نخبگان و روشنفکران قربانیان نخست اقتدارگرایی و انتخابات نمایشی
زندانهایی که سیر نمیشوند
مرتضی کاظمیان
عطش استبداد دینی برای حبس روشنفکران و نخبگان سیریناپذیر مینماید. سرکوب مخالفان و دگراندیشان در جمهوری اسلامی، به هفتهها و ماههای اخیر محدود نمیشود؛ بیش از سه دهه است که زندانهای جمهوری اسلامی، پیوسته شاهد حضور مظلومانهی فعالان سیاسی و کنشگران مدنی بودهاند. زندانیانی که شمار نه چندان اندکی از آنان، هرگز از زندان خارج نشدند. گورهای چندین هزار تن از آنان حتی همچنان نامعلوم است. این روند، پس از کودتای انتخاباتی 1388 دوران جدیدی را آغازید؛ انتخابات پرمسئله، موج کمسابقهای از سرکوب روشنفکران و بازداشت نخبگان را کلید زد. صدها فعال سیاسی، روزنامهنگار، حقوقدان، استاد دانشگاه، و دانشجو قربانی تمامیتخواهی شدند. هدی صابر، فعال ملی مذهبی و پژوهشگر تاریخ و اقتصاد، آخرین نخبهای است که خردادماه گذشته در اوین جان باخت.
دو سال و نیم پس از انتخابات پرمسئله و ابهام ریاست جمهوری دهم، دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، همچنان از جمع نخبگان و روشنفکران، قربانی میگیرند.
مسعود پدرام؛ پژوهشگر سیاسی و روشنفکر عرصه عمومی
همین چند هفته پیشتر بود که دکتر مسعود پدرام ، دانش آموخته ی ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر اجتماعی توسط دائره اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی تهران، بازداشت شد. دکتر پدرام، از فعالان ملی مذهبی، نویسنده و پژوهشگر سیاسی حامی جنبش سبز، و نویسنده کتابهایی چون: «روشنفكران دینی و مدرنیته در ایران پس از انقلاب» و «سپهر عمومی روایتی دیگر از سیاست: نظریات آرنت و هابرماس» و مترجم کتاب «زندگی و زمانه دموكراسی لیبرال» است. ماموران امنیتی او را پشت میز تحقیقاش در پژوهشکدهای کوچک در پایتخت بازداشت کردند.
پدرام سالهاست که با بازخوانی و تبیین اندیشههای هانا آرنت و یورگن هابرماس، دو نظریهپرداز برجسته سیاسی، به توضیح روایتی دیگر از سیاست مشغول است. پدرام کوشیده در ميان دو راه «استمرار حكومت» يا «جايگزينى آن»، به «راه سوم»ی اشاره كند كه در عین «جابهجا کردن سياست»، به «تفكيك سياست از حكومت» نیز عنایت دارد. از نظر این صاحبنظر سیاسی، و مبتنی بر رویکرد آرنتی - هابرماسی به سیاست، سياست حاكى از تعامل آزاد و برابر انسانها و مبتنى بر گفتوگوست.
پدرام یکی از واضحان مفهوم «سپهر عمومی» یورگن هابرماس فیلسوف برجسته معاصر است. هابرماس از عرصه عمومى به عنوان حلقه مفقوده در جامعه مدرن یاد كند كه مىتواند واسطهاى میان جامعه مدنى و دولت باشد و دولت را از اقتدار و نسخهپیچى مدرن بازدارد. روزنامهها و نشریات، رادیو و تلویزیون، سینما، ویدیو، ماهوارهها، شبكههای اینترنت، كامپیوتر و... بهمثابهی مهمترین ابزارهای بازتولید و احیاى سپهر عمومی در دیدگاه هابرماس مورد تأمل قرار میگیرند.
پروندهی نیمه باز پدرام در دادگاه تجدیدنظر، مرتبط با بازداشت فلهای فعالان ملی – مذهبی در اسفند 79، بهانهی احضار و تهدید جدید او در پاییز سالجاری شد. پروندهای که در دادگاه بدوی، چهار سال حبس تعزیری برایش حکم صادر شده بود.
