يكبارهم كه شده «نه» بگوييد

محمد حيدري

http://heydary.blogspot.com

 

1- به نظر مي رسد كه بهترين كار براي معين كناره گيري از انتخابات است. به چند دليل مي توان اشاره كرد كه چرا چنين ميگوييم. اول آنكه راستگرايان ايران با بوجود آوردن اين وضع كه نهايتا ،معين را با حكم حكومتي مواجه كردند، خواسته اند به اصلاح طلبان مشاركتي و نيروهاي نزديك به آن نشان دهند كه در هر صورت آنها مي بايد در ساختاري فعاليت كنند كه بخشي از اين ساختار با ولايت مطلقه فقيه تعريف مي شود. اعلام زودهنگام اسامي تاييد  صلاحيت   شده ها و سپس نامه فوري رئيس مجلس ( كه معلوم نيست به او چه ارتباطي دارد؟! مگر مجري انتخابات است يا مثلا حق او ضايع شده؟) و پاسخ آن و جوابيه شوراي نگهبان ؛ همه و همه نشان مي دهد كه اين ماجرا تمهيدي بوده است كه جبهه مشاركت و نيروهاي حول وحوش آن را مجبور به تمكين كنند.از طرفي معلوم بود كه در جبهه اصلاحات اختلافي جدي بوجود خواهد آمد و بخشي از نيروهاي اپوزيسيون كه در اين سالها به مشاركت و حاميانش  نزديك شدند از آنها فاصله خواهند گرفت و اين هم خود كم دست آوردي براي راستگرايان نيست . بر اين موارد اين پيش فرض آنها را هم بيافزاييد كه معتقدند معين راي لازم را براي رياست جمهوري نخواهد آورد و با تن دادن به شرايط بوجود آمده حضورش در انتخابات تنها به سود راست عمل خواهد كرد. اما در اين ميان تصور ميكنم كه آنها هزينه كناره گيري احتمالي معين را در نظر نگرفته اند و يا آن را جدي نمي دانند.

بايد به معين پيشنهاد كرد و با اصرار و جديت از او خواست كه از اين انتخابات كناره گيري كند. ترديدي نيست كه معين در بوجود آمدن اين شرايط هيچ تقصيري ندارد و شايد اين منصفانه نباشد كه ما از او بخواهيم هزينه كاري كه ديگران كرده اند او بپردازد.فراموش نكنيم كه معين پس از رد صلاحيتش اعلام كرد كه هيچگونه درخواست فراقانوني ندارد. نامه معين دقيقا به اين دليل صادر شد كه مي دانست چه ماجرايي در جريان است. پس او، موضع خود را صريحا وبي هيچ چشمداشتي اعلام كرده است. از طرفي مي دانيم كه مخالفانِ كناره گيري معين خواهند گفت مگر آزادي عبدالله نوري با چنين حكمي نبود؟ يا حتي مگر تشكيل مجلس ششم كه شوراي نگهبان مي خواست با ابطال گسترده آراي مردم از تشكيل آن جلوگيري كند و حتي برخي از نمايندگان تهران از جمله دكتر عليرضا رجايي  را حذف كردند؛ نهايتا با همين حكم تشكيل نشد؟ اما مجلس ششم بركات بسياري براي اصلاحات داشت و نبايد آن را ناديده گرفت. از اين موارد بسيار ميتوان شمارش كرد. دقيقا به دليل همين نكته ها است كه بند دوم اين نوشته را آورده ام.ليكن ميخواهم به اين دوستان يادآوري كنم كه كناره گيري معين در اين شرايط منافعي خواهد داشت كه شركت وي هرگز نمي تواند چنين بركاتي را به دنبال آورد. مگر نه اينكه «همة» جريان راست متحد شده اند كه جبهه مشاكت و نيروهاي نزديك آن را به تمكين وادار كنند؟ يكبارهم كه شده «نه» بگوييد. آنهم با صداي بلند! بگذاريد آنها كه اين ماجرا را پرورده اند هزينه كار خود را نيز بپردازند.

در اين صورت فرصتي بزرگ و تاريخي براي تشكيل جبهه  فراگيرسياسي از آزاديخواهان و اپوزيسيون فراهم خواهد شد، تا با روشي مسالمت آميز قدرتي جديد را به ساختار حاكم تحميل كنند. آلترناتيوي قدرتمند كه ديگر امكان ناديده گرفتن و سركوب آن وجود نخواهد داشت.چيزي كه تاكنون از تشكيل آن جلوگيري شده است.تصور مي كنم اگر چنين اتفاقي بيافتد حتي از تسخير كرسي رياست جمهوري – كه  احتمال كمي هم دارد- دستاوردي ارزشمندتر خواهد بود. بيائيد از اين فرصت جالب توجهي كه در اختيار شما گذارده اند استفاده كنيد و يكبارهم كه شده «نه» بگوييد!

2- اما مي دانيم كه احتمال چنين كاري از طرف جبهه  مشاركت و مجاهدين انقلاب بعيد است، اگر چه اميد خود را از دست نداده ايم! ليكن اگر آنها چنين نكنند و معين وارد رقابتهاي انتخاباتي رياست جمهوري شود ما چه بايد بكنيم؟ من البته به معين راي خواهم داد! اما كاش چنين نشود.