به نام خدا
حمايت شوراي فعالان ملي – مذهبي از اعتمادسازي و برگزاري همهپرسي
براي همه نيروهاي مردمسالار و به ويژه نوانديشان مذهبي پرسابقه خارج از حاكميت، باعث مسرت است كه از سوي آقاي هاشمي رفسنجاني يكي از شخصيتهاي مهم و مؤثر حاكميت و از تريبون رسمي نماز جمعه؛ «مردم» مبناي مشروعيت (و نه مقبوليت) قدرت معرفي و حديثي كه هميشه مورد استفاده نوانديشان ديني بوده روايت ميشود كه پيامبر اكرم به حضرت علي رهنمود ميدهند كه اگر مردم وي را نخواستند نبايد در مسند قدرت قرار گيرد.
ما هم چنين مواضع و راهكارهايي همچون اعتمادسازي، آزادي زندانيان سياسي، دلجويي از آسيبديدگان حوادث اخير، آزادي فعالين مطبوعاتي، دلجويي از علما و مراجع، گشودن راه مناظره و استدلال و... را مثبت و به نفع ملك و ملت و در جهت منافع ملي ارزيابي كرده و از آن حمايت ميكنيم. هم چنين برآورد آقاي هاشمي از وضعيت كنوني به عنوان يك «بحران» سياسي (به دليل «ترديد» در نتايج انتخابات) جمعبستي واقعبينانه از وضعيت كنوني كشور است كه ميبايست مورد توجه جناح حاكم و غالب، اگر به مصالح ملي معتقدند، نيز قرار گيرد.
يك راه عملي براي «اعتمادسازي» ميتواند تحقيق و تفحص يك جمع بيطرف و مورد اعتماد افكار عمومي و جناحهاي مختلف سياسي براي بررسي عملكرد نهادهايي هم چون شوراي نگهبان، صدا و سيما و نيروهاي نظامي و شبه نظامي (بويژه لباسشخصيها) در فرايند انتخابات اخير باشد؛ انتخاباتي كه امروزه مصداق اصلي مناقشه نيروهاي سياسي گوناگون (در درون و بيرون از حاكميت) و بخش عمدهاي از مردم آگاه و معترض ايران قرار گرفته است. گزارش اين هيئت هم ميتواند براي افكار عمومي روشنگر و دلجويانه باشد و هم مسير اصلاح اشكالات و تخلفات را هموار سازد.
ما همچنين از راهكار مشخصي كه از سوي آقاي خاتمي مطرح شده و اكنون راه حل روشني براي انعكاس مطالبات آقايان موسوي و كروبي و جنبش سبز و مسالمتآميز اعتراضي اقشار مختلف مردم ميباشد؛ حمايت ميكنيم. حال كه سازوكارهاي معمول و متداول، از سوي بخش مهمي از نخبگان درون و بيرون از حاكميت، مراجع مذهبي و مردم آگاه مورد ترديد جدي قرار گرفته است، راهكار برگزاري همهپرسي براي تعيين تكليف مشروعيت دولت و نتايج اعلام شده انتخابات به عنوان يك راه حل قانوني براي مواقع غيرعادي، از سوي نهادي متكثرتر (مثلا مجمع تشخيص و...)، ميتواند راهكاري متين و معقول و فصلالخطاب براي همگان باشد. اينك با بهرهگيري از ادبيات مرسوم در مسئله همهپرسي در نهضت ملي بايد گفت «وقتي آب هست، تيمم باطل است». در هنگامي كه «مردم» خود ميتوانند به طور مستقيم حرف نهايي را در مورد «بحران» به وجود آمده بزنند، ديگر نياز به هيچ راهكار فرعي و حاشيهاي به نمايندگي غيرمستقيم از مردم نيست. آقاي موسوي نيز اخيرا تأكيد نمود كه حرف نهايي را بايد مردم بزنند.
به نظر ميرسد اگر اندك عزم و ارادهاي در جناح حاكم براي اصلاح امور باشد، ارزيابيها و راهكارهاي پيشنهادي اين دلسوزان ديرپاي جمهوري اسلامي ميبايست مورد اعتنا و عنايت قرار گيرد. در غير اين صورت جنبش سبز ملت ايران راه خود را به سوي آينده خواهد گشود و ادامه سركوب معترضان و بازداشت فعالان سياسي – اجتماعي و مطبوعاتي از عزم راسخ آن نخواهد كاست. اما در صورت ادامه بحران كنوني بياعتمادي و شكاف دولت – ملت در ايران روند تصاعديتري طي خواهد كرد و يك دولت ضعيف و بيبنياد در داخل؛ در عرصه جهاني يا مورد فشار براي امتيازگيريهاي فراوان عليه منافع مردم قرار ميگيرد و يا طعمه حملات گوناگون قدرتهاي جهاني ميگردد. آيا تسليم اراده و خواست مردم خويش شدن بهتر از امتيازدهي و يا طعمه بيگانگان قرار گرفتن نيست؟
شوراي فعالان ملي – مذهبي
31 تير 1388