• بازخواني موردي مطبوعات- 7 تا 13 دي ماه

  • تمرين ديالوگ‌هاي خيمه‌شب‌بازي جديد

  • حسين رضوي


  • با پايان ثبت‌نام نامزدهاي مجلس نهم؛ بازار گمانه‏زني و تحليل در باب آرايش نيروها در اين راي‏گيري و وضعيت ثبت‏نام‏كنندگان گرم شده است. اين گرما، البته بيشتر در ميان يك جناح و رسانه‌هاي وابسته به آن، ديده مي‌شود؛ چراكه اغلب حاميان جريان‏هاي منتقد از ثبت‏نام خودداري كرده‏اند و صرفا برخي تك‏چهره‌هاي منتسب به طيف‏هاي منتقد ثبت نام انتخاباتي كرده اند. طبيعي است كه در اين شرايط، رقابت و چالش‌هاي درون‏جناحي بالا گيرد و هر طيف حاضر در ساخت قدرت، تحت عنواني ديگران را مشمول نقد قرار دهد. كنار گذاشتن حاميان دولت با عنوان «جريان انحرافي» از سوي رقباي هم‏جناحي، الصاق عناوين «ساكتين فتنه» و «خواص بي‏بصيرت» به سران جريان راست سنتي از سوي حاميان دولت و جبهه موسوم به پايداري و اتهام «انحصارطلبي» به جبهه پايداري از سوي راست سنتي از واقعيات عيني تضاد در عرصه سياسي است كه بازتاب آن در نوشتارهاي مطبوعاتي اين طيف‏ها نيز ديده مي‌شود.
    «برادر بزرگ» هشدار مي‌دهد
    بروز اين اختلافات در جناح حاكم، طبعا طيف‏هايي كه خود را در محوريت نظام و فراتر از مجادلات روزمره مي‌دانند؛ نگران مي‌كند و آنها را به هشداردادن وامي‏دارد. در ميان مطبوعات جريان حاكم، روزنامه كيهان چنين جايگاهي دارد و در ميان سرمقاله‏نويسان آن، محمد ايماني صاحب منزلتي ويژه است. همين جايگاه و منزلت بود كه ايماني را واداشت تا در سرمقاله 12 دي كيهان، بار ديگر از موضع برادر بزرگ‌تر، هم‏جناحي‏ها را نهيب زند كه: «دشمنان به موازات حسابي كه روي محافل فعال در فتنه- آشوب 88 باز كردند، روي رقابت ضد كاركردي اصولگرايان نيز سرمايه‏گذاري كرده‏اند. آنها كه در فتنه 88 لغزيدند يا برخي رفتارهاي آنها بوي قدرت‏طلبي و قبيله‏سازي مي‌دهد، مورد طمع ويژه هستند. هرچند اصولگرايان معترض به اين لغزش‏ها نيز- اگر مراقب نباشند- معاف از طمع و طراحي دشمن نخواهند بود.»
    مجادله با برادر منحرف!
    اما ظاهر امر نشان از آن دارد كه نه تنها طيفي از طيف‏هاي حاضر در قدرت به اين هشدارها توجه چنداني نشان نمي‌دهد كه خود ‏روزنامه كيهان هم به نوعي اختلاف‏افكني و تنازع درون‏جناحي است. چنانكه كيهان همان روز و در ستون جنبي سرمقاله جناب ايماني، خبر ويژه‏اي را عليه حاميان دولت درج كرد كه واكنش روزنامه «ايران» را در پي آورد. كيهان در اين روز و با نقل گزارش روزنامه ايران نوشت: «اين روزنامه به درج نام جبهه متحد اصولگرايان، جبهه پايداري، جبهه ايستادگي و اردوگاه اصلاح‌طلبان به‌عنوان طيف‏هاي حاضر در انتخابات پرداخت و‌درصد مربوط به نامزدهاي هريك از اين طيف‏ها را اعلام كرد. آنچه در اين ميان جالب توجه است اينكه هيچ اثري از فهرست جريان منسوب به حلقه مشايي ديده نمي‏شد، حال آنكه به تصريح عباس اميري‏فر، اين جريان براي دوسوم كرسي‏هاي مجلس (220 نفر) برنامه‏ريزي كرده است.» كيهان در ادامه خبر ويژه خود آورده بود: «محافل چراغ خاموش تصور مي‌كنند به شيوه پنهانكاري و استفاده از افراد خاكستري مي‌توانند شوراي نگهبان را دور بزنند و اين در حالي است كه اين شورا و دفاتر نظارتي آن اشراف روشني بر عرصه دارند.»
