رضا علیجانی: مبارزه نیاز به مداومت و مقاومت دارد

 

در هفته آخر آگوست  و به دعوت جمعی از دانشجویان ایرانی هلند، جلسه سخنرانی با حضور آقای رضا علیجانی، پژوهشگر، روزنامه نگار و فعال سیاسی ملی-مذهبی برگزار گردید. موضوع این سخنرانی بررسی حوادث ایران در سالهای اخیر و رویدادهای جاری و تحلیل تحولات آینده ایران بود.

در این جلسه، رضا علیجانی سخنرانی خود را با اعلام یک دقیقه سکوت به یاد همه جان‌باختگان راه آزادی آغاز کرد.

این فعال سیاسی در ابتدا به مهاجرت بسیاری از روزنامه‌نگاران در دو سال اخیر و محاسن و معایب آن اشاره داشت. از نظر او حسن این مهاجرت‌ها در این است که روزنامه‌نگاران می‌توانند فضای رسانه‌ای خارج از ایران را نسبت به اپوزیسیونی که قبل‌تر مهاجرت کرده بود، به‌روزتر کنند. از طرفی آن‌ها تحلیل‌های جدید و درست‌تری با خود به بیرون از ایران آوردند و پرسش‌های تازه‌تری به میان آوردند. ولی ضعف آن این است که عمدتا تحلیل‌ها، تفسیر خبر هستند. علیجانی با تأکید بر وظیفه ژورنالیسم در خصوص تحلیل و تفسیر خبرها مشکل را در این می‌دانست که در شرایط کنونی ژورنالیسم تا حدی جای تحلیل‌های استراتژیک را گرفته است. او در ادامه به ارائه یک متدولوژی برای فراتر رفتن از تفسیر خبر پرداخت. او در جهت تحلیل‌های استراتژیک، چهار طبقه را ترسیم و تشریح کرد که به اعتقاد او هر تحلیلی بدون هرکدام از آن‌ها ناقص خواهد بود.

فایل یا طبقه اول «وضعیت جهان و نظام بین‌الملل» است.  از آنجا که ایران در یک منطقه استراتژیک قرار دارد، تحلیل شرایط ایران بدون توجه و تحلیل آن در نظام بین الملل به شدت ناقص و نارسا خواهد بود .

فایل دوم «نظام و قدرت سیاسی در ایران» است. ما هم باید جهان را ببینیم و هم حاکمیت را و سیر و جهت آن را بشناسیم. بعضی‌ها تنها این فایل را و مثلاً اختلافات درون حاکمیت را می‌بینند.

فایل دیگر «مردم» است. ضعفی که در اپوزیسیون وجود دارد این است که مسأله را دو قطبی یعنی میان خودش و حاکمیت می‌بیند. به طور مثال ممکن است طرفداران اپوزیسیون و حاکمیت ۲۰ درصد جامعه را تشکیل بدهند و ۸۰ درصد دیگر دیده نمی‌شود. به همین دلیل سیر تحولات ایران و روند آن تا حدی برای هر دو سو غیرقابل پیش‌بینی است.

فایل چهارم «نیروها و جنبش» است. یعنی نیروهای اجتماعی و جامعه مدنی، نیروهای سیاسی، روشنفکران و جنبش‌های خاص و عام. مانند جنبش عام دموکراسی‌خواهی و جنبش‌های خاص زنان، اقوام و جنبش‌های سندیکایی و غیره.

به اعتقاد این پژوهشگر و فعال سیاسی، با کنار هم گذاشتن این چهار فایل، وقتی می‌توان تحلیل نسبتاً کامل‌تری از ایران ارائه داد که هرکدام از این فایل‌‌ها را  چندگزینه‌ای دید . اما  برای تدوین استراتژی و مشی عملی باید وجه غالب و گزینه‌ی محتمل‌تر آن در نظر گرفته شود. به این دلیل که با در نظر گرفتن دو یا سه گزینه از هرکدام از این فایل‌ها، به یک توصیف پیچیده‌‌ی جامعه‌شناختی یا سیاسی از یک پدیده می‌رسیم که بدون هیچ خروجی استراتژیک خواهد بود. در این راستا باید همیشه یک نسبی‌نگری نیز داشت و امکان خطا را همواره در نظر گرفت.