«اگر وضع حكومت بهگونهاى است كه به افراد و گروهها و جريانهاى سياسى منتقد و مستقل اجازه نمىدهد در وضعيتى آزاد و برابر مورد انتخاب مردم باشند، مسئله انتخابات بايد از سوى روشنفكر فعال در سياست در عرصه عمومى مطرح شود تا از يك سو نحوه انتخاب آزاد مورد توافق افراد جامعه قرار گيرد و از حكومت طلب شود، و از سويى ديگر افراد و گروههاى سياسى اعتبار خود را در آنجا كسب و به حكومت تحميل كنند. در صورت استمرار گفتوگوى افراد جامعه در عرصه عمومى و شكلگيرى مفاهيم در تبادل گفتارى، جامعه به نوعى خودآگاهى مشترك دست مىيابد كه با وجود آن، حكومتها بهسادگى نمىتوانند از قوانين تخطى كنند، يا يك دموكراسى نو پا در اثر مخالفت مراكز قدرت در درون حكومت، بهسادگى به شكست نمى انجامد.» این بخش از آراء پدرام است. روشنفکری که از نیمه سال 1380 به قید وثیقه آزاد بود و از 21 آبان در بند 350 زندان اوین روزگار میگذراند. او بهجای تدریس نظریات آرنت و هابرماس، یا پژوهش در حوزههای مورد علاقهاش (ازجمله دموکراسی، ناسیونالیسم، نوانددیشی دینی، و سپهر عمومی) باید در زندان اوین روزگار بگذراند. اقتدارگرایان اینچنین سرمایههای ملی را قدر میگذارند.
احسان هوشمند؛ پژوهشگر اجتماعی و صاحبنظر حوزه اقوام
احسان هوشمند، کارشناس ارشد علوم اجتماعی، یکی از محققان و صاحبنظران حوزهی اقوام در ایران محسوب میشود. دو شب پیش، در نخستین روز هفته، هوشمند بدون هیچ توضیحی و به شکل غیرقانونی بازداشت شد. این فعال ملی مذهبی ازجمله دغدغهداران استقلال و تمامیت ارضی ایران، و نیز در زمرهی پژوهشگرانی است که حقوق مدنی شهروندان ایرانزمین (بهویژه اقوام و بهطور خاصتر کردها) را مورد مطالعه قرار میدهد.
به عقیدهی هوشمند: يکي از مبرمترين و اساسيترين نيازهاي کشور توجه به حقوق اساسي ملت به ويژه تلاش براي دستيابي همه ايرانيان به فرصتهاي برابر توسعهاي است.
این محقق ارشد علوم اجتماعی پیوسته بر لزوم استفاده از توان تخصصی نیروهای منطقهای و نخبگان بومی برای تحقق توسعه و تغییر اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، تاکید میکند؛ چنانکه در ماجرای سرکوب اعتراض شهروندان آذری کشور به خشک شدن دریاچه ارومیه، تصریح کرد: «مسئولان امر تلاش میکنند برای مسائل سیاسی، راه حلهایی غیرسیاسی، اعم از اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و امنیتی بیابند و با مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به صورت سیاسی برخورد کنند... یک راه حل واقعی بیشتر در برابر دولت قرار ندارد و آن استمداد از نخبگان محلی، مشورت با صاحبنظران منطقهای و ملی است تا بتوان با مشارکت این افراد پاسخی در خور برای خشکی دریاچه ارومیه و مشکل سیاسیای که به دنبال داشته است یافت.»
هوشمند ازجمله مقاله نویسان نشریه چشمانداز ایران (به مدیرمسئولی مهندس لطف الله میثمی) و فصلنامه گفتگو (به مدیرمسئولی مراد ثقفی) است. به عقیدهی او: «روند توسعه در ایران چندان متوازن نبوده است.میان تهران،اصفهان و یکی دو استان برخوردارتر کشور با سایر نقاط کشور شکاف های توسعه ای بزرگی می توان مشاهده کرد.این ناموزونی تنها میان تهران و مناطق حاشیه ای کشور همچون سیستان و بلوچستان ،ایلام،کردستان،بوشهر و هرمزگان و خراسان شمالی و جنوبی برجسته نیست بلکه حتی میان مراکز هر استان و شهرستان های تابعه نیز گسل عمیقی ایجاد شده است.این شکاف توسعه ای حتی به مراکز شهرستان با بخش ها و از انجا به دهستان ها و و سپس به روستا ها کشیده شده است.»