    در پي انتشار اين خبر و موضع‏گيري‌هاي مشابه ديگر عليه تلاش حاميان دولت براي حضور در مجلس نهم، روزنامه ايران در گزارشي انتشار اين اخبار را نشانه «هراس رسانه‌هاي اصولگرا از حضور حاميان دولت» دانست و يادآور شد: «اين رسانه‌ها سعي در ايجاد رقيبي خيالي و ساختن فضايي دوقطبي ميان خود و رقيب مجازي (اصلاح‌طلبان) كه شايد اصلا وجود خارجي نداشته باشد، مي‌كنند!.»
    ارگان دولت در ادامه ادعا كرده: «امروز قاطبه سياست‌ورزان مدعي اصولگرايي نه تنها در خلوت و اذهان خود كه در گفتارهايشان نيز به اين نكته اعتراف و اذعان داشته‌اند كه جرياني با عنوان انحرافي وجود ندارد، اما باز هم تنها به خاطر برخي منافع بر اين طبل شديدتر از قبل مي‌كوبند.»
    مردم آرای خود را پس می‌گیرند
    اما در ميان سطور مقالات روزنامه‌هاي كيهان و ايران در مقطع مورد بررسي، نكاتي جدي‏تر از اين طعنه‏زني‏ها هم ديده مي‌شود. آنچنان كه دست‌كم در دو مقاله و از دو زاويه مقابل، درباره «ايستادن احمدي‌نژاد در برابر رهبري» اشاره مستقيم شده بود. اولين مورد از اين دست، سرمقاله 10 دي كيهان بود كه در آن به بهانه تحليل ريشه‌هاي حوادث سال 88 از «رشد اختلاف‌هاي دروني اصولگرايان» به‌عنوان يكي از اين ريشه‌ها اشاره كرده و در باب آن، آمده بود: درون اصولگرايان از دو سو اشتباهاتي شكل گرفت. از يك طرف عده‏اي از همان روز نخست بناي خود را بر گذاشتن چوب لاي چرخ دولت قرار دادند و با دولتي كه انصاف بايد داد در مقطعي - متاسفانه كوتاه- به الگوي خدمتگزاري تبديل شده بود؛ چنان رفتار كردند كه پيش از آن با دشمن نكرده بودند.
    به عقيده مهدي محمدي، سرمقاله‏نويس كيهان، در نتيجه اين رويكرد «در فاصله 88-84 آنچنان فضايي از بددلي متقابل شكل گرفته بود كه عده‏اي حتي وقتي گريبان چاك و شمشير آخته ضدانقلاب وسط خيابان‏هاي شهر را هم ديدند، باز بر اين گمان بودند كه اين في‏المثل دعوايي ميان احمدي‌نژاد و موسوي است نه نزاع انقلاب و ضدانقلاب.» اما نكته مهم‌تر، تحليل كيهان از طيف مقابل (حاميان دولت) است كه درباره آن، آورده: از آن سو هم، سنگ بناي تفكر و رفتاري گذاشته شد كه اكنون آن را به‏خوبي با عنوان «انحراف» مي‏شناسيم و تمييز مي‌دهيم. اين انحراف اساسا بر دو ركن استوار بود: يكي فراموش كردن -عمدي يا غيرعمدي- دشمن اصلي و دميدن پي‌درپي در اين نغمه كه «دشمن همين اصولگرايانند» و دوم، گرفتار شدن به اين توهم كه سرمايه اجتماعي جمع شده در سبد دولت همواره مستدام خواهد بود؛ حتي هنگامي كه در مقابل رهبري ايستاده باشند.
    البته، پيش از اين هم كيهان در سرمقاله هشتم دي خود به قلم سعدالله زارعي و در مقام تحليل حادثه 9 دي 88 با لحني هشدارآميز اما غيرمستقيم اين نكته را آورده و نوشته بود: «مردم در روز 9 دي آراي سال‌هاي 68، 72، 76 و 80 را در حالي‌كه دوره رياست‌جمهوري اينها پايان يافته بود، باطل كردند و به تعبير بهتر پس گرفتند و حتي صاحبان آن آرا را لعن كردند. از اين پس هم اگر فرد يا افرادي پشت به مردم كرده و بناي انحراف بگذارند، همين لعن است و همان ابطا ل.»
