" گروگان گیری – ازنگاه امروز
" محمود نکوروح
ماه آبان است ودراین ماه حوادثی تاریخی را در خاطره خود داریم که مهمترین آن شاید گروگان گیر ی سفارت آمریکا باشد .
گروگان گیری سفارت امریکا در اوایل انقلاب اگرچه " غرور" ازدست رفته مارا در کودتای 28 مرداد به نسبتی التیام بخشید ولی از منظر سیاسی در آن شرایط حساس انقلابی عملی بشدت نسنجیده ومحاسبه نشده علیه انقلاب ومنافع ملی مابود .
به همین دلیل از شورای انقلاب تا دولت موقت همه با آن مخالفت کردند . که ما نیاز به " ثبات " داشتیم .
درشرایطی که حتی رهبر فقید انقلاب بر پیش نویس قانون اساسی" عرفی " صحه گذاده واصرار به رفراندوم تصویب آن داشت تا ما هرچه زودتر به شرایط " پست انقلابی " برسیم ، امری که مبارزان وروشنفکران بسیاری به ضرورت آن پی نبردند . وبر تشکیل مجلس موسسان پای فشردند . اولین فرصتی که در شرایط آنروز ایران ازدست رفت. این امر" تشکیل موسسان " اگرچه درست بود ولی بخاطر فقدان تحلیل شرایط اجتماعی جامعه ایران وثمره جبری انتخابات در آن زمان ، نتیجه اش منفی بود .
مبارزان وروشنفکرانی که خودهم حق شرکت در انتخابات خبرگان را نیافتند . در انتخاباتی که سرنوشت چند دهه مارا تعین میکرد .
تشکیل مجلس موسسان بخاطر مشکلات تبدیل به مجلس خبرگان شد وپی آمدهایش که ادامه یافت . درآنزمان برای انتخابات مجلس خبرگان وزارت کشور خودرا ناتوان یافت وبه پیشنهاد آیت اله طالقانی به انتخابا ت مجلس خبرگان انجامید ودر جامعه سنتی چنان نشد که رهبر فقید ومردم و...در انقلاب انتظار داشتند .
زیرا هدف بررسی پیش نویس قانون اساسی اولیه " کمیته طرح های انقلاب " مرکب از حسن حبیبی – دکتر سنجابی وتعدادی حقوقدان دیگربود .
.که مورد تصویب شورای انقلاب ورهبر فقید در هر صورت قرار گرفته بود . در مجلس خبرگان بکلی این " پیش نویس " عوض شد وقانون اساسی " دوم وبعد سوم " تصویب گردید . چه اکثریت جامعه ایران هنوزدرروستا بود وسنتی و مقلد ، بدینگونه در این انتخابات از ابتدا معلوم بود که روحانیون سنتی برنده میشوند وشدند ، وقانون اساسی مورد نظر خودرا تصویب نمودند ، جامعه مدنی وگروههای روشنفکری ، دانشجویی ، استادان ورادیکال ها و..متعلق به جامعه شهری ، که نظرشان به وعده های رهبر فقید انقلاب معطوف بود به حاشیه رفتند .
از منظر جامعه شناختی انقلاب متعلق به روستا وحتی روحانیون سنتی نبود که غالبا محافظه کاران بودند ، روستا در هر کشوری محل سکوت وسکون است .وشرایط خودرا دارد وهمیشه به دنبال کدخدا بوده است .
دراین انقلاب ما میراث دار تضادها وتناقضات اجتماعی حاصله از" استبداد سنتی قرنها ودیکتاتوری مدرن ووابسته " بودیم که سرعت حوادث همه را مرتبا با هرحادثه واتفاقی تازه روبرو میکرد ، حادثه ای چون ورود شاه به آمریکا با دعوت کیسینجر ، راکفلر و...ببهانه بیماری او که میشد در هرجای دیگر معالجه نمود ، چه در آنزمان دربرابر انقلاب ومشروعیت آن هیج کشوری حاضر به پذیرش او نشد ه بود . حتی دولت دموکرات امریکا وکشورهای اروپا که متکی به نوعی هژمونی " غیر مشروع " برای خود در امور جهان بودند . گویا وسوسه توقیف بیست میلیارد دلار ذخایر ارزی ایران در بانکهای راکفلر بود که از اینزمان راکفلر وکی سینجر ازجمهوری خواهان این پولها را بلوکه کردند .