در ادامه، علیجانی برای روشن‌تر شدن این موضوع مثالی از مسأله خاورمیانه و دو دیدگاه موجود در رابطه با آن را مطرح کرد. دیدگاه اول، نفت را مسأله مهم و ریشه تمام اتفاقات خاورمیانه می‌داند. یعنی نظام سرمایه‌داری جهانی در خاورمیانه به دنبال نفت و ثبات در بازار است که در این منطقه به دنبال بازار بزرگ خاورمیانه است.

دیدگاه دیگر، غربی‌ها را عامل ایجاد دموکراسی در منطقه می‌داند. رضا علیجانی این دیدگاه را سطحی دانست. او با اشاره به جنبش‌ سبز و جنبش‌های منطقه و رساندن انرژی به صورت دومینویی به یکدیگر، به موضع‌گیری غربی‌ها پرداخت. او این موضع‌گیری را بر اساس تناسب قوا دانست و نه به صورت ایدئولوژیک. از نظر علیجانی موضع غرب منافع‌محور است و نه حق‌محور. او برای مثال به مواضع هیلاری کلینتون و اوباما در رابطه با مصر، لیبی یا سوریه اشاره داشت. از نظر این پژوهشگر، آن‌ها ابتدا موضع دونبشی دارند تا ببینند کفه‌ی کدام طرف سنگین‌تر است و با قوی‌تر شدن جنبش، کم‌کم مواضع‌شان به سمت آن‌ها می‌چرخد.

غرب، همچنین حوادث ایران و آنچه درون حاکمیت و داخل جامعه مدنی و جنبش اجتماعی و مردم می‌گذرد را رصد می‌کند. از دیدگاه رضا علیجانی غربی‌ها از منظر تناسب قوا به مسائل می نگرند. آن‌ها برای به‌وجود آوردن تغییرات در ایران جلوی صف نمی‌ایستند و خود را هزینه نمی‌کنند.

سناریو و گزینه دیگر این است که گفته‌ شود منطقه به نوعی در حال یک‌دست شدن است و ایران تنها مانع ‌آن است و غربی‌ها به هر شکل در فایل‌های مختلف با ایران برخورد می کنند. علیجانی، با درنظر‌گرفتن گزینه‌های مختلف از جمله محاصره اقتصادی، برخورد هوایی و یا نظامی، برخورد و محاصره اقتصادی با ایران را وجه غالب می‌داند.

در ادامه سخنرانی رضا علیجانی به مشکل دیگر ژورنالیسم اشاره داشت. از نظر او روزنامه‌نگاران فایل‌ها را نیمه‌تمام رها می‌کنند. او در این رابطه به عنوان نمونه اعتصاب زندانیان سیاسی و دو موضع‌گیری در خصوص آن را مطرح کرد. موضع اول این که اعتصاب غذا تا آخر ادامه داشته باشد و موضع دیگر قطع کردن اعتصاب پس از جهانی شدن پیام اعتصابیون بود. این پرونده در هرصورت پس از قطع اعتصاب غذا با شتاب بسته شد. بحث اعدام‌های ۶۷، انتخابات یا خزبازی و آب‌بازی نمونه‌های دیگری بودند که علیجانی مطرح کرد که نیمه‌تمام و بدون جمع‌بندی رها شده‌اند. به اعتقاد او این فایل‌ها باید باز شود و ارزیابی‌های مختلف از موضع‌گیری‌های متفاوت صورت بگیرد. باید دلیل آن موضع‌گیری‌ها، زمینه‌های تحلیلی و پیشینه‌های فکری روشن بشود.

این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی در ادامه به این موضوع اشاره داشت که با خواندن مقالات و نظرات در سایت‌ها و رسانه‌های مختلف به ویژه در فضای خارج از کشور مشاهده می‌شود که یک تصور این است که نظام سیاسی در ایران در حال فروپاشی است. مانند «تئوری امپریالیسم در حال احتضار» که لنین داشت که امپریالیسم کنار گور خود ایستاده و فقط کافی‌ است او را هل بدهیم. یعنی حکومت تنها نیاز به یک تلنگر دارد و جامعه نیز به یک جرقه احتیاج دارد. علیجانی این تصور را بسیار نزدیک‌بینانه می‌داند. به اعتقاد او، آن‌هایی که چنین تفکری دارند با هر اتفاقی در ایران به دنبال پرده‌ی آخر هستند. به‌طور مثال در مورد اعتصاب غذای زندانیان فکر می‌کنند، مانند آنچه در تونس به دنبال خودسوزی یک نفر اتفاق افتاد، به دنبال مرگ یک زندانی در ایران اتفاق بیفتد. در حالی‌که مدتی پیش هاله سحابی و هدی صابر کشته شدند و پرده‌ی آخر اتفاق نیفتاد. این دسته از افراد از نظر علیجانی پس از اتفاقات خاورمیانه، به دنبال حرکت‌های زنجیره‌ای هستند چون نگاه تلنگری-جرقه‌ای دارند.

