به نام خداوندمتعال

اسوه پایمردی و پاکدامنی

من مرحوم زنده نام مهندس عزت الله سحابی را پیش ازانقلاب، ازفعالیتهایی که بعداز کودتای 28 مرداد که درانجمن اسلامی مهندسان و سپس درنهضت آزادی ایران انجام می داداز زبان دوستان وهمکارانی که بااواز نزدیک آشنا وهم آهنگ وهمکار بودند میشناختم. بازداشت­های طولانی و به خصوص مصائبی که که در زندان عبدل آباد شیراز متحمل گردیده  بود را شادروان شهید دکتر کاظم سامی برای من شرح داده بود. مهندس سحابی برای دکتر سامی به لحاظ پایمردی و نیک نامی الگو بود هم چنان که سامی و سحابی برای من.

بعد از انقلاب اسلامی مهندس سحابی برای نزدیکی و هماهنگی اندیشه ها وکوشش­های مسلمانان نواندیش یا روشنفکران مسلمان که درسازمان­های مختلف سیاسی فعالیت می­کردند، سعی فراوان می نمود. که نتیجه مثبت و موفقیت آمیز آن ارائه لیست مشترک کاندیداهای نمایندگی در اولین مجلس بررسی پیش نویس قانون اساسی بود. که قریب 80 درصد از افراد آن لیست به مجلس مذکور راه یافتند. پس از آن همواره ارتباط خود را با مرحوم مهندس حفظ کردم و شاهدکوشش­های ارزنده او درکادرهای مختلف اداری و اجتماعی بودم. اما بیشترین ارتباط ما در جریان برگزاری انتخابات دوره­های اول تا هشتم مجلس شورای اسلامی بود. در این راستا همواره من اعتقاد داشتم که می­بایست در انتخابات هم به صورت کاندیدا شدن  و نیز رأی دادن شرکت کرد و میراث  ارزنده ای را که پدران ما از دوران مشروطیت با جانفشانی فراوان از استبداد بدست آورده­اند حفظ نمود و در اصلاح آن کوشش کرد. مهندس سحابی همواره پس از بحث و جدل­های موافق و مخالف سرانجام با نظرات من روی موافق نشان می­داد. قبل و بعد از انتخابات دوره ششم کادر مطبوعاتی که در مجله ایران فردا کار می­کردند و دیگر دوستانی که هم آهنگ با آنان بودند با شناخت مشترک و اعتماد متقابل به پیشنهاد اینجانب و تأکید مهندس سحابی همکاری­های اجتماعی و سیاسی خود را ادامه دادند و بعدها با پیشنهاد مهندس سحابی درکادری باهویت سازمانی با نام ملی- مذهبی پیگیری کردند. همه کسانی که در آن جمع حضور داشتند سابقه چندین ساله تجارب و مبارزات سیاسی و اجتماعی قبل و بعد از انقلاب را بر دوش داشتند و جالب آن که  اولین نکاتی که مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت ارائه تجارب گذشته هرفردی بود که درآن جمع حضورداشت. اتفاقاً قرعه فال بار نخست به نام من افتاد.

بحثی که آغاز کردم درمورد لزوم تقویت عرق ملی و جلب توجه عامه مردم اعم از روشنفکر و دیگران به یک میهن دوستی منطقی و راهبردی بود که درزمینه های مخالف باید به آن تعالی بخشید. این ایده را از فداکاری­های هموطنان عزیزم اعم از پیر وجوان درجبهه­های جنگ با دشمن متجاوز الهام گرفته بودم و می­پنداشتم حیف است آن ایثار وگذشت و تحمل شدائد و بذل جان و مال هموطنان اعم  از پیر وجوان رزمجو و رزمنده را دردفاع ازاستقلال میهنمان بگذاریم به دست فراموشی سپرده و یا سردشود. باید همان ایده­ها وآرمان­ها را در راه سازندگی وپیشرفت­های علمی صنعتی وکشاورزی و رفاهی به کار برد وعقب ماندگی­ها را جبران کرده اتفاقاً بحث مذکور که جلسات چندی را به خود اختصاص داد مورد توجه همه دوستان حاضر درآن گردهمایی قرار گرفت و از همه بیشتر بر مهندس سحابی تأثیر گذاشت به طوری که در روز 14 اسفند ماه سال 73 سالروز  وفات شادروان دکتر محمد مصدق مهندس سحابی به عنوان سخنران اصلی بحث خود را پیرامون تقویت میهن دوستی و وطن خواهی منطقی قرارداد و به خصوص تأکید کرد: پس از عمری کوشش و پای­بندی به مسائل             ایدئولوژی اینک به این ضرورت پی برده ام که نباید عرق ملی و میهنی را از یاد برد و برای جلوگیری از نفوذ فرهنگی وسیاسی و اقتصادی بیگانگان باید آن را در بین هموطنان تقویت کرد. اتفاقاً شادروان شهید داریوش فروهر در جمع حاضر بود و پس از سخنرانی مهندس سحابی ایشان را بوسید و صمیمانه از این ترادف فکری پیرامون دوستی میهن و هم­میهنان ایرانی از او تشکر کرد. ماه­های متوالی بحث­های همکاران ملی - مذهبی  در موارد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در حضور مهندس ادامه یافت. اقرار می­کنم همواره در بین جمع من همیشه ساز مخالف داشتم و نقدها و حتی انتقادها یا به گفته دوستان کامنت­هایی پیش­ می­کشیدم.