    «به هشدارها پاسخ می‌دهند»
    دامنه‏دارشدن چنين تحليل‏هايي، واكنش‏هاي تندتر حاميان احمدي‌نژاد را برانگيخته است. نوشته دوشنبه 12 دي‏ماه محمد جعفر بهداد، معاون سياسي نهاد رياست‏جمهوري، مقاله‏اي مهم از اين منظر است كه در آن هم، بحث القاي «ايستادن احمدي‌نژاد در برابر رهبري» مطرح شده است.
    بهداد در اين مقاله كه عنوان «پرده سوم نمايش فتنه‏گران» را بر آن نهاده؛ از معرفي احمدي‌نژاد به‌عنوان «ضد ولايت» انتقاد كرده و نوشته: عناصر هيجاني و ماجراجو كه طي هشت ماه گذشته، درباره خطر يك موجود موهوم به نام «انحراف دولت»، بزرگ‌نمايي و وحشت‌افزايي كردند، اينك چون تصور مي‌كنند توانسته‌اند اين موجود خيالي و ترسناك را در ذهن‌ها و دل‌ها جا بيندازند، در حال حاضر مشغول اجراي پرده دوم سناريو خود براي مرتبط كردن رييس‌جمهور مكتبي و مردمي به اين مجموعه خطرناك هستند.
    بهداد دراين‏باره خبر داده: عناصر ماجراجو، هم‏اكنون در محافل كذايي و بولتن‌هايي با «دسترسي محدود»، در حال تمرين ديالوگ‌هاي خيمه‌شب‌بازي جديد خود هستند تا براساس آن از ديدگاه‌ها و رويكرد التقاطي (! ) دكتر محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان نحله‌اي- كه سناريونويسان داستان‌پرداز، آن را «سنت‌گرايان معنويت‌گرا» ناميده‌اند- پرده‌برداري ‌كنند. به نوشته معاون سياسي نهاد رياست‏جمهوري، ترديدهايي نيز در اين ميان و در نزد مخالفان درون‏جناحي احمدي‌نژاد به وجود آمده؛ چنانكه نوشته: آنان- كه در پروژه پرونده‌سازي عليه ياران دكتر به بن‌بست شكننده رسيده‌اند- اكنون از خود مي‌پرسند آيا با عبور از مرحله «مشايي منحرف است» و ورود به مرحله «احمدي‌نژاد منحرف است»، با شورش نيروهاي پيراموني عليه خود مواجه نخواهند شد؟
    بهداد در پايان اين يادداشت با معرفي احمدي‌نژاد به‌عنوان «عنصر مقوم نظام»، تضعيف وي را «خلاف امنيت ملي» دانسته و تاكيد كرده: نهادهاي متولي حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي بايد براي مهار اين جريان انحرافي- كه دومين پرده از سه اپيزودي فتنه‌گر بزرگ براي «القاي حاكميت دوگانه و تقابل رييس‌جمهور و رهبري» است- تدبير و تحرك ويژه‌اي داشته باشند.
    بت بزرگ كيست؟
    اين تحليل‏ها و مقالات، در شرايطي منتشر شد كه روزنامه ايران در سرمقاله
    10 دي خود خبر داده بود: «روز جمعه نهم دي صدها تن از حاميان گفتمان انقلاب اسلامي در ساختمان قديم مجلس شوراي اسلامي گردهم آمدند و به سخنان دكتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهوري اسلامي ايران گوش فرادادند. «احمدي بت‌شكن بت بزرگ رو بشكن.» اين شعار در چند نوبت و به صورت يكپارچه در فضاي مجلس طنين‌انداز شد.» علي‏اكبر جوانفكر كه اين سرمقاله را نوشته، مدعي شده: منظور آنها كاملا روشن بود. آنها از احمدي‌نژاد مي‌خواستند براي شكستن «بت بزرگ» كه مراد و منظورشان نيز فرد مشخصي است، دست به اقدام بزند.
    اما «بت بزرگ» به تعبير جوانفكر «كاملا مشخص» است كه كيست؟ مشاور صريح‏اللهجه كه يد طولايي در حملات مستقيم به منتقدان و حتي ياران سابق دولت احمدي‌نژاد دارد؛ اما اين بار، پاسخي به اين پرسش نداده و راه عرفان در پيش گرفته و «بت بزرگ» را «بت نفس كه مادر بت‌ها خوانده مي‌شود»، معرفي كرده است.