رضا علیجانی با تأکید بر اینکه وقوع اتفاقات بنیادی در ایران را میان‌مدت می‌بیند به دستاوردگرا بودن ذهن برخی  ایرانی ها  اشاره داشت. بر همین اساس، بسیاری به دنبال پرده‌ی آخرهستند و مسیر پیموده شده و دستاوردهای آن را نمی‌بینند.

او سپس به پایگاه‌های نظام حکومتی پرداخت. از دیدگاه او، پایگاه‌های نظام در اقلیت است. یعنی یک اقلیت متشکل با استفاده از پول نفت می‌خواهد بر  اکثریت  غیر متشکل حکومت کند. علیجانی با اشاره به میران رأی احمدی‌نژاد تأکید داشت که تمامی رای‌دهندگان طرفداران ایدئولوژیک حکومت نیستند و افراد با انگیزه‌ها و دغدغه‌های مختلفی به احمدی‌نژاد رأی داده‌اند.

رضا علیجانی در ادامه با نگاهی کلان‌تر و فراتر از حکومت، به جامعه‌‌ی ایران و تغییر آن در طی سال‌های گذشته پرداخت. او جامعه‌ی ایران را در زمان قاجار یک جامعه‌ی یک‌دست سنتی می‌داند که به‌تدریج بر اساس ارتباطات جهانی در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، آکادمیک و غیره، به یک جامعه‌ی ناموزون با غلبه‌ی وجه سنتی تبدیل می‌شود.

به باور علیجانی جامعه‌ی ایران از اوایل دهه‌ی شصت همچنان ناموزون ولی با غلبه‌ی وجه مدرن شد. از نظر او، اگر سرکوب دهه شصت که متکی بر پول نفت و تزویر مذهبی بود رخ نمی‌داد، دوم خرداد ۷۶ در سال ۶۶ اتفاق می‌افتاد. از دید این فعال سیاسی، سلاح تزویر مذهبی الان تقریباً کند شده است و عمل نمی‌کند. ماشین سرکوب امروزه ماشین قضایی، ماشین امنیتی، ماشین شبه‌نظامی‌ها، لباس‌شخصی‌ها، بسیج و غیره است که همگی متکی به پول نفت هستند. علیجانی با ترسیم کلی از جامعه ناموزون با وجه غالب مدرن، وجه مغلوب جامعه را بخش سنتی آن می‌داند که حکومت می‌خواهد مخاطب خود را از بخش سنتی بداند و اقتصاد حامی‌پرورانه داشته باشد.

رضا علیجانی سپس به شکاف داخل نظام اشاره می‌کند. از نظر او بسیاری از بخش‌های سنتی جامعه‌ی سنتی مانند برخی مراجع قم ، بیت آقای خمینی ، بیت بهشتی، بیت رجایی، همت، باکری،برخی امام‌های جمعه، تمام روسای جمهور گذشته و وزراء گذشته، نخست‌وزیر و حتی بسیاری از اعضاء سپاه پاسداران در صف مقابلِ نظام مستقر قرار گرفته‌اند. علیجانی، محمد نوری‌زاد را به عنوان سمبل این قضیه مطرح کرد به عنوان کسی که تا یک سال‌ پیش ذوب در ولایت بود و حالا شجاعانه و صادقانه مقابل آن ایستاده است. او همه‌ی این نمونه‌ها را نشانه‌هایی از پوسیدگی در اعماق نظام دانست و تأکید داشت که این روند ادامه خواهد داشت و گفت این نظام در‌حالی‌که نمی‌خواهد اشتباه شاه را بکند، به شکل وارونه‌ای همان اشتباه را مرتکب می‌شود.