از جمله عمده ترین بحث و تأکیدی که من به آن پافشاری می­کردم لزوم تعیین معرفت شناسی خردمندانه یا به تعبیری نگاه فلسفی داشتن به مسائل اجتماعی و فرهنگی  و سیاسی بود.  با تأکید بر سیره پیامبر اکرم که به گفته فیلسوفان برجسته­ای       چون فارابی و ابن سینا و در دوران معاصر و پیش از آن ملاصدرا و اینک آقای محمدخاتمی که در آن زمان رییس جمهور ایران بودند، قبل از بعثت فیلسوف بوده و پس از بعثت نیز در بین صحابه از ارسطو به عنوان پیامبر قوم خودش به نیکی و بزرگی یاد می­کند. و باز هم با تأکید بر روند تاریخی حضور حکمت و فلسفه د رتاریخ اسلام بخصوص قرن سوم که اندیشه ­های خردگرایانه توسط اخوان الصفا در جهان اسلام حضور پیدا می­کند و تحت تأثیر آنان افرادی مثل بیرونی، فارابی، ابن سینا و رازی و صدها از این قبیل پیدا می­شوند. و تا ابن رشد و ابن خلدون و ملاصدرا و سرانجام سکوت قریب چهارصد ساله فلسفه و حکمت در جهان اسلام تا قرون اخیر من این امر را ضعف نواندیشان دینی و حتی روشنفکران دیندار می­دانستم که صرف نظر از گرایش­های ایمانی و عرفانی تعقل­گرایی خردمندانه را مورد توجه قرار نمی­دهند. این امر برای تأمین و تکمیل زیز بنای ایدئولوژی در جهت برپاساختن معرفت شناسی عقلایی خود بنیاد ایرانی ضرورت تام دارد. از قضا نخستین کسی که به این نظریه پاسخ مثبت داد مهندس سحابی بود ولی تأکید کرد مطالب خود را بنویس و منتشر کن که خوشبختانه سخن او را به جان پذیرفتم و نظرات خود را در جزوه­ای هرچند کوچک منتشر و تقدیم دوستان کردم. در ادامه آن باز هم مرحوم مهندس به درستی مطالب آن اقرارکرد و گفت سخنی گفتی حال دنباله­اش را هم خودت ادامه بده. توصیه ایشان منجر به آن شد که درمدت پنج سال آنچه به نظرم  می­رسید که می­توانست گامی در راه نو بنیادی جدید فلسفه در ایران باشد به رشته تحریر در آورده و به چاپ رساندم ولی متأسفانه در پیچ وخم­های اداره نشر و انتشار وزارت ارشاد انتشارکتاب گرفتارموانعی شد و به دست عموم مردم نرسید.

ولی خوشحالم اولین مجلد آن­­را با زیور نام زنده­یاد مهندس سحابی  به عنوان اسوه پایمردی و پاکدامنی تقدیم اوکردم.  

مهندس در ادامه راه انتشار ایران فردا، حضور در جمع ملی- مذهبی ها، شرکت درکنفرانس های داخل و خارج و بیان حقایقی که به ذهن خلاق و فعال او رسیده بود گرفتار مشکلات و معضلات متعددی گردید که هربار قلب همه دوستان وعزیزانی که او را می­شناختند به درد می آورد و سرانجام سلامتی خود را از دست داد وچند بار تا پای جان رفت و هربار به دعای دوستان و خانواده محترم و کوشش پزشکان و تفضل الهی از آن آفات نجات یافت و سرانجام چنان شد که نباید بشود. اما مهندس سحابی با آن اخلاق و حلم پایداری که داشت و با آن سابقه درخشندگی و مبارزاتی که برای سربلندی ایران و ایرانی انجام داده بود و به آن افتخارمی­کرد برای همه ایرانیان زنده است. او الگوی راستی و پاکدامنی بود او اسوه درست اندیشی و ایمان واقعی و زوال ناپذیر بود که همواره خاطره اش در ذهن و روح ما جاودان خواهد ماند. شگفتا که قدر او را ندانستند و از آن همه دانش و تجربه و ایمان و صداقت او کم بهره بردند  و حتی پس از فوت ایشان نگذاشتند در فقدان او با آرامش قطره اشکی جاری کنیم.

روحش شاد و خاطره­اش جاودان باد

دکتر نظام­الدین قهاری