنگامه خروج آنان از محيط دانشگاه آرام نخواهد گرفت. ديگر زمان آن گذشته است كه بر نحوه مواجهه با وارثان علم و دانش تاسف خورد كه در ساليان اخير بارها حرمت دانشگاه و دانشجو شكسته شده و ساكنان خانه علمآموزي لب فروبستن و انتظار كشيدن را نيك آموختهاند اما هر برگي كه از اين دفتر ورق ميخورد بار ديگر ذهنها را به تاريكخانه جهل هدايت ميكند و بغضي ديگر انباشت قصه تكراري دانشگاهها ميشود. اكنون اما در مواجهه با شيوه جديد برخورد با دانشگاهيان بايد تاسفي مضاعف را همراه نظاره خود كرد. اگر سالهايي پيشتر اين دانشجويان بودند كه يكصدا در مقابل برخورد با اساتيد ميايستادند و اعتراض پيشه ميساختند اما در مقابل بايد سكوت اخير اساتيد در داستان دانشجويان ستارهدار را با تامل نگريست و دانست كه گويي هدف غايي حكومت مردان فرهنگي كشور قطع ارتباط دوسويه استاد- دانشجو است تا شايد از اين طريق ركود را بر فضاي دانشگاه حاكم كرده و سكوت حاكم را نيز ماندگارتر سازند.اينچنين است كه اكنون دانشجويان معترض اين سالها درهاي بسته دانشگاه را در مقابل چشم دارند و معدود اساتيد معترض نيز محدوديتها و محروميتها را انتظار ميكشند تا شايد آنگونه كه طراحان نقش زدهاند <مصلحتطلبي> در جايگاه <حقيقتطلبي> نشيند و فراموشي رهآوردي براي فرداي دانشگاه باشد.
به اين ترتيب اين روزها ميتوان افزودن حلقهاي ديگر بر زنجيره <پاكسازي دانشگاهها> را به وضوح به تماشا نشست و تحقير وارثان علم و دانش را شاهد بود كه به پاس همراهي با دانشجويان به بيرون دانشگاه هدايت ميشوند.
گويي دانشجويان و استادان بايد كلاسهاي درس را زينپس خارج از فضاي دانشگاهها تشكيل دهند و حلقه علمآموزي را در فضايي ديگر ترسيم كنند كه دانشگاه زينپس تنها نامي براي مكان عرضه علم است و هر آنجا كه دانش توزيع شود ميتوان <دانشگاه> نامي بر آن نهاد.
منبع: اعتماد مل ، آبان
براي انقلاب دوم فرهنگي / دستورات از بيرون به دانشگاه مي رسد (حسن زارع زاده اردشير)
< http://r0ozonline.com/01newsstory/018361.shtml>"مسئول دفتر نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه امير کبير گفته است که نظام نمي خواهد وجود انجمن هاي اسلامي را تحمل کند و از بالا دستور برخورد با کليه انجمن ها صادر شده است و چنانچه اين دستورات اجرا نشود، دانشگاه تحت فشار شديد قرار خواهد گرفت."
يکي از فعالان دانشجويي دانشگاه امير کبير در گفت و گو با روز ضمن اشاره به مطلب بالا، افزود : "مير احمدي مسئول دفتر نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه امير کبير، اين مطلب را در ديدار تعدادي از دانشجويان منتقد اين دانشگاه با وي عنوان کرد." ديداري که از طرف دانشجويان به منظور انتقاد از برخوردهاي اخير با فعالان دانشجويي دانشگاه که از طرف مديريت دانشگاه، هيات نظارت و کميته انضباطي انجام مي گيرد، تدارک ديده شده بود.
چند روز پيش نيز، در پي ممنوع شدن ورود بعضي از اعضاي انجمن اسلامي و تعدادي از دانشجويان به دانشگاه و نپذيرفتن مسئوليت اين اقدام از طرف رئيس دانشگاه، رئيس حراست اين دانشگاه در اظهار نظري از خود سلب مسئوليت کرده و گفته بود: "دستور ممنوع الورود شدن دانشجويان به دانشگاه از بيرون به حراست داده شده است."
با وجود اظهارات صريح رئيس حراست و رئيس دفتر نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه امير کبير مبني بر وجود اراده اي فراتر از اراده و ميل مسئولين دانشگاه براي برخورد با دانشجويان، دکتر رهايي، رئيس دانشگاه اميرکبير، با پذيرش مسئوليت کليه اقدامات انجام شده در اين دانشگاه عنوان داشت : "اعضاي انجمن اسلامي جوسازي مي کنند و فضاي دانشگاه را متشنج مي نمايند و همچنان از موضع بالا سخن مي گويند و ما بر مواضع اصولي خود ايستاده ايم."