رضا علیجانی در ادامه بر تکثر جامعه‌ی ایران تأکید داشت که از نظر او اگر کسی این تکثر را نبیند هیچ چیز از جامعه‌ی ایران نمی‌داند. به اعتقاد این پژوهشگر و فعال ملی-مذهبی، مشکلی که در ایران وجود دارد این است که هرکس خودش را ضرب‌در هفتاد میلیون می‌کند. به‌طور مثال اگر کسی از مذهب روبرگردانده باشد یا اگر از قانون اساسی عبور کرده باشد دچار این توهم می‌شود که همه‌ی جامعه ایران مانند او فکر می‌کند. او این نوع خودمرکزبینی را نوعی آفت دانست که در همه جناح‌ها مانند جناح اصلاح‌طلبان، جمهوری‌خواهان، ملی‌مذهبی‌ها، جبهه ملی‌ها هم وجود دارد. باید توجه داشت که جامعه‌ی ایران از لایه‌های مختلف تشکیل شده است. فقها، نواندیشان دینی، مذهبی‌های رادیکال و غیر رادیکال، غیرمذهبی‌هایی که نفرت ضد مذهبی ندارندو  ضدمذهبی‌ها ی تند از نمونه‌های لایه‌های موجود در ایران هستند.

علیجانی در ادامه به نمونه‌هایی از خودمرکز‌بینی و نزدیک‌بینی سیاسیون اشاره داشت. به طور مثال این‌که زمان اصلاحات آقای خزعلی گفت جامعه‌ی ایران دچار آبله‌مرغانی شده و رفع می‌شود به این معنی که همه مردم طرفدار روحانیت هستند و اصلاحات مانند آبله مرغان است و رفع می‌شود. و یا این‌که جبهه ملی‌ها برای مراسمی برای مصدق می‌گفتند استادیوم آزادی را بگیریم. از نظر علیجانی این توهمی نیست که تنها مسعود رجوی دچار آن شده باشد که زمانی می‌گفت ما ایران را ایرانستان می‌کنیم. او ادامه داد که شریعتی نیز زمانی دچار این نزدیک‌بینی شده بود و زمانی می‌گفت اسلام آینده دیگر اسلام ملا و مفاتیح نخواهد بود. شریعتی زمانی که در حسینیه طرفداران زیادی پیدا کرد فکر می‌کرد سنت و متولیان سنت را در ایران شکست داده در حالی که به لحاظ کیفی شکست داده بود و نه کمّی. در ایران هرزمان کسی تیراژ پیدا می‌کند فکر می‌کند برنده شده است. رضا علیجانی تأکید داشت که جامعه‌ی ایران در حوزه‌ی مذهب، در حوزه مطالبات و همچنین مشی سیاسی  و از لحاظ فرهنگی و طبقاتی کاملاً متکثر است.

رضا علیجانی با تأکید بر این که جامعه‌ی ایران همواره آبستن یک سری تحولات بوده است، در ادامه‌ی سخنان خود نگاهی به جنبش سبز و طبقه‌ی متوسط داشت. از دیدگاه این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی طبقه متوسط جامعه به دو نوع سنتی و فرهنگی نوگرا  تقسیم می‌شود. طبقه متوسط سنتی، نزدیک به قدرت حاکم است. طبقه متوسط فرهنگی نوگرا در جامعه‌ی ایران به‌طور عمده در کلان‌شهرها و در نیمه‌ی شمالی شهر به لحاظ طبقاتی است. این‌ طبقه از دوران مشروطیت تا به امروز، با رشد سواد و با رشد حضور اجتماعی زنان، رشد رسانه‌های ارتباطی و رشد شهرنشینی و … ، به لحاظ فرهنگی و طبقاتی در حال پیشرفت بوده است.

 این روزنامه‌نگار و فعال ملی‌مذهبی‌ با اشاره به این‌که در ایران رفاه برای مردم و فضای تنفسی برای روشنفکران و فعالان سیاسی گذار به دموکراسی را تثبیت می‌کند، تأکید داشت که قشر متوسط نوگرا، حامل خواسته و مطالبه‌ی مشارکت سیاسی است. این‌ اقشار در جاها و مقاطع مختلف مانند نهضت ملی، انقلاب اسلامی، جنبش اصلاحات و جنبش سبز خود را نشان دادند.