وی در پژوهشهایش در خصوص وضع کردهای ایران تاکید میکند که «باید برای جلب مشارکت ایرانیان و به ویژه مردم کرد رویکردهای نوینی را با تمرکز بر مشارکت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی این مردم آزمود.»
به عقیدهی او: «راههای طی شده نتوانسته بر مشکلات فایق آید، اینک زمان بازآزمایی روش های منسوخ پیشین نیست، باید طرحی نو درافکند.»
هوشمند بر این باور است که «در جامعه ايران، همه گروهها و همه مردم ايران سهمي در ساختن تمدن ايراني داشتهاند. يعني آنچه ما به عنوان تمدن ايراني ميشناسيم ماحصل تعامل و تلاش همه ايرانيان است كه در گوشه و كنار كشور ساكن بودهاند. جنوب كشور، شمال كشور، غرب كشور، و شرق كشور.»
پژوهشگر وطندوست و محقق علوم اجتماعی و نویسندهی دغدغهدار منافع ملی و استقلال و تمامیت ارضی ایران، حالا یکی از جدیدترین قربانیان سرکوب دگراندیشان و غیرخودیها محسوب میشود. صاحبان قدرت بهجای بهره جستن از آراء ملی او، وی را روانهی سلول انفرادی، و دچار بازجوییهای خشن و تحت فشار کردهاند.
سعید مدنی؛ محقق جامعه مدنی و صاحبنظر آسیبهای اجتماعی
دکتر سعید مدنی، دانش آموختهی علوم اجتماعی است؛ او سالهاست در حوزهی آسیبهای اجتماعی (فقر و اعتیاد و خودفروشی و ...) به تحقیق مشغول است. این فعال ملی مذهبی البته ازجمله کنشگرانی است که دیدگاههای سیاسی خود را مبتنی بر چهارچوبهای نظری (بهویزه در حوزهی علوم اجتماعی) پی میجوید. دکتر مدنی نیز شنبه شب، در خیابان بازداشت شد؛ او که با همسرش برای خرید به خیابان رفته بود، به اجبار همراه ماموران امنیتی شد؛ با آنان به منزل و محل کارش (در دانشگاه علوم بهزیستی) رفت و روانهی انفرادیهای اوین شد.
مدنی ازجمله حامیان جنبش سبز، و در زمرهی صاحبنظرانی است که این جنبش را از منظر جنبشهای اجتماعی جدید مورد تحلیل قرار میدهند. به عقیدهی او: «جنبشهای اجتماعی محصول تغییرات اجتماعی هستند. تغییراتی که طی سال های گذشته جامعه ایران را دگرگون کرده، ضرورت تغییر را در دستور کار جامعه قرار داده است. بنابراین خواست تغییر نه از بیرون تزریق شده و نه ناگهانی و بدون مقدمه مورد توجه مردم قرار گرفته است. لذا تغییر به عنوان دستور کار اصلی جنبش سبز امری اجتنابناپذیر است.»
مدنی از همین زاویه تاکید میکند که «ضدجنبش می تواند این فرآیند را طولانی یا پر هزینه کند اما مانع از تحقق آن نمی شود. ضد جنبش خود نیز مشمول تغییر است.»
این پژوهشگر اجتماعی همچنین معتقد است: «بهرغم همه محدودیتها، فشارها و تهدیدها جنبش به پیش میرود و به تدریج به اهداف مرحلهای خود میرسد. عوامل تغییر مدتهاست کار خود را آغاز کرده اند. رشد فضای مجازی (تغییر تکنولوژیک)، بحرانهای اقتصادی و ضرورت تحول در آن، تغییرات جمعیتی، تغییر در نگرشها و ارزشهای ایرانیان همراه با جماعتهای فعال در حوزه عمومی و رهبری شجاع و آگاه نتیجه ای جز کامیابی و موفقیت مردم به بار نخواهد آورد، البته تهدیدات و خشونتورزی ضدجنبش هزینههای ملت را افزایش میدهد که تا حدی اجتنابناپذیر است.»
این فعال ملی مذهبی که از سال 1381 به قید وثیقه آزاد است، البته ابراز امیدواری میکند که «قدرت مسلط در ایران عاقلانهتر از گذشته رفتار کند ، این هزینه ها را به مردم تحمیل نکند و در برابر خواست براي تغيير تسليم شود.»