بعلاوه کارتر وانقلاب را با بحران روبرو نمودند . شاه بخاطر قانون شکنی ها ، نقض مداوم حقوق بشرو... ، از نظر جهان محکوم بود ، دنیا مردم ایران رادر آن انقلاب محق میدانست ، که با کودتای نفتی ها 25 سال قبل استقلال وحاکمیت ومنافع ملی خودرا از دست داده بود . ودولت ملی مصدق با این کودتای ناجوانمردانه سقوط کرده بود . ورود شاه به امریکا حساب شده و میتوانست وتوانست شوکی به نسل جوان وانقلابی آنروز وارد کرده ، واکنش آن " گروگان گیری " محاسبه شده بود تا سپرده های ایران ضبط گردد وضبط شد ، بعد از444 روز که گروگان ها آزاد شدند.
ذرضمن توطئه ا ی علیه کارتر " بادام کاری غیر سیاست باز که به نظام حزبی آمریکا تحمیل شده بود درزمانی که در آمریکا گفته میشد همه سیاست بازان حرفه ای را باید از واشنگتن بدورریخت " 1 او باگروگان گیری انتخابات را دردوردوم به ریگان باخت .
درزمانیکه سیاست در کشورهای توسعه یافته از روش های " سیبرنیتیکی " بهره میگرفت ، یعنی ضربه را به " آ « میزدنتیجه آنرا آنرا از «ب « میگرفت . با این عمل همه ی تضادهای اجتماعی که تابحال درسایه وحد ت خنثی شده بود مجددا فعال میشد وشد .
بدینگونه تمام گروهای شهری ازروشنفکر وجریان های رادیکال تا طلبه های قم و...همه به حمایت گروگانگیرها پرداختند . ودولت مو.قت وشورای انقلاب غافلگیر شدند .
نظام سلطه بویژه آمریکاوباندهای حاکم در آنجا روی واکنش های ما ، نیروهای اجتماعی وعملکرد سیاسی حکومت همیشه حساب باز کرده ومیکرد ند . واکنش های متفاوت را پیوسته رصد کرده ، با بردن شاه به امریکا تضادهای درونی رابیشتر دامن زد ه ، 1حتی کارتر راهم کلافه کرده که در مصاحبه ای گفت ما میراث دار 500 سال سیاستهای ظالمانه وسلطه طلبانه انگلستان در خاورمیانه شدیم 2.
درسفری که مهندس بازرگان نخست وزیر موقت ، ابراهیم یزدی وزیر خارجه ودکتر چمران وزیر دفاع به الجزایر دعوت شده بودند در آنجا ملاقاتی با برژینسکی مشاور کارتر دست داد که وقتی بازگشتند از چپ وراست آنهارا مورد حمله قرار دادند ، در حالیکه این ملاقات بخاطر " طلب های ایران " بود که ما با خرید اسلحه وهواپیما و...طلبکار بودیم ، مهندس بازرگان در مجلس دربرابر اعتراضات مخالفین که جنجال ها کردند گفت " ما قبلاخدمت امام رفتیم وموضوع را مطرح کردیم ایشان فرمودند بروید ولی سربسرآمریکا نگذارید " با اینحال فشارها روی دولت موقت روزبروز افزونتر میشد . تا جاییکه حجت الاسلام فردوسی پور در مجلس گفت " مهندس بازرگان دروغ میگوید " که با واکنش بسیاری از نمایندگان روبرو شد ، حتی بعد ها (مهندس بازرگان که چند بار استعفاداده بود یکبار بهنگام ظهر وقتی خدمت امام رسید رهبر فقید از او پرسید " وضوداری " که او همیشه داشت ، بعد بدو گفت جلو با یست ونماز ظهررا بدو اقتدا نمود " امری که روحانیون در منزل هم در قم بدو در اقتدا پیوستند )3 عملی که نشانگر آن بود که تا چه حد بدو اعتقاددارد . منتها عملکرد مراکز متعدد قدرت اورابا سیاسی کاری بویژه با گروگانگیری وادار به استعفا کردند تا جاییکه گفته شد " بازرگان صداقتمدار بود ولی سیاستمدار نبود " . بعد ها رهبر فقید انقلاب در برابر انتقاد یکی از همراهان همیشگی خود گفت د " تونمیدانی من گرفتار چه مرتجعینی هستم " 4 که اکثریت مردم ایران را هنوز سنتی ها در شهرستانها وروستاها که مقلد مراجع سنتی بودند داشتند .