علیجانی در ادامه با تأکید بر اینکه باید در ارزیابی‌ توان طبقه متوسط فرهنگی شهرنشین نوگرا  واقع‌بین بود، به این موضوع پرداخت که قدرت و انگیزه نیرویی که در انتخابات ۸۸ بعد از رأی دادن به خیابان‌ها آمد در سطحی نبود که به سمت اعتصاب برود. اما از نظر او باید تحلیل شود که چرا این جنبش به سمت اعتصاب نرفت. البته او مقاومت این نیرو را فوق انتظار حکومت و اپوزیسیون حکومت دانست و بر این اعتقاد بود که نسل جوان فشار بسیار زیادی را تحمل کرده باعث شکسته شدن یک چیزهایی در ذهن نسل قبل شده است. نسل گذشته، فکر می‌کرد فقط برای آرمان‌های بسیار بزرگ می‌شود مقاومت کرد، شکنجه شد، تیر خورد، برای سوسیالیسم، برای دموکراسی، برای استقلال ولی این نسل نشان داد که برای سبک زندگی هم می‌توان مقاومت کرد.

رضا علیجانی در ادامه به آسیب‌شناسی جنبش سبز پرداخت. از نظر او، جنبش سبز نتوانست تمام شکاف‌های اجتماعی از جمله شکاف طبقاتی، کارگری، قومی و غیره را در خودش ادغام کند. این ضعفی بود که در دوره‌ی اصلاحات هم وجود داشت و باید ارزیابی‌ بشود که چرا این ضعف وجود داشت.او خروجی این بحث را این دانست که جنبش سبز باید توان‌افزایی کند و به همین منظور نگاه ما باید میان‌مدت باشد. از دیدگاه علیجانی، راه‌حل‌های کوتاه مدت ابتدا هیجان ایجاد می‌کنند ولی بعد از آن یأس و انفعال به دنبال خواهد داشت.

رضا علیجانی، سپس نگاهی به انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی داشت. از نظر او در این شرایط و مناسبات سیاسی که نظام امنیتی حرف اول را می‌زند و انتخابات به سادگی  مهندسی می‌شود، شرکت در انتخابات عقلانی نیست. اما با ارزیابی تشکیلاتی-استراتژیک، جنبش سبز به طور خاص و جریان تحول‌خواهی به طور عام باید در فضای انتخابات به توان‌افزایی و ظرفیت‌سازی بپردازد. به اعتقاد علیجانی، در‌صورت عملکرد سیاسی-استراتژیک، باید از فضا استفاده کرد و در انتها و پایان سمت تحریم رفت. او که این انتخابات مجلس را سردترین انتخابات پس از تاسیس جمهوری اسلامی می‌دانست، به آمار گرفته شده در تهران و هفت شهر بزرگ ایران اشاره داشت که بر اساس آن در تهران ده درصد  از مردم و در کلان‌‌شهرها ۱۴ درصد در انتخابات شرکت می‌کنند. این سردی فضا باعث شده نظام سیاسی به این فکر بیفتد که بتواند به نحوی درجه مشارکت را بالا ببرد ولی درعین‌حال باید از این فضا با مهارت استفاده شود. البته او یاد‌آور شد که هنوز برای نتیجه‌گیری زود است، چون بسیاری لحظه‌ی آخر تصمیم می‌گیرند.

در پایان، رضا علیجانی با تأکید دوباره بر این که حرکت را میان‌مدت می‌بیند، گفت که بر این اعتقاد است که پوسته‌ی این ظرف کوچکی که انرژی عظیمی با ضرب پول و زور برای مهار آن تعبیه شده، نازک خواهد شد و خواهد ترکید. ولی این نیاز به مداومت و مقاومت دارد و باید وقت، فکر، پول و انرژی برای آن صرف شود. او با اشاره به تعبیر هدی صابر که می‌گفت: «کوچک زیباست»، این نوع جلسات را عامل به‌وجود آمدن تحول دانست و گفت: «اگر دوربین بزرگی بالای سر ایران بگذاریم می‌بینیم که علیرغم میل به اتمیزه کردن فضای سیاسی که در نیروهای امنیتی وجود دارد، حرکت‌های کوچک این سلول‌های کوچک بزرگ خواهد شد و پیوندشان با یکدیگر و با جامعه مدنی و پیوند جامعه‌ی مدنی با جامعه‌ی سیاسی می‌تواند آبستن تحولات بزرگ‌تری در ایران بشود. وی در پایان اظهار داشت امیدواریم که این تحولات باعث شود نیروهای سیاسی و کارشناسی خارج از کشور هم به ایران برگردندو به مردم و کشور خود خدمت کنند».

 

گزارش از: لیدا حسینی‌نژاد