اين در حالي است که به گزارش خبرنامه امير کبير، چندي پيش و در پي بالا گرفتن انتقادات از دکتر رهايي به دليل تخريب ساختمان انجمن اسلامي در نيمه هاي شب ، با آوردن بولدوزر به داخل دانشگاه، آن هم تحت تدابير شديد امنيتي در اطراف دانشگاه، وي در جلسه اي خصوصي گفته بود براي انجام اين کار از بيرون دانشگاه به شدت تحت فشار بوده است.
موضوع برخورد با دانشجويان با دستور مقامات بالا و خارج از دانشگاه امر جديدي نيست و بارها دانشجويان به آن اشاره کرده و روند سرکوب جنبش دانشجويي را به سياست دولت ربط داده اند که از طريق نهادهايي مانند کميته هاي انضباطي، گزينش، بسيج دانشجويي، دفتر نهاد هاي نمايندگي ولي فقيه و ديگر نهادها و در بيرون از دانشگاه عملا از طريق وزارت اطلاعات و يا نهادهايي مانند اطلاعات سپاه پيگيري مي شود.
چندي پيش محمود احمدي نژاد نيز در يک سخنراني در حضور جمعي ازجوانان، دستور پاکسازي اساتيد و دانشجويان دانشگاه ها را صادر کرده و از آنها کمک طلبيده بود.
از زماني که دولت احمدي نژاد روي کار آمده است، تعدادي از دانشجويان دستگيرو انجمن هاي فعال دانشجويي و نشريات دانشجويان بسته شده است. دولت جديد با گسترش احضار ها و پرونده سازي براي دانشجويان و صدور احکام محروميت از تحصيل دور جديدي از برخوردهاي غير قانوني با پوشش قانوني را تجربه مي کند. فعالان دانشجويي مدعي هستند اين برخوردها گام به گام و تدريجي صورت ميگيرد تا هزينه يک انقلاب فرهنگي مانندگذشته بر نظام تحميل نگردد.
در ادامه اين اقدامات و تنها در طي چند روز گذشته، سيدحسين جاوداني، از فعالان دانشجويي جريان دموكراسيخواه دانشگاه تهران، به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شد، سعيد حجاريان، از شوراي علوم سياسي و محسن كديور، از شوراي فلسفه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس کنار گذاشته شدند، اسامي تعدادي ديگر از دانشجويان سه ستاره هم اعلام شد که همچنان از آنها ثبت نام بعمل نمي آيد.
از طرفي در مازندران، به علت گسترش فشارهاي امنيتي بر فعالان دانشجويي وانجمن اسلامي دانشکده فني دانشگاه مازندران ، اعضاي اين انجمن روز يکشنبه در اقدامي نمادين آرشيو نشريات قديمي انجمن را براي پخش رايگان در بين دانشجويان، روي ميزي در صحن دانشگاه قرار دادند.
با افزايش جمعيت، حراست دانشگاه به همراه مسئول جديد امور فرهنگي بهسرعت خود را به محل تجمع دانشجويان رساندند و از پخش اين نشريات [که همگي مجوز داشتند] جلوگيري بهعمل آوردند که پس از دقايقي جو دانشگاه بهشدت متشنج شد و فعالين انجمن اسلامي با مسئولين امنيتي دانشگاه وارد درگيري لفظي شديدي شدند.
اعتراض به انقلاب فرهنگي دوم
با گسترش برخورد با دانشجويان، تداوم اخراج اساتيد و ايجاد مانع در برابر فعاليت هاي آزاد آکادميک در ايران، روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت اطلاعيه اي صادر کرد. در اين بيانيه آمده است: "بي مراد نيست سخن از بيداد سکولاريسم راندن و بر ساحت دانشگاه تاختن. هدف خاموشي دانشگاه به عنوان مرکز نقد آکادميک بر اعمال حاکمان است "
در اين بيانيه همچنين به موانع ايجاد شده براي دو استاد دانشگاه، آقايان دكتر محسن كديور و دكتر سعيد حجاريان اشاره شده است: " آقاي دكتر حجاريان از حق تدريس محروم گشته اند و دكتر محسن كديور با مشكلاتي در عرصه آموزش و پژوهش مواجه گرديده اند."
دفتر تحکيم وحدت، ضمن محكوم كردن آنچه "اقدامات خردستيزانه دولت" ناميده، هشدار مي دهد كه سكوت و كم تحركي نيروهاي سياسي، آينده تاريكي را براي كشور رقم خواهد زد.
در پايان اين بيانيه از برخوردهاي اخير با دانشجويان به عنوان بخشي از پروژه انقلاب فرهنگي دوم ياد شده و آمده است: " بر همه فعالان سياسي وفرهنگي كشور لازم است كه با تشکيل جبهه فراگير و دفاع از دانشگاه در مقابل اقدامات تنگ نظرانه و قرون وسطايي ايستادگي نمايند