درایران به هنگام انقلاب تناقضات وتضادهایی فراوان در جامعه ، دولت وسیاست موجود بود که بقول یک خبر نگار آلمانی " گروههایی در قرن پنجم وگروههایی درقرن بیست وپنجم تنفس مینمودند " ، این تضادها در مجلس خبرگان وبعد انتخابات مجلس اول که دومرحله ای شد مشهود بود وآثار خودرا بخشید . حتی " مردمی که در رفراندوم جمهوری اسلامی بیش از 98 د رصد رای داده بودند، درانتخابات خبرگان درروستاها کمتر از پنجاه درصد آنهم با فتوای روحانیون محلی شرکت کردند ، ودرشهرها بیش از 45 در صد تعداد شرکت کنندگان نشد " 5. درحالیکه هنوز شورانقلابی وجودداشت " .
منتها این " شور " متعلق به نسل جوان ، انقلابی وطبقه متوسط شهری بود وهیجانات انقلابی بیشتر برای رهایی از دیکتاتوری شاهانه ودموکراسی وعدالت و...بود . درانتخابات مجلس باتوافق همه دست اندکاران انتخابات دومرحله ای تصویب شد ، یعنی کاندید کمتر از پنجاه درصد به دوردوم میرفت ، وطبیعتا روشنفکران ومبارزان شهری دردور اول کمتر از 50 درصد رای آوردند ، بیشتر نمایندگان درمجلس اول از حزب جمهوری اسلامی .و از روحانیون در شهرها وروستاها انتخاب شدند که بیش از تعدادی معین ازاقلیت شهری انتخاب نشد ودردور دوم هم بهمچنین ، دردور اول برای نمونه دکتر سامی با 700 هزار رای انتخاب نشد دردور دوم با یک میلیون را ی انتخاب شد وبسیاری دیگر به حاشیه رفتند .
بدینگونه گروههای شهری " روشنفکری تا ..." به حاشیه رانده شدند . دلیل این امر انتخابات کشورهای صنعتی ومدرن ا بود که بخاطر حضورروشنفکران از اروپا وامریکا بر گشته امری درست و منطقی بود ، ولی برای جامعه انقلابی آنروز ایران که هنوز جامعه شهری 25 درصد بیشتر نبود نقض غرض بود ، امری که اختلافات را دامن زد ، اینک بعد از سی وچند سال درقانون جدید انتخابات " 25درصد " ازرای را کافی برای نمایندگی مجلس تصویب کرده اند که اقلیت شده اند .
اگر آنروز چنین بود شرایط غیر از امروز میشد . درهردو مقطع عملی بیشتر سیاسی بود که تحلیلی دیگر میطلبد . چه " سیاست ممکن کردن غیر ممکن هاست " ودرک شرایط وفرصتها امری ضروری درمدیریت اجتماعی است . واکنش دربرابر " انتخابات دومرحله ای و..." حمایت فوری گروههای رادیکال شهری از گروگان گیری وتداوم آن بود . گروههای سیاسی وروشنفکری درشهرها ، که بخاطر اختناق هرکدام با جمعیت اندک مطالبات بزرگ داشته ، از روشنفکران از فرنگ برگشته ، تا روشنفکران مارکسیست ، گروههای مارکسیستی انقلابی تا گروههای مذهبی انقلابی که هنوز جوان بوده ، با آرمانهای دموکراسی وعدالت اجتماعی . بعلاوه ی رادیکالیسمی واکنشی که همه نیاز به مدیریت جمعی داشت ، تا رادیکالیسم افراطی که از ابتدا مشکل اصلی بود . قبل از همه اینها یک گروه طلبه جوان با ذهنیت بیمار " اسلام منهای روحانیت " اولین تروررا هنگامیکه آیت اله مطهری از منزل دکتر سحابی خارج میشد انجام داد ، هشداری بود برای جامعه ای که مهندس بازرگان گفت " ماباران میخواستیم سیل آمد " .