به نظر این محقق ارشد علوم اجتماعی که در چند ماه اخیر پیوسته مورد تهدید و بازجویی و مواخذه قرار داشته است: «جنبش سبز فرایند گسترش و تحول خود را طی میکند و متناسب با تقویت هویت آن اقشار اجتماعی به تدریج به آن خواهند پیوست.» او تصریح میکند که «به دلیل ویژگیهای تکیه گاه اصلی جنبش یعنی طبقه متوسط انتظار می رود این فرآیند از مرکز به پیرامون و از شهر به روستا حرکت کند. به همین دلیل معلمان و پس از آن ها کارگران به چنبش پیوستهاند.»
دکتر مدنی که در سالهای اخیر ناماش بر صدر بسیاری از مقالات علمی و پژوهشهای آکادمیک در حوزهی آسیبهای اجتماعی خودنمایی کرده، و سابقه حضور در شورای سردبیری نشریه ایران فردا (به مدیرمسئولی مهندس عزتالله سحابی) و سردبیری فصلنامه علمی و پژوهشی رفاه اجتماعی را در کارنامه دارد، همچنین تاکید میکند که «جنبش سبز صبر و مقاومت بسیار دارد و این فرآیند را طی خواهد کرد، عجله نباید کرد، زمان به سود جنبش در حركت است.»
مدنی در حالی در خیابان به شکل غیرقانونی بازداشت شد که هیچ احضاریه و دستورالعمل قضایی برای او ارسال نشده بود. مشخص نیست حاکمیت جز بسط ارعاب در جامعه و افزایش محدودیتها و انسداد سیاسی در ایران، با چه انگیزه و هدف دیگری دست به این برخوردهای خشونت آمیز میزند.
سرکوب نخبگان و روشنفکران ادامه دارد
بازداشت پژوهشگران پیش گفته، چنانکه در ابتدای گزارش اشاره شد، نه در تاریخ جمهوری اسلامی بیسابقه است و نه حتی در سرکوبهای دو سال و نیم اخیر.
نگاهی اجمالی به اوین و رجایی و شهر و دیگر زندانها فهرست غریب و تاسفباری از دانشجو و روزنامهنگار و استاد دانشگاه و حقوقدان و معلم و نویسنده و هنرمند را ردیف میکند که همه قربانیان نظام استبدادی متکی به حاکم خودکامه و استیلای نامشروع جریان نظامی-امنیتی-رانتی در حاکمیت، محسوب میشوند.
شنبه شب که احسان هوشمند و سعید مدنی بازداشت شدند، فاطمه خردمند، روزنامهنگار و کنشگر مدنی نیز با «متین» چهار سالهاش خداحافظی کرد و راهی اوین شد. او را نیز ماموران امنیتی روانهی انفرادی کردند. و خبر بازداشت این نخبگان هنوز داغ بود که گزارش شد دکتر مهدی خزعلی، نویسنده و فعال سیاسی حامی جنبش سبز و منتقد وضع موجود نیز با ضرب و شتم، بار دیگر روانهی اوین شده است.
به جرأت میتوان مدعی شد که بازداشت نخبگان و روشنفکران در هفتههای باقی تا انتخابات مجلس (که تمام مخالفان حکومت و منتقدان حاکمیت سیاسی، آن را نمایشی و فرمایشی و ناسالم ارزیابی کردهاند) ادامه خواهد یافت؛ و بیشک روشنفکران و نخبگان، نخستین قربانیان اقتدارگرایی بی حدّ و مرز آن خواهند بود.
حاکمیت سیاسی بیپشتوانهی مردمی و فاقد اقتدار دموکراتیک، که با بحران مشروعیت و شکاف فزایندهی ملت-دولت، دست به گریبان است؛ بهجای پاسخ منطقی و خردمندانه و ملی به بحرانها، صاحبنظران دلسوز و روشنفکران ملی را با ادعاهایی که دیگر کسی باور نمی کند، روانه زندان میکند. چنانکه حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات روز یکشنبه با اشاره به بازداشت چند نفر، مدعی شد که «افراد دستگیر شده دنبال اجرای طرحها و برنامههای آمریکا در روند انتخابات مجلس نهم از طریق شبکههای مجازی و اجتماعی بودند».
آیا بازداشت روشنفکران و نخبگان، گرهگشای بحران مشروعیت و شکاف ملت – دولت در جمهوری اسلامی خواهد بود؟