دراین زمان تنها سی وپنج گروه سیاسی که پانزده گروه آن کمونیستها بودند در شبی که دکتر یزدی همه را بر ای تعین تکلیف سیاست خارجی به وزارت خارجه دعوت کرد حضور یافتند که بیش از همه کمونیستها وقت جلسه را در دعواهاشان گرفتند ، گروههایی که همه معتقد به " دیکتاتوری پرولتاریا " وبیشتر نگاهشان به روسیه استالینی بود . دعوا از سوی گروهی کمونیستهای تروتسکیست ومعروف به کمونیستهای آمریکایی با حرب توده وگروههای کوچکترش بخاطر آن بود که " وقتی یکی از شعارهای انقلاب " استقلال " است چرا وابستگان به روسیه را دعوت کرده اید ؟". دموکراسی برای این گروهها مطرح نبود ومتعلق به " بورژوازی " بود !! که همه امروز نظراتشان تغییر کرده وبیشتر لیبرال شده اند .
مدیریت چنین شرایطی نه تنها سهل بلکه کاری کارستان بود ، منتها صبوری مردم ، درک شرایط وخطر کودتایی چون 28 مرداد ، بعلاوه حضور آیت اله خمینی ووعده ی اصلاحات در قانون اساسی توسط ایشان همیشه بخاطر اعتماد بدو فضارا آرام مینمود . انقلاب ایران همانند هیچکدام از انقلابهای جهان نبوده ونیست همانطور که سایر انقلابها همانند هم نیستند ، همانگونه که انقلابهای امروز کشورهای عربی نبوده ، اگرچه ممکن است شباهتهایی اندک را با دیگر انقلابها درهرکدام یافت . به همین دلیل علل واحد یا راهکاری همگانی نمیشود از همه اینها جست . پیران قوم ازهر تغییر وانقلاب وتند روی به درستی وحشت داشتند تا رهبر فقید انقلاب که مرتبا بر " میزان رای ملت است " و " مجلس راس کلیه مسایل است " تکیه می نمود ، حتی دررابطه با گروگان ها که تصمیم درباره آنرا به مجلس موکول کرد ومجلس به دولت پاس داد وبالاخره بعد از مدتها چنان نشد که انتظار بود که هیچ نهادی حاضر به تصمیم گیری نهایی درباره آن نبود ، وبلاخره در آخرین لحظات با وساطت الجزایر وبا معاونت نخست وزیر طبق یک قرارداد ویا " موافقتنامه " !!انجام شد ، اثراتش درانتخابات آمریکا بین رقبای دموکرات وجمهوری خواه آمریکا ، کارتررفت وریگان برنده شد درداخل دولت بازرگان استعفاداد وبعد ها مهندس بازرگان کتاب " انقلاب اسلامی در دوحرکت را نوشت " چه از هم گسستگی های اجتماعی ، فاصله نسل ها ، روحانیتی سنتی که خاطره ی انقلاب مشروطه راداشت با مشروطه وجمهوری وهرگونه تغییری ...مخالف بود ، ، وروشنفکران فرنگ بر گشته ای که ازشرایط ماغافل بودند که اکثریت جامعه ما سنتی ومتعلق به روستا بود اگر چه با اصلاحات ارضی بخش هایی بشهر آمده وبخاطر مسکن مشکل داشتند . بد بینگونه بود که وقتی مهندس بازرگان گفت " سیاست گام بگام " همه مجددا بر نتافتند و " منفجر " شدند . زیراکه رادیکالیس وناکامی یک قرن مبارزه فضارا در جامعه محرو م وستم زده با شکافهای متعدد اجتماعی اشباع کرده بود .
– اینها همه حاصل فضای بسته وخفقان شدید شاهانه طی 25 سال بعد از کودتا بود . که آنچه شد انقلاب نبود فروپاشی بود .
حتی یک گروه چریکی گفت ایران را ایرانستان میکنیم – مجاهدین . وخود قبل از همه با عملکردش قربانی شد . در انقلاب این گروههای افراطی از همان اول ایستادند تا جاییکه " آیت اله " طالقانی بادرک شرایط گفت " جوجه کمونیستهای فاشیست " که اینها از تفاوت شراط غافل بودند ، مشکل ما آن بود که مطلق نگر بوده وتحلیل شرایط نداشتیم ، امری که امروز معلوم شده " هر ایده ای واکنشی دربرابر شرایط است " هابرماس 6– به همین دلیل مطلق نیست . شرایط است که نیازهای تازه وراه حلهای جدید را خلق وتحمیل مینماید که شاه نفهمید وخود عامل ومحرک اصلی انقلاب شد . وما چون فضا بسته بود همیشه از رشد وامانده واز زمان رانده که درک " روح آن " نیاز به نگرش فلسفی تا جامعه شناختی داشت که مانداشتیم . روشنفکری مان بیشتر " سوررالیست " در خفقان حاکم بود تا رالیست ، بقول مهندس سحابی "در آسمان اوهام بود تا درزمین ". به همین دلیل هر جنبشی " دموکراسی خواهانه " با شکست روبرو شده است . والبته نقش فر صت طلبها که پیوسته از رادیکالیسم کور بهره گرفته که در جامعه بسود راست حاکم وحشت ایجاد کرده است . این رادیکالیسم وسوررالیسم در شعر وادبیات شاید موجه است ولی درسیاست ، جامعه وبویژه در " تحلیل " ناموجه است که در این مورد بخاطر " خلاء تفکر فلسفی – علمی و..." برخلاف ادعاها دارای نواقص واز درک واقعیت عاجزیم ، تا جاییکه گریز از قانون وعدم رعایت حقوق دیگری ازبالا تا پایین عادی بوده است . بدین خاطر درحساس ترین شرایط " گروگان گیری " دست وپامان را بست . اگرچه قبلا با تسریع انقلاب ، انقلابی که هدفش قدرت نبود ، انقلابی که با گل بر تفنگ پیروز شده بود و....حتی شاه آنرا فهمید که دیر شده بود که گفت " من انقلاب شمارا فهمیدم " که فساد وستم وقانون شکنی از حد گذشته بود ، منتها با توطئه ای انقلاب را تسریع نمودکه آشفتگی وآنارشیسم حاصلش باشد . قبلا گفته بود با رفتن من ایران ایرانستان میشود . پیوند رادیکالیسم کوربا قدرت غاصب عملا همیشه مشکل اصلی ما بوده است .
عوامل متعددی بعلاوه تضاد وتناقض روشنفکران که غالبا بیشتر نظرشان به عدالت معطوف بود تا دموکراسی ،یکی ازمشکلات اصلی بود ، بویژه که چپ الگویش حکومت کاسترو ودرنهایت مائوواستالین بود و" گورباچف " نداشت حتی شادروان خلیل ملکی تا انورخامه ای را با چنان تهمتهایی در جامعه لجن مال مینمود ، عوامل دیگر عبارت بودند از . 1= تسریع انقلاب که کسی پیش بینی نمیکرد ، ثانیا وحشت از کودتای دیگر چون 28 مردا د ، ثالثا تضادها ی درون جامعه بعد از انقلاب ، تا فشارهای طبقات اجتماعی که هنوز اکثریت درروستا بود ومقلد ، امریکه بسیاری درنیافتند . بعد هم گروههای چریکی با انتظاات بالا ، توطئه های طبقاتی مدعی ، وووابستگان سیستمی که منافع خود ازدست داده ، درانتظار شکست انقلاب لحظه شماری میکردند . برای توضیح بیشتر – شاه با انتشارنامه کذایی توسط داریوش همایون درروزنامه اطلاعات جامعه سنتی را به میدان کشید وانقلاب را پوپولیستی نمود ، بعد هم افسران نا آگاه لشگر گارد شاهنشاهی که اعلام کردند " به خانه هاتان بروید میخواهیم چهار بعد از ظهر کودتا کنیم " بعد با آوردن تانکها به خیابان ها ، حنگ خیابانی بین لشگر گارد وهمافران نیروی هوایی و....فضافضای ی جنگ خیابانی شد وخاطره کودتای 28 مرداد زنده شد که چگونه به راحتی ارتش شاهنشاهی واوباش کودتا نمودند ، بعد هم کشتارروزهای آخر شاه و...با حکومت نظامی ، همه اینها فضار ا انقلابی امنیتی نمود وگروههای چریکی هم هر کدا م در یک گوشه کشور از گنبد تا کردستان حادثه ها آفریدند ، وجالب آنکه همه اینها نگاهشان به شمال وایدئولوژی مارکسیستی بی توجه به سیاستهای روسیه درتاریخ ما بود ، وساواکی ها هم در گوشه وکنار شهرها گاهی جوانان انقلابی را به گلوله میبستند ودر فکر شرایط از دست رفته بودند . در چنین شرایطی دولت تکنوکرات وبه اصطلاح مخالفین " لیبرال " که امروز حسرتش را میخورند قدرت را با نامه رهبر فقید دردست گرفت ، قدرتی که بامراکز متعدد روبرو بود از شورای انقلاب ورییسش ، تاگروههای رادیکال که رقابت وجنگ قدرت را تداعی مینمود و ....بیکباره گروه فرقان ترور مطهری را انجام داد که در هرصورت از ستونهای انقلاب ومورد اعتماد حوزه ورهبری بود ، تا آیت اله مفتح تا حاج مهدی عراقی ، تا تیمسار قرنی در برابر نیروهای عراق و...ترورهایی فضارا بدتر نمود . تا جاییکه بازرگان گفت " انقلاب را محمد رضا پهلوی نمود " برای بار دوم (عده ای که معلوم نشد هنوزهم معلوم نشده کاش میگفتند آنها که بالاخره کارشان در آنزمان ضدملی وانقلاب بود محرکشان چه کسی بود ) کارمندان سفارت امریکارا گروگان گرفتند در جامعه ملتهب ، وهمه گروهها بهت زده ، در جوانقلابی دربرابر عمل انجام شده ، در نتیجه همه کم وزیاد " موافق " ولی رادیکالها البته ببهانه " خط امام " گرداننده ، تا جاییکه مدیرمجله ای که اصلا بنظر من انقلابی نبود گفت " وقتی بچه ها از دیوار سفارت بالا میرفتند من احساس غرور کردم " 7 قبلا شاملو بهنگام 28 مرداد گفته بود " روزی که غرور گریه کرد " یکبار دیگر هم قبلا در انقلاب سفارت اشغال شد وتوسط وزیر خارجه وقت دکتر یزدی مساله حل شد ، ولی تعدد مراکز قدرت ، رقابت بین نیروهای موجود اجتماعی از چپ وراست ، تا در میان روحانیون سنتی ومدرن که شرایط راروزبروز پیچیده تر میکرد ، در حالیکه همه از توطئه آمریکا وانگلیس ، کودتایی دیگر و..نگران انقلاب بودند . از سویی عده ای حتی افغانهایی خیال داشتند بعد همین کاررا با سفارتهای دیگر بنمایند که پاسداران تازه کار آنروز مانع شدند . با گروگان گیری روند حوادث تغییر نمود رقابت میان دست اندرکاران انقلاب آغاز شد تا جاییکه در مجلس گفته شد " انقدر چرتکه نیندازید ما میخواستیم لیبرال ها بروند " نقل به مضمون . با رفتن لیبرال ها ، تکنوکرات ها ، توسعه باورها انقلاب وارد چالش های تازه خودی ها شد که هنوز ادامه دارد . چه رقابتها سیاسی شد وهمه دربرابر هم قرار گرفتند ، تا جاییکه بازرگان کتاب " گمراهان " رانوشت . یکی دو دهه بعد یکی از گروگان گیران با یکی از گروگان ها دراروپا با وساطت یکی از معمرین آن دیار گفتگویی انجام داد واعلام کردند که هیچکدام کینه ای از هم بدل ندارند . .یکی دیگر از گروگان گیران که در اولین انتخابات شورای شهر آنقدر با شعار وکلام به تخریب اصلاح طلبان پرداخت وتضاد ها رادامن زد تا در انتخابات بعدی شوراها مردم دلزده شده ، در انتخاباتی که آزادترین انتخابات ما در آن دوره بود شرکت نکردند تا جاییکه در شهر 15 – 16 میلیونی تهران نماینده ی اول شورا با 190000رای " یعنی یک ونیم تا دودرصد " برنده شد ، حاصل این شورا انتخاب آقای احمدی نژاد برای شهرداری تهران بود وبعد ها رییس جمهوری ایران با تحریم بعدی ، البته گروههایی از گروگان گیران بعد ها با اصلاح طلب ها شدند . درسیاست خارجی ، درامریکا با اینعمل کارتر رفت وریگان ازجمهوری خواهان آمد . ودرنهایت بازرگان گفت " ما چقدر ایدالیست بودیم " نقل از خاطرات . پانوشت ها 1– نقل "ازسی آن آن « 2 = از کتاب " غولهای بیمار " نوشته آلبرتوزومکن – ترجمه پیروز ملکی ص 78– 3 نقل شادروان ابراهیم عینکچی که در این جلسه حضور داشته – او از فعالان سیاسی وخانواده ای که دوبرادررا درمبارزات دهه سی ازدست داده بودند . و4- از ابراهیم یزدی 5- آمارها نقل از روزنامه مردم ایران تاریخ 29 شهریور 1358 - 6- از کتاب " مبانی فلسفی مدرنیته " هابر ماس 7- در مجله صنعت حمل